افسران جوان جنگ نرم ایران- Young officers soft war of Iran
 

تلاش هواداران موسوی برای سوء استفاده از مراسم خاکسپاری آیت الله منتظری و در حالی که این مراسم با استقبال نه چندان گسترده مردم قم مواجه بود، پس از ساعتی به شکست انجامید.

 صبح امروز پس از تشییع پیکر آیت‌الله منتظری به سمت حرم مطهر حضرت معصومه(سلام الله علیها)، نمازایشان به امامت آیت‌الله شبیری زنجانی در حرم مطهر اقامه شد. این درحالی بود که پیش از اقامه نماز، پیام مقام معظم رهبری به مناسبت درگذشت آیت الله منتظری قرائت شد.

اگرچه در مراسم تشییع آیت الله منتظری همچون روال عادی مراسمات تشییع علمای حوزه با حضور برخی از روحانیون برجسته برگزار شد ولی عدم حضور برخی از علما مراجع عظام تقلید همچون آیت الله صافی گلپایگانی، آیت الله مکارم شیرازی و آیت الله مصباح یزدی و آیت الله جوادی آملی در مراسم تدفین آیت الله منتظری مشهود بود. که این امر با دلخوری خانواده آیت الله منتظری هم روبرو بوده است.

همچنین گزارش ها حاکی از آن است که میرحسین موسوی که قصد داشته به مراسم تشییع بپیوندد، پس از مشاهده اعتراض تشییع کنندگان به حضورش در شهر قم، مجبور به ترک جمعیت تشییع کننده شده است.

با این وجود بعد از ورود جمعیت تشییع کننده به صحن آینه حرم حضرت معصومه (سلام الله علیها) حامیان موسوی که به صورتی برنامه ریزی شده در این مراسم حضور یافته بودند، با سردادن شعارهای ساختارشکنانه و هتک حرمت حرم مطهر، تلاش کردند تا این مراسم را از روال عادی خارج کنند .

عدم حضور چشمگیر مردم شریف قم، در کنار حضور گسترده برخی از پایتخت نشینان و نیز مردم نجف آباد زادگاه آیت الله منتظری نیز در این مراسم بسیار چشمگیر بود. در این میان برخی از دختران حامی موسوی که بدون حجاب مناسب و بی توجه به حفظ حرمت حرم کریمه اهل بیت، مشغول انجام حرکت‌های ساختارشکنانه وتعجب آمیز بودند، موجب تعجب و ناراحتی مردم مومن قم شد.

‏پس از پایان آیین خاکسپاری پیکر آیت الله منتظری، گروهی از جمعیت حاضر باقی مانده در حرم، شروع به سر دادن شعارهایی ضد دولتی کردند که با حضور مردم قم متواری شدند‏.‏

در این میان احمد منتظری در سخنان کوتاهی ضمن یادآوری وصیت آیت الله منتظری در لزوم سیاسی نشدن مراسم، خواستار بازگشت مراسم به روال عادی خود شد. وی از حاضران دعوت کرد در مراسمی که امشب در حسینیه پدرش برگزار می‌شود، شرکت کنند.

اصرار حامیان موسوی بر اهانت‌ها و شعارهای تند، خصوصا پس از خروج جمعیت از صحن آینه، منجر به برخی درگیری‌ها در خیابانهای اطراف حرم شد. این درحالی بود که خیابانهای اطراف حرم تبدیل به پارکینگ اتوبوس‌های نجف آباد و سواری‌هایی با پلاک تهران شده بود. گزارش ها تعداد این اتوبوس‌ها را صدها دستگاه تخمین زده‌اند.

حامیان موسوی که تلاش داشتند با سوء استفاده از مراسم تشییع و خاکسپاری، این مراسم را به یک میتینگ تبدیل کنند، همچنان با اصرار بر شعارها و اهانت‌های خود، خشم مردم قم را برانگیختند به نحوی که تدریجا مردم و جوانان قمی معترض به شعارهای اهانت آمیز تشییع کنندگان دروغین آیت الله منتظری با تجمع خودجوش و پرشور خود در سوی دیگر بلوار ساحلی، با شعار مرگ بر منافق و "شهر مقدس قم جای منافقین نیست" با حامیان موسوی مواجه شدند.

با افزایش جمعیت اعتراض مردمی، حامیان موسوی شروع به سنگ پرانی به سمت این جمعیت کردند. اما با رسیدن وقت نماز ظهر، مردم قم با وجود حمله وحشیانه حامیان موسوی، اقدام به برگزاری نماز جماعت ظهر نمودند این در حالی بود که برخی بانک‌های اطراف بیت آیت الله منتظری نیز از حمله حامیان اغتشاشگر موسوی، در امان نماند. این اقدام اغتشاشگران اما با واکنش نیروی انتظامی مواجه شد.

پس از اقامه نماز ظهر و در حالی که جمعیت طلاب و مردم قم به حدود دو برابر اغتشاشگران رسیده بود، شعارهای آن در مذمت نفاق، موجب شد تا جوانان حامی موسوی که غالبا از شهر تهران به قم منتقل شده بودند، از حاشیه بلوار ساحلی به داخل کوچه بیت آیت الله منتظری رفته و از آنجا به اطراف متفرق شوند.

در حال حاضر به دلیل حضور جمعیت طلاب و مردم انقللابی قم، جمعیت حامیان موسوی به کلی متفرق شده، اما مردم قم که به شدت نسبت به شعارهای موهن این گروه و همچنین هتک حرمت حرم حضرت معصومه (سلام الله علیها) توسط حامیان موسوی خشمگین هستند، همچنان در برابر بیت آیت الله منتظری حضور دارند و تجمع حمایت از امام و رهبری را تشکیل داده و شعارهایی بر علیه جریان فتنه سر می‌دهند. این در حالی است که برخی خبرها از برگزاری تجمع اعتراضی به این هتک حرمت در مسجد اعظم قم در بعد از ظهر امروز و حرکت به سمت دفتر رهبر معظم انقلاب اسلامی برای تجدید بیعت با معظم له حکایت دارد.

در همین حال و در شرایطی که بنا بر اخبار منتشر شده رسمی و عکس های ارسالی خبرگزاری‌ها، جمعیت تشییع کنندگان آیت الله متنظری بیست هزار نفر تخمین زده شده است، برخی سایت‌های خبری که همواره تلاش کرده اند با رویکردی ریاکارانه، منافع اقتصادی خود را تامین کنند، با درج اخباری عجیب و تامل برانگیز از قم، این جمعیت را میلیونی! توصیف کرده اند.

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/۳٠ توسط commander
گزیده کیفرخواست و رأی دادگاه مهدی هاشمی/ تلاش‌های منتظری برای عدم اجرای قانون

 

فصل هفتم: روند رسیدگی به اتهامات مهدی هاشمی

بازداشت هادی هاشمی

 

همانطور که در قسمت قبل اشاره کردیم هادی هاشمی (برادر مهدی هاشمی و داماد منتظری) در بخشی از اتهامات برادرش سهیم و در مواردی متهم اصلی بود. او پس از دستگیری برادرش نیز مرتکب جرایمی از جمله شرکت در تهیه و توزیع اعلامیه های کذب بر ضد مسئولان شد. با این همه چون هادی هاشمی داماد و رئیس دفتر منتظری بود، در صورت دستگیری وی، واکنش تند منتظری قطعی به نظر می رسید. به همین سبب تصمیم گیری در مورد چگونگی برخورد با او، مشکل بود. ابتدا به منتظری پیشنهاد داده شد که برای مدتی او را از بیت خود دور کند ولی این پیشنهاد مورد موافقت وی قرار نگرفت. با گذشت زمان و جمع شدن اعترافات مهدی هاشمی و سایر متهمان، اتهامات بیشتری متوجه هادی شد. او دیگر به صورت یکی از متهمان اصلی پرونده درآمده بود. از سوی دیگر، دستگیری مهدی هاشمی و فشار وارد شده بر نزدیکان او، هادی هاشمی را به صورت ملجا و کارگردان و بیت آقای منتظری را به پایگاهی برای هواداران باقی مانده مهدی هاشمی مبدل کرده بود.

ضرورت دستگیری هادی هاشمی و بازجویی از وی با حضرت امام در میان گذاشته شد. سرانجام، علی رغم مخالفت سران قوا با دستگیری هادی هاشمی، با موافقت امام برای دستگیری و جلب او، وی از طرف اداره اطلاعات قم احضار شد.

آقای ری شهری در کتاب سنجه انصاف می نویسد: "یک شب پس از نماز مغرب و عشا، به خدمت حضرت امام رسیدم و گزارشی از دستگیری هادی هاشمی و ادامه بازجویی از مهدی هاشمی عرضه کردم. در این ملاقات، دو نکته مهم مطرح شد: نکته اول درباره نوع برخورد با هادی هاشمی بود. حضرت امام تاکید کردند که او با دیگران فرقی ندارد و باید با او مثل یک بقال رفتار کنید. نکته دیگر در مورد شخصیت آقای منتظری بود. به ایشان عرض کردم که: «در این ماجرا، بر حیثیت اجتماعی آقای منتظری، ضربه سختی وارد شده که ترمیم آن، جز با تایید جناب عالی، ممکن نخواهد بود.» ایشان با لحنی که از آن تندی احساس می شد، فرمودند: «من تایید نمی کنم». پس (احتمالا با کمی مکث) اضافه کردند: «تا ایشان این جور است». و بعد با همان لحن ادامه دادند: «شما هم اگر طرفدار ایشان هستی، مصلحت ایشان این است که با این جریان، قوی برخورد کنید»."

سرانجام پس از مذاکرات فراوان، هادی هاشمی از قم به سمنان تبعید می شود. (به دلیل رعایت اختصار، از ذکر جزئیات آن صرف نظر می کنم. علاقه مندان می توانند جهت اطلاع از جزئیات مسئله به کتاب سنجه انصاف مراجعه کنند)

محاکمه مهدی هاشمی

مراحل تکمیل پرونده مهدی هاشمی سپری شد و در تاریخ 19/4/66 محاکمه وی در دادگاه ویژه روحانیت آغاز شد.

گزیده ای از کیفرخواست

بسم الله الرحمن الرحیم

ریاست محترم دادگاه ویژه روحانیت

در این پرونده، آقای مهدی هاشمی، فرزند سیدمحمد... متهم است به «محاربه، افساد، ایجاد فتنه، رعب و وحشت در بین مردم» از طریق ذیل:

1- سازماندهی و رهبری گروه های ترور و آدم ربایی، قبل و بعد از انقلاب.

2- تلاش در تأسیس و اداره سپاه خودمختار و مستقل لنجان سفلی و تغذیه تدارکاتی و تسلیحاتی آن و ایجاد درگیری با کمیته انقلاب اسلامی محل که منجر به کشته و زخمی شدن ده ها نفر گردید.

3- خارج کردن بیش از 280 قبضه سلاح و مهمات و اموال بسیاری از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و جاسازی و اختفای آنها.

4- ایجاد شبکه نفوذ در ارگان ها و ادارات مختلف و سرقت اسناد و مدارک طبقه بندی شده و کسب اخبار و اطلاعات.

5- به انحراف کشاندن جوانان و تشکل و سازماندهی افراد مسأله دار و افراطی و اخراجی از ارگان ها و نهادهای انقلاب اسلامی

6- تلاش در تضعیف رهبری انقلاب و قائم مقام رهبری و ایجاد اختلاف و تفرقه بین مسئولین.

7- ایجاد سو ظن و بدبینی نسبت به مسئولین و نظام جمهوری اسلامی به وسیله نشر اکاذیب و افترا و تهمت در قالب اطلاعیه و شب نامه های بی نام و نشان و با عناوین و امضاهای جعلی.

8- مخالفت و اقدام علیه سیاست های خارجی جمهوری اسلامی که منجر به اختلال در روابط و مناسبات خارجی کشور شده است، که از عواقب آن کشته شدن صدها نفر بر اثر درگیری های نظامی بوده است.

شرح دلایل و مستندات اتهامات (در این جا تنها به شرح بند اول و ششم می پردازیم و علاقه مندان می توانند شرح باقی موارد را در کتاب سنجه انصاف ملاحظه نمایند):

1-سازماندهی و رهبری متعدد گروه های ترور و آدم ربایی، قبل و بعد از انقلاب

از قبل از انقلاب، قتل ها و جنایات مرموزی در منطقه قهدریجان و اصفهان و حوالی اتفاق افتاده و هر کدام به نحوی به مهدی هاشمی و گروهش منتسب می باشد؛ ولیکن آنچه که بر اساس محتویات پرونده و اقاریر و اعترافات صریح شخص وی توسط گروه او صورت گرفته است، به شرح زیر می باشد:

الف) قتل های قبل از انقلاب به ترتیب وقوع حادثه:

1. قتل جهان سلطان آقایی: متهم در صفحه 205 جلد 2 پرونده پس از تشریح فساد اخلاقی وی اعتراف می نماید: «من افرادی را مأمور می کردم و همین که احساس خطر جدی کردم، به دوستانی که آنان نیز مُصِر بر جلوگیری از این مفاسد بودند گفتم شرعا قلع و قمع این فساد بلاشکال است».

2. قتل رمضان مهدی زاده: متهم در صفحات 211 و 212 جلد 2 پرونده چنین اقرار می نماید که: «من گفتم سنت نهی از منکر اسلامی را زنده کنیم. آن گاه روایت امام باقر را برای آنان ترجمه کردم و گفتم طبق روایت، توسل به خشونت، هنگامی که سایر راه ها به بن بست رسید مجاز است و تصمیم آنان برای این اقدام قطعی شد». در صفحه 205 جلد 2 پرونده اظهار می دارد: «به بعضی از دوستان گفتم اگر توان داشته باشید از نظر شرعی معدوم ساختن او بلا اشکال است».

3. قتل شیخ قنبرعلی صفرزاده: متهم در صفحه 732 جلد 5 پرونده در خصوص همین قتل می گوید: «من گفتم او را تمام کنید یعنی نابودش کنید و آنها پس از مدتی تعقیب و مراقبت او را از بین بردند». متهم در صفحه 616 نیز اعتراف مشابهی دارد.

4. قتل سید ابوالحسن موسوی شمس آبادی: متهم تا مدتی نقش خویش را در قتل فوق تکذیب نموده و تحلیل می نماید که بیگانگان و دست های مرموز آنان است که با پیش کشیدن قتل شمس آبادی و نسبت دادن آن به وی با توجه به قرابتی که با آیت الله العظمی منتظری دارد قصد زیر سئوال بردن معظم له را دارد (صفحات 70-67 پرونده) در صفحه 91 پرونده می گوید: «از آن جا که در محضر عدل الهی و دادگاه اخروی، ارزشی بیش از محاکم دنیوی قائلم، خدا را گواه می گیرم که قبل از حوادث مزبور کوچک ترین اطلاعی از آن نداشتم».

در صفحات 731 و 732 پرونده جریان را این گونه توضیح می دهد: «آقای جعفرزاده و شفیع زاده، به حسب فطرت اسمی و مبارزاتی، خود را برای عملیات بر ضد ساواکی ها و عوامل رژیم، آماده ساخته بودند و با من به مشورت پرداخته بودند. من این انحراف را در آنان دامن زدم که فعلا خطر آخوندهایی که یا ساکتند یا هوادار رژیمند بیشتر است و از جمله آنان مرحوم شمس آبادی را به عنوان محور تعیین کردند. گفتم به دلایلی نابودی ایشان ارجحیت دارد. آنان اول مخالفت می کردند بعدا من اطلاعات و دلایل خودم را به طور قوی برای آنان تشریح ساختم و آنان را به لزوم انجام قتل معتقد ساختم و آنان نیز دو نفره برای این کار برنامه ریزی کردند. بعدا محمداسماعیل ابراهیمی را همدست خودشان ساختند و او از من پرسید: "اشکالی ندارد؟" گفتم: "نه، بلا اشکال است". بعدا از لحاظ وسیله نقلیه در مضیقه بودند. به محمد ایمانیان تلفن کردم که یک ماشین در اختیارشان بگذارد.»

ب) قتل های بعد از انقلاب

1. قتل مهندس امیر عباس بحرینیان: متهم ابتدا در صفحه 97 پرونده اظهار می دارد: «اطلاعات من از حادثه مزبور، یک سلسله مسموعات بیش نیست... گفته می شد برخی از برادران سپاه و دادستانی، در رابطه با قتل بحرینیان دستگیر شدند که یکی دو نفرشان از اعضای سپاه لنجان سفلی بودند که یکی از آنها حسین جعفرزاده است»...

نهایتا در صفحه 733 جلد پنجم پرونده، نقش خویش را به طور واضح تشریح نموده و می گوید: «به هنگام اوج گیری اختلافات سپاه و کمیته در اصفهان که به صورت یک ماجرای عمومی درآمده بود، من یک شب در راه دزفول به جعفرزاده گفتم: "مهندس بحرینیان در این اختلاف محور اصلی است و اگر او زده شود، ماجرا تمام خواهد شد". او نیز همین عقیده را داشت. به او گفتم برو اصفهان با دوستان دیگر نیز همکاری کنید و ترتیب زدن او را بدهید". او رفته بود با حسن ساطع و حسن ساطع نیز با آقای امید، که حاکم شرع اصفهان بود، مقدمات را فراهم کرده بود و توسط چند نفر که دو نفرشان به نام مهدی زاده و جعفرزاده -که عضو واحد اطلاعات سپاه لنجان بودند- قتل بحرینیان را انجام داده بودند».

2 و 3 و 4. قتل عباسقلی حشمت و دو فرزندش به نام های همایون و سعید: قبل از انقلاب، منزل نامبرده مورد حمله مسلحانه قرار می گیرد و به آن تیراندازی می شود؛ ولی کسی کشته نمی شود. متهم ابتدا خود را بی اطلاع از آنچه به دستور خودش صورت پذیرفته قلمداد می نماید و می گوید: «من از کم و کیف آنچه قبل از انقلاب اتفاق افتاده خبر ندارم» ولی با شنیدن اعترافات ضبط شده یکی از متهمین به نام اسماعیل ابراهیمی مبنی بر دخالت و اطلاع نامبرده، اظهار می دارد: «من در یکی دو جلسه به دوستان گفته بودم که از قرار اطلاع، منزل آقای حشمت مرکز افراد خوش گذران و لاابالی و به هر حال، یک منکر اجتماعی است و باید در فکر کاری باشید». و بالاخره در صفحه 606 جلد چهارم پرونده، حمله به مقر عباسقلی حشمت و تیراندازی به آن را از جمله اقدامات قبل از انقلاب بر می شمرد.

پس از انقلاب، متهم با عواملش باز در صدد ضربه زدن به حشمتی ها بر می آیند. متهم در صفحه 535 چنین بیان می کند: «در این رابطه پس از یک سلسله اخباری که به من رسیده بود که او قصد ترور مرا دارد، و چند بار از قرار نقل محافظینم تعقیب هایی صورت گرفته بود، به غلامرضا مرادی گفتم: "برو با رضا مرادی و دوستان دیگر جلسه کنید و ترتیب نابودی عباسقلی را بدهید؛ زیرا او علاوه بر اینکه آدم فاسدی است، فعلا پشتوانه منافقین محلی گشته است". غلامرضا نیز پیغام را برد و رضا مرادی و محمد کاظم زاده قتل را انجام دادند».

مرادی در صفحه 785 جلد پنجم پرونده اظهار می دارد: "در اوائل سال 64 بود که توسط آقای هاشمی، پیغامی برای ما رسید که عباسقلی حشمت با چند نفر دیگر، قصد ترور آقای هاشمی را دارند و گفت که ما باید قبل از اینکه آنها موفق به ترور آقای هاشمی بشوند، زودتر دست به اقدام بزنیم و عباسقلی حشمت را ترور کنیم". سپس در ادامه اعترافات، چگونگی ربودن و انجام قتل عباسقلی حشمت و دو فرزندش را، با همکاری محمد کاظم زاده تشریح می نماید که مشروح آن، در کیفر خواست صادره علیه نامبردگان آمده است.

ریاست محترم دادگاه!

علاوه بر قتل های مذکور -که متهم به آنها اعتراف نموده- موارد عدیده ای از درگیری های خونین و ضرب و جرح و غارت و تصرفات عدوانی اموال و اراضی در منطقه انجام گرفته است و همگی منتسب به او و ایادی وی می باشد که متهم، در صفحات 606 و 607 پرونده، به نمونه هایی از آنها اشاره نموده است. متهم با ارتکاب چنین جنایات و جرایمی است که می تواند منطقه را به صورت قلعه تسخیر شده درآورد و آن‌چنان جوی از ارعاب و وحشت در منطقه حاکم و امنیت اجتماعی را سلب نماید که حتی پس از ماه‌ها که از دستگیری نامبرده و ایادیش می گذرد، ذره ای از ترس و وحشت مردم کاسته نگردیده و از خوف آنکه عوارض و عواقب نامعلومی متوجه آنان گردد، از ادای هرگونه شهادت و بیان اجحافاتی که بر آنها وارد شده خودداری می نمایند.

بند ششم: تلاش در تضعیف رهبری انقلاب و قائم مقام رهبری و ایجاد اختلاف و تفرقه بین مسئولین. در این رابطه، نخست دیدگاه های متهم نسبت به مقام معظم رهبری انقلاب ذکر می گردد. سپس اقدامات و تلاش های بیهوده وی در تضعیف قائم مقام رهبری و ایجاد اختلاف و تفرقه بین مسئولین بیان می گردد.

الف) متهم در صفحه 305 جلد دوم پرونده اظهار می دارد: «اعتماد زیادی که به امام داشتم، در طول زمان در اثر حوادث سیاسی و فعل و انفعالات تدریجا کم شد». و در صفحه 754 جلد پنجم پرونده می گوید: «فکر می کردم در مسئولین کشور یک جریان دارد شکل می گیرد. اولا به موقعیت کلی انقلاب و جنگ توجه نمی کردم و من در عالم خود و خط و ربط خودم بودم. کاری به انقلاب و جنگ نداشتم. می گفتم حضرت امام دارد تدریجا اشراف خود را بر اوضاع کشور از دست می دهد».

و در صفحه 180 جلد اول پرونده اظهار می دارد: «در این اواخر چنین پنداری در من بوجود آمده بود که -العیاذ بالله- معظم له توسط سه نفر کانالیزه شده اند و تنها از مجاری مزبور مسائل کشور را حل و فصل می نمایند».

ب) اقدامات و تلاش‌های بیهوده متهم در تضعیف قائم مقام رهبری و ایجاد اختلاف بین مسئولین:

متهم با تعدادی از همفکران، با دلسوز نشان دادن خویش نسبت به اسلام و انقلاب، خود را به دفتر فقیه عالی قدر نزدیک کرده و از موقعیت حاصله در جهت پوشانیدن نقاط ضعف و اهداف شیطانی، حداکثر سوء استفاده را می نموده اند. متهم در این زمینه در صفحه 756 پرونده اظهار می دارد: «عوامل نفسانی و ذهنی مرا به اینجا کشاند که دفتر فقیه عالی قدر را به عنوان یک پایگاه برای اهداف خودم انتخاب کنم». و نیز در صفحه 330 نیز می گوید: «از طرفی بودن شخص اخوی در مسئولیت دفتر، عاملی بود که مرا و هر فرد دیگری را که در شرایط من بود، تشویق به همکاری با دفتر می کرد».

متهم در صفحه 739 چنین می گوید: «یکی از گناهان اصلی من این بود که نقاط ضعف فکری و عملی خود را که از قبل و بعد از انقلاب داشتم، با حضرت آیت الله منتظری مطرح نساختم تا یا زمینه اصلاح من فراهم شود و یا حداقل این همه به من اعتماد نکنند؛ بلکه در هر مسئله سعی می کردم در حضور ایشان، خود را مظلوم جلوه داده و ترحم و حمایت ایشان را به خود جلب کنم»...

متهم در صفحه 740 جلد پنجم پرونده اظهار می دارد: «از یک سال قبل از بازداشتم، رفت و آمد مسئولین محترم جمهوری اسلامی خدمت آقا شروع شد و همه آنان نسبت به سوابق من قبل از انقلاب و نقاط ضعف بعد از انقلاب، خدمت آقا صحبت هایی را مطرح می ساختند، از قبیل رابطه با ساواک، جمع کردن نیروهای تندرو، داشتن اسلحه و مهمات، جریان آقای شمس آبادی و... این روند چندین ماه به طول انجامید و حضرت آیت الله منتظری همچنان در مقابل صحبت های آنان مقاومت می کردند. من از اخبار رفت و آمد ها توسط اخوی که در جلسات آنان حضور داشت، مطلع می شدم و سعی نمودم با نوشتن گزارشاتی خدمت آقا، تحلیل هایی غلط و انحرافی را در جهت جلب نظر ایشان به خودم و انتقاد از مسئولین کشوری و این که منشا این بدگویی ها، حسد آنان و ناراحتی ایشان از من است و... القا کنم تا بلکه نظر حمایت معظم له از خود را تقویت کرده باشم. اخوی نیز سهم موثری داشت و او نیز همین تحلیل ها را حضورا با آقا مطرح می ساخت».

متهم در صفحه 741 جلد پنجم پرونده چنین اظهار می دارد: «...شرمنده ام که بگویم ما در آن روزها به خاطر توهم شیطانی که داشتم -که حضرت امام نیز در این خط بازی ها وارد شده و تحت تاسیر مسئولین قرار گرفته- سعی می کردیم حتی الامکان موضع فقیه عالی قدر، چیزی بر خلاف موضع حضرت امام باشد»...

ریاست محترم دادگاه!

با توجه به دلایل و مستندات کیفرخواست، روشن شد متهم با سازماندهی و رهبری گروه های ترور و آدم ربایی، کشتن افراد قبل و بعد از انقلاب، انباشتن سلاح و مهمات، ایجاد شبکه نفوذ در نهادها و ارگان های مختلف، سرقت اسناد و جمع آوری اخبار طبقه بندی شده و ایجاد تشکیلات (به اصطلاح حزب الله) و سازماندهی افراد مسئله دار و انحرافی، در صدد کسب قدرت و رسیدن به حاکمیت و جایگزینی تشکیلات جدید در راستای افکار انحرافی خویش و با فتنه انگیزی و ایجاد رعب و وحشت در جمهوری اسلامی، سبب بروز اختلالاتی خطرناک در نظام جمهوری اسلامی گردیده است، علی هذا با عنایت به مراتب فوق و با توجه به:

1.اقاریر و اعترافات صریح متهم؛

2.اقاریر و اعترافات سایر متهمین؛

3.مصاحبه انجام شده توسط متهم؛

4.صورت مجالس کشف سلاح و مهمات و گزارشات مصور مربوط به آن ؛

5.گزارش مصور ویدئویی کشف اجساد مقتولین؛

6.طومار و گزارشات مردمی مندرج در پرونده؛

7.اعلامیه ها، مهر ها، وسائل جعل اسناد و مدارک سرقت شده منعکس در پرونده؛

8.سایر محتویات پرونده؛

9. و به استناد ماده 199 قانون مجازات اسلامی، قانون حدود و قصاص و مواد 10، 12،20،21، 34، 35، 86، 87، 88، 140، 141 قانون مجازات اسلامی تعزیرات، مجرمیت نامبرده محرز و مسلم است و از مصادیق بارز محارب و مفسد فی الارض می باشد. از آن دادگاه محترم تقاضای مجازات وی را طبق موازین شرعی و قانونی دارم. ضمنا در مورد سایر متهمین و مرتبطین وی، پرونده هایی مجزا تشکیل و در دادگاه جداگانه ای مطرح خواهد شد.

دادستان دادسرای ویژه روحانیت

علی فلاحیان

تشدید تلاش منتظری برای نجات جریان مهدی هاشمی

از همان اوایل پیگیری جریان مهدی هاشمی، منتظری تلاش می کرد با بدبین کردن امام(ره) به وزارت اطلاعات، مانع پیگیری جدی اتهامات مهدی هاشمی شود؛ اما پس از علنی شدن جرایم این جریان و آغاز محاکمه مهدی هاشمی، اقدامات منتظری شکل جدی تری پیدا کرد. یکی از اقدامات ایشان ارسال شکایت نامه آقایان امید نجف آبادی و مرتضی امینی (که در ارتباط با جریان مهدی هاشمی دستگیر شده بودند) به حضرت امام بود. امام پس از آگاهی از مضمون شکایت نامه، پیغامی بدین مضمون به وزیر اطلاعات می فرستند که مبادا به آنها ظلم شود و مأمورین اطلاعات، به گونه ای که مسئولین آنها خبر ندارند، با زندانیان بد رفتاری کنند. آقای ری شهری در جواب پیغام امام می نویسد: "...افرادی که از کشتن مردم بدون مجوز شرعی باک ندارند، از متهم نمودن کسانی که بدون در نظر گرفتن هیچ چیز جز رضای خداوند متعال، آنها را به پای میز محاکمه کشانده اند، باکی نداشته باشند. البته در جایی که فقیه عالی قدر، جناب آقای منتظری، به جای تقدیر و تشکر از سربازان گمنام ولی عصر(عج)، که به دستور حضرت عالی و با عنایت خداوند متعال ایشان را از مهدی هاشمی و اعوان او نجات دادند، بزرگترین اتهامات را نثار آنها می نمایند و آنها را «بدتر از ساواک » لقب می دهند و هر جا که دست دهد، علیه وزارت اطلاعات صحبت می فرمایند، ما از متهمین این پرونده انتظار انصاف نداریم."

منتظری در نامه ای به وزیر اطلاعات، انتقادات تندی از این نهاد می کند. در قسمتی از این نامه آمده است: «امام دستور داد آقا هادی آزاد شود. شما مانع شدید و به امام هم شما خط می دهید».

وزیر اطلاعات در پاسخ این مطلب می نویسد: «استاد بزرگوار! یک روز در آغاز کار رسیدگی به پرونده مهدی هاشمی، مرا متهم می کنید که از آقای هاشمی و حاج احمد آقا خط می گیرم و امروز در پایان کار می فرمایید به امام خط می دهم! نمی دانم با کدام حجت شرعی شما این نسبت ها را می دهید؟ به هر حال اگر مقصودتان از خط دادن این است که وزارت اطلاعات به عنوان کارشناس مورد اعتماد رهبری، پس از نظرخواهی رهبر، نظر کارشناسی خدمت ایشان ارسال می دارد، درست است و عیب نیست؛ ولی تعبیر اهانت آمیز است. و اگر مقصودتان این است که بنده بر اساس هواهای نفسانی و خصومت شخصی با بیت شما، نظری داده ام و رهبری هم بدون بررسی نظر بنده را تایید کرده است، از سوء ظن خود استغفار کنید.»

قسمتی از رای دادگاه در مورد مهدی هاشمی

...با توجه به موارد مذکور، متهم به دلیل تشکیل گروههای ترور و ایجاد رعب و وحشت در منطقه قهدریجان، با انجام کارهایی نظیر قتل، تیر اندازی، تخریب مزارع و چاه های آب توسط ایادی وی و به دلیل تسلط بر سپاه و سایر ارگان های قهدریجان و خارج کردن منطقه از کنترل مسئولین مرکزی و جمع آوری و اخفای سلاح و مهمات غیر مجاز فراوان جهت تحقق اهداف قدرت طلبانه خود، محارب است و نیز به دلیل گمراه نمودن تعداد قابل توجهی از جوانان منطقه و غیر آن و کشاندن آنان به مسیر انحرافی خود و اخلال و کارشکنی در تحقق اهداف مقدس جمهوری اسلامی در داخل و خارج و توطئه و تحریک فراوان علیه مسئولین جمهوری اسلامی، در حدی که توطئه علیه نظام اسلامی محسوب می شود، مفسد فی الارض می باشد.... لذا در اجرای آیه کریمه « إِنَّمَا جَزَاء الَّذِینَ یُحَارِبُونَ اللَّه وَرَسُوله وَیَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَسَادًا أَنْ یُقَتَّلُوا أَوْ یُصَلَّبُوا...» و آیات شریفه: « لئن لم ینته المنفقون والذین فی قلوبهم مرض والمرجفون فی المدینة لنغرینک بهم ثم لایجاورونک فیهآ الا قلیلا * ملعونین اینما ثقفوا اخذوا وقتلوا تقتیلا» و به استناد فتاوای فقهای عظام در مورد حد محارب و مفسد، نام برده به عنوان محارب و مفسد به اعدام محکوم می گردد. حکم صادره قطعی و لازم الاجراست.

آخرین تلاش های منتظری برای ممانعت از اجرای حکم دادگاه

پس از اینکه منتظری از حکم دادگاه در مورد مهدی هاشمی اطلاع یافت، برای پیشگیری از اجرای حکم، توسط آقای سراج الدین موسوی یادداشتی را برای امام(ره) ارسال نمود و ضمنا از آقای سراج خواست که متن نوشته را به حاج احمد آقا بدهد و از ایشان بخواهد که آن را بخواند و بهترین راه را برای اخذ موافقت امام در توقف اجرای حکم انتخاب کند. اگر ملاحظه کرد متن نوشته آقای منتظری موثرتر است، آن را به امام بدهد؛ و اگر تشخیص داد که خواندن متن مکتوب موجب ناراحتی امام می شود، فقط مضمون آن را به امام منتقل نماید.

متن پیام آقای منتظری به قرار زیر است:

1. سید مهدی هرچه بود و شد، بالاخره بیست سال سنگ اسلام و انقلاب و امام را به سینه زد.

2.او از خیلی از کسانی که مورد عفو امام قرار گرفته اند، بدتر نیست و مادر پیر او و زن و فرزندان خردسال او مورد ترحم‌اند و خانواده و بیت آنان مورد احترام است.

3.او نه مرتد است و نه محارب و نه مفسد و بالاخره به انقلاب و اسلام، اعتقاد کامل دارد، هرچند در سلیقه خطاکار باشد و هست.

4.او هنوز طرفداران زیادی از حزب الهی ها و جبهه بروها و افراد انقلابی دارد و اعدام او در روح آنان اثر بد باقی می گذارد.

5.اعدام او سبب می شود در شهرهای مختلف، افراد خوب را به اتهام ارتباط با او خراب و منزوی سازند و قطعاً حضرت عالی به این امر راضی نیستید.

6.اعدام او پیروزی بزرگی برای دشمنان و سوژه طلبان می باشد.

7. و بالاخره آنچه گفته شد، نه به خاطر علاقه شخصی است -که من فعلا هیچ علاقه شخصی ندارم- بلکه فقط از نظر مصالح اسلام و آینده انقلاب است و اینکه اعدام و خونریزی بالاخره بسا کدورت و خون در پی دارد. اعدام همیشه میسر است؛ ولی کشته را نمی شود زنده کرد.

منتظری در خاطرات سیاسی خود در توجیه این اقدام خود می گوید: «...مادرش می گفت بچه من به دستور شما رفته و خود را معرفی کرده است و من بچه ام را از شما می خواهم. بعد که حکم اعدام سید مهدی صادر شد، من نامه به امام ننوشتم، بلکه چند خط به عنوان یادداشت نوشتم و به سراج الدین موسوی دادم که به امام و دفتر امام منتقل کند»

این پیام، پس از اجرای حکم مهدی هاشمی در تاریخ 6/7/1366 به حاج احمد آقا رسید. ایشان می گوید من مشغول خواندن پیام آقای منتظری بودم که آقای رازینی به من خبر داد: «حکم دادگاه اجرا شد».

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/٢٩ توسط commander

 

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/٢۸ توسط commander

سایت های موسوم به سبز، جدیدا نماد های ضد اسلامی و ضد شیعی که نشان دهنده آرمان های صهیونیست هستند، را به صورت گسترده در طرح های خود پوشش می دهند.



سایت جرس متعلق به عطا الله مهاجرانی این طرح ها را منتشر کرده است.
بنابر این گزارش در حال حاضر وجه مشترک تمامی این طرح ها را می توان چشم داخل مثلث دانست. لازم به ذکر است این طر ح نماد فراماسونری است که در تمامی طرح های صهیونیستی که به آخر الزمان اشاره دارد آمده است.

جالب آنکه این طرح -چشم داخل مثلث- در پول ملی آمریکا «دلار» که طراحش ایدئولوژیست های صهیونیست هستند، نیز به کار رفته است.

 

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/٢٦ توسط commander
ماجرای لب‌گشودن مهدی هاشمی درباره جنایاتش و نامه ری‌شهری به منتظری

محمد شاکری

فصل ششم: کشف جنایاتی هولناک

مهدی هاشمی با مصاحبه ای که انجام داد، همه اتهامات خود را به استثنای «قتل و آدم ربایی پس از پیروزی انقلاب» پذیرفت. اما در این مورد به هیچ وجه حاضر به همکاری نبود. دلایل و قرائن اطلاعاتی، وقوع چنین جرمی را تایید می کرد و در صورت اثبات آن، می توانست چهره واقعی مخوف جنایتکارانی را که خود را در پشت قائم مقام رهبری پنهان کرده بودند، آشکار کند. در واقع مهدی هاشمی با همه توان، تلاش می کرد که با اظهارات خود در مورد سایر اتهامات مربوط به پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، وزارت اطلاعات را فریب دهد تا جنایات پس از پیروزی انقلاب، در بوته ابهام بماند و این همان نکته ای بود که امام خمینی(ره) با فراست الهی، از چگونگی اظهاراتش دریافته بود.

دیدار وزیر اطلاعات با مهدی هاشمی

مهدی هاشمی از بازجوی خود تقاضا می کند تا با وزیر اطلاعات دیداری داشته باشد. هدف او از این دیدار این بود که وی را قانع کند که همه گفتنی ها را گفته و دیگر سخنی برای گفتن ندارد. وی در این دیدار به وزیر اطلاعات می گوید: "شما در ملاقات قبلی، به من وعده داده بودید که اگر مسائلی را که دارم بگویم، به من کمک می کنید تا از این وضع نجات پیدا کنم. ولی خبری نشده است. تا کی این وضع باید ادامه پیدا کند؟"

آقای ری شهری در پاسخ می گوید: "وعده من مشروط به بیان همه نادرستی ها بود، ولی تو هنوز در مورد چند موضوع، مانند قتل، آدم ربایی، ارتباط با بیگانگان و... سکوت کرده ای! ما مدارکی در اختیار داریم که دست کم، آگاهی تو از ماجرای ناپدید شدن حشمت و فرزندانش را اثبات می کند. تو باید آنچه را می دانی، بگویی... و در ادامه به نکته ای اشاره کردم که ناخودآگاه ضمیر خود را آشکار کرد. گفتم: وقتی حضرت امام، نوار مصاحبه شما و گریه و ندبه انتهای آن را ملاحظه کردند، فرمودند: «فریب نخورید. او دروغ می گوید».

به اینجا که رسیدم، چهره اش به شدت دگرگون شد و با اضطراب پرسید: «امام فرموده: دروغ می گه؟».

گفتم: «بله».

اینجا بود که رازهای درونی او ناخودآگاه در چهره اش اشکار شد و من احساس کردم که مطالبی در دل دارد که نمی خواهد بیان کند... لذا کمی او را نصیحت کردم."

بعد از این دیدار مهدی هاشمی در حالی که آمادگی پیدا می کند تا بخشی از حقایق را بگوید ولی باز هم مقاومت می کند و چیزی نمی گوید.

امداد الهی در کشف رویدادی هولناک

جریان بازجویی از مهدی هاشمی مجددا به بن بست کشیده می شود که عنایت الهی به کمک وزارت اطلاعات می آید و پرده از راز رویدادی هولناک و جان خراش برمی دارد:

روزی یکی از مامورین، متوجه رفتار غیرعادی مهدی هاشمی هنگام استفاده از دستشویی شد. او متوجه شد که مهدی هاشمی، چیزی را در سوراخی که زیر دستشویی بود قرار داد. آن، نامه ای کوتاه بود که در تکه کاغذی، خطاب به رضا مرادی (یکی از متهمان این پرونده و از عوامل اصلی مهدی هاشمی در جریان قتل و آدم ربایی) نوشته شده بود.

کشف این رابطه و آگاهی از مفاد آن نامه و نامه های بعدی، بهترین سرنخ برای حل معمای مهدی هاشمی و فجایع او شد. مکاتبات این دو مدتی ادامه داشت. موضوع اصلی این ارتباط، تبادل اطلاعات درباره بازجویی، موارد اعتراف شده، موارد مکتوم، دعوت به سکوت در موارد افشا نشده و جلوگیری از احساس تنهایی بود. این اوراق، به تدریج زیاد شدند و پرونده نسبتا قطوری از آنها تشکیل شد.

بخشی از مکاتبات مرموز

اینک به بخشی از مکاتبات مرموزی که پرده از ماجرایی هولناک برداشت، توجه فرمایید. گفتنی است که طرف خطاب در این نامه ها رضا مرادی است:

* این یک خبر خوش احتمالی است؛ زیرا چند احتمال وجود دارد: یکی اینکه واقعا فریب خورده باشند و حرفهایمان را باور کرده باشند. دیگر اینکه چون من به آیت الله منتظری خبر داده ام که دارند مرا شکنجه می کنند، بعید نیست آقا اقدام کرده باشند و احتمال هم هست که یک دام باشد. در هر صورت، روحیه ام امروز خیلی خوب است و جبران مطالبی که در نامه صبح برایت نوشته بودم کرد. هرچند جنابعالی خیلی اطلاعاتی برخورد کرده بودید، ولی ما لای سبیل گذاشتیم و یک آدرس ناقصی که داشتیم، دادیم به رفیقمان تا ببینیم چه می شود.

در مورد رفیق قد بلند، شماره اطاقش، پهلوی همان جایی است که قبلا شما بودید و من یک نامه برایش فرستاده ام تا مفصل جریاناتی که از او خواستند را بنویسد. نمی دانم قلم دارد یا نه. حالا چون روابطمان با بازجو خوب شده، من تقاضا کرده ام مرا به جای سابقم برگردانند. اگر موافقت کردند و شرفیاب خدمت شما شدیم، ارتباطات سهل و آسان می شود.

** به من گفته اند تکنویس راجع به بچه های سپاه بکنم، مانند شورای فرماندهی و امثال شماها و از امشب، من باید انحرافات شماها را بنویسم!. اگر یکدستی زدند، وحشت نکن. من مسائلی از قبیل نزاع فلاورجان، پادگان میمه، مسئله اختلاف با سپاه اصفهان و این قبیل مسائل را برای تو می نویسم. هر مسئله ای داری، به اضافه پاسخ سوالات، امشب بنویس بگذار. من بعد از نیمه شب برمی دارم. همین که امانت را گذاردی، چند تا سرفه بلند بکن. من بر می‌دارم.

***من دو راه را پیشنهاد کرده ام. گفته ام هر کس از بچه های سپاه و محافظین، هر چه روی من اعتراف کند، می پذیرم و کتبا امضا می کنم.

راه دوم، این است که این بچه های سپاه را بیاورند پیش من تا روی آنان اعمال فشار کنم، اگر اطلاعی دارند از آنها دربیاورم.

ممکن است فردا یا پس فردا من درخواست کنم با تو روبرو شوم. اگر می توانی یک راه انحرافی بتراشی خوب است و من تو را قسمت می دهم و خیلی شلوغ می کنم و تو بالاخره بگویی و یک راه انحرافی خوبی جلو آنان بگذاری. من به تو می گویم هر انحرافی از من سراغ داری بگو. اگر به تو چیزی گفته ام، دستوری داده ام بگو و مواظب باش حرف حسابی نزنی؛ زیرا ضبط مخفی می گذارند که ببینند ما با هم چه می گوییم. در صحبت ها خیلی مراقب باش. حالا امشب فکر کن و در جوابی که امشب باید به من بدهی، نظریه نهایی ات را اعلام کن.

سوال دیگرم این است که: چند قبضه اسلحه ای که دست بچه ها بود، مثل محمد اسماعیل و حسین و غلامحسین و... چیست؟ آیا احتمال نمی دهی که ابراهیمی چیزی گفته باشد؟ سوال دیگر اینکه حبیب الله و مرتضی و ابراهیمی توی کدام اطاق ها هستند؟

باز سفارش می کنم در تماس گرفتن ها مراقب باش. مامورین روی تو حساس شده اند و من می ترسم که فردا گزارش کنند و تو را از اینجا بردارند. بیخودی سرکشی نکن. هر وقت مناسب باشد، من با سرفه اعلام موقعیت خواهم کرد؛ ولی در سایر مواقع به سیم برق نگاه کن.

تحولات قابل پیش بینی است. باید جسور باشید... در خاتمه، چند نکته را در نظر داشته باش:

1-حالا که م-ح بعضی مطالب را راجع به من گفته، تو باید چه سیاستی در پیش بگیری و من چگونه برخورد کنم؟

2-مواظب باش واسطه، لو نرود که موقعیت خیلی حساس است.

3-از آقای امید، هر چه خبر و تحلیل دارد بگیر برایمان بفرست.

جواب را همین امروز منتظرم. فراموش نکن تا به خواست خدا قضیه خیلی خراب نشده، یک چاره ای بیندیشیم. توضیح اینکه راجع به اسلحه ها می گفت: " زنم اطلاع دارد که کجاست" و باید یک طوری به او خبر داد تا جابجا کند. اما خود این جناب، روحیه اش متزلزل بود. هنوز چیزی نگفته راجع به "ش" ولی روحیه اش خیلی خراب بود. خدا رحم کند.

در مورد آن مسئله سه نفری نیز چیزی نگفته ام و خیلی روی من فشار آورده اند و دارند می آورند و نباید شل آمد. استقامت کن حل می شود. من احتمال می دهم اسماعیل ابراهیمی، راجع به پادگان میمه، چیزهایی گفته باشد.

حالا برادر عزیز، صادقانه مسائل زیر را پاسخ بده:

1- از تو چه می خواهند و تو چه گفتی؟

2- چه مسائلی لو رفته است؟

3- چه افرادی فراری هستند؟

4- از بچه های محل، چه کسانی دستگیر شده اند؟

5- از محافظین ما، چه کسی دستگیر شده؟ آقا مرتضی را می دانم ولی بقیه را نمی دانم.

در خاتمه، مواظب باش! این بازجو ها خیلی زرنگ اند. بپا فریب نخوری. صحنه بازی می کنند. ارفاق می کنند. دروغ می گویند تا تو را به حرف زدن درآورند. گول نخور. از تو خواهش می کنم به محض خواندن نامه، جواب مفصل بنویس و کنار درب چسبیده به دیوار سمت چپ، پایین در بگذار تا از نظریات تو مطلع گردم. وقتی جواب نامه را دادی، باز برایت نامه می نویسم و همان جا می گذارم: دستشوئی سمت راست.

**** پسر حاج برات! این چه بازی است که در آوردی؟ چرا جواب نمی دهی؟ چه اشکالی دارد؟ به من بگو تا چاره جویی کنیم. چرا خاموش شده ای؟ کجا رفت آن رفاقت ها و زرنگی ها؟ قوی باش. باز سفارش می کنم اینها چیزی از جریانات نمی دانند؛ ولی از روی زرنگی،حقه بازی می کنند. ولی وقتی محکم ایستادی حل می شود، الا اینکه خودت چیزی گفته باشی. مدتی به من می گفتند " رضا همه چیز را گفته"، می گفتم " خوب، اگر گفته، به من چه کار دارید؟" آن وقت رها کردند. به فرض اینکه چیزی هم گفته باشی.

این مکاتبات مبهم و مرموز نشان می داد که مهدی هاشمی و رضا مرادی حداقل از ماجرای قتل و آدم ربایی اطلاع دارند. با دستور وزیر اطلاعات، اطلاعات موجود از ارتباطات و مکاتبات پنهانی میان مهدی هاشمی و رضا مرادی به مهدی هاشمی ارائه شد. وقتی که ماجرای مکاتبات پنهانی به مهدی هاشمی عرضه شد، وی مبهوت و منفعل گشت اما همچنان با لجاجت و سماجت از افشای حقیقت سرپیچی کرد و اتهامات را نپذیرفت. بر این مبنا، قاضی پرونده، مهدی هاشمی را برای نخستین بار در طول بازجویی، محکوم به هفتاد ضربه شلاق می کند.

کشف ماجرایی هولناک

مهدی هاشمی، پیش از اجرای کامل حکم، برای افشای حقیقت، اعلام آمادگی کرد. لذا از اجرای بقیه حکم خودداری شد. وی به بازگویی مطالبی درباره آدم ربایی و قتل، از هنگام اخذ تصمیم در مورد حشمت و فرزندانش تا ربودن و قتل او، پرداخت. با کمک او، رضا مرادی به حرف آمد و اطلاعات و اقدامات و نقش خود را در این جنایت روشن کرد. او توضیح داد که چگونه به دستور مهدی هاشمی و به همراهی و همکاری فردی به نام محمد کاظم زاده، پس از تعقیب و مراقبت و زیر نظر گرفتن رفت و آمد های حشمت و فرزندانش، آنان را ربودند و به قتل رساندند.

ماموران وزارت اطلاعات، بر اساس دانسته های جدید، برای دستگیری کاظم زاده و نیز کشف جنازه های افراد مقتول، به اصفهان رفتند؛ ولی به سبب عدم کشف اجساد، به تهران بازگشتند و رضا مرادی را برای تعیین محل دقیق دفن اجساد به همراه بردند. در این سفر کاظم زاده دستگیر و یک انبار اسلحه از منزل او کشف شد؛ اما جنازه ها پیدا نشدند. محل دقیق دفن اجساد را تنها کاظم زاده می دانست و او نیز حاضر نبود در این مورد حرفی بزند.

پس از تلاش های فراوان، صحبت های طولانی ماموران وزارت خانه با او و روبرو شدن وی با مهدی هاشمی و در میان آمدن اعترافات و صحبت های دیگر او، سرانجام کاظم زاده هم برید و به همدستی خود در ربودن و قتل حشمت و فرزندانش اعتراف کرد. او گفت که جنازه ها را در قنات متروکه ای، در گوشه ای از باغ خود انداخته و روی آن را با لودر هموار کرده است. با حضور وی، محل مورد نظر کنده شد و جستجو برای یافتن اجساد کشته ها آغاز شد. پس از اندکی، جنازه ها که حاکی از کشته شدن صاحبانشان به گونه ای فجیع بودند، از درون خاک بیرون کشیده شدند.

کشف مخفیگاه اسلحه و مهمات در اطراف اصفهان

در بازجویی از رضا مرادی معلوم شد که وی تعداد قابل ملاحظه ای اسلحه و لوازم آن را در باغی در اطراف اصفهان پنهان کرده است که برخی از آنها به شرح زیر است:

1- کلاشینک 67 قبضه

2- ژ3، 10 قبضه

3- برنو، 1 قبضه

4- ام پی 40، 2 قبضه

5- مسلسل برتا، 9 قبضه

6- تفنگ شکاری دوربین دار، 1 قبضه

7- کلت هیکر آلمانی، 8 قبضه

8- کلت برتا، 7 قبضه

9- کلت استار، 13 قبضه

10- بی سیم دستی، 1 عدد

و......

کشف مخفیگاه سلاح در منزل کاظم زاده

در بازجویی از کاظم زاده مشخص شد که وی نیز مقدار قابل توجهی سلاح و لوازم آن را در منزل خود جاسازی و مخفی کرده است. برخی از سلاح ها و مهمات مکشوفه بدین شرح اند:

1- کلاشینکف، 39 قبضه

2- ژ3، 29 قبضه

3- آر پی جی، 7 قبضه

4- تیربار کلاشینکف، 2 قبضه

5- تفنگ 21، 4 قبضه

6- مسلسل برنو سبک نمونه، 1 قبضه

7- ام پی 40، 5 قبضه

8- تفنگ کارابین، 2 قبضه

9- سیمینوف، 1 قبضه

10- مسلسل CMS، 1 قبضه

11- تیربار MBS، 1 قبضه

12- مسلسل برتا، 2 قبضه

13- خمپاره 60 و 80، 2 عدد

و.......

ماجرای آدم ربایی و قتل از زبان مهدی هاشمی و همدستانش

متن مصاحبه مهدی هاشمی، کاظم زاده و رضا مرادی در خصوص چگونگی ربودن و قتل عباسقلی حشمت و دو تن از فرزندانش – که از رسانه ها منتشر شد- بدین شرح است:

س: ابتدا خودتان را معرفی کنید.

ج: 1. من سید مهدی هاشمی، فرزند مرحوم سید محمد

2. رضا مرادی، فرزند براتعلی

3. محمد کاظم زاده، فرزند حسن

س: آقای هاشمی انگیزه خود را در مورد این عمل توضیح دهید.

ج: در سال 63 از طرق مختلفی، گزارش به من رسید که عباسقلی حشمت و عده ای از عوامل وی، دور هم جمع شده و طرح ترور مرا ریخته اند و ما مشاهده کردیم که آنها، اقدامات عملی خود را هم شروع کرده اند. وقتی منزل مسکونی من در قم تحت تعقیب بود و شواهد بر این بود که تصمیم آنها جدی است، پیغامی فرستادم برای رضا مرادی و گفتم این توطئه است و محور آن، عباسقلی حشمت است و باید کشته شود، که این کار توسط رضا مرادی و محمد کاظم زاده اجرا شد.

س: آقای رضا مرادی! نحوه تصمیم گیری و اقدامات خودتان بعد از پیغام آقای هاشمی را توضیح دهید.

ج: همانطور که برادرم آقای هاشمی گفتند، در اوائل سال 64، پیغام به من رسید که عباسقلی حشمت، قصد ترور آقای هاشمی را دارند و من هم موضوع را با برادرم، آقای کاظم زاده، در میان گذاشتم و گفتم:" عباسقلی حشمت، طرح ترور آقای هاشمی را دارند و ما وظیفه داریم او را ترور کنیم" و برادرمان کاظم زاده مامور رسیدگی شد که رفت و آمد آنها را کنترل کند. راه باغ ایشان شناسایی شد. یک روز گفت: "امروز، عباسقلی حشمت به باغ خود رفته است" فلذا ما هم با ماشین شخصی خود – که یک پیکان قرمز است- به باغ روبروی آنها رفتیم و مخفی شدیم و موقعی که عباسقلی و دو پسرش با تویوتا می خواستند به منزلشان بروند، در بین راه، یک جای خلوتی جلوی آنها پیچیدیم و با اسلحه هایی که در اختیار داشتیم (من یک کلت داشتم و برادر کاظم زاده یک کلاشینکف)، با تهدید آنها را سوار کردیم و چادری که برای ماشین تهیه کرده بودم، روی سرشان کشیدیم و نزدیک غروب رفتیم در باغ محمد کاظم زاده و آنها را در فاصله 25-30 متری از هم جدا نشانده، با پارچه چشم های آنها را بستیم تا اینکه مطمئن شدیم کسی ما را تعقیب نکرده و هوا هم تاریک شده. قطئه طنابی برادرمان کاظم زاده تهیه کرده بود؛ آن را به گردن عباسقلی حشمت انداخته، دو نفری آن را آن قدر کشیدیم تا خفه شد و بعد سراغ همایون رفتیم و بعد سراغ سعید و بعد از اینکه کارمان تمام شد، اول همایون را به داخل قنات انداختیم. برگشتیم، سعید را به همان جا بردیم و بعد عباسقلی را به همان شکل، پهلوی همان دو نفر انداختیم و به وسیله بیلی روی آنها خاک پوشاندیم و ساعت یازده شب، به منزل برگشتیم.

س: آقای محمد کاظم زاده! شما بفرمایید علت اینکه دو فرزند عباسقلی را کشتید چه بود؟

ج: ما ابتدا نمی خواستیم آنها را بکشیم، بعد ترسیدیم ما را لو بدهند. به خاطر اینکه ترسیدیم لومان بدهند، به ناچار، این کار را کردیم.

س: آقای هاشمی! علت اینکه از بازگو نمودن این مورد خودداری می کردید را بفرمایید.

ج: بی گناهی دو فرزند عباسقلی حشمت، احساس تلخی در من بوجود آورده بود. این احساس عمیق در من سایه افکنده بود و من احساس می کردم دو فرزند او، واقعا بی گناه هستند و این عمل محکوم بوده و من فکر می کردم اگر بگویم مسائل را، پرونده من سنگین تر می شود. مجموعا مرا از گفتن حقایق باز داشت.

س: جای این سوال باقی است که بفرمایید گفتید عباسقلی حشمت، قصد ترور شما را داشت. آیا صرف اطلاع از این نوع می تواند مجوز قتل باشد؟

ج: هرگز در اسلام، صرف اطلاع از یک جریان، نمی تواند مجوز باشد و اسلام، قصاص قبل از جنایت را محکوم می داند. من این پیغام را در یک حالت خشم و عصبانیت که بر من حاکم بود، از فرط تعقیب ها و مراقبت ها که از من می شد، هیچ چاره ای نداشتم. من مرعوب شدم و این پیغام را فرستادم برای آقای مرادی.

در مورد سلاح های کشف شده مهدی هاشمی گفت:

این سلاح ها متعلق به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است و به محض جدایی و انحلال واحد نهضت ها در سپاه، ما و مرتبطین با ما این سلاح ها را از سپاه خارج کرده و آنها را در نقاط مختلف مخفی کردیم.

س: آقای رضا مرادی! تعدادی از این سلاح ها توسط شما جاسازی شده بود. توضیح دهید.

ج: بعد از انحلال واحد نهضت های سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و دفتر آن در اصفهان، تعدادی سلاح و مهمات، زیر نظر برادرم هاشمی، در منزلی مخفی شده بود و در سال 65، پیغامی از طرف آقای هاشمی به من رسید که آن اسلحه ها را جا به جا نمایید و به دنبال آن پیغام، به اتفاق یکی از دوستان، شبانه به اصفهان رفته، در منزلی که اسلحه ها در آنجا مخفی شده بود، آنها را بیرون آورده، با یک وانت نیسان شبانه به قهدریجان آورده، در منزل خودم جاسازی کردیم تا اینکه آقای هاشمی و تعدادی از بچه ها دستگیر شدند. من احساس کردم در این رابطه ها، مرا هم دستگیر می کنند و اسلحه ها را در منزل خودم، در قهدریجان، زیر علوفه ها مخفی کردم و بعد از آن انتقال دادم به اطراف قهدریجان، به باغی، و در زیر خاک مخفی کردم و روی آنها را پوشاندم تا اینکه بعد از دستگیری، اعتراف کردم و آدرس اسلحه ها و مهمات را دادم به برادران و آنها هم رفتند پیدا کردند.

س: خوب، آقای محمد کاظم زاده! بفرمایید اسلحه هایی که در منزل خود جا به جا کرده اید از کجا آورده اید و در چه زمانی؟

ج: در واحد نهضت های سپاه کار می کردم و بعد از انحلال آن، زیر نظر آقای هاشمی، به قهدریجان برده و در زیر زمین، مخفی کردم تا اینکه بعد از دستگیری، محل آنها را فاش کردم.

س: آقای هاشمی! در خاتمه اگر مطلبی دارید بفرمایید.

ج: ما وقتی تعمق می کنیم در اعمال و رفتار گذشته، به حالت لغزش و انحرافی که سراسر وجود ما را گرفته بود پی می بریم. ما باید از خود این سوال را می کردیم که اگر عباسقلی حشمت در توطئه ای علیه من متهم است، دو فرزند بی گناه وی چه تقصیری دارند؟ چرا کشته شدند؟ ما باید این سوال را می کردیم. کشتن دو انسان بی گناه، با چه معیار و ضابطه ای منطبق است؟ و با کدام موازین اسلامی و انسانی منطبق است؟ و اینها گوشه ای از انحرافی بود که بر وجود ما سایه افکنده بود.

نامه ای دیگر به آقای منتظری پس از روشن شدن اتهامات مهدی هاشمی

آقای ری شهری وزیر اطلاعات وقت در این باره می نویسد: پس از پخش اعترافات مهدی هاشمی، چند بار از آقای فلاحیان خواستم که به ملاقات ایشان (منتظری) بروند. با تاسف، نتیجه ارزیابی از نظرهای ایشان، حاکی از عدم تاثیر واقعیت های عریان و صریح بر بنیان اعتماد کاذب او به جریان مهدی هاشمی و برادرش بود. مسائلی مانند جنایات مهدی هاشمی و همفکرانش، هوشیاری و محبت و بزرگواری حضرت امام ره، اخلاص و قاطعیت وزارت اطلاعات در اطاعت از امام و... مورد توجه جدی آقای منتظری قرار نگرفت و ایشان همچنان در فضای مسموم حاکم بر اندیشه های خود به سر می برد. واقعیت ها نشان می داد که آقای منتظری، همچنان حرف های مستند و مستدل ما را نپذیرفته است... به هر حال به این امید که اعترافات روشن مهدی هاشمی و همدستانش و مهم تر، ملاحظه صحنه های جان خراش باقی مانده جنازه های ربوده شدگان از سیمای جمهوری اسلامی، زمینه را برای اثر گذاری نامه اینجانب به آقای منتظری فراهم کرده باشد، دست به قلم بردم و نامه ذیل را برای ایشان نوشتم: (قسمت هایی از نامه ایشان)

بسمه تعالی

حضرت آیت الله منتظری دامت برکاته

سلام علیکم

خدا را شاکریم که در حکومتی زندگی می کنیم که رهبری آن، با بصیرت الهی، حق را آنگونه که باید تشخیص می دهد و در اجرای آن، ملاحظه هیچ چیز و هیچ کس را نمی کند.

خدا را سپاس که به این بنده ضعیف منت نهاد و او را وسیله ای قرار داد که با پرده برداری از خطرناک ترین خط انحرافی، عملا پاسخگوی نامه یا نامه هایی باشد که درخشان ترین چهره های الهی در عصر حاضر را در پس ابر ابهام، لا اقل نزد عده ای ساده اندیش فرو می برد. و او را سپاس که توانایی داد از جو سازی ها وحشت نکنم و در اجرای فرمان رهبری قاطع باشم.

و بعد در تاریخ 6/8/1365 نامه ای به حضورتان ارسال نمودم که متاسفانه با بی اعتنایی روبرو شد و آن همه خیرخواهی و پیشنهادهایی که به مصلحت شما و جامعه اسلامی بود، با سکوت، پاسخ داده شد. هرچند که بالاخره برخی از پیشنهادها نه برای عمل به پیشنهاد – که دیگر خیلی دیر بود – بلکه ظاهرا به حکم اجبار مورد عمل قرار گرفت.

مقارن ارسال نامه فوق الذکر، نوشته ای از جناب عالی توسط آقای مشکینی به دست بنده رسید که لازم بود آن را پاسخ بدهم که تاکنون موفق نشدم و شاید مصلحت چنین بود که لااقل قسمتی از آن نامه نیاز به پاسخ نداشته باشد یا پاسخ آن آسان تر باشد.

نوشته اید: " اولا دستور امام – مد ظله العالی- مبنی بر رسیدگی به کارهای آقای سید مهدی هاشمی، نیاز به بازداشت وسیع با وضع زننده و تند – که خاطره بد ساواک را در اذهان تجدید می کرد – نداشت".

1- آیا تشخیص اینکه بازداشت باید وسیع باشد یا غیر وسیع، با کیست؟ با بنده یا با جناب عالی که به خودم فرمودید که: "سید مهدی با ما هم پیاله بود و من به او اعتماد دارم و شما هم در مورد او شک نکن"؟ منظور اینکه اگر تشخیص جناب عالی ملاک بود، حتی دستگیری مهدی هم خلاف بود و اگر تشخیص ما ملاک باشد، برای کشف جرم، آن هم مجرمی با آن پیچیدگی، لازم است کلیه افرادی که به نحوی با او در ارتباط اند دستگیر شوند.

2- در نامه ای که خدمتتان فرستادم، پیشنهاد کردم: " فردی که از خط مهدی هاشمی نباشد و قدری هم تعهد و تقوا داشته باشد را مامور نمایید درباره آنچه نوشته اید، تحقیق کند...". چرا نپذیرفتید تا اگر ماموری خطا کرده و متهم را با وضع زننده ای دستگیر کرده، مجازات شود و اگر ثابت نشد، سربازان گمنام امام ولی عصر – روحی له الفداء – را به ساواکی های زمان شاه، تشبیه نفرمایید؟

نوشته اید: " ثانیا، من به جناب عالی گفتم و به حضرت امام –مدظله – هم نوشتم و هم گفتم که نهضت های رهایی بخش اسلامی، خوب یا بد، به دستور من و زیر نظر من بوده است. مزاحمت اشخاص دیگر برای احضار آنان به خاطر آن، خلاف شرع است".

ظاهرا این بند، دیگر نیازی به پاسخ نداشته باشد. اگر با آن همه گفته و نوشته این جانب و دیگران، قانع نشدید که دستگیری مهدی هاشمی و مرتبطین با او، در رابطه با مسائل نهضت ها نیست، حتما فیلم دل خراش جسدهای حشمت و فرزندانش – که به گفته قاتلین بی گناه بودند، و با امکانات و پوشش نهضت ها به قتل رسیدند – شما را قانع کرده است که این دستگیری ها هدف دیگری تعقیب می کرد.

نوشته اید: " ثالثا، عمل به دستور امام – مد ظله العالی – مبنی بر رسیدگی، لازم، ولی هتک حیثیت اشخاص قبل از رسیدگی و ثبوت در دادگاه اسلامی و پخش آن، خلاف شرع بین است و با حکومت عدل اسلامی سازگار نیست".

ظاهرا منظور شما، کسب تکلیف بنده از حضرت امام و پاسخ ایشان و انتشار این سوال و پاسخ در رسانه هاست. چون در آن تاریخ هنوز فیلم اعترافات مهدی هاشمی پخش نشده بود؛ ولی پس از پخش فیلم، شنیدم که آن را هم به عنوان خلاف شرع، محکوم کرده اید. بنده درباره اصل این فتوا و اینکه نشر پاسخ امام به سوال اینجانب و یا پخش فیلم اعترافات مهدی، خلاف شرع هست یا نیست، حرفی ندارم و اینکه اگر این کارها خلاف شرع است، چرا تاکنون جنابعالی به این محکمی، با آن برخورد نکرده اید هم اعتراضی نمی کنم؛ ولی در دفاع از آنچه انجام شده، باید عرض کنم که لابد توجه دارید که نظر امام، بدون اجازه او پخش نمی شود و فیلم اعترافات هم با نظر امام پخش شده. لابد نظر حضرت امام با جناب عالی فرق دارد. بنابراین شما شما نمی توانید مسئولین را، متهم به ارتکاب خلاف شرع بین نمایید. اکنون سوال اینجانب این است که آیا کسب تکلیف از امام و نشر آن به خاطر مقابله با جوسازی هایی که هواداران مهدی هاشمی، با کمک تعطیل ملاقات های جنابعالی می کردند و مانع از اقدامات قاطع بود، و پخش فیلم اعترافات مهدی، به خاطر هتک حیثیتی که از او و هم پرونده هایش شده، خلاف شرع بین است، ولی هتک حیثیت کسانی که می خواستند به اتهامات آنها رسیدگی کنند، و تشبیه نمودن آنها به ساواکی های زمان شاه و تعطیل نمودن ملاقات ها برای حمایت از آنها در مقابل دستور قاطع امام بر رسیدگی، موافق شرع بین است؟! و موافق است با حکومت عدل اسلامی؟!....

نوشته اید: " رابعا، بر حسب اطلاع از بعضی از منابع موثق، مسائل مهم تری در پشت این صحنه وجود دارد و محتمل است جناب عالی، وجه المصالحه شده باشید و در امور مهمه، احتمال هم منجز است. مواظب مسئولیت شرعی خود باشید".

نمی دانم آن منبع موثق کیست و آیا اعتماد شما به او، همانند اعتماد به مهدی هاشمی است یا بیشتر یا کمتر؛ ولی تصور می کنم هر که هست، از همان خط است. استاد بزرگوار! برای اینجانب از همان ابتدا مشخص بود که چه می کنم و دقیقا به حول قوه الهی، بر مرز شرع حرکت می نمایم. شما هم علی القاعده باید حالا دیگر متوجه شده باشید که بر خلاف آنچه تصور می فرمودید در رابطه با دستگیری مهدی، نه خطی عمل شده و نه مسئله ای جز جنایت ها و خیانت ها ی آنها پشت پرده بوده و نه کسی بنده را وجه المصالحه قرار داده است....

از ایمان و عطوفت و علاقه جناب عالی به حق و عدل انتظار می رفت که با ملاحظه فیلم تکان دهنده اعترافات مهدی هاشمی و جسدهای جان خراش، برادرانی را که در این زمینه تلاش کرده اند بخواهید و از آنها تقدیر کنید؛ ولی نه تنها چنین نشد، که با کمال تاسف به من خبر دادند موضع شما نسبت به وزارت اطلاعات، همان موضع گذشته است و همین امر باعث شد که در نوشتن این نامه تعجیل کنم، شاید خداوند اثری در این نوشته ها قرار دهد و حضرت عالی که ذخیره حوزه و امید این انقلاب هستید، به خاطر این افراد منحرف و خطرناک، بیش از این صدمه نبینید.

استاد بزرگوار! اگر آنچه نقل می شود واقیت ندارد، و شما هنوز متوجه اشتباه خود در مورد مهدی نشده اید، که حرفی برای زدن نیست؛ ولی اگر متوجه اشتباه خود شده اید، لااقل احتمال بدهیدکه در مورد آقای سید هادی هم اشتباه کنید، در مورد دیگران نیز اشتباه کنید، در قضاوت خود در مورد وزارت اطلاعات هم اشتباه کنید و در آینده متوجه اشتباه خود شوید؛ ولی خدا کند وقتی متوجه شوید که قابل جبران باشد. من در رابطه با این جریان، مکرر یاد نامه ابن عربی به فخر رازی می افتم که نوشت: " شنیده ام که یکی از دوستانت در حضور جمع، تو را گریان یافته. وقتی علت می پرسند، گفته ای: « مسئله ای را که سی سال به آن معتقد بوده ام،امروز برایم ثابت شده که اعتقادم درست نبوده. گریه ام برای آن نیست که چرا سی سال اشتباه فهمیده ام، گریه ام برای این است که می ترسم رای کنونی هم، چون اعتقاد گذشته، پس از مدتی بطلانش ثابت گردد...» ".

استاد بزرگوار! جریانی که پیش آمد سخت تلخ بود؛ ولی برای شما، در این تلخی نعمتی بزرگ از خدای تعالی نهفته بود. نعمت کشف اشتباهی بزرگ، نعمت متزلزل شدن اعتماد به عنصری بی باک و خطرناک که در سِمَتِ مسئول نهضت های آزادی بخش، آن همه پول و امکانات در اختیار داشت و در سایه این اعتماد، صدها قبضه سلاح سبک و نیمه سنگین و ده ها هزار تیر فشنگ و مواد منفجره و پودر سرطانزا، در زیرزمین ها و خانه های تیمی، در جهت اهداف شوم خود، جاسازی و مخفی کرده بود و خدا می داند چقدر از مخالفین خود را، مانند حشمت و فرزندانش، بی سر و صدا و مخفی نابود کرده است؛ ولی به جای سپاس این نعمت و تشکر از کسانی که وسیله این عنایت الهی بوده اند و این جانی خطرناک را از شما جدا کرده اند، متاسفانه، آنگونه که جناب فلاحیان از برخورد جناب عالی نقل می کند، هنوز سر موضع اول هستید و انتقاد می کنید که چرا بنده در مصاحبه گفته ام: " امام از وضع مدارس نگران بوده است" یا چرا آقای سید هادی هاشمی، با موافقت کتبی امام، تبعید شده است و امثال این امور. تاسف می خورم که هر کس آقا هادی و مهدی را می شناسد و از جمله، مسئولین رده اول کشور، می دانند که مهدی و هادی یکی هستند؛ بلکه راس فتنه ها هادی است وبودن وی در کنار شما خطرناک است و به همین جهت، حضرت امام با تبعید وی موافقت فرمود؛ ولی شما نمی دانید و اصرار می کنید به قم بازگردد و حتی در سمت تنظیم کننده پیام ها و سخنرانی های جناب عالی.

و در پایان، چند پیشنهاد دارم و امیدوارم که مانند پیشنهادهای قبلی، مورد بی مهری قرار نگیرد و کار به قیامت نیفتد.

1- نظر خود را در رابطه با این جریان، با دیده اتهام، مورد بازنگری و دقت قرار دهید و در موضعگیری، با امام و افراد متعهد و متقی و خط شناس مشورت کنید.

2- مرتبطین با مهدی هاشمی هنوز در دفتر شما هستند و هنوز این خط، به طور کامل از دفتر شما ریشه کن نشده. برای خدا و شادی دل امام و مردم شهید داده و همه کسانی که دلشان برای آینده این انقلاب می تپد، شخصا برای پاک سازی این خط از بیت شریف خود اقدام کنید. اگر تصمیم گرفتید، اسامی این افراد خدمتتان ارسال خواهد شد.

3- برادرانی را که در رابطه با کشف این جریان خطرناک تلاش کرده اند را بخواهید و حضورا از آنها تقدیر کنید و دستور دهید تشکر شما از رسانه ها پخش شود که این عمل، به سود شما و اسلام و جامعه اسلامی است.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

محمد ری شهری 10/1/66

آقای ری شهری در ادامه می نویسد:" این نامه که نسخه ای از آن را برای حضرت امام نیز ارسال کردم، توسط آقای فلاحیان، حضورا، تقدیم آقای منتظری شد. اما ایشان، دقایقی پس از دریافت نامه، ما را شدیدا مورد حمله قرار داد که چرا فیلم جنازه حشمت و فرزندانش را از تلویزیون پخش کردید؟ این چه کاری بود؟ با این کار، شما آنان (مقتولین) را مظلوم و حزب اللهی معرفی کردید و عده ای حزب اللهی را منزوی نمودید..."

لازم به ذکر است که هادی هاشمی (برادر مهدی هاشمی و داماد منتظری) در بخشی از اتهامات برادرش سهیم و در مواردی متهم اصلی بود. او پس از دستگیری برادرش نیز مرتکب جرایمی از جمله شرکت در تهیه و توزیع اعلامیه های کذب بر ضد مسئولان شد. با این همه چون هادی هاشمی داماد و رئیس دفتر منتظری بود، در صورت دستگیری هادی هاشمی، واکنش تند منتظری قطعی به نظر می رسید.

ان شاء الله در قسمت بعد به نحوه برخورد با هادی هاشمی اشاره خواهم کرد.

ادامه دارد...

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/٢٦ توسط commander

بنابر اسناد موجود و هم چنین روایات نقل شده از اعضای ارشد سازمان مجاهدین خلق در دهه 50، هم چون عزت شاهی، احمد احمد و حتی حسین احمدی روحانی (از مارکسیست های سازمان) اگرچه تغییر رسمی ایدئولوژی سازمان مجاهدین خلق به مارکسیسم در مهرماه 54 و با انتشار جزوه "بیانیه اعلام مواضع ایدئولوژیک" توسط تقی شهرام به‌وقوع پیوست اما روند استحاله کادر مرکزی این گروه مبارز مسلح هیچ گاه یک شبه بوجود نیامد و افرادی همچون محسن خاموشی، تقی شهرام، وحید افراخته و... به مرور زمان و در ابتدا نیز با این توجیه که "مارکسیسم علم مبارزه است" کار را تا بدانجا می رسانند که یکی از اصلی ترین گروه های مبارز علیه رژیم پهلوی که در بسیاری از مواقع نیز از طریق بازار و روحانیت تامین مالی می‌شد، رسما به یک گروهک ضد اسلامی تبدیل می شود.

اما نکته جالب توجه در این میان، عمق نفاق برخی از اعضای سازمان طی سال‌های منتهی به اعلام رسمی تغییر ایدئولوژی است، به‌گونه ای که عزت شاهی در قسمتی از خاطرات خود بیان می دارد برخی از اعضای سازمان اگر چه از سال 52، به‌طور کامل اسلام را کنار گذارده و مارکسیسم را هم علم مبارزه و هم به عنوان مشی زندگی خویش برگزیده بودند اما تا مهرماه سال 54 و اعلام رسمی تغییر ایدئولوژی سازمان، هیچ گاه این مسئله را ابراز نمی داشتند و حتی در برابر تناقضات نظری و رفتاری خویش در پی فلسفه بافی و توجیهات گوناگون بودند و از همه مهم تر آنکه برای سرپوش گذاردن بر ادعای مخالفین خود که رفتارهای آنها را به نفاق تعبیر می کردند، قریب به 2 سال در زندان و در برابر چشمان بسیاری دیگر از زندانیان، نماز را به جماعت برقرار می کردند، تا کسی متوجه اعتقاد قلبی و درونی آنها نشود.

اعضای مارکسیست سازمان فقط به یک علت حاضر به اعلام رسمی تغییر ایدوئولوژی خود در مقطع زمانی مذکور نبودند و آن هم مطرود واقع شدن از سوی مسلمانان مبارز در زندان و از همه مهم تر ملت مستضعفی بود که اصلی ترین هدف از مبارزه با سلطنت پهلوی را یک هدف مقدس الهی و دینی می دانست.

در واقع طبیعی بود اگر اعضای مرتد سازمان قبل از مهرماه 54 رسما تغییر ایدئولوژی خویش از اسلام به مارکسیسم را اعلام می کردند، عملا دیگر پایگاهی در میان سیل عظیم ملت مسلمان و معتقد به اسلام نداشتند و همین موضوع به معنای مرگ رسمی و عملی این اقلیت در فضای سیاسی دهه 50 می شد.

اگرچه امروز بیش از 34 سال از آن برهه تاریخی می گذرد اما شواهد و قرائنی که هم اکنون در فضای سیاسی کنونی در کشور رخ داده، ناخودآگاه ذهن را به سمتی می‌برد که گویی بنا بر قرعه، هر چند وقت یک‌بار تاریخ عیناً تکرار می‌شود و در این میان تنها بازیگران آن تغییر می کنند.

جریان حامی موسوی، اگرچه در ابتدا با محوریت شعارهای مختلف از جمله بازگشت به آرمان‌های اسلام ناب محمدی(ص) و ارجاع به گفتمان اصیل انقلاب 57 اعلام موجودیت و حتی تلاش جهت مصادره رنگ مقدس سبز را نیز در همین چارچوب تفسیر کرد اما گذر زمان نه تنها در عمل نفی همه ادعاهای مذکور از سوی سران این جریان را در پی داشت که در عمل آنچه که مشاهده می شود، حرکت این جریان در راستای نابودی آرمان‌هایی است که بر پایه آن گفتمان اسلام ناب توسط خمینی کبیر بنیان نهاده شد.

فارغ از موضع گیری های قبل از انتخابات میرحسین موسوی در دانشگاه فردوسی مشهد که رسماً اعلام کرده بود به قانون اساسی و به تبع آن ولایت مطلقه فقیه پایبند است و حتی فراتر از آن اظهار داشته بود اگر طی 30 سال اخیر ولایت فقیه در جمهوری اسلامی ایران وجود نداشت، نظام اسلامی با کودتا سرنگون شده بود، اتفاقات اخیر که در پی اهانت های مستقیم حامیان موسوی و جریان سبز به تصاویر امام راحل و رهبر معظم انقلاب به وقوع پیوسته است از زوایای گوناگونی قابل تحلیل است، اما شاید مهم ترین بعد آن همانی باشد که در ابتدای همین نوشتار به صورت قرینه وار به آن اشاره شد.

موسوی اگرچه امروز اهانت به تمثال مبارک امام خمینی(ره) را توسط هواداران خویش انکار می کند اما آیا وی می تواند "شعارهای نه غزه نه لبنان"، "جمهوری ایرانی"، نامه نگاری با حسینعلی منتظری که امام وی را طرد کرد، دیدارهای پنهان و نیمه پنهان با سران نهضت آزادی و... را هم انکار کند؟ به عبارت بهتر موسوی باید پاسخ دهد سرآغاز اهانت به امام از چه زمانی آغاز شد؟ و حتی بر فرض آنکه تصویر امام(ره) توسط هواداران وی مورد اهانت قرار نگرفته است اما چه ظرفیتی در این جنبش به رهبری موسوی وجود دارد که هیچ کس انکار این موضوع از سوی وی را بر نمی تابد؟

طی 6 ماه بعد از انتخابات تاکنون چه اتفاقاتی خواسته و ناخواسته از سوی جنبش سبز و شخص موسوی به‌وقوع پیوسته است که انکار این موضوع از سوی موسوی افکار عمومی را نه تنها توجیه نمی کند که همگان وی را مقصر اصلی در این زمینه قلمداد می کنند؟ پاسخ به این سوال آشکار است. همان زمان که در روز قدس به نفع رژیم صهیونیستی شعار داده شد، همان زمان که موسوی خود را خط امامی می دانست و همزمان با منتظری نامه نگاری می کرد، همان لحظه ای که هواداران وی سرمست و شادمان فریاد جمهوری ایرانی و و مرگ بر اصل ولایت فقیه را سر می دادند، دیگر نیازی نبود تا عکس امام توسط هواداران وی مورد اهانت قرار بگیرد زیرا قبل از هر چیز، اندیشه و بینان تفکر اسلام ناب خمینی کبیر مورد اهانت جریان بی ریشه ای قرار گرفته بود که دیگر اهانت به یک تصویر نقشی در تکمیل این پازل نداشت.

با این اوصاف نه تنها امروز انکار موسوی نسبت به اهانت به تمثال امام(ره) توسط حامیانش جای هیچ تعجبی ندارد، بلکه اگر وی این اتفاق را انکار نمی کرد، حیرت و تعجب ناظران سیاسی و افکار عمومی را موجب می شد چرا که جریان سبز خواسته یا ناخواسته با قبول چنین اتفاقی و برعهده گرفتن مسئولیت آن، یک‌بار برای همیشه از عرصه سیاسی جمهوری اسلامی ایران حذف خواهد شد. اتفاقی که شباهت بسیاری با تغییر مواضع ایدئولوژیک سازمان مجاهدین خلق در دهه 50 دارد، برهه ای که اعلام رسمی عدم پذیرش اسلام و جایگزینی مارکسیسم منجر به طرد گسترده اعضای مارکسیست سازمان توسط توده ها و بسیاری از خواص شد و در نهایت نیز سازمان با ایجاد خشونت و فجایعی که برای همیشه در تاریخ ثبت شده است، نسبت به بسیاری از اعضای مسلمان خویش از جمله مجید شریف واقفی سیاست تصفیه و حذف فیزیکی را در پیش گرفت و در نهایت نیز پس از پیروزی انقلاب اسلامی با وارد شدن به فاز مسلحانه و جنگ نظامی با ملت ایران، به طور کامل از سوی مردم مسلمان و معتقد به اسلام ناب محمدی (ص) حذف شد.

اما در حال حاضر اگرچه عدم اعتقاد جریان سبز به اسلام ناب محمدی و به خصوص ولایت فقیه و به تبع آن نیز اندیشه امام راحل، برای عوام و خواص کاملا روشن گشته است، لکن چه زمانی این جریان به طور رسمی اعلام خواهد داشت مشکل اساسی آن، نه با انتخابات دهم ریاست جمهوری و... ، بلکه با اساس اندیشه خمینی کبیر است؟

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/٢٥ توسط commander
هک سایت جنبش سبز اموی

سایت موج سبز از مجموعه سایت های حامی اصلاح طلبان و میر حسین موسوی و مهدی کروبی  (اغتشاشگران) که پس از انتخابات اخیر ریاست جمهوری آغاز به کار کرده است ، هک شد.

 

به هنگام مراجعه به این سایت صفحه ای مشکی ظاهر می شود که روی آن به انگلیسی نوشته شده است: " این سایت از سوی ارتش سایبری ایران هک شده است".

زیر این پیام پرچمی سبز با شعار قرمز "یا حسین علیه السلام" به چشم می خورد که زیر آن شعری بدین مضمون نوشته شده است:


اگر فرمان دهد رهبر بتازیم اگر او خواهد از ما سر ببازیم

اگر صبر و قرار از ما بخواهد بشینیم و بسوزیم و بسازیم

سایت موج سبز از سوی گروهی از اصلاح طلبان جنبش سبز اموی در خارج از کشور راه اندازی و مدیریت می شود. 

آدرس سایت هک شده : http://www.mowjcamp.org

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/٢٥ توسط commander

 

 

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/٢٥ توسط commander

سکانس اول: موسوی از بمب های جنگی تا بوم های نقاشی!

 

خاتمی با آن عبای شکلاتی اش تازه از سفرهای استانی به یاسوج، شیراز و بوشهر برگشته بود و همه چیز برای اصلاح طلبان و  مرد صاحب "دستهای جنجالی" رنگ و بوی ناامیدی داشت چراکه استقبال مردمی از خاتمی حاکی از رویگردانی مردم از جریان موسوم به اصلاح طلب بود و همه این جریانات زمانی رخ داد که ثبت نام نامزدهای دوره دهم ریاست جمهوری آغاز نشده و این سفرها برای آزمودن فضای حاکم بر افکار عمومی صورت می پذیرفت. در چنین فضایی اصلاح طلبان که همه چیز را از دست رفته می دیدند و حنای خاتمی شان و شعارهای دروغین آزادی بیانشان هم دیگر برای مردم رنگی نداشت به این در و آن در می زدند تا فردی را که قرابت قابل قبولی با اندیشه هایشان دارد به عنوان کاندیدای مطبوعشان معرفی و مورد حمایت قرار دهند، مسلما در این بین خاتمی از آن جهت با اقبال عمومی در سفرهایش مواجه نشد که ملت ایران هنوز ذلت ها و رنجهای 8 ساله دولت او را فراموش نکرده بودند و اکنون با استفاده از نتیجه آزمون خاتمی باید به سراغ فردی رفت که در اذهان عمومی جز یک "خاطره" از وی چیزی در بین نباشد و چه کسی بهتر از میرحسین موسوی که در عملکرد 8 ساله خود اثبات کرد که از صدر تا ذیل نظام از امام(ره) تا مجلس و مطبوعات را هیچ کدام بر نمی تابد گرچه در ابتدا برخی از اصلاحاتیون به وی لقب هندوانه قاچ نخورده، غارنشین، دیرحسین و… دادند اما شرایط٬ بحرانی است و بقولی کاچی از هیچی بهتر است!

 با اینکه در راه انقلاب حتی یک سیلی هم نخورده بود به برکت اسلام و انقلاب اسم و رسمی یافت وی در مدت 8 سال نخست وزیری اش (60-68) که مصادف با جنگ تحمیلی و رهسپار شدن جوانان این مرز و بوم به قربانگاه الهی بود، ایشان 3 مرتبه استعفا (که بیشتر به قهری کودکانه شباهت داشت) نمودند و در دفعه آخر هم به مدت 1-2 هفته ناپدید شدند و این در حالی بود که کشور در بحرانی ترین شرایط جنگ بسر می برد و موسوی نخست وزیر مملکت بود! قهرهای بچه گانه موسوی با نامه شدیداللحن خمینی کبیر پاسخ داده می شود و اوضاع مملکتی کمی مساعدتر  می شود.

مثلث "ما نمی توانیم" متشکل از موسوی-هاشمی-رضایی جام زهر را به ... و جنگ تمام می شود همراه با آن دهه 60 با همه خون دلهایی که میرحسین برای امام(ره) به ارمغان آورده بود، تمام شد و سکوتی 20 ساله از 68-88 برای موسوی آغاز شد و در این مدت هجمه ها و حملات گسترده و سازمان یافته ای علیه  اسلام و انقلاب و آرمانهای امام و خود امام و هتک حرمتهای فراوانی به معصومین(ع) و حتی خدا در میان مسئولین و مطبوعات اصلاح طلب صورت گرفت اما احساس خطری از سوی یار غار امام(!) احساس نشد و همچنان تابلوهای نقاشی  مهمتر از آرمان های امام بودند!

 

سکانس دوم: بازگشت موسوی

 

میرحسین موسوی آمد و از همان ابتدا بر چند طبل بطور توامان کوبید، از راه نرسیده و عرق جبینش خشک نشده احتمال تقلب، پیروزی پیشاپیش خود، دروغگویی دولت و صداقت خود، قانونمداری خود و قانونگریزی دولت و خلاصه هر گزینه ای که در آن٬ او خوب است و بقیه بد! را هرجا که می رسید طوطی وار و بدون ذکر دلیل و مدرکی طرح می کرد و این همان چیزی بود که عوامل پشت صحنه و صحنه گردان اصلی خواهان آن بودند.

موسوی از همان ابتدا تفرقه را در میان مردم با انتخاب رنگ سبز کلید زد. وی در ساعت 21 روز 22 خرداد که هنوز رای گیری در شعب اخذ رای ادامه داشت پیروزی خود را قبل از شمارش آرا اعلام و در پی آن خاتمی و برخی سران اصلاحات پیروزی وی را تبریک گفتند و اینطور یکی از شگردهای انقلاب های رنگی از سوی گروه مذکور کلید خورد و آنان هر نتیجه ای غیر ار آن را  نشان تقلب(!) و منجر به شورش عمومی دانستند.

دیکتاتوری اقلیت سبز با لشکرکشی به کف خیابانها بواسطه توهم تقلب و احساسات تحریک شده شان، جرمی بزرگ و ظلمی آشکار را نسبت به مردم و نظام اسلامی روا داشتند  که تبعات اولیه و مهم آن نادیده گرفتن حماسه حضور 40 میلیونی مردم در انتخابات، نهادینه کردن قانون شکنی و دیکتاتوری سبز٬ به آتش کشیدن اماکن عمومی و وسائل نقلیه عمومی و شخصی مردم، سوزاندن بانک ها، کشتن تعدادی از افراد بی گناه، به آتش کشیدن مسجد لولاگر توسط فرقه سبز و هزاران جرم بزرگ و کوچک دیگر که هیچگاه از سوی میرحسین موسوی در بیانیه های گاه و بیگاهش محکوم که نشد هیچ بلکه تحریک به اغتشاش هم می شد.

پس از بازداشت عده ای از سران اغتشاشات که با هنرنمایی عده ای از آقازاده ها و سقوط برخی خواص و نقش آفرینی دشمنان خارجی و داخلی و انجمن های تروریستی شکل گرفته بود، آرامش به جامعه بازگشت؛ لزوم این بازداشت ها آنجا اهمیت می یافت که در روزهای آخر کودتای مخملی سبز شاهد تغییر ماهیت انتظامی به امنیتی بودیم که با درخواست مردم و اراده نظام و تقدیم 20 شهید بسیجی (از مجموع 37 کشته) و صدها زخمی، فضای آرامش به جامعه بازگشت. محمد علی ابطحی در اعترافاتش اینگونه می گوید:«نادانی میرحسین موسوی، خیانت خاتمی و انتقام هاشمی رفسنجانی دلیل بروز مشکلات بعد از انتخابات بود.»

 

سکانس سوم: به خدا من زنده ام!

 

در این فاز پروژه هایی بصورت زنجیروار کلید می خورد که هدف آنها ایجاد حداکثر تاثیرگذاری بر مخاطب با دروغ های بزرگ زودباور است. در این مرحله از سوی فرقه ضاله سبز پروژه "شهید سازی" توسط علیرضا بهشتی و الویری با ارائه لیست کشته شدگان 72 نفره سبز کلید خورد که با یکی یکی زنده شدن افراد کشته شده در لیست کذایی فوق این پروژه به شکست انجامید. در گام بعدی پروژه "تجاوز" توسط مهدی کروبی با ارائه چند حلقه سی دی خود ساخته و دروغین شروع شد که با پیگیری قوه قضاییه و پزشکی قانونی کذب بودن ادعای تجاوز اثبات و تهیه کننده فیلم مذکور به خارج کشور گریخت، کروبی هم خواهان خاتمه پیگیری ها شد!

 

سکانس چهارم: خط امام یا دستخط امام!

 

فاز بعدی جریان سبز، استفاده حداکثری از مناسبت ها بود تابه این ترتیب بتواند به بازسازی بدنه فروریخته اجتماعی خود بپردازد به این ترتیب در روز قدس عده ای با نماد سبز که روزه خواری می کردند بر خلاف آرمان و اهداف روز قدس که حمایت از ملت مظلوم فلسطین و تلاش برای رهایی قدس شریف است شعار انحرافی "نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران" را مطرح نمودند که خلاف بیان صریح رسول الله(ص) می باشد که فرمود:«اگر مسلمانی ندای کمک خواهی مسلمانی را بشنود و به داد او نرسد مسلمان نیست» همین دست رفتارها سبب شد نا ملت بزرگ ایران در این روز عزیز خاتمی، موسوی و کروبی را از جمع خود دور کنند و فراری دهند.

سبزها در  13 آبان، روز استکبارستیزی و تسخیر لانه جاسوسی آمریکا توسط دانشجویان پیرو خط امام، در حرکتی انحرافی و دشمن پسند بجای مرگ بر آمریکا که اول مستکبر عالم و دشمن شماره یک اسلام و بشریت است شعار مرگ بر روسیه و چین سردادند تا یک بار دیگر وابستگی خود به آمریکا را نمایان نمایند.

اما در 13 آبان 88 جمله ای بر زبان فرقه سبز جاری شد که به مثابه پای نهادن بر خون شهدا و دهن کجی به امام خمینی(ره) بود و آن شعار "استقلال آزادی جمهوری ایرانی" است شعاری که داعیه داران با امام بودن هیچ واکنشی نسبت به آن بروز ندادند شاید خوشحال هم شده باشند… از آن امامی دم می زنم که فرمود: جمهوری اسلامی نه یک کلمه کمتر و نه یک کلمه بیشتر. و آن امامی که فرمود: اگر کسی جمهوری اسلامی را بدون اسلامش بخواهد دشمن ماست… و آیا اکنون می توان گفت میرحسین موسوی و حامیان سبزش دشمنان خمینی کبیر هستند؟

 

اما عملکرد کودتاچیان سبز در 16 آذر، سالروز شهادت 3 آذر اهورایی استکبارستیز و ضد آمریکایی، آنقدر وقیحانه و بیشرمانه بود که دل هر ایرانی مسلمان و وجود هر انسان انقلابی را پر از اندوه می کند.

میر حسین موسوی با اعمال غیر عقلانی و دشمن پسند خود، زمینه ایجاد اغتشاش و نا امنی و اهانت ها را فراهم آورد و هموست مسبب اصلی اهانت به امام خمینی(ره) در 16 آذر در دانشگاههای تهران، شریف، شیراز، کرمانشاه و سایر نقاط اما جالب و یا بهتر بگویم تاسف بارترین نقطه تاریک این مساله آنجاست که موسوی خط امامی! بازهم همچون گذشته واکنشی ندارد که انجام دهد! و  در مقابل صدا و سیما که جریانی مخوف را رسوا نمود٬ مورد هجوم قرار می گیرد. اما واکنش های مردمی، دانشجویان، بازاریان و… بر علیه هتک حرمت امام خمینی(ره) بقدری گسترده بود که بی بی سی فارسی و صدای آمریکا که از ناشرین کلیپ های اهانت به امام بودند در اقدامی انفعالی و اجباری از امام خمینی(ره) تمجید کردند و کار به جایی رسید که نوری زاده ضد انقلاب و جیره خور اسرائیل هم در این جریان قرار گرفت!!!

هتک حرمت نسبت امام عزیز از سوی سبزها به این دلیل صورت گرفت که معاندان نظام  جمهوری اسلامی بخوبی دریافته اند که تا زمانیکه یاد امام در میان مردم زنده است به همان اندازه نیز انقلاب پویا٬ سرزنده و موثر است.

اقدامات دشمن پسند فرقه سبز کار را بجایی رساند که مجید توکلی لیدر سبزها در دانشگاه امیرکبیر و سمبل مقاومت اصلاحات(!) بعد از نفی عصمت رسول الله(ص) و حضرت علی(ع) و اهانت به امام و رهبری با تاسی به مرادش بنی صدر خائن با پوششی زنانه از دانشگاه قصد فرار داشته و سبزهای مدعی خط امامی در تجمعات دانشگاه تهران بجای مجکومیت هتک حرمت، عکس های منتظری را در دست میگیرند! تا یکبار دیگر ثابت کنند امام و خط امامی بودن تنها یک بهانه است… فریاد وا امامایشان گوش فلک را کر کرده و عملشان باعث شده عده ای سبز با آتش زدن تصاویر امام و تصویربرداری از آن و ارسال به بی بی سی فارسی، صدای آمریکا و واشنگتن تی وی خوش خدمتی شان را به اثبات برسانند و دشمن از همه جا ناامید را امید تازه ای ببخشایند.

 

سکانس پنجم: بازگشت به عقب، داماد لرستان!


همه این جریاناتی که با دور تند گذشت از یک "دروغ بزرگ" شروع شد، توهم تقلب. برای اثبات چگونگی تقلب فرصت 15 روزه شورای نگهبان برای ارائه مستندات و بازشماری 10 درصدی صندوق ها هم فایده ای نداشت چراکه اصلا قرار نبود چیزی از سوی سبزها به عنوان حقیقت جز آنکه خودشان می گویند وجود داشته باشد! اما بالاخره زهرا رهنورد همسر میرحسین موسوی بعد کلی پیگیری و خواهش یک سند از تقلب ارائه داد و گفت: موسوی که ترک است پس رای ترک ها مال اوست، من هم لرم و موسوی داماد لرهاست پس رای لرها هم مال اوست… حالا که رای نیاورده پس تقلب شده! این هم از استدلال متفکرترین زن جهان!!!

 

سکانس ششم: از گوگوش تا سروش!

 

اصرار سران فرقه سبز و در راس آنها میرحسین موسوی برای تبدیل یک مشکل انتخاباتی به بحران اجتماعی و تهدید مکرر نظام اسلامی از سوی وی کار را بجایی رسانده که علاوه بر نهادینه شدن قانون شکنی در جامعه جریانی ایجاد شده که از بی حرمتی به هیچ جایگاهی ابایی ندارد و تمامی تبعات آن متوجه شخص موسوی و سران فتنه می باشد کسانی که با عملکرد خود حامیانی از گوگوش تا سروش را دور خود جمع کرده اند که در این بین گروه های تروریستی، ضد انقلابیون، سلطنت طلب ها و صهیونیست ها و همجنس بازان(!) به چشم می خورد و باز هم ندای  وا امامای آنها در اوج است.

 

سکانس هفتم: برو و زنده بمان یا بایست و بمیر!

 

اما منافقینی که در لباس دوستی اسلام و انقلاب و امام خمینی(ره) خود را بجای دلسوز و ناجی ملت ایران(!) جا زده اند بدانند، ایستادگی شان مقابل انقلاب اسلامی و اسلام انقلابی و انقلابیون مسلمان ایرانی و تعظیم آنان به آمریکای مستکبر و اسرائیل کودک کش کار آنان را به جایی خواهد رساند که عاقبتی جز نابودی برایشان قابل تصور نیست. و مکروا و مکرالله والله خیر الماکرین.

 

سکانس هشتم: معرفی!

 

اگر می خواهید ما را بشناسید داستان کربلا را بخوانید...

 

منبع

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/٢٤ توسط commander

یکی از عناصر اپوزیسیون مقیم آمریکا می گوید جنبش سبز با دروغ هایی که گفته به پایان راه رسیده است.
داریوش سجادی که در روزگار اصلاحات با برخی نشریات اصلاح طلب همکاری داشته در گفت وگو با گویانیوز تصریح کرد: جنبش سبزی که دغدغه صیانت از قانون اساسی و بازگشت به انقلاب را داشت، روزقدس تمام شد و تاریخ انقضای آن به سر رسید.
وی اظهار داشت: این حرکت توسط اغیار «های جک» شد و اکنون تمامیت 30 سال گذشته را زیرسوال می برد هرچند که رهبران آن در بیان کجروی جنبش شرم حضور دارند اما بین آنها و بدنه کف خیابان یک ناسازگاری و ناهمدلی وجود دارد.
وی به تکرار حوادث سال های انقلاب در سال های اخیر و بلند کردن تابلوهای انحرافی اشاره کرد و گفت: سازمان مجاهدین خلق، چریک های فدایی خلق و حزب توده تا قبل از نماز عید فطر قیطریه اساساً انقلاب را قبول نداشتند و می گفتند این یک حرکت خرده بورژوازی کمپرادور است اما پس از آن از خانه های تیمی بیرون آمدند و پلاکاردهایی بالا بردند تا تظاهرات را مصادره کنند. این همان شیطنتی بود که سردفترتحکیم وحدت به عنوان یکی از نهادهای انقلاب هم افتاد و کمونیست ها و ملی-مذهبی ها از نردبان آن بالا رفتند و تحکیم را از بین بردند و خودشان هم در نهایت به هیچ جا نرسیدند. من مشکلی ندارم که یک سری از معترضان برای عیاشی فلان میدان را لبریز از شراب کنند و تا صبح در آن شنا کنند]!![ اما نخودنخود هر کس برود زیر علم خود. مارکسیست ها و توده ای ها و چریک های فدایی خلق و کیانوری توده، آن روزهای اول انقلاب شدند طرفدار سرسخت ولایت فقیه. زیر علم آیت الله خمینی سینه می زدند نمی گفتند زیر علم مارکس و لنین .
وی اضافه کرد: اعتقاد دارم جنبش سبز اول از همه چوب دروغ را می خورد. 24 خرداد احمدی نژاد یک سخنرانی کرد و همان جا اولین دروغ جنبش سبز اتفاق افتاد. عین جمله احمدی نژاد این بود «پیروز انتخابات 40 میلیون شهروندانی بودند که در انتخابات شرکت کردند». من طرفدار احمدی نژاد نیستم ولی دروغ را منتسب نمی کنم. وقتی ایشان می گوید 40 میلیون نفر پیروز هستند یعنی مجموع آرای موسوی و کروبی و رضایی. اما جنبش شیطنت کرد و گفت منظور از خس و خاشاک یعنی طرفداران موسوی. این دروغ جنجال زیادی به دنبال داشت.
سجادی با اشاره به اعتراضات خیابانی انبوه در روزهای اول پس از انتخابات، گفت: 30 خرداد ناگهان آن میلیون نفر آب شد. عددی بین 5 هزار تا سیصدهزار نفر- هر کدام از این عددها را که خودتان مایلید -در خیابان ها ماندند. چه شد آن اکثریت میلیونی که بعد از خطبه های نمازجمعه آقای خامنه ای آب شده و ناپدید شدند... برای نسل انقلاب، میرحسین نماد دوران طلایی جنگ و انقلاب بود و بخشی از آراء 13 میلیونی ایشان مربوط به بچه حزب اللهی های نظام بود که سال ها زیر علم چپ سینه زدند. بنابراین فردای نمازجمعه، آن حضور میلیونی آب شد. یکی اینکه بخشی از رأی دهندگان به دلیل دلبستگی به نظام و بعد از تحلیل نهایی، به خاطر صحبت های آقای خامنه ای به عنوان بالاترین مرجع قانونی، بین موسوی و ولایت فقیه، ولایت فقیه را پذیرفته و ادامه ندادند. اما اگر صحبت این است که ترس باعث شد بقیه آب شوند، چرا جنبش سبز «یا حسین، میرحسین» یعنی مبارزه تا مرز شهادت سر می دهند؟ اگر ترسیدید چرا شعار «ما همه مرد جنگیم، بجنگ تا بجنگیم» سر می دهید؟ خوب بجنگید، پس چرا انگل وار سوار بر تجمعات حکومت می شوید؟ گفتند احمدی نژاد 65 درصد کو؟ من می گویم 24 میلیون نفر شما کو؟ مگر نمی گفتید اگر تقلب بشه، ایران قیامت می شه؟ پس چرا نشد و اعتراضات صرفاً محدود به تهران و آن هم مرکز و شمال تهران شد؟...
این عنصر مخالف اضافه کرد: عطا ءالله مهاجرانی در بی بی سی می فرمایند « من گله دارم از علمای شیعه، اکنون جز آیت الله صانعی و آیت الله منتظری علمای دیگری نداریم که از جنبش سبز حمایت کند». بنده از فرصت استفاده می کنم واز ایشان می پرسم آیا علما این قدر گیج هستند؟ میرزای شیرازی با یک خط فتوا قرارداد رژی را کان لم یکن کرد اما چه اتفاقی افتاده که با فتوای آن دو آقا آب از آب تکان نمی خورد؟ چون که بدنه معترض اهل فتوا نیستند که خود را معطل فتوا کرده باشند تا تکلیف خود را با حکومت روشن کنند. اینها نه نماز خوانده اند، نه وجوهات شرعی داده اند. روحانیت شیعه مگر دیوانه است که نفوذ کلام خود در اقشار مذهبی را پای کسی هزینه کند که هنوز به قدرت نرسیده می گوید «استقلال آزادی جمهوری ایرانی» و از الان زیرآب اسلام را می زند.
وی در ادامه بررسی دروغ های انبوه گفته شده و شکست زودهنگام اپوزیسیون اظهار داشت: از آرش حجازی شاهد قتل ندا آقاسلطان یا هر کس دیگر که پاسخ دهد، می پرسم. 48 ساعت بعد از حادثه با ویزای آماده در جیب!! سر از بی بی سی درآوردند و گفتند قاتل ندا را گرفتیم و کارتش را درآوردیم و بسیجی بود. شما می گویید جنبش سبز یک جنبش نایس ملاطفت طلب است، بعد هم توانستید یک بسیجی را خلع سلاح کنید و کارتش را درآوردید و ایشان هم وایساده و شما را نگاه کرده! از کی تا حالا این قدر دلاور شدید که یک قاتل مسلح را خلع سلاح می کنید و بعد هم ولش می کنید؟ آیا روی پیشانی بنده و امثال بنده نوشته شده ابله!!! ندا آقاسلطان با آن فیلمبرداری حرفه ای کشته می شود و تصادفاً!! شبکه های بی بی سی و العربیه و فاکس نیوز به نمایندگی از دول انگلستان و عربستان و اسرائیل به مدت یک هفته بمباران تصویری می کنند تا نهایتا اوباما به سخنرانی انتقادی درباره نقض حقوق بشر در ایران بپردازد.
سجادی با اشاره به تلاش ناکام سبزها برای مصادره جمعیت میلیونی مردم در روز قدس و ارائه آمارهای دروغین درباره جمعیت ریزش کرده سبزها اظهار داشت: آنها می توانند با آرزوهایشان لذت ببرند اما قطعا نمی توانند با آرزوها و توهمات و تخیلات، واقعیت را گریم کنند. آیا آنها واقعا خشونت گریز هستند وقتی اتوبوس آتش می زنند و بعد هم با این صحنه عکس یادگاری می گیرند... در همین لس آنجلس، 68 نفر را به خاطر حمله به یک نفر پلیس در آن واحد کشتند هیچ احدی هم نتوانست معترض باشد. یکی از عوامل خشونت، حمله به پایگاه بسیج بود... آقایان اصلاح طلب افتضاح به بار آوردند.

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/٢٤ توسط commander

مجله آمریکایی تایم طی یک نظرسنجی درباره مهمترین شخصیت سال 2009 نام معترضان ایران را در رتبه اول و نام دزدان دریایی سومالی را در رتبه دهم قرار داد.


  مجله آمریکایی "تایم " به تازگی یک نظرسنجی درباره مهمترین شخصیت سال 2009 برگزار کرده است که در لیست کاندیداهای آن، نام برخی شخصیت‌های سیاسی و فرماندهان نظامی آمریکا در خاورمیانه در کنار معترضان ایران و دزدان دریایی سومالی آمده است.
تا آخرین لحظه تنظیم این گزارش، نتایج نظرسنجی فوق معترضان ایران را در رده اول قرار داده بود، در حالی که نام دزدان دریایی سومالی در رده دهم قرار داشت.
"باراک اوباما "، رئیس جمهور آمریکا اخیرا با صدور فرمان اعزام 30 هزار نیروی کمکی آمریکا به افغانستان، جایگاه دوم در این لیست را به خود اختصاص داد.
"استنلی مک‌کریستال "، فرمانده نظامیان آمریکایی و ناتو در افغانستان که مجری جنگ واشنگتن در کشور جنگ‌زده افغانستان است، در رده پنجم این نظرسنجی قرار گرفته است.
دزدان دریایی سومالی نیز در رتبه دهم خود را چندین رتبه پایین‌تر از معترضان ایران، اوباما، مک‌کریستال جای دهند.

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/٢۳ توسط commander

 

روند رو به کاهش محبوبیت حامیان موسوی در دانشگاه ها یک روز پس از سخنرانی تاریخی رهبر معظم انقلاب اسلامی در جمع مبلغین محرم، ابعاد تازه ای به خود گرفت و با حضور چشمیگیر دانشجویان انقلابی در دانشگاه امیرکبیر و عدم همراهی دانشجویان این دانشگاه با حامیان موسوی، موجب انزوای هر چه بیشتر این جریان افراطی در دانشگاه امیرکبیر شد..

 در حالی که حضور چشمگیر دانشجویان انقلابی در روزهای 16 و 17 آبان در دانشگاه‌ تهران و سایر دانشگاه‌های تاثیر گذارکشور، طرفداران موسوی را که به صورت ویژه‌ای روی این دو روز متمرکز شده بودند، ناکام گذاشت و در شرایطی که موج نفرت عمومی از اقدامات ساختارشکنانه این طیف نسبت به هتک حرمت حضرت امام (ره) در حال افزایش است، دانشجویان حامی موسوی در دانشگاه تهران و امیرکبیر تلاش کردند تا با برپایی تجمعاتی، حامیان خود را از انفعال موجود خارج کنند، اما این برنامه نیز امروز دوشنبه به دلیل حضور چند برابری و پرشور دانشجویان انقلابی، و عدم همراهی دانشجویان با جریان افراطی در دانشگاه امیر کبیر به صحنه ای برای یاس و ناامیدی دانشجویان حامی موسوی در این دانشگاه تبدیل شد.

 حوال ساعت 12 ظهر امروز دوشنبه، تعداد نزدیک به صد نفر از دانشجویان افراطی این دانشگاه که این روزها به دلیل فرار یکی از سردسته های خود با لباس زنانه در معرض انتقاد شدید افکار عمومی دانشجویان قرار گرفته بودند، با حضور در صحن اصلی دانشگاه و با شعارهای " یا حسین، میرحسین" تجمع غیر قانونی خود را آغاز کردند، این تعداد که در تلاش بودند، با دعوت از دیگر دانشجویان به جمعیت خود بیافزایند، پس از دقایقی با سیل جمعیت دانشجویان انقلابی که پس از اقامه نماز ظهر از مسجد دانشگاه خارج می شدند مواجه شدند، و در حالی که با مشاهده جمعیت اندک نزدیک به صد نفری خود در مقاابل جمعیت 500 نفری این دانشجویان منفعل شده بودند به سمت درب حافظ این دانشگاه حرکت کردند که این حرکت نیز با شعارهای انقلابی دانشجویان دیگر و عدم همراهی دانشجویان دانشگاه مواجه شد.

این بی توجهی دانشجویان امیرکبیری به اقدام افراطیون هم دانشگاهیشان به حدی بود که این جماعت که اکنون به 200 نفر رسیده بودند، با سر دادن شعار "دانشجوی با غیرت حمایت حمایت" از دیگر دانشجویان خواهش کردند تا به آنها بپیوندند.

برخی از هدایت کنندگان این جمع نیز با انتقاد شدید از عدم همراهی دانشجویان دانشگاه با توهین به آنها اعلام کردند که لیاقت اقدامات آزادیخواهانه آنها را ندارند!

با این حال این دانشجویان با حرکت به سمت دانشکده پلیمر تجمع خود را ادامه دادند که باز هم با حضور گسترده دانشجویان انقلابی مواجه شدند به نحوی که هنگامی که این جمع اندک شعار " یا حسین " را سر دادند، دانشجویان انقلابی با سر دادن شعار " کربلا" پاسخ حامیان موسوی را دادند.

به این ترتیب پروژه تجدید قوای، دانشجویان افراطی دانشگاه امیرکبیر به دلیل حضور دانشجویان انقلابی دانشگاه امیرکبیر و عدم همراهی دانشجویان دانشگاه با این طیف افراطی به بهانه ای برای انزوای هر چه بیشتر این طیف افراطی در دانشگاه امیر کبیر تبدیل شد، هر چند رسوایی فرار لیدر این دانشجویان با لباس زنانه نیز بر این انزوا بی تاثیر نبوده است.

این در حالی است که روز گذشته نیز در یک اقدام بی سابقه در تاریخ دانشگاه امیرکبیر 1000 نفر از دانشجویان انقلابی این دانشگاه، در یک راهپیمایی اعتراضی در صحن دانشگاه، نسبت به هتک حرمت امام راحل در روز دانشجو اعتراض کردند.

لشکر کشی اتوبوسی انجمن دانشگاه تهران برای تکمیل ظرفیت سالن چمران

در همین حال انجمن اسلامی دانشگاه تهران که نقش وی‍ژه ای در هدایت آشوب های روزهای 16 و 17 آذر در این دانشگاه داشت، نیز با دعوت از نزدیک به 12 فعال اصلاح طلب سعی کرد تا در برنامه ای که در تالار شهید چمران دانشکده فنی برگزار می کند، به نوعی دست به یک تجدید قوا در سطح این دانشگاه بزند.

 در حالی که گزارش هایی از مشاهده تعدادی اتوبوس در خیابان پور سینا و ضلع شمالی دانشگاه تهران برای انتقال داشجویان شرکت کننده در مراسم انجمن اسلامی حکایت می کرد، مسئولان برنامه از پر شدن سالن چمران جلوگیری کردند، تا سالن چمران که در برنامه های مشابه مملو از جمعیت "ایستاده" دانشجویان بود، امروز شاهد تعدادی دانشجو باشد که در اطراف این سالن به راحتی"نشسته اند"، در عوض دانشجویانی که به سالن راه نیافته بودند، مجبور شدند در راهروهاای این دانشکده پیگیر سخنان سخنرانان پر تعداد برنامه انجمن اسلامی دانشگاه تهران باشند تا جمعیت استقبال کننده از برنامه انجمن اسلامی بیش از حد معمول به نظر برسد. این در حالی بود که در این جلسه، جلایی پور، نجفقلی حبیبی، رهامی، زیباکلام، کولایی و تعدادی دیگر از فعالان اصلاح طلب به سخنرانی پرداختند. اما در همین حال زمزمه هایی از برگزاری تجمع توسط انجمن دانشگاه تهران نیز به گوش می رسید و این در حالی بود که خبری از صدور مجوز این تجمع منتشر نشده بود.

در عین حال، برنامه ای نیز با سخنرانی مهدی کوچک زاده در این دانشگاه برقرار بود که مخاطب آن دانشجویان انقلابی دانشگاه بودند، این در حالیست که تحصن سه روزه داشنجویان معترض به هتک حرمت به حضرت امام(ره) نیز در مسجد این دانشگاه در حالی برگزاری است.

با این حال پروژه تجدید نیروی حامیان موسوی در دانشگاه های تهران و امیرکبیر آنهم یک روز پس از سخنان تاریخی رهبر انقلاب، بدلیل عدم همراهی بدنه دانشجویان و حضور پر رنگ دانشجویان انقلابی بار دیگر با شکست مواجه شد، تا بیش از پیش بی ریشگی این جریان در دانشگاه ها نیز مشخص شود.

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/٢۳ توسط commander

امام خمینی می فرمودند: هر کس مسیرش مسیر اسلام نباشد دشمن ماست، با هر اسم که می‌خواهد باشد. هر کس جمهوری (بدون اسلام) را بخواهد دشمن ماست برای اینکه دشمن اسلام است.

به گزارش فارس،گزیده ای از فرمایش امام راحل در سخنرانی حضرت امام در 2 خرداد 1358به شرح ذیل است:

صحیفه امام جلد هفتم صفحه 456:
اگر شما دیدید این جمعیت‌هایی که الان مشغول فعالیت هستند، جمهوری که می‌گویند «جمهوری» می‌گویند یا جمهور دموکراتیک می‌گویند یا جمهوری دموکراتیک اسلامی. اگر این‌ها جمهوری گفتند، این همان معنایی است که دشمن‌های ما می‌خواهند، دشمن‌های ما از جمهوری نمی‌ترسند،‌از اسلام می‌ترسند، از جمهوری صدمه ندیدند از اسلام صدمه دیدند.

صحیفه امام جلد هفتم صفحه 457:
دشمن ما فقط محمد رضا خان نبود. هر کس مسیرش مسیر اسلام نباشد دشمن ماست، با هر اسم که می‌خواهد باشد. هر کس جمهوریبدون اسلام[ را بخواهد دشمن ماست برای اینکه دشمن اسلام است. هر کس پهلوی جمهوری اسلامی «دموکراتیک» بگذارد، این دشمن ماست. هر کس جمهور دموکراتیک بگوید این دشمن ماست، برای این که اسلام را نمی‌خواهد ما اسلام می‌خواهیم. ما این همه فداکاری کردیم... برای این بود که اسلام را می‌خواستند.

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/٢٢ توسط commander

حضرت آیت الله خامنه ای با بیان اینکه من هیچ اعتقادی به دفع افراد ندارم اظهار داشتند: ولی بعضی خودشان اصرار دارند که دفع شوند و یک اختلاف داخلی را تبدیل به مبارزه با نظام کنند.

به گزارش رجانیوز، رهبر معظم انقلاب صبح امروز در دیدار جمعی ازطلاب و اساتید حوزه های علمیه در آستانه ماه محرم، با اشاره به حوادث روزهای اخیر فرمودند: اساس کار دشمن فتنه سازی است و اساس کار ما باید ایجاد بصیرت باشد.

فایل صوتی:

کیفیت پایین 16K و حجم 2.50 مگابایت

کیفیت متوسط 24K و حجم 3.76 مگابایت

کیفیت بالا 64K و حجم 9.98 مگابایت

حضرت آیت الله خامنه ای به اقدام برخی افراطیون در روز دانشجو و آتش زدن تصاویر امام راحل (ره) اشاره و تصریح کردند: بعضی با قانون شکنی مردم را در برابر نظام تشویق کردند و نتیجه این شد که دشمن ناامید ما جان بگیرد و به عکس امام (ره) اهانت شود.

برای دیدن فیلم کلیک کنید.

ایشان افزودند: در قضایای اهانت به امام مردم خشمگین شدند، لکن آرامش خود را حفظ کنید، اینها کسانی نیستند که ریشه داشته باشند و بتوانند مقابله کنند و اینان در پیش چشم ملت نابود خواهند شد.

رهبر فرزانه انقلاب با بیان اینکه من هیچ اعتقادی به دفع افراد ندارم اظهار داشتند: ولی بعضی خودشان اصرار دارند که دفع شوند و یک اختلاف داخلی را تبدیل به مبارزه با نظام کنند.

 

مشروح بیانات مقام معظم انقلاب در این دیدار متعاقباً ارسال خواهد شد.

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/٢٢ توسط commander

رئیس ستاد اقامه نماز کشور گفت: کج‌فکران شعار نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران را سر می‌دهند در حالی که ما طبق فرموده قرآن از مظلومان دفاع می‌کنیم حتی اگر مشرک نیز باشند زیرا مظلوم باید حمایت شود.

به گزارش خبرگزاری فارس، حجت‌الاسلام محسن قرائتی شنبه شب در گردهمایی روحانیون و مبلغان استان قزوین که در سالن اجتماعات اداره کل تبلیغات اسلامی قزوین برگزار شد، اظهار داشت: وهابی‌ها روضه‌خوانی را غلط می‌دانند در حالی که در قرآن آمده است "ای پیامبر وظیفه تو این است که یاد ابراهیم را زنده نگاه داری " زیرا حضرت ابراهیم جوان داد ولی خون ندید و حال این نکته در خصوص امام حسین (ع) که جوان داد و خون نیز مشاهده کرد، صدق می‌کند.

* روضه‌خوانی در قرآن آمده است
وی ادامه داد: همچنین در قرآن آمده است که حضرت مریم در فاصله چند دقیقه مورد تهمت قرار گرفت و آنگاه به گهواره اشاره کرد و حضرت عیسی در گهواره سخن گفت و حضرت مریم مدت کمی متزلزل شد در حالی که حضرت زینب در کربلا مدت بسیاری دچار ناراحتی و نگرانی بود.
رئیس ستاد اقامه نماز کشور اضافه کرد: در سوره شمس خداوند از دختری که زنده به گور شده سئوال می‌کند و در واقع خداوند متعال در قرآن کریم برای دختران بت‌پرستی که آن زمان مظلوم واقع شده و زنده به گور شدند، روضه می‌خواند و حال شما جایگاه دختران امام حسین (ع) و سختی‌هایی که کشیدند را در نظر بگیرید.

* کج فکران شعار نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران را سر می‌دهند
وی با تأکید بر لزوم حمایت از مظلومان افزود: جواب کج‌فکران که شعار نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران را سرمی‌دهند این است که ما از غزه و لبنان که مسلمان چه شیعه و چه سنی هستند و حتی اگر مشرک نیز باشند، دفاع کرده و روضه آنها را می‌خوانیم زیرا خدا برای دختر مشرک روضه می‌خواند.
قرائتی عنوان داشت: ما حتی اگر مشرک نیز باشند به حمایت از اینها قیام می‌کنیم زیرا مظلوم باید حمایت شود و مستضعف را باید کمک کرد حتی اگر او مومن نباشد.

* مبلغان بدون توجه به مسائل مالی تبلیغ کنند
وی در ادامه با اشاره به واقعه عاشورا خاطر نشان ساخت: مسئله عاشورا همانند انرژی هسته‌ای است زیرا با نام امام حسین (ع) 70 میلیون نفر در روز عاشورا به خیابان‌ها می‌ریزند و حتی اگر همه ماهواره‌ها نیز کار کنند، نمی‌توانند چنین راهپیمایی را راه بیاندازند.

رئیس ستاد اقامه نماز کشور توضیح داد: با توجه به اعزام مبلغان در دهه محرم، مبلغان باید در تبلیغ به مسائلی توجه داشته باشند، قبل از خلقت رزق ما اندازه‌گیری شده است و هر کس باید به اندازه روزی که دارد از آن بهره‌مند شود و اگر بیشتر از این روزی کسب کند آن را در جایی دیگر و به طرق دیگری مانند بیماری و ... از دست خواهد داد.
وی تصریح کرد: یکی از نام‌های خداوند متعال جبار است یعنی جبران می‌کند شما مبلغان باید برای خدا کار کنید و خداوند اینگونه کار کردن شما را جبران می‌کند، برای نمونه روحانی در اداره‌ای که تعداد کمی کارمند دارد نماز می‌خواند ولی برای 300 دانش‌آموز 15 ساله نماز نمی‌‌خواند و نباید اینگونه باشد که چون جایی پول ندارند در نتیجه روحانی برای نماز نیز نداشته باشد.

قرائتی یادآور شد: البته ما نمی‌گوییم که نماز ادارات تعطیل شود ولی این صحیح نیست که دبیرستانی با 300 دانش‌آموز روحانی نداشته باشد و یک اداره با 10 کارمند روحانی داشته باشد شما مبلغان باید در تبلیغ فکر مسائل مالی را نکنید و بدانید که خداوند جبران می‌کند.

* بیان مسائل واجب و مورد نیاز جامعه در سخنرانی‌ها امری ضروری است
وی ادامه داد: موضوعی که باید در دهه محرم در تبلیغ خود توجه داشته باشید، بیان احادیث است همچنین روان صحبت کنید و زمان را صرف خطبه خواندن نکنید خطبه باید حداقل باشد و در 10 شب محرم هر بار در خصوص یک موضوع صحبت کنید.
رئیس ستاد اقامه نماز کشور اعلام کرد: بیان مسائل واجب یا مستحب، مورد نیاز فرد و مورد نیاز جامعه در سخنرانی‌هایتان باید مورد توجه باشد، صدای بلندگو نباید سبب مردم‌آزاری شود زیرا مردم‌آزاری گناه کبیره است و اشعاری که بیان می‌شود باید محتوا داشته باشد.
وی تأکید کرد: در سخنرانی خود در خصوص نماز صحبت کنید زیرا برخی نماز را سبک می‌شمارند در حالی که امام حسین (ع) در روز عاشورا حتی مستحبات نماز مانند اذان، اقامه، جماعت و اول وقت بودن آن را نیز به جای آورد.

* تنها یک دهم مردم در ایران زکات می‌دهند
قرائتی افزود: موضوع مهم دیگری که باید در سخنرانی بسیار توجه شود، زکات است و در خصوص زکات صحبت کنید، امروز یک دهم مردم در ایران زکات می‌دهند که ما در این پایین بودن آمار مقصر هستیم.
وی ادامه داد: ما شاهد هستیم که 33 نفر از صدا و سیما برای گزارش مراسم حج اعزام می‌شوند ولی یک فیلم، شعر و کتاب در خصوص زکات نداریم در صورتی که همه دین بنده به نماز و قبولی نماز به پرداخت زکات وابسته است.

رئیس ستاد اقامه نماز کشور افزود: مبلغان در خصوص آداب و رسوم غلط در ازدواج نیز در شب‌هایی به جز ایام محرم صحبت کنند زیرا متأسفانه ما با دست خود آداب و رسومی درست کرده‌ایم که دست و پا گیر ما شده است.
وی با اشاره به اهمیت تبلیغ تن به تن تصریح کرد: تبلیغ تن به تن موضوع مهمی است که مبلغان باید به آن نگاه ویژه داشته باشند زیرا اثر بسیار زیادی نسبت به سخنرانی دارد و بیان تفسیر قرآن و آیه‌هایی که مردم همواره به آن نیاز دارند، حق‌الناس، همسرداری، توجه به نسل نو و احکام فقهی نیز موضوعات دیگری است که باید در سخنرانی‌ها مورد نظر باشد.

قرائتی بیان داشت: در بیان واقعه عاشورا نیز سعی کنید حقایق بیان شود و بیان این حقایق اثر خود را خواهد گذاشت زیرا امام حسین (ع) در قلب‌ها نشسته است.
وی با تأکید به عدم ورود مبلغان به مسائل سیاسی گفت: شما مبلغان وارد مسائل سیاسی نشوید و در موضع‌گیری سیاسی حجت باید داشته باشید و ولی فقیه و مرجع تقلید را حجت قرار دهید و باید از خط سیاسی بیرون آمده و همه کارهای ما حجت شرعی داشته باشد و مراقب باشید که فتنه را زیاد نکنید و اگر توانستید فتنه را خاموش و آرام کنید.

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/٢٢ توسط commander

مسعود ده نمکی در نامه خود به سیامک حسین پور نوشته است:این‌جا صفا می‌کنیم. این جا دو تا ماشین زیر دستمان است ولی با قاطر این طرف آن طرف می‌رویم .


آدم را می‌برند و من بدون سر بر می‌گردم والسلام.
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نکه دار
فرستنده: مسعود ده‌نمکی
تاریخ 27/6/65

 

بسم‌ الله الرحمن الرحیم
من طلبنی و جدنی و من وجدنی عرفنی و من عرفنی احبنی و من احبنی عشقنی و من عشقنی عشقته و من عشقته قتلته و من قتلته فعلی دیته و من علی دیته فأنا دیته
آن کس که مرا طلب کند می‌یابد، آن که مرا یافت می‌شناسد، آن کس که مرا شناخت به من عشق می‌ورزد و آن کس که به من عشق ورزید من نیز به او عشق می‌ورزم و آن کس که به او عشق ورزیدم می‌کشم او را و آن کس را که من کشتم خون‌بهایش بر من واجب است و آن کس که خون‌بهایش بر من واجب است، پس من خودم خون‌بهایش هستم.
سلام علیکم، با سلام به پیشگاه آقا امام زمان (عج)، و نایب به حقش امام امت و با سلام به رزمندگان اسلام، و با سلام بر شما عاشقان که عشتقتان به ما آشکار نیست و هر کسی را یارای شناسایی آن نیست ولی انشاالله خداوند توفیق شناختن خودمان را و خودش را نصیبمان کند و قبل از هر چیز امیدوارم که حالت خوب باشه. اگر از احولاات این‌جانب خواسته باشی الحمدالله حالمان خوب است و تنها رنجی که ما را تحت‌الشعاع قرار داده است دوری از شما برادران است. از این که قبلاً اقدام به نوشتن نامه نکردم مرا باید ببخشی. و بگذریم! این جا در سلمان ماندگار شدم. الان تدارکاتم. نیروها رفته‌اند مرخصی ولی یک سری 700 نفره پاسدار وظیفه آمده‌اند. یک سری از آن‌ها در سلمانند، حالا «آبله کوبا» فرمانده گردان است و من معاون او و بقیه هم نوچه‌هایمان. البته کسی دیگه هست ولی ما سر او را زیر آب کرده‌ایم. این‌جا صفا می‌کنیم به پا بدو بایست و غیره. جات خالی تا ساعت یک شب می‌خندیم این‌جا هر چی عتیقه است جمع شدند سلمان (تدارکات) تدارکاتی هم که «آبله کوبا» رئیسش باشد حسابش را بکن.این جا دو تا ماشین زیر دستمان است ولی آن ها را کنار گذاشته ، با قاطر این طرف آن طرف می‌رویم .و گاه این جا موقعی پیش می‌آید که یاد آن لحظه‌ها می‌افتم. ناراحتی و صدای عذاب در گوشم زنگ می‌زند.
دو، سه‌شب حاج مصطفی مالکی معاون گردان رفته مرخصی و میثم جای او است. حبیب قرار است برود خط، علی میرکیانی برگشت تهران. آدرس داد قرار شد بریم خونشون، چند تا عکس انداخیتم. میرکیانی شیمیایی شده بود. بگذریم. به حمید، سیاوش، سهراب، اکبر، احمد و حمید و بقیه بچه ها سلام مرا برسان از وضع بسیج تهران بنویس. اگر شد عکس تعقلی و آن‌هایی که گفته بودم برایم بفرست. با دو پوستر از او. ان‌شاالله که خط قشنگ مرا بتوانی بخوانی.
برادر کوچک شما
مسعود ده‌نمکی
هر که می‌گردد دچار درد عشق
با وصال دوست درمانش کنند

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/٢٢ توسط commander

در خبرها آمده بود که جماعتی از سبزپوشان حامی موسوی در تجمعات روز 16 آذر تصویری از امام راحل را پاره کرده اند . این صحنه دردناک از بخش های مختلف خبری صدا و سیما نیز بازتاب یافت و همین موضوع سبب شد تا دو نوع واکنش در برابر این اتفاق حزن آور بروز نماید . از یک سو شخصیت های دلسوز، تشکل های دانشجویی و حوزه های علمیه کشورمان با تقبیح این اقدام ، به محکوم کردن آن پرداختند و از سوی دیگر برخی از شخصیت های جبهه موسوم به اصلاح طلبان و پرچمداران سبز آن به جای تقبیح اقدام هواداران خود ، چنگ و دندانشان را به صدا و سیما نشان دادند که چرا این تصاویر را منتشر کرده است .

در این بین اما آقای کروبی این تصاویر را مونتاژ دانست و موسسه تنظیم و نشر آثار امام که همواره در برابر توهین های این جماعت نسبت به امام راحل سکوت کرده ، صلاح را در آن دانست که اصل صورت مساله را پاک کند و اعلام کرد که اساسا هیچ توهینی نسبت به تصویر امام راحل در تجمعات 16 آذر صورت نگرفته است!

قطعا شخصیت امام راحل در نگاه ملت ایران از چنان جایگاه رفیعی برخوردار است که هیچ کس نمی تواند درباره اهانت نسبت به تصویر ایشان بی تفاوت باشد اما تعجب از این جماعت است که به جای تغییر جهت خود، واقعیت ها را انکار می کنند. اگر از شما بپذیریم که سبزپوشان در 16 آذر به تصویر امام اهانتی نکرده اند اما آیا می توان اهانت هایی که در طول سال های اخیر نسبت به تفکر امام راحل از سوی این جماعت و هواداران و حامیانشان صورت گرفته هم تردید کرد؟

آیا تغییر شعارهای استراتژیک امام عظیم الشان همچون شعار محوری مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل در روز قدس آن هم توسط جماعتی که در ماه رمضان در یک دست بطری آب و در دست دیگرشان سیگار می سوخت ، کمتر از آتش زدن تصویر کاغذی امام راحل بود؟

آیا شعار نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران که توسط سایت ها و رسانه های آمریکایی و اسرائیلی ترویج شد و سپس در تجمعات سبزپوشان لجنی در روز قدس و روزهای پس از آن سر داده شد هم مونتاژ بود ؟

آیا سر دادن شعار جمهوری ایرانی به جای شعار اصیل جمهوری اسلامی بدتر از آتش زدن تصویر امام راحل نبود ؟

آیا اعتماد به نهضت آزادی و دست در دستان آنها فشردن برای جلب آرای این جماعت خائن توسط سران جریان سبز منحرف ، کمتر از به آتش کشیدن تصویر امام راحل بود؟

آیا وقتی سران جنبش سبز منحرف کاسه گدایی خود را در برابر بیت شیخ ساده لوح قم دراز کردند واز فردی که مطرود امام راحل بود و خون به دل او کرده بود ، در قامت رهبر دینی و سیاسی خود رهنمود خواستند ، شما شعله های آتش و سوختن دل مراد پیرتان را حس نکردید ؟

می دانید تصویر حقیقی امام راحل کی پاره شد؛ آن روز که سران فتنه اخیر بیانیه هایی درخصوص 13 آبان صادرکردند، اما شرم کردند که نام آمریکا و اسرائیل و حتی واژه استکبار جهانی را در بیانیه خود به کار ببرند !؟

حب و بغض های سیاسی چشمانتان را کور کرده بود اما مگر گوش هایتان هم نمی شنید که سال هاست این جماعت شعار توپ تانک بسیجی دیگر اثر ندارد، سر می دهند و آیا این شعار چیزی جز تکه تکه کردن تفکر خمینی بود ؟ امامی که می فرمود : خمینی اگر تنها هم بماند در کنار بسیجیان این پابرهنگان مغضوب ستمکاران عالم تا آخر با ظلم و استبداد خواهد جنگید.

ای جماعت پر مدعا ! بسیاری ازاین شعارهای آتش زننده بر تفکر امام راحل در تجمعات سال های پس از دوم خرداد 76 بود که شنیده شد ، اگر آن روز که رسانه های بیگانه و دشمنان خونی امام راحل برای این جماعت کف زدند ، عصبیت های سیاسی را کنار می گذاشتید و به توصیه های مقتدایتان عمل می کردید و در راهی که در پیش گرفته اید شک می کردید ، امروز مجبور نبودید تا در واقعیت های پیش رویتان هم شک کنید.

نه شما که همه آنها که از بغض کف دادن قدرت حاضر شدید در برابر هر انحرافی سکوت کنید ، باید پاسخگوی این حرمت شکنی ها باشید ، از حرمت شکستن خط امام تا حرمت پاره کردن عکس امام . واقعیت این است که سال هاست این جماعت تصویر امام که نه ، اما تفکر امام راحل را به آتش کشیده اند و شما سکوت کرده اید و اگر نبود سر در برف فرو کردن امثال موسسه تنظیم و نشر آثار امام ، امروز هرگز جرأت نمی کردند که تا این حد جسور شوند و تصویر پیر مرادمان را هم به آتش بکشند . با این حساب باید گفت آنها که هتک حرمت نسبت به خط امام کردند ، بیش از آنها که نسبت به تصویر امام هتک حرمت کردند شایسته شماتت و سرزنش هستند.

اما امام به ما آموخت که برای حفظ انقلاب در برابر هیچ انحرافی سکوت نکنیم و به ما آموخت که اگر جماعتی خواستند در برابر دین و ولایتمان بایستند در برابر تمام دنیای آنها بایستیم .

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/٢۱ توسط commander

در پی انتشار بخشی از وصیت مرحوم سیداحمد خمینی به فرزندانش مبنی بر ماندن در خط رهبری، تعدادی از سایتهای به ظاهر طرفدار جنبش سبز، با دروغ خواندن وجود چنین فرازی در وصیتنامه سید احمد خمینی، متنی تحریف شده به عنوان وصیت نامه سید احمد خمینی را در اینترنت پخش کرده اند.

هرچند جنبش سبز که با با دروغ متولد شد، با دروغ تعدادی از هموطنان پاکنهاد را فریب داد و با اجرای رهنمودهای رسانه های آمریکایی و وهابی، به ایران خیانت کرد و به احتضار افتاده است، اما برای ماندن در تاریخ، یکی دیگر از دورغهای این خائنان به وطن؛ متن کامل وصیتنامه مرحوم سیداحمد خمینی از شماره 10 فصلنلمه حضور منتشره در بهار 1374 ارائه می شود:


متن وصیت نامه یادگار امام

بسم الله الرحمن الرحیم

با امید به رحمت واسعه حضرت حق جل جلاله و ایمان به حقانیت آنچه حضرت خاتم الانبیاء محمد مصطفی صلی الله علیه و آله وسلم آورده است و با اقرار به تبعیت محض از معصومین بزرگوار بخصوص مولای متقیان امیر مومنان و خلیفه بلافصل رسول اکرم صلی الله علیهما و آلهما.

اینجانب احمد خمینی فرزند امام خمینی رضوان الله تعالی علیه در تاریخ 30/ شهریور 71 هجری شمسی مطابق با 23/ ربیع - الاول/1413 قمری چند سطری به عنوان وصیت می نویسم تا به این اصل اسلامی عمل کرده باشم.

1. وصی خود فرزندم حسن خمینی را قرار دادم تا در صورت امکان به آنچه مورد نظرم است عمل نماید انشاءالله خداوند به ایشان پاداش خیر دهد.

2. مرا حتی المقدور نزدیک پدر عزیزم و مراد و امامم دفن کند تا شاید به حساب حضرت امام فاتحه ای هم نصیب من سراپا گناه گردد و خداوند به خاطر آن حضرت مورد لطفم قرار دهد.

3. بعد از من کار مرقد حضرت امام با ایشان است تا به کمک و هدایت برادر عزیزم جناب حجة الاسلام آقای انصاری که با در نظر گرفتن تمامی جهات بهترین فرد و دلسوزترین شخص نسبت به حرم حضرت امام است کارهای آنجا را بعد از من دنبال کند، بعد از من حسن خمینی تولیت آن مزار شریف را عهده دار باشد.

4. کلیه اعلامیه ها و کتابها و نوشتجات حضرت امام قدس سره بعد از من در اختیار حسن خمینی است که هرگونه می خواهد چاپ و منتشر کند و در صورتی که وضع مالی خانواده ام خوب نباشد از درآمد آن برای گذران زندگیشان استفاده کند والا بهتر است پول حاصل از آن به فقراء و یا خرج حرم امام گردد درآمد آن مال همه افراد خانواده است، کار مؤسسه نشر امام نیز با صلاحدید حسن آنگونه که تشخیص می دهد است.

5. کتابهائی که در دفتر فرهنگی است و متعلق به من است در صورتی که خانواده ام (فاطی) احتیاج مادی داشته باشد بفروشند و پولش را در اختیار او بگذارند ولی بهتر است همه بچه ها از آنها استفاده کنند در صورتی که نه احتیاج مادی باشد و نه بچه ها از آن استفاده می کنند به کتابخانه آیت الله العظمی آقای نجفی سپرده شود تا طلاب از آن استفاده کنند و اگر حرم امام دارای کتابخانه شد در آنجا گذارده شود.

6. کلیه اثاث منزل که مال من است به همسرم بخشیدم، البته اثاثی که مربوط به من است خیلی ناچیز است.

7. من شخصا در هیچ بانک و مؤسسه ای و یا شرکتی و از این قبیل وجهی ندارم و اگر مختصر پولی در بانک تعاون اسلامی دارم شهریه های مراجع بزرگوار قم است که باید صرف فقراء گردد.

8. وجوهی که نزد خودم است یا پول شخصی و یا وجوه شرعیه است که جای هر کدام مشخص و روی هر کدام نوشته شده است، اگر به پولی برخورد شد که مشخص نبود از اموال خودم محسوب نگردد. کلیه وجوهی که سهم مبارک و یا خیرات است در اختیار رهبر بزرگوارمان حضرت آیت الله خامنه ای دامت برکاته قرار گیرد تا در موارد مقرره اش صرف گردد.

9. به فرزندان عزیزم حسن و یاسر (رضا) و علی سفارش می کنم که متدین و با تقوی باشند و دوست دارم در حوزه علمیه قم درس دینی بخوانند و در موقعش متلبس به لباس وحانیت شوند. معتقدم اینطور بیشتر محفوظ می مانند و سفارش مادرشان فاطی عزیزم که زن فاضل و بسیار متدینی است را به آنها می کنم او زن عارف مسلکی است که مورد علاقه شدید امام بود، نکند خدای ناکرده بعد از من به او کم محبتی شود، نکند خدای ناکرده صدای فرزندان نسبت به او بلند شود. او لطیف و دانا است و گوش دادن به نصایح او مسلما به نفع فرزندان است.

سفارش مادرم که جان عزیزم فدای او باد را می کنم - او سختیها و مرارتهای بسیار کشیده است و همیشه انیس و مونس اماممان بوده است - فرزندانم و فاطی خیلی مواظب ایشان باشند، امروز خدمت به خانم روح امام را شاد می کند.

فاطی عزیزم تو خود بهتر از همه می دانی که دیر یا زود همه رهسپار دیار آخرتیم، سعی کن زندگی عادی خود را ادامه دهی و راضی باشی به رضای حق جل و علا.

10.بین خود و خدای خود رضایت کامل دارم که تمام تلاشم برای تقویت اسلام و نظام و امام بوده است و از این جهت در آرامش کامل بسر می برم البته من هم مانند همه کسانی که درگیر کارهای مختلف مبارزاتی و سیاسی هستند بی اشتباه نبودم و به این اعتراف می کنم ولی تنها کسانی اشتباه نمی کنند که کاری نمی کنند. در زد و خوردهای سیاسی ممکن است کارهائی انجام داده باشم که مناسب شان امام و یا یاران امام نبوده باشد، تقاضایم از خدا و یاران امام این است که مورد عفوم قرار دهند. من در جهت مصلحت امام به هیچ فرد و گروهی رحم نکرده ام و خیلی ها را در این راستا رنجانده ام که هنوز هم از این جهت ناراحت نیستم، از همه بخصوص مادر، فاطی، خواهرها و بچه هاشان و قوم خویشان مادری و پدری، نسبی و سببی امید عفو و دعای خیر دارم.

به حسن و برادرانش این توصیه را می نمایم که همیشه سعی کنند در خط رهبری حرکت کنند و از آن منحرف نشوند که خیر دنیا و آخرت در آن است و بدانند که ایشان موفقیت اسلام و نظام و کشور را می خواهند. هرگز گرفتار تحلیل های گوناگون نشوند که دشمن در کمین است.

خداوندا عبد تو پیش تو می آید و تنها امیدش به تو است عبدی شرمگین و گناهکار او را به رحمت و بزرگواری خود ببخش یا ارحم الراحمین والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته برای من 10 سال نماز و روزه بدهید. وصیتنامه های قبل از این تاریخ فاقد ارزش است.

احمد خمینی - 23/ ربیع الاول/ 1413
30/ شهریور/1371

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/٢۱ توسط commander

سایت اینترنتی بی بی سی که به همراه شبکه ماهواره ای آن از چندین روز پیش از 16آذر با انتشار اخبار، گزارش و مطالب مغرضانه و جهت دار سعی در تغییر ماهیت روز دانشجو داشت و دانشجویان را به اغتشاش و آشوب دعوت می کرد، به اقدام روشنگرانه صداوسیما در افشای ماهیت مدعیان خط امام(ره) حمله کرد.
این سایت که مستقیماً با بودجه استعمار پیر اداره می شود، روز گذشته با انتشار عکس امام(ره) مطلبی را ذیل عنوان «انتقاد از پخش فیلم تلویزیونی اهانت به عکس آیت الله خمینی» منتشر کرد و از صداوسیما بخاطر پخش تصاویر اهانت حامیان موسوی به امام خمینی(ره) انتقاد کرد!
اتاق فرمان آشوب های انتخاباتی در گزارش خود با استناد به نامه نگاری های موسسه تنظیم و نشر آثار امام و مهدی کروبی به ضرغامی، تصاویر پخش شده را جعلی خواند. نکته جالب و مشترک در موضع موسسه حفظ آثار امام، کروبی و بی بی سی نسبت به این حرکت موهن آن است که هیچکدام اصل ماجرا و توهین کنندگان را مورد عتاب و خطاب قرار نداده و همگی صداوسیما را محکوم کرده اند که تنها جرم آن افشای ماهیت این مدعیان ناسپاس و دروغگوی خط امام است. در حالی که تا دیروز یکی از اتهامات رسانه ملی سانسور خبرها بود، دلسوزی بی بی سی برای حفظ حریم امام(ره)، ماهیت مدعیان خط امام را بیش از پیش روشن می کند!

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/٢۱ توسط commander

شماری از عناصر گروهکی که به واسطه باند مهدی هاشمی ارتباط و نفوذ دیرینه ای در بیت آقای منتظری دارند، به پاس خدمات ویژه این شیخ مطرود حضرت امام(ره)، تندیس حقوق بشر به منتظری دادند.
ابراهیم یزدی، حبیب پیمان، عبدالفتاح سلطانی، تقی رحمانی، محمدعلی دادخواه و نرگس محمدی تحت عنوان کانون مدافعان حقوق بشر (راه اندازی شده از سوی آمریکا و با وساطت عبادی) برای تشویق منتظری به فعالیت های ضدانقلابی، در خانه وی حضور یافتند و تندیسی به شکل استوانه کوروش به وی هدیه کردند. آنچه در این میان جالب به نظر می رسد گستاخی یکی از حاضران در دفاع از تروریست های منافقی بود که با بمبگذاری و ترور وحشیانه 7تیر، 72 تن از مقامات ارشد و چهره های سیاسی کشور از جمله حجت الاسلام محمد منتظری-پسر منتظری- را به شهادت رساندند. و علناً به این جنایت افتخار هم کردند. عبدالفتاح سلطانی که از مهره های مورد اعتماد رسانه ها و محافل ضدانقلاب به شمار می رود به منتظری گفت: بنا گذاشتیم خدمت رسیده و از شما که از قدیم الایام در راستای تحقق حقوق بشر فعال بوده اید و حتی از حقوق کسانی که گفته می شود فرزند شما را به شهادت رسانده اند، دفاع کردید، تقدیر و تشکر کنیم و به طور مرسوم یک جایزه را تقدیم نماییم.
گفته می شود منتظری به اعتبار قرار گرفتن در خدمت گروهک های نفاق با نگرانی فرزندش شهید محمد مواجه بود اما متقابلاً به جای دوری از منافقین به فرزندش اهانت و هتاکی می کرد.
منتظری هم در این ملاقات مدعی حمایت از حقوق آشوبگران و کتک خوردن آنها شد بی آنکه به این جریان محارب- که به آتش زدن مساجد و ساختمان های دولتی و املاک و وسایل نقلیه عمومی و شخصی، و کشتن شهروندان بی گناه از جمله مادر و کودکی مقابل مهدکودک و... مبادرت کردند- کوچک ترین اعتراضی بکند. منافقین در دهه اول انقلاب نیز با بهره گیری از حمایت های مشابه توانستند بهترین فرزندان ملت- از نخبگان و مسئولان تا شهروندان عادی- را قتل عام کنند و به میزان زیادی پوشش امنیتی برای جنایت و ترور داشته باشند.
نهضت آزادی، جنبش مسلمانان مبارز، منافقین و... از جمله گروهک هایی هستند که از دیرباز و به وسیله برخی اعضای باند مهدی هاشمی معدوم، نفوذ گسترده ای- در حد هدایت بیت آقای منتظری- داشته و به همین دلیل هم بر خلاف مشی اصلی معارضه با روحانیت و فقاهت، ارادت خاصی به نامبرده پیدا کرده اند. اخیراً محسن مخملباف هم که علناً در خدمت جنگ فرهنگی -روانی ناتوی فرهنگی غرب علیه اسلام و انقلاب قرار گرفته، جایزه دریافتی را به منتظری تقدیم کرد.
محافل سیاستگذار ناتوی فرهنگی و جنگ نرم در غرب، از میان اعطای جایزه و تشویق به عنوان شیوه ای برای هدایت و شرطی کردن افراد در راستای سیاست های ضدایرانی خود بهره می گیرند. رخنه درون روحانیت شیعه و ضربه از درون به این جایگاه نافذ و قدرتمند، سیاست تدوین شده ای است که سازمان سیا از 30 سال پیش (بنابر اذعان دکتر مایکل برانت رئیس اسبق بخش شیعه شناسی در CIA) در دستور کار قرار داده است.

 
نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/٢۱ توسط commander

خداوند با دست تو کمر ستمگران را می شکند، شعائر دین را باز می گرداند، آفاق جهان را روشن می سازد، آرامش و صلح را از کران تا کران برقرا می کند.

امام حسن عسکری (ع) خطاب به فرزند بزرگوارش حضرت ولیعصر (ارواحنا فداه) فرمودند: « فرزندم! گویی تو را می بینم هنگامی که نصرت خدا بر تو نازل شده و فرج هموار شده و شکوه و عظمت تو اوج گرفته، پرچمهای سفید و زردی بالای سرت به هنگام گردش تو بین حطیم ( میان رکن و مقام) و زمزم به اهتزاز در آمده، دستها پیاپی به عنوان بیعت به سوی تو دراز می شود و دوستان یکی پس از دیگری با تو مصادف می شوند و کارها و گامها با نظم خاصّی در ضمن پیامهای مکرر پیموده می شود و دستها در کنار حجر الاسود به آستانت سوده می شود.

از سوی گروهی که خداوند آنها را با پاکی نطفه و پاکیزگی سرشت، پاک و پاکیزه نموده است، دلهای آنها از آلودگی نفاق پیراسته، قلبهای آنها از تیرگی اختلاف پاکیزه، روح و روانشان برای پذیرش حق گرویده و در راه اهل حق گام سپرده اند. چون کارشان استوار شد و پایه های دعوتشان محکم گردید، با دستیاری آنها همه طبقات مردم از هر تیره و نژادی به بیعت تو می شتابند و در زیر درختان سر به فلک کشیده باغی که شاخه های درختانش روی دریاچه طبریه ( شمال فلسطین) سایه انداخته، دست بیعت با تو می دهند.

دراین هنگام فجر دولت حق می دمد و تاریکی باطل از صحنه گیتی برچیده می شود. خداوند با دست تو کمر ستمگران را می شکند، شعائر دین را باز می گرداند، آفاق جهان را روشن می سازد، آرامش و صلح را از کران تا کران برقرا می کند. کودکی که در گهواره خوابیده آرزو می کند که بتواند به سوی تو بشتابد، وحشیان صحرا آرزو می کنند که بتوانند به سویت راهی پیدا کنند. گوشه و کنار جهان سبز و خرم می شود، چهره دنیا خندان و قله های شرف و عظمت از تو شاداب می گردد. حق استوار می گردد و فراری های احکام دین به آشیانه های خود باز می گردند، ابرهای پیروزی، باران نصرت را سیل آسا بر تو فرو می ریزد. دشمنانت خوار و زبون و دوستانت عزیز و پیروز می شوند. در روی زمین از ستمگران جنایتگر و منکران طغیانگر و دشمنان تجاوزگر و مخالفان عنادگر، احدی باقی نمی ماند. پس حضرت این آیه را تلاوت فرمود: « و من یتوکل علی الله فهو حسبه ان الله بالغ امره قد جعل الله لکل شی قدرا» ( سوره مبارکه طلاق/آیه 3)(1)

1- بحار الانوار ج51 ص 160

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/٢٠ توسط commander

دروس حوزه‌های علمیه قم روز شنبه در اعتراض به هتک حرمت به ساحت امام خمینی(ره) بنیانگذار انقلاب اسلامی تعطیل است.

نمازگزاران قمی هتک حرمت به ساحت بنیانگذار انقلاب را محکوم کردند؛
ای دشمن خمینی(ره) مرگت باد، مرگت باد

حمید انصاری به جای هتاکان صدا و سیما را محکوم کرد:
هتک حرمتی نسبت به امام گزارش نشده است !!!

نمازگزاران جمعه قم در پایان راهپیمایی امروز خود با صدور بیانیه‌ای ضمن محکوم کردن هتک حرمت به ساحت بنیانگذار انقلاب اسلامی از سکوت موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) به ویژه بیت امام راحل(ره) در قبال این اهانت، انتقاد کردند.

علی لاریجانی در گفتگوی تفصیلی با فارس:
ایستادگی در مقابل نظام افراد را به سمت خیانت سوق می‌دهد.رئیس مجلس با بیان اینکه فردی ممکن است مدتی در انقلاب در دسته خادمین بوده و سپس اشتباه کند، تاکید کرد که اگر اشتباه او ضربه به نظام اسلامی بزند و او پای این اشتباه بایستد، خود را به طیف خائنین می‌برد.

امام جمعه موقت تهران گفت: انسان باید خون گریه کند که در جامعه ما با این همه مومن و با فضای صددرصد ولایی، علوی، امام زمانی(عج) و حسینی، و علی‌رغم این احساسات و ایمان عمیق کار به جایی رسیده است که عده‌ای به عکس امام‌(ره) جسارت می‌کنند و مقدسات را زیر سئوال می‌برند.

نمازگزاران تهرانی بعد از اقامه نماز جمعه تهران در اعتراض به اهانت صورت گرفته به ساحت مقدس بنیانگذار جمهوری اسلامی راهپیمایی کردند.


نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/٢٠ توسط commander

فیلم ضد ایرانی ‏-‏ اسلامی سنگسار ثریا در ارتباط با به اصطلاح نقض حقوق بهائی ها در ایران، در برخی از سینماهای افریقای جنوبی درحال پخش است ‏.‏

به گزارش پرچم این فیلم که ساحت مقدس اسلام و قرآن را مورد اهانت قرار داده ، به کارگردانی سیروس نورسته و تهیه استفان مک ایویتی درسال ‏2008‏ در آمریکا ساخته شده است ‏.‏ برخی منابع اینترنتی هم از تهیه این فیلم در اردن خبر دادند‏.‏

نورسته این فیلم نامه را برپایه کتابی با همین عنوان که فریدون صاحب جم آن را ‏15‏ سال پیش نوشته بود، ساخته است ‏.‏

در این فیلم که بخش اعظم آن به فارسی و با زیر نویس انگلیسی است، چند چهره ایرانی معارض با نظام جمهوری اسلامی ایران مقیم آمریکا همچون شهره آغداشلو ، پرویز صیاد، ویدا قهرمانی، علی پورتاش، محمد یزادنی و نوید نگهبان ایفای نقش می کنند‏.‏ ( وطن فروش ها )

موضوع فیلم ماجرای به اصطلاح سنگسار و توطئه آمیز یک زن ایرانی در روستایی دورافتاده به نام کوهپایه در جنوب ایران است که در سال ‏1367‏ اتفاق افتاده است‏.‏

حوادث این فیلم بر مبنای داستان یک نویسنده و روزنامه نگار فرانسوی‏-‏ ایرانی است که در سال ‏1994‏ ‏1373)‏) ساخته شد‏.‏

فیلم از آنجا آغاز می شود که نویسنده و روزنامه نگار فرانسوی (جیمز کوزیل بازیگر اصلی فیلم مصائب مسیح) هنگام گذر از کوهستان های جنوب ایران پس از خراب شدن خودرویش به این روستای کوچک پناه می آورد تا خودرویش را تعمیر کند‏.‏

زهرا (شهره آغداشلو) زنی که ساکنان این دهکده او را دیوانه می خوانند خبرنگار فرانسوی را به خانه اش دعوت کرده وداستان سنگسار خواهر زاده اش ثریا (مژان مارنو) را برای او تعریف می کند و خبرنگار وقایع را ضبط می کند‏.‏
این فیلم، حکم سنگسار برای اتهام زنای محصنه را که براساس منابع اسلامی به زن و مرد متاهل تعلق می گیرد، نه برای زنی که واقعا مرتکب این عمل شنیع شده باشد، بلکه به ثریا (زن نجیب در این فیلم) که علی همسرش با توطئه و حیله می خواهد از او و دخترانش جدا شود تا به زن دیگری برسد، اختصاص می دهد‏.‏

علی برای نیل به خواسته نامشروع خود با کمک روحانی دهکده (حسن) که بر اساس فیلم، خودش نیز دارای سابقه ارتکاب به جرایم خاص است و نیز کدخدای دهکده (ابراهیم) و تحت فشار قرار دادن تعمیرکار خودروی خبرنگار (هاشم) که به دلیل فوت همسرش، ثریا را با هماهنگی علی و اهالی ده برای نگهداری از فرزند علیلش در منزل بکار گرفت تا خرج زندگی جدای با علی را تهیه کند، علیه وی توطئه کرده و به وی اتهام زنا می زند‏.‏

ماجرای فیلم با نمایش دسیسه های شوهر ثریا، روحانی و کدخدا و مقاومت زهرا به عنوان حامی ثریا ادامه می یابد تا اینکه سرانجام به اعلام عمومی حکم سنگسار ثریا ختم می شود‏.‏

بدترین بخش فیلم، طولانی شدن صحنه سنگسار است که با شات های طولانی و حرکت های بسیار معنی دار دوربین با دقت بسیار به مدت ‏20‏ دقیقه به تصویر کشیده می شود و در همین لحظات است که احساست بیننده در اوج آن جریحه دار می شود‏.‏

دراین فیلم جو جامعه اسلامی ایران با سیاهی و سردی، خفقان و خمودی و خشونت به تصویر کشیده شده و ازاین طریق براحتی توانسته است یک هجمه فرهنگی بر اسلام و ایران وارد آورد به حدی که در پایان فیلم تماشاگران به ویژه خانم ها به ناحق و بطور ناخودآگاه سرشار از تنفر از اسلام و ایران می شوند‏.‏

جو مردسالارانه و زن ستیزانه و در واقع تاثیرگذاری این فیلم اسلام ستیز بر احساسات بینندگان به حدی است که براساس مشاهدات عینی بسیاری از شاهدان در سینماهای پرتوریا و کلانشهر ژوهانسبورگ، اغلب خانم های تماشاگر از اواسط زمان پخش فیلم گریه کنان یا سالن را ترک و یا بسیار متاثر و اندهگین با زمزمه کردن کلماتی نامناسب، انزاجار خود را از جو فیلم اعلام می کنند‏.‏

این فیلم با زیر سوال بردن اصول اسلامی قرآن، اذان، نماز، نقش روحانیت و نیز مبانی فقه شیعه (متعه، رجم، حضانت، نفقه وو) و ارزش های انقلاب اسلامی همچون، امام راحل (ره)، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی توانسته است براحتی توجه بینندگان را به خود جلب کند‏.‏

فیلم از ابتدا با نشان دادن میل وافر زهرا برای افشای آنچه که در یک روستای کوچک گذشته است نزد این خبرنگار خارجی آغاز می شود و در پایان به نشان دادن تلاش زهرا و خبرنگار برای حفاظت از نوار ضبط شده ختم می شود که قرار است این خبرنگار آن را به عنوان سند نقض حقوق بشر در ایران برای جهانیان اطلاع رسانی کند‏.‏

از سوی دیگر شهره آغداشلو، بازیگر ایرانی این فیلم و دیگر فیلم های هالیودی که به عنوان برنده معتبرترین جایزه های تلویزیونی آمریکا معرفی می شود و اغلب رسانه های غربی و حتی اسلامی نظیر روزنامه الشرق الاوسط نیز سه شنبه گذشته از وی به عنوان بازیگر برتر فیلم ضد اسلامی ‏-‏ایرانی سنگسار ثریا به نیکی یاد می کنند‏.‏

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/۱٩ توسط commander

یک عضو گروهک منافقین با اشاره به نگرانی های قبلی محافل ضدانقلاب درباره احتمال دلبستگی میرحسین موسوی به نظام جمهوری اسلامی، صلاحیت نامبرده را برای همراهی با اپوزیسیون ضدانقلاب تایید کرد.

حسین باقرزاده با اشاره به مضمون بیانیه موسوی درباره 16 آذر می نویسد: از آغاز جنبش سبز، مسئله رهبری آن به عنوان یکی از معضلات مطرح بوده است. برخی از مواضع اعلام شده آقای موسوی برای بسیاری از کسانی که خواهان تحول بنیادین در نظام حاکم هستند قابل قبول نبود. او به جای پذیرش تنوع نیروهای شرکت کننده در جنبش، به حمایت از گرایش های خاصی می پرداخت. برخی مواضع آقای موسوی پذیرفتنی نبود. جمله معروف ایشان که جمهوری اسلامی، نه یک کلمه کم، نه یک کلمه زیاد، به وضوح به معنای نفی نیروهای عظیمی در جنبش بود که به نفی جمهوری اسلامی دل بسته بودند.

وی در تحلیل خود در سایت ضدانقلابی ایران امروز می افزاید: در هر صورت، پس از اظهارات اولیه آقای موسوی که از سوی بسیاری مورد نقد قرار گرفت، خوشبختانه ایشان در موضع گیری های اخیر خود به صورت واقع گرایانه ای نه فقط حضور نحله ها و گرایش های دیگر در درون جنبش سبز را پذیرفته بلکه آن ها را محترم شمرده است. از جمله، آقای موسوی در بیانیه اخیر خود به مناسبت 16 آذر مسائلی را مطرح می کند که در پیام ها و نوشته های پیشین ایشان دیده نمی شد، و حاکی از آن است که ایشان ملزومات رهبری جنبش را تا حد زیادی پذیرفته است. بیانیه یاد شده البته با گفتمان اسلام گرایانه شیعی محور حاکم شروع می شود. ایشان عیدغدیر را به «ملت مسلمان ایران» تبریک می گوید، در حالی که نه ملت ایران همه مسلمانند و نه همه مسلمانان غدیر را عید می دانند. ولی صرف نظر از این لغزش احیاناً فرویدی، ما با لحن تازه ای در این بیانیه روبرو هستیم. در این بیانیه، از جمع شدن مردمی از سلیقه های گوناگون به عنوان زیباترین پدیده یاد شده است، و علاوه بر آن، بیانیه نه فقط وجود تنوع ها و تفاوت ها را می پذیرد، بلکه آن ها را به رسمیت نیز می شناسد. گفته شده است که کسی لازم نیست برای شرکت در این یکرنگی هویت خویش را از دست بدهد و دیگری شود. آقای موسوی برای این که تردیدی باقی نگذارد که حضور هر سلیقه ای را در جنبش سبز می پذیرد و آن را محترم می شمارد، به نمونه ای در فرهنگ مذهبی جامعه متوسل می شود. او با این تمثیل که «دیندار بزرگ امام صادق(ع) است که در خانه خدا می نشیند و با منکر خدا حکیمانه گفتگو می کند» نتیجه می گیرد که باید برای «همه» حق قائل شد، «حق زیستن، حق شنیدن، حق برگزیدن، حق اشتباه کردن، حق بزرگ بودن». این ها نمونه هایی از گفتمان جدیدی است که آقای موسوی در بیانیه اخیر خود به کار گرفته است. گفتمان جدید آقای موسوی از یک وسعت نظر بی سابقه و متناسب با شکل و محتوای جنبش سبز حکایت می کند.

مغالطه میرحسین موسوی درباره سیره امام صادق(ع) و سایر ائمه معصومین علیهم السلام در حالی است که ائمه با منکران خدا مباحثه و نظر آنها را رد می کردند نه اینکه با دشمنان خدا و خلق و مستکبران روزگار- نعوذ بالله- ائتلاف تشکیل دهند و بر علیه دین و حاکمیت دینی شورش کنند.

گفتنی است به تدریج با روشن شدن ماهیت فتنه سبز، اغلب مردم متدین رای دهنده به موسوی از وی فاصله گرفتند و این ریزش تا جایی تداوم پیدا کرد که امروز مشخصاً عناصر ضدانقلاب در استخدام قدرت های بیگانه (نظیر گروهک منافقین، نهضت آزادی، بهایی ها، سلطنت طلبان، ساختارشکنان مدعی اصلاح طلبی و...) در کنار وی مانده اند و طبیعتاً موسوی مجبور است هر روز برای بقای خویش باج بیشتری به این دشمنان قسم خورده انقلاب و جمهوری اسلامی بدهد.

آخرین بیانیه موسوی به وضوح تحریک به آشوبگری در خیابان به بهانه 16 آذر بود و در عین حال وی تلاش کرده دل گروهک های ضد انقلاب را با تمام وسعت آن به دست آورد.

نشانه روشن تمایل موسوی به ضدانقلاب در بیانیه مذکور این بود که وی به رغم مناسبت اصلی 16آذر (اعتراض و شهادت دانشجویان ایرانی 3 ماه پس از کودتای 28 مرداد و در آستانه سفر معاون رئیس جمهور آمریکا)، هیچ نامی از آمریکا نبرد و به دلایل روشن، حاضر نشد از استکبار و شیطان بزرگ برائت بجوید.

آمریکا و انگلیس از اغتشاش طلبی عناصر ضدانقلاب در 16 آذر حمایت کرده و اعلام کردند صدای آنها شنیده می شود. نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی هم مخالفان آشوبگر را بزرگ ترین سرمایه برای اسرائیل توصیف کرد.

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/۱٩ توسط commander

شبکه اینترنتی وابسته به عطاء ا... مهاجرانی نگران است که «جمهوری اسلامی به کجا می رود؟»
«جرس» به بهانه اظهارات اخیر آقای هاشمی رفسنجانی می نویسد: «هاشمی بی پرده توپ را در زمین نظام می اندازد. او همچنین می گوید اگر ما را می خواهند حکومت می کنیم و اگر نمی خواهند می رویم. این استعاره نشان از تهدید جدی است که موضوعیت و مشروعیت نظام را نشانه رفته است. نظام با اندکی تدبیر و دوراندیشی و کشاندن انتخابات به دور دوم می توانست بحران را حل کند اما اکنون دیگر به تعبیر موسوی، مسئله انتخابات نیست. سخنان اخیر هاشمی یک هشدار جدی است. آگاهان سیاسی بر این باورند که سخنان اخیر هاشمی فصلی دیگر در جنبش سبز گشوده است. وقتی او می گوید حکومت پول و نیرو دارد و می تواند در خیابان آدم جمع کند ولی گروه مقابل یک عده استاد، دانشجو، کارگر، مدیر، صنعتگر هستند، این اظهارات نشان از آگاهی وی از حرکت گسترده و فراگیر مردم است... او می گوید جامعه ای را که 4میلیون دانشجو دارد نمی شود فریب داد. هاشمی بی پرده قدرت مردم را به رخ حاکمان می کشد.»
اظهار نگرانی سایت وابسته به عطاء ا... مهاجرانی درباره مشروعیت نظام و تلاش برای خرج کردن آقای هاشمی به نفع فتنه سبز در حالی است که شخص مهاجرانی- هم آن هنگام که به مدیحه و تملق گویی هاشمی می پرداخت و هم آن زمان که هاشمی مورد ترور شخصیت افراطیون دوم خرداد قرار گرفت و او از هاشمی دفاع نکرد- ثابت کرده نه اعتقادی به هاشمی دارد و نه باوری به جمهوریت و رای مردم و اخلاق و انصاف.
روزگاری در همین کشور، آقای مهاجرانی خیزبلندی برای تغییر قانون اساسی و تعطیلی انتخابات ریاست جمهوری- به بهانه ادامه خدمات آقای هاشمی و در واقع برای ماندگاری شخص خود در دولت و قدرت- برداشت بی آن که بگوید تکلیف جمهوریت و مشروعیت برآمده از آرای عمومی چه می شود. در واقع اگر تیم مهاجرانی برای تعطیلی جمهوریت موفق می شدند معلوم نبود جمهوری اسلامی از کجا سر در می آورد.پس از آن هم وی به شیوه منافقانه و مزورانه معاویه عمل کرد و زمانی که آقای هاشمی در اوج ترور شخصیت ناجوانمردانه افراطیون مدعی دوم خرداد، نیاز به حمایت داشت همین آقای مهاجرانی (وزیر ارشاد دولت خاتمی) نه حاضر شد جلوی تروریست های مطبوعاتی را بگیرد و نه لااقل به رسم مروت و انصاف چند کلمه در روزنامه اطلاعات بنویسد و از هاشمی حمایت کند.
او پس از آن از کشور خارج شد و آنجا که باید- لندن- اقامت گزید و تبدیل به مستخدم نیمه رسمی شبکه رسانه ای کشوری شد که علی الدوام در خدمت دیکتاتوری قرار داشته و 57 سال دیکتاتوری پهلوی را به واسطه کودتا به ملت ایران تحمیل کرده است.
گفتنی است اظهارات اخیر آقای هاشمی در مشهد که در آستانه التهابات روز دانشجو- و تدارک ناکام ضدانقلاب برای اغتشاش تازه- صورت گرفت، با شگفتی و تأثر در میان طیف های مختلف وفادار انقلاب مواجه شد به ویژه آن که خواسته یا ناخواسته(ان شاءالله ناخواسته) پازل تحریکات آشوب طلبان بیگانه را کامل می کرد و نوعی ناسپاسی نسبت به حمایت اخیر رهبر انقلاب تلقی می شد. البته آقای هاشمی بهتر از هر کس دیگری تشخیص می دهد که حمایت امروز منافقان تروریست دیروز با چه منظوری و تا کجاست، وگرنه براساس قانون اساسی و قانون انتخابات کاملاً روشن است که اگر مردم رای بدهند کسی روی کار می آید و اگر رای ندادند، آن فرد نمی تواند زیر میز انتخابات و رای و جمهوریت بزند. متأسفانه کسانی در همین انتخابات سعی کردند برای زدن زیر میز انتخابات، آقای هاشمی را خرج خیانت های خود کنند اگر چه می دانستند هاشمی ماهیتاً از آنها جداست.
در همین حوادث 16 آذر هم معلوم شد خود دانشگاه و اساتید و دانشجویان آن، مقابل آشوبگران و زیاده خواهان ایستاده اند و اجازه جولان به ضد انقلاب اجیر شده نمی دهند.

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/۱٩ توسط commander

نماینده مردم لنجان در خانه ملت تاکید کرد: عدم موضع‌گیری برخی خواص در مقابل قانو‌ن‌شکنی‌ها موجب می‌شود تا تمام سوابق آنها به حراج گذاشته شود.

محسن کوهکن در گفتگو با خبرنگار سیاسی باشگاه خبری فارس «توانا»، ضمن تقدیر از عموم دانشجویانی که در روز 16 آذر با تیزبینی خود نشان دادند که دانشجویان مثل همیشه بیدار هستند، اظهار داشت: اقدام دانشجویان در روز 16 آذر نشان داد که اساسا حساسیت لازم نسبت به اقدامات نفاق گونه در آنها وجود دارد.
کوهکن اظهار داشت: زیبنده دانشگاه نیست که افرادی با اغراض سیاسی، مقاطعی از تاریخ انقلاب را که برای به دست آوردن آن هزینه‌های فراوان شده است، برای رسیدن به اهداف و منافع شخصی خودشان خرج کنند؛ بر این اساس آنها باید بدانند که این مناسبت‌های ملی متعلق به همه است و هیچ کس و یا گروهی حق مصادره آنها را ندارد.
نماینده مردم لنجان تاکید کرد: ادامه این ستیزه‌جویی‌ها به صلاح و مصلحت خودشان هم نیست؛ چرا که این حرکات رادیکالی موجب شده است تا حتی دوستانشان نیز از دور انها پراکنده شده و با ریزش فراوان مواجه شوند.
وی خاطرنشان کرد: در کدام حکومت تا این حد آزادی بیان وجود دارد که عده قلیلی جمع شوند و صریحا بر ضد حکومت جمهوری اسلامی شعار دهند؛ ولی با آنها برخورد نشود.
کوهکن تاکید کرد: عدم موضع‌گیری برخی خواص در مقابل اقدامات این گونه افراد که خود را طرفدار شخص خاصی معرفی می‌کنند، موجب می‌شود تا تمام سوابق آنها به چوب حراج گذاشته شود.
وی با بیان اینکه گاهی اشاره به نام بعضی افراد به نوعی بزرگ کردن آنهاست، گفت: من بدون اینکه از شخص خاصی نام ببرم، تاکید می‌کنم که همه در مقابل قانون یکی هستند و دیگر هیچ‌گونه مماشاتی در مقابل این عده مورد قبول نیست؛ بر این اساس دستگاه قضایی باید هرچه سریع‌تر با اغتشاشگران برخورد کنند.

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/۱٩ توسط commander

مشاور رئیس رسانه ملی و مدیرکل روابط عمومی سازمان صداوسیما ضمن رد ادعای مهدی کروبی مبنی بر ساختگی بودن تصاویر مربوط به حرمت‌شکنی اغتشاشگران اعلام کرد اصل تصاویر یاد شده در صدا و سیما موجود است

محمود عاطفی در گفت‌وگو با خبرنگار رادیو و تلویزیون فارس گفت: اصل تصاویر مربوط به حرمت‌شکنی تصاویر امام خمینی(ره) توسط اغتشاشگران در صداوسیما موجود است و خلاف جوسازی برخی رسانه‌ها هیچ کدام جعلی نیستند.
وی درباره ادعای کروبی مبنی بر ساختگی بودن تصاویر پخش شده از صداوسیما مربوط به حرمت‌شکنی اغتشاشگران نسبت به تصاویر امام راحل(ره) در روز 16 آذر اضافه کرد: تصاویر مربوط به اغتشاشگران موسوم به جنبش سبز که از بخش خبری 20:30 پخش شد، کاملا واقعی و حقیقی است.
وی گفت: هیچ کدام از آن تصاویر مونتاژی نیست و اصل آنها در صداوسیما موجود است.
وی درباره ادعای تفرقه‌انگیزی صداوسیما در وحدت ملی نیز اظهار داشت: بسیار متاسفم برخی کسانی که داعیه پیروی از خط امام (ره) را دارند، چشم و گوش خود را بر حقایق بسته‌اند. این افراد ببینند آیا مصاحبه‌ها، نامه‌ها و بیانیه‌هایی که صادر می‌کنند و با روح تعالیم حضرت امام راحل(ره) منافات دارد، باعث تفرقه است یا انتشار تصاویر واقعی اغتشاشگران که مورد دید و قضاوت مردم است؟ چرا کسانی باید از افشای نیات پلید اغتشاشگران در برهم زدن وحدت ملی و زیر پا نهادن ارزش‌های دینی و انقلابی توسط صداوسیما این‌گونه نگران شوند؟
به گزارش فارس، پس از پخش تصاویر مربوط به حرمت‌شکنی نسبت به تصاویر امام خمینی(ره) توسط اغتشاشگران در روز دانشجو ، مهدی کروبی با انتشار نامه‌ای خطاب به سید عزت الله ضرغامی رئیس سازمان صداوسیما مدعی شده بود این تصاویر ساختگی و عامل برهم زدن وحدت ملی است.

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/۱٩ توسط commander

 

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/۱۸ توسط commander

شبکه ایران: مهدی کروبی، دبیرکل حزب اعتماد ملی که در انتخابات ریاست جمهوری دهم موفق به کسب حدود 300 هزار رای شد، در نامه‌ای به رئیس رسانه ملی مدعی شده، فیلم‌هایی که از وقایع ۱۶ آذر از صدا و سیما پخش شده، مونتاژ بوده است.

کروبی در این نامه که در سایت منتسب به او منتشر شده، نوشته که "تصاویر مونتاژ شده‌ای از دانشجویان معترض نشان داده شد که این گونه استنباط می‌شد عکس‌های بنیانگذار انقلاب توسط این دانشجویان پاره و مورد تعرض قرار گرفته است."

ادعای جدید شیخ اصلاحات در حالی است که فیلم پاره کردن و آتش زدن تصاویر امام خمینی(ره) توسط دانشجویان معترض، با استقبال و پوشش گسترده رسانه‌های انگلیسی، آمریکایی و سعودی از جمله "العربیه" همراه و بارها از این رسانه‌ها پخش شده است.

با این حال، دبیر کل حزب اعتماد ملی ترجیح داد که به جای محکوم کردن اقدام طرفداران مهندس موسوی در پاره کردن عکس امام، سردادن شعار علیه نظام و ابراز برائت از سران رژیم صهیونیستی و غربی، تجمعات غیرقانونی گروه سبز را "اعتراضات واقعی و حقیقی مردم" نامیده و بگوید که برخی عامدانه به دنبال بد نام کردن این تجمعات و باز کردن راه برای جریانات افراطی هستند.

کروبی بدون اشاره به علت حمایت‌های دیروز نخست وزیر اسرائیل و سران کشورهای غربی از تجمعات حامیان اصلاحات، آنچه "برخی از مجموعه‌های خبری صدا و سیما" خواند را، به "تفرقه پراکنی و توهین مسلم و مبرز به بنیان گذار انقلاب اسلامی ایران و خدمت گذاران سی ساله آن" متهم کرده است.

او که در اکثر اوقات یک تنه اقدام به موضع‌گیری و حضور در میان تجمع‌کنندگان خیابانی کرده است، خود و چندتن دیگر از همراهانش را پیرو و پاسدار خط امام(ره) می‌داند.

دبیرکل حزب اعتماد ملی حتی در جریان مناظرات انتخاباتی در پاسخ به این سوال که با چه مجوزی از شهرام جزایری، مفسد اقتصادی مشهور، 300 میلیون پول گرفته، گفت که "من از امام حکم دارم."

نفر چهارم انتخابات ریاست جمهوری دهم که پس از اعلام نتایج انتخابات اخیر رای اکثریت مردم را قبول نکرد، چندی پیش هم، مدعی شد که مدیر مسئول روزنامه کیهان به فرمایش امام(ره) مبنی بر اینکه "میزان رای ملت است" چوب حراج زده است.

این در حالی است که کروبی در جریان آشوب‌های پس از انتخابات، با طرح ادعاهای مختلفی از جمله "تقلب" و "آزار جنسی زندانیان" بارها جمهوری اسلامی را متهم کرده و میزان اعتقاد خود را به جمله "میزان رای ملت است" نشان داده است.

علاوه بر کروبی، محمد خاتمی و مهندی موسوی هم، که تاکنون هیچ موضعی در برابر آتش زدن عکس امام خمینی(ره) و شعارهای ساختارشکنانه حامیان خود اتخاذ نکرده‌اند، خود را پایبند به آرمان‌های امام(ره) و انقلاب و نظام اسلامی می‌دانند.

خاتمی اخیرا پس از استناد به سخنان امام(ره)، از آنچه "ستم به جمهوری اسلامی" نامید، حرف زد و گفت که به این خاطر غصه می‌‌‌خورد و رنج می‌برد.

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/۱۸ توسط commander

وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح گفت: درصورت تهدید رژیم صهیونیستی اولین پاسخ های ایران در مراکز ساخت سلاح‌های شیمیایی ، میکروبی و سلاح‌های کثیف و ممنوعه هسته ای در این رژیم خواهد بود.

به گزارش ایرنا به نقل از روابط عمومی و تبلیغات وزارت دفاع، سردار سرتیپ "احمد وحیدی" در بدو ورود به دمشق درجمع خبرنگاران به تشریح اهداف و برنامه های سفر خود و هیات بلندپایه دفاعی کشورمان پرداخت و گفت: این سفر در چارچوب مراودات جاری دو کشور و تحکیم روابط و تبادل نظر درخصوص تحولات امنیتی منطقه ای صورت می گیرد.

**هدف از سفر به سوریه تقویت همکاری ها است
وحیدی در پاسخ به سوالی درخصوص هدف سفر خود به سوریه گفت: دو کشور ایران و سوریه از اشتراکات تاریخی ، فرهنگی ، دینی و اجتماعی برخوردارند و ایران و سوریه در طول سه دهه گذشته براساس تدابیر و رهبران فقید دو کشور حضرت امام ( ره ) و آقای حافظ اسد به یک همگرایی سیاسی و راهبردی درخصوص همکاری های دوجانبه و موضوعات منطقه ای و بین المللی دست یافتند .
وی ادامه داد: سفر مقامات ارشد دو کشور نیز در چارچوب توسعه و تقویت همکاری ها صورت می گیرد و این سفر نیز در چارچوب مراودات جاری دو کشور و تحکیم روابط و تبادل نظر درخصوص تحولات امنیتی منطقه ای صورت می پذیرد.
وحیدی تصریح کرد: در این سفر همچنین مذاکره پیرامون موضوعات کاری دو جانبه و فعال سازی و سرعت بخشیدن به توافقات گذشته و شناسایی ظرفیت های جدید همکاری در مسیر توسعه و تحکیم همکاریهای دفاعی و فنی مورد بحث و بررسی طرفین قرار خواهد گرفت. معتقدیم ارتقاء و گسترش همکاریهای دفاعی و نظامی بین ایران و جمهوری سوریه ، عامل مهمی در ثبات و امنیت منطقه ای بشمار می آید .

**جمهوری اسلامی همواره پشتیبان ملت و دولت لبنان بوده است
وزیر دفاع کشورمان، لبنان را دارای موقعیت سوق الجیشی مهمی دانست و افزود: این کشور همواره در طی 60 سال گذشته مطمع نظر صهیونیست‌ها بوده و با تجاوز آشکار و روزمره از سوی رژیم صهیونیستی روبرو است .
وی تاکید کرد: آثار باقی مانده از تجاوز وحشیانه صهیونیست‌ها در سال 2006 هنوز در بخش های وسیعی از لبنان باقی است و بمب‌های خوشه ای دشمن صهیونیستی از مردم عادی و کشاورزان جنوب لبنان قربانی می گیرد .
وحیدی اظهار داشت: جمهوری اسلامی همواره پشتیبان ملت و دولت لبنان بوده و برای گسترش همکاری‌های دفاعی با این کشور تلاش کرده است و برای ارتقاء همکاری‌های دفاعی با لبنان آماده است .

** نقش ایران در ایجاد امنیت و آرامش در عراق دغدغه امنیت ملی جمهوری اسلامی است
سردار وحیدی تصریح کرد: ثبات و آرامش در عراق در 6 سال گذشته، بخشی از دغدغه امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران بوده و برای استحکام و ثبات امنیتی در عراق ، تلاشهای مستمری را بعمل آورده ایم.
وی ادامه داد: بی ثباتی و تشنج درعراق ، ریشه داخلی نداشته و به حضور اشغالگران، مداخله و تحریک برخی کشورهای خارجی مرتبط است.
وزیر دفاع خاطر نشان کرد: آرامش و ثبات در عراق به دو مؤلفه اقتدار داخلی و کاهش مداخله اشغالگران و عوامل خارجی متکی است و لذا با افزایش توان امنیتی حکومت مرکزی و تقلیل یافتن تأثیر عوامل خارجی بهبود می یابد.
وی اظهار داشت: جمهوری اسلامی با تاکید بر این دو عامل ، از حکومت مرکزی عراق، استقلال و حاکمیت آن حمایت کرده و برای توسعه همکاری‌های دو جانبه ایران و عراق نیز آمادگی کامل دارد .
وحیدی تاکید کرد: سال 2010 که روند خروج نیروهای اشغالگر از عراق پیش بینی شده ، می تواند آغاز یک پروسه امنیت سازی پایدار درعراق تلقی شود و همکاری‌های چهارجانبه ایران، عراق، ترکیه و سوریه، پایه ای برای الگوی امنیت منطقه ای خواهد بود.

**تاثیر تعامل میان ایران، سوریه و عراق می تواند مبنایی برای تامین امنیت بیشتر منطقه باشد
وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح گفت: مناسبات دوستانه و راهبردی ایران و سوریه می تواند به الگو و مدل موفقی از تعاملات سازنده و ثبات بخش میان کشورهای اسلامی و کشورهای منطقه ارزیابی شود و ایران آمادگی دارد این نوع تعاملات را با کلیه تعاملات دفاعی ایران و سوریه عامل ایجاد ثبات در منطقه حساس خاورمیانه است و البته موازنه های مثبت را در بطن خود ایجاد می کند .
وی ادامه داد: در مورد طرح منطقه ای همکاری نزدیک ایران ، سوریه و عراق می تواند مبنایی برای تأمین امنیت بیشتر در منطقه باشد و ایجاد توسعه اقتصادی ، بازرگانی و تجاری میان این کشورها عاملی در این مسیر خواهد بود.

**آمریکا و انگلستان به دنبال تضعیف حکومت مرکزی یمن هستند
وحیدی در این گفت و گو در مورد حوادث یمن،تاکید کرد: حوادث یمن و صعده ، باید از طریق تعامل آرام و گفتمان داخلی و ملی به نتیجه برسد . مداخله در مسائل داخلی یمن و درگیریهای صعده و منطقه ای کردن این بحران ، موجب فراهم شدن حوادث غیر انسانی و ضد اسلامی و کشتار مردم بی گناه و بی ثباتی در یمن خواهد شد که بازتابهای منطقه ای نیز پیدا می کند.
وزیر دفاع تصریح کرد: آمریکا و رژیم صهیونیستی با دامن زدن به درگیری های یمن و وارد کردن برخی کشورهای عربی به این جنگ ، مقدمات مداخله بیشتر در منطقه و ایجاد پایگاه دریایی گسترده در دهانه باب المندب را فراهم می کنند و از طریق تضعیف حکومت مرکزی یمن ، زمینه کسب امتیازات بیشتر را فراهم می نمایند.
وحیدی خاطر نشان کرد: " مساعی جمیله " باید از سوی سازمان کنفرانس اسلامی به اجرا در آید و عربستان نباید بعنوان یک طرف درگیری عمل کرده و در ماه حرام به قتل عام مردم صعده و استان‌های شمالی آن بپردازد.
وی تاکید کرد: ادامه جنگ و مداخله عربستان و دیگر کشورها در این درگیری داخلی ، بی ثباتی بیشتر در داخل یمن را موجب می شود و سازمان‌های بین المللی و منطقه ای باید به وظایف انسانی و بشر دوستانه خود نسبت به آوارگان و جنگ زدگان صعده که در آستانه فصل سرما هستند، اقدام کنند .

**اختلاف دیدگاه های سیاسی در هر کشوری طبیعی است
وحیدی در پاسخ به سوالی درخصوص مسائل داخلی کشور،اختلاف دیدگاه‌های سیاسی در هر کشوری را امری طبیعی دانست و ادامه داد: این اختلاف نظر ها با برنامه ریزی و مداخله خارجی از هنجارهای طبیعی و عادی خارج شد و عناصر فرصت طلب خارجی و بعضا داخلی تلاش کردند این تمایز فکری را به تضاد بر علیه نظام اسلامی تبدیل کنند.
وحیدی تاکید کرد: همانگونه که در طی 30 سال گذشته ولایت فقیه و رهبری ضامن سلامت و وحدت کشور و نجات آن بوده ، این‌ بار نیز آثار خود را بر روند تخریب نظام بجای گذاشت و آنرا مهار کرد.
وی خاطرنشان کرد:‌ رقابت سیاسی در چارچوب نظام و رهبری و قانون اساسی موجب استحکام نظام و تأمین منافع ملی خواهد شد و بهانه و مستمسک به استکبار جهانی برای " موج سواری سیاسی " در ایران را نخواهد داد .
سردار وحیدی افزود: نخبگان و رهبران سیاسی با تغییر ادبیات و لحن خود و پیروی از منویات رهبری می توانند در مسیری سازنده عمل کنند .

**مهار روسیه از طریق همکاری به اجرا در می آید
وزیر دفاع در ادامه این گفت و گو درخصوص روابط با روسیه، گفت: نگاه به روسیه زمانی می تواند روندی با ثبات را طی کند که تعاملات روسیه از اعتمادسازی با ایران فاصله نگیرد و این اعتمادسازی از طریق همکاری شفاف و اجرای تعهدات شکل خواهد گرفت.
وحیدی ادمه داد: تجربه دوران جنگ سرد و دو دهه اخیر باید برای روس‌ها روشن باشد که صهیونیسم خط مقدم سیاست‌های فرمایشی غرب و آمریکا برای فروپاشی فدراسیون روسیه است و "مهار روسیه از طریق همکاری " به اجرا در می آید .

**رویکرد تأمین سوخت و ساخت مراکز غنی سازی امری اجباری و حیاتی است
وزیر دفاع دولت دهم ،افزود: آنچه جای تأسف دارد اینکه سازمان‌های بین المللی در سقف اهداف سیاسی غرب و قدرت‌های جهانی عمل می کنند و از استقلال حرفه ای برخوردار نیستند.
وی تاکید کرد: قطعنامه اخیر شورای حکام آژانس که فاقد اجماع بود، مصداق اقدام سیاسی و غیرحرفه ای است و فراتر از قوانین آژانس و اختیارات آن است.
وحیدی تصریح کرد: این قطعنامه بجای پاسخگویی به تکالیف آژانس نسبت به تأمین سوخت هسته ای تحقیقاتی تهران با فشار آمریکا و غرب، بدنبال پیچیده تر کردن روندهای مذاکراتی و همکاری‌های فی مابین است.
وی ادامه داد: جمهوری اسلامی بر اساس NPT منافع و حقوق خود را دنبال خواهد کرد و اگر آژانس نسبت به تکلیف خود در تأمین سوخت مرکز تحقیقاتی تهران عمل نکند ، ایران از فن خود برای غنی سازی استفاده خواهد کرد.
وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح موضوع " مرکز فوردو " را کاملا قانونی دانست و گفت: این مرکز در چارچوب تعهدات ایران، با گزارش پیش هنگام در اطلاع رسانی همراه بوده و گامی جدید در اعتماد سازی ایران نسبت به آژانس می باشد و از آنجا که آژانس به وظایف حرفه ای خود عمل نکرده و غرب در گفتمان خود صادق نیست و اهداف دیگری را دنبال می کند ، رویکرد تأمین سوخت و ساخت مراکز غنی سازی امری اجباری و حیاتی است .

**ایجاد تردید و تشکیک از طرف غرب در مورد پرونده هسته ای ایران ماهیتی سیاسی دارد
سردار وحیدی خاطر نشان کرد: دکترین امنیتی ایران با ماهیتی دفاعی و برای حفظ استقلال و حاکمیت و تأمین منافع ملی جمهوری اسلامی تأمین شده و همانگونه که مقامات عالیه کشور بارها اعلام کرده اند، سلاح هسته ای در دکترین امنیتی ایران جایگاهی ندارد و آنرا ابزاری غیرانسانی و ضد بشری می دانیم.
وی تصریح کرد: ایجاد تردید و تشکیک از طرف غرب در مورد پرونده هسته ای ایران ماهیتی سیاسی دارد تا با " ایران هراسی " اهداف دیگری را محقق نمایند البته این در حالی است که رژیم صهیونیستی با صدها کلاهک هسته ای عامل بی ثباتی در منطقه است و کشورهای اروپایی و آمریکا در حال ساخت نسل های جدید بمب های هسته ای هستند.

**صهیونیست‌ها به خوبی از ناتوانی خود برای اجرای هرگونه تهدید نسبت به ایران آگاهی دارند
وی با اشاره به اینکه تهدیدات اخیر مقامات صهیونیستی با هدف روحیه بخشیدن به جامعه صهیونیستی و ارتش این رژیم است ادامه داد: تصویب بودجه نظامی فزاینده برای سال 2010 صورت می گیرد و از سوی دیگر صهیونیست‌ها به خوبی از ناتوانی خود برای اجرای هرگونه تهدید نسبت به ایران و پاسخ محکم ایران آگاهی دارند .
وزیر دفاع تصریح کرد: صهیونیست‌ها در هیچ یک از سناریوهای احتمالی برای تهدید ایران در امان نخواهند بود و هم برای ضربه اول و پیشدستانه و تجاوزکارانه با وحشت روبرو هستند و هم اینکه در تحمل ضربه دوم تلافی جویانه ، در کابوس نابودی کامل بسر می برند.
وی تاکید کرد:‌ نیروهای مسلح جمهوری اسلامی در اقتدار کامل برای دفاع بسر می برند و اولین پاسخ های ایران در مراکز ساخت سلاح‌های شیمیایی ، میکروبی و سلاحهای کثیف و سلاحهای ممنوعه هسته ای در این رژیم خواهد بود .
**
وزیر دفاع همچنین درخصوص رابطه دفاعی میان ایران و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس گفت: مناسبات با کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به میزانی که از شاخص استقلال رفتاری، سیاسی و تمایل برای همزیستی و تکامل پذیری تبعیت می کند ، دارای عرصه گسترش خواهد بود.
وی تاکید کرد: همکاری‌های جمهوری اسلامی با کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس می تواند از ظرفیت های جدید و در تمامی عرصه ها برخوردار گردد و مناسبات دفاعی بخشی از آن خواهد بود تا از منافع فی مابین دفاع کرده و آنرا گسترش دهد .
وحیدی اظهار داشت: رویکرد جمهوری اسلامی و دکترین امنیتی ایران در تعاملات و مناسبات گسترش یافته با کشورهای همسایه و دیگر کشورهای دوست می باشد و آمادگی کاملی برای همکاری های دفاعی نیز با این کشورها داریم .

**اعتراف به دریافت رشوه دروغین بودن اتهامات را اثبات کرد
وحیدی همچنین مدیریت پرونده آمیا را از ابتدا در دست صهیونیست‌ها دانست و ادامه داد: این دادگاه فاقد مشروعیت و ادلة قانونی است و به همین دلیل روند پیگیری‌های این پرونده ، اعتراف به دریافت رشوه از صهیونیست‌ها توسط شهودی ساختگی و مقامات قضایی ، دروغین بودن اتهامات را اثبات کرد .

**مذاکره با آمریکا ، نتیجه ای جز مخدوش شدن تشخص ملی و منافع ملی در بر نخواهد داشت
وحیدی همچنین درخصوص مذاکره با آمریکا، تاکید کرد: تاریخ بی اعتمادی به آمریکا صرفا مربوط به رفتار غیر انسانی حکومت‌های آمریکا در نظام شاهنشاهی نیست و در 30 سال گذشته نیز رفتار خصمانه و فریبکارانه تا امروز ادامه داشته است .
وی تصریح کرد: آمریکا بدنبال نادیده گرفتن منافع و حقوق ایران و پایمال نمودن آنست و همزمان با ژست های گفتمانی ، اقدامات خصمانه و ضد امنیتی و متضاد با منافع ملی ایران را به اجرا گذاشته و تشدید می کند و در چنین فضایی ، امید به گفتمان و مذاکره با آمریکا ، نتیجه ای جز مخدوش شدن تشخص ملی و منافع ملی ایران در بر نخواهد داشت.
سردار وحیدی اظهار داشت: با قدرت یابی جناح‌های افراطی در آمریکا، چشم انداز هرگونه مذاکره، نا امید کننده تر خواهد شد، چرا که سیاست های افراطی و استکباری حکومت‌های آمریکا ، کمکی به منافع دو کشور نخواهد کرد.

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/۱۸ توسط commander

جمعی از دانشجویان دانشگاه تهران در اعتراض به حضور غیرقانونی فائزه هاشمی رفسنجانی در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران بیانیه‌ای صادر کردند.

به گزارش فارس در این بیانیه آمده است: اگرچه هم اکنون قریب به 6 ماه از حماسه جاویدان 22 خرداد می‌گذرد اما همچنان تحرکات برخی افراطیون شکست خورده در برابر رای ملت، نه تنها منجر به هتک جمهوریت نظام گشته، که از آن مهم تر عدم ایجاد آرامش در فضای جامعه و دانشگاه‌ها مبدل به رمز حیات این جریان ناکام شده است.

این بیانیه می‌افزاید: در آخرین نمونه فائزه هاشمی رفسنجانی با حضور غیرقانونی خود در روزهای یک شنبه از ساعت 1 الی 3 بعد از ظهر در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران موجب حیرت دانشجویان این دانشگاه شده است زیرا طبق اخبار رسمی وی در حال حاضر در مقطع دکترا در دانشگاه آزاد واحد علوم تحقیقات در رشته روابط بین‌الملل مشغول به تحصیل می‌باشد و از آنجایی که طبق هیچ قانون رسمی و ثبت شده‌ای هیچ دانشجویی از دانشگاه آزاد به دانشگاه سراسری حق انتقال واحد درسی و تحصیل در دانشگاه دولتی به صورت میهمان حتی برای یک واحد درسی را هم ندارد، هم اکنون این پرسش برای قاطبه دانشجویان بوجود آمده است که وی از حضور خود در این دانشکده به دنبال چه چیزی است؟

این بیانیه می‌افزاید:‌ پس از پیگیری‌های به عمل آمده از سوی جمعی از دانشجویان دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، وی حتی به صورت مستمع آزاد نیز در این کلاس‌های این دانشکده حضور پیدا نمی‌کند و طبق گفته شخص فائزه هاشمی رفسنجانی در پاسخ به یکی از دانشجویان این دانشکده وی با صراحت اعلام داشته است که به صورت میهمان 2 واحد درسی خویش را از دانشگاه آزاد به دانشگاه تهران انتقالی گرفته است و حتی در پی پرسش دیگر دانشجویان نیز از استاد روابط بین‌الملل دانشکده حقوق و علوم سیاسی، فائزه هاشمی بر خلاف تمامی قوانین رسمی وزارت علوم، در کلاس ایشان شرکت می‌کند.

در پایان این بیانیه آمده است: به همین منظور ما دانشجویان دانشگاه تهران خطاب به مسئولین دانشکده حقوق و علوم سیاسی و هم چنین دکتر فرهاد رهبر، ریاست محترم دانشگاه تهران اعلام می‌داریم در صورتی که فائزه هاشمی هم چنان به صورت غیرقانونی در دانشکده حقوق و علوم سیاسی قصد حضور داشته باشد و از سوی مسئولین مربوطه نیز هیچ‌گونه برخوردی با وی صورت نگیرد، دانشجویان مسلمان و متعهد دانشگاه تهران در اعتراض به حضور غیرقانونی وی در دانشگاه تهران، راسا وارد میدان شده و مسئولیت هرگونه برخورد با فائزه هاشمی نیز بر عهده خود وی و مسئولینی است که نسبت به این اقدام غیرقانونی عکس‌العملی نشان نمی‌دهند.

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/۱۸ توسط commander
اعترافات تکان‌دهنده مهدی هاشمی، پیام گستاخانه منتظری به امام

 

فصل پنجم: اعترافات اولیه مهدی هاشمی

منتظری در نامه ای به امام، وزارت اطلاعات را متهم به خطی عمل کردن می کند و اتهامات گسترده ای را به وزارت اطلاعات نسبت می دهد. حجت‌الاسلام والمسلمین ری‌شهری در پاسخ به وی می نویسد: «... خدا را شاهد می گیرم که تاکنون خطی عمل نکرده ام و در جریان اخیر، از هیچ کس خط نگرفته ام و جز انجام تکلیف الهی -که امام به آن تصریح نمودند- انگیزه ای نداشته ام. و او گواه است که به جنابعالی علاقه دارم و اگر خط خطرناک مهدی هاشمی از شما جدا شود، هیچ کس را برای رهبری آینده جمهوری اسلامی از شما شایسته تر نمی دانم...»

غربت وزارت اطلاعات و دشواری راه

حجت‌الاسلام ری‌شهری در این باره می گوید: «در فضای سیاسی آن روز، غربت وزارت اطلاعات مشهود بود. برخی از مسئولان بلند پایه سیاسی نظام، به دلیل مصالح سیاسی، حرکتی را که با دستور امام آغاز شده بود، مصلحت نمی دانستند و از آینده بیمناک بودند. اما در برابر قاطعیت امام راهی جز سکوت نداشتند. برخی از شخصیت های سیاسی صریحاً می گفتند که با این گونه برخورد موافق نیستند، لیکن از نظر امام تبعیت می نمایند. شنیدم یکی از مسئولان عالی رتبه قضایی گفته بود: "این چه کاری است که وزارت اطلاعات انجام می دهد؟ آقای منتظری رهبر آینده است. چرا وزارت اطلاعات با این برخوردها او را زیر سوال می برد؟ آقای ری‌شهری مرتب پیش امام می رود و امام بر اساس گفته های او تصمیم می گیرد. اشتباه ما این بود که نرفتیم تا مسائل خود را با امام در میان بگذاریم. ما باید زودتر در این رابطه اقدام می کردیم. این حرکتی که وزارت اطلاعات شروع کرده، معلوم نیست به کجا می انجامد..."»

با اندکی تامل در مواضع مسئولان بلندپایه سیاسی و قضایی که بدان اشاره شد، مشخص می گردد که پیگیری اتهامات مهدی هاشمی تا چه حد دشوار بود. اکنون که با هدایت، قاطعیت و تصمیم هوشمندانه امام خمینی(ره)، رهبری آقای منتظری منتفی شده و در کنار امام بودن، برای همه علاقه مندان به ایشان، یک ارزش مهم تاریخی به شمار می رود، درک دشواری همراهی با امام در آن روزگار، حقیقتاً بسیار دشوار است.

در آن روزگار (سال 1365) تردیدی وجود نداشت که آقای منتظری، رهبر آینده جمهوری اسلامی است و لذا اغلب مسئولان نظام مایل نبودند خود را رو در روی وی قرار دهند و در این فضای سیاسی، همراهی با امام و یاری رساندن به ایشان، در راهی که به یک جراحی عمیق و گسترده و سرنوشت ساز در جمهوری اسلامی منتهی می شد، آسان نبود... همراهی با امام حقیقتا دشوار بود اما آنچه دشواری راه را مضاعف می کرد، عدم پیشرفت بازجویی‎های مهدی هاشمی بود.

شکست معجزه آسای بن بست بازجویی

با گذشت یک ماه از دستگیری مهدی هاشمی، او با اتکا به حمایت های منتظری همچنان از پاسخگویی به پرسش‌های بازجویان طفره می رفت و حاضر به روشن کردن نقاط مبهم نبود. خاموشی اسرارآمیز وی، بازجویان را به تدریج به بن بست کشیده بود.

حجت‌الاسلام ری‌شهری بعد از مدتی به این نتیجه می رسد که به جای بازجویان، خود با مهدی هاشمی صحبت کند و اتفاقاً این کار او بی نتیجه باقی نمی ماند. وی در این باره می گوید: ...مهدی هاشمی را نصیحت کردم و او را از رسوایی و کیفر آخرت و زندگی پس از مرگ بیم دادم و یادآوری کردم که "رسوایی و کیفر دنیا، اگرچه سخت و طاقت فرساست، آسان تر از عقوبت عقبی است" و بدین سان، وی را به صداقت و پاک شدن در این دنیا دعوت کردم تا دروازه های نجات، در چشم انداز او قرار گیرد. به او گفتم: تصور کن بازجوی تو خداست و اسلام از تو بازجویی می کند. تو هنوز حقایقی که در بازجویی های ساواک اعتراف کرده ای را برای ما نگفته ای، در صورتی که در نظام اسلامی، صادقانه تر باید برخورد کنی...

در واقع بعد از این گفتگو بود که بازجویی جدی از مهدی اهاشمی آغاز شد. همکاری وی با بازجویان قابل توجه بود. برخی از قتل های قبل از پیروزی انقلاب را پذیرفت و بدین ترتیب، امید به روشن شدن تدریجی اتهامات وی افزایش یافت.

حادثه ای تامل آفرین

چند روز از این ماجرا گذشت. برپایه گزارشی که به من (ری‌شهری) داده شد، روزی مهدی هاشمی از بازجوی خود درخواست کاغذ و قلم کرد و نامه ای خطاب به این جانب نوشت. گویا در این نامه، سوگند یاد کرده بود که همه مطالب خود را بازگو کرده و دیگر چیزی برای گفتن ندارد. نامه را به بازجو داد که به من برساند. پس از گرفتن نامه توسط بازجو، ناگهان مهدی هاشمی سراسیمه از بازجو خواست که نامه را به او پس بدهد! بازجو نامه را به او پس داد. هاشمی نامه خود را گرفت و بلافاصله آن را پاره کرد و همچون کسی که از دردی کشنده رنج می برد، و عقده ای او را آزار می دهد، شروع به اشک ریختن کرد و پس از اندکی گریستن گفت: " به دروغ نوشتم که چیزی برای گفتن ندارم. کاغذ بدهید تا آنچه دارم، بنویسم"!

پس از این حادثه مهدی هاشمی پذیرفت که در دو مصاحبه شرکت کند: یکی مفصل، مشروط به اینکه تنها به امام(ره)، منتظری و حداکثر سران سه قوه ارائه شود و دیگری کوتاه، برای ارائه به مردم، از طریق رسانه‌ها.

آقای ری‌شهری در ادامه می نویسد: چند روز بعد، خدمت امام رسیدم و ضمن ارائه گزارش کوتاهی از اقدامات انجام شده، نوار یاد شده را تقدیم ایشان کردم. نکته قابل توجه اینکه امام هنگام تقدیم نوار مصاحبه مهدی هاشمی فرمودند: "اگر این نوار را هم برای آقای منتظری بگذارید، باز هم قبول نخواهد کرد و خواهد گفت که این اعترافات را در اثر فشار و شکنجه از او گرفته اید"!

به امام عرض کردم:" تا امروز حتی یک ضربه شلاق هم به او زده نشده است".

فراست امام خمینی(ره)

شنیدم امام دو یا سه بار، نوار یاد شده را ملاحظه کرده بود. نکته مهم و جالب توجه اظهارنظر ایشان درباره قسمت پایانی مصاحبه مهدی هاشمی است. گفتنی است که وی در پایان مصاحبه، اظهار ندامت و پشیمانی کرده و با گریه، درخواست عفو و بخشش کرده بود؛ ولی امام پس از ملاحظه این قسمت، فرموده بود: "فریب نخورید. او دروغ می گوید. حرکات او واقعیت ندارد."

هیچ یک از کسانی که سخنان مهدی هاشمی را از نوار شنیده بود، چنین برداشتی نداشتند؛ ولی امام، با فراست دریافت که وی دروغ می گوید و مسائل دیگری دارد که بدین وسیله می خواهد تیم بازجویی و مسئولان را فریب دهد تا بازجویی وی را پایان یافته تلقی کنند.

انتشار مصاحبه اختصاصی مهدی هاشمی، برای حیثیت و اعتبار منتظری خطرناک بود. از این رو، سران قوا با این اقدام مخالف بودند. اینجانب (ری‌شهری) نیز موافق این اقدام نبودم و لذا نظر خود را از طریق دفتر امام به ایشان منتقل کردم. اما از دفتر امام به من ابلاغ شد که: "نظر امام این است که آنچه در این مصاحبه در رابطه با آقای منتظری است، باید پخش شود تا مردم در جریان مسائل باشند."

منتظری با شنیدن خبر پخش اعترافات مهدی هاشمی از صداوسیما در پیغامی خطاب به آقای هاشمی رفسنجانی می نویسد: "اگر این مصاحبه پخش شود، من موضع‌گیری خواهم کرد و علیه وزارت اطلاعات سخنرانی می کنم و اعلامیه خواهم داد. اگر شما (هاشمی رفسنجانی) بخواهید، می توانید جلو این اقدام را بگیرید."

قسمت هایی از متن اولین مصاحبه مهدی هاشمی

قسمت هایی از متن مصاحبه مهدی هاشمی که در تاریخ 18/9/1365 از سیمای جمهوری اسلامی منتشر شد، بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و درود به محضر مبارک حضرت بقیه الله الاعظم، امام زمان -ارواحنا له الفداء- و نایب بر حقش، بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، حضرت امام خمینی –مد ظله العالی- و قائم مقام معظم رهبری، فقیه عالی قدر، حضرت آیت‌الله العظمی منتظری و به امید پیروزی هرچه سریع تر رزمندگان کفرستیز اسلام و فتح کربلا.

اینجانب، سید مهدی هاشمی، فرزند مرحوم سید محمد، مصاحبه خود را به شرح ذیل آغاز می کنم.

انگیزه من از این مصاحبه که به پیشنهاد و رضایت خودم انجام می گیرد، اولا، روشن کردن اذهان نسبت به عملکردهای خلاف خودم و همفکرانم و ثانیا، پرده برداشتن از یک سیر تصاعدی لغزش ها، اشتباهات و انحرافاتی است که متاسفانه بعد از انقلاب تا لحظه بازداشت، در وجود من بوده است و به خاطر همان تسلط هوای نفس و نپرداختن به تهذیب نفس، دوری از خط امام، این اشتباهات در من رشد کرد.

مادامی که در بازداشت به سر می برم، در اثر برخوردهای سازنده و آموزنده و اسلامی برادران بازجو و همچنین تفکر و مطالعه و بازنگری خودم، به اعمال و رفتار و اندیشه ها و افکار گذشته ام و مجموعه ای از اشتباهات و انحرافات و لغزش هایی که در من بوده، پی بردم و در این لحظه، اعتراف می کنم که خودم را مصداق بارز آن جمله حضرت امام که در جواب جناب آقای ری‌شهری فرمودند یافتم. امام فرمودند: "منحرف و توطئه گر".

قبل از بازداشت، طبعا به خاطر آن جو عمل زدگی و غرق شدن در آن جو، من فرصت مطالعه و تفکر پیدا نمی کردم و نمی توانستم در خودم و در اعمال و رفتارم بازنگری کنم. شاید اگر فرصت پیدا می کردم اصلاح می شدم. اما امروز، در این لحظات تنبه خیز بازداشت، که یک فرصت طلایی و ارزنده ای است که خداوند، نصیب من کرده و من بسیار خوشحالم، و من در این لحظات، به نفسم بازنگری کردم و برای اصلاح نفسم، اشتباهات و انحرافم را ریشه یابی کردم که هم اکنون، با یک ارزیابی و تحلیل ریشه ای، این اشتباهات و انحرافاتم را بازگو می کنم. به امید اینکه درسی باشد برای دیگران و عبرتی باشد برای سایرین. و قبل از اینکه مصاحبه را آغاز کنم، از محضر مبارک حضرت امام امت -مد ظله العالی- و فقیه عالی قدر و مسئولین محترم کشور و امت حزب الله، درخواست جدی عفو و اغماض و گذشت را دارم.

مصاحبه من کلا به دو بخش تقسیم می شود: بخش اول مربوط به قبل از پیروزی انقلاب و بخش دوم، مربوط به پس از پیروزی انقلاب.

قبل از انقلاب، چون فعالیت های سیاسی من، دقیقا در اواسط دهه چهل شروع شد و عمدتاً به دلیل کم تجربگی و ناپختگی و شتاب زدگی در برداشت هایی از اسلام و مکتب و قرآن و اینکه خط امام در آن زمان تبیین نشده بود، رگه های التقاط و روشنفکری اسلامی در من رسوخ کرد و در ادامه به جایی رسید که حتی لباس نزیه و مقدس روحانیت را از تنم بیرون کردم. از طرف دیگر، از دوران خدمت سربازی، بنا به دلایلی روح تقوا و معنویت در من کاهش پیدا کرد و این کاهش معنویت، در آن جو مبارزات آن زمان -که یک جو عمل زدگی برای من بود و مرا وارد یک جو افراطی عمل زدگی کرد- موجب شد همین که خواستم برای زندگی‌ام خط مشی‌ای را انتخاب کنم، به یک سلسله اشتباهات و لغزش هایی دچار شدم که این لغزش ها، در استمرار منتهی به انحراف شد.

بارزترین خطاها و اشتباهات من در آن زمان دو چیز است که من با صداقت عرض می کنم: محور اول نرمش و رابطه با ساواک است که در اثر آن ناپختگی ها و غلبه نفسانیات و برداشت های ناپخته از اسلام، من بعضی ضرورت های مقطعی و زمانی را، مجوزی و توجیهی دانستم برای این که بتوانم با ساواک نرمش کنم و این نرمش، یک لغزش کوچک بود که تدریجاً به تماس با یکی از عوامل محلی ساواک منتهی شد.

به دنبال آن، رشد در این اشتباهات بدانجا رسید که من با یکی از بازپرس‌های ساواک، نشستم و صحبت کردم و این روند رو به رشد لغزش و اشتباه، به جایی رسید که وقتی من دستگیر شدم، در زندان، رسماً به ساواک نامه نوشتم و با آنها اعلام همکاری کردم و این اوج یک لغزش بود که می توانم بگویم یک اشتباه بزرگ و یک انحراف است و از بارزترین انحرافات و اشتباهات من، در قبل از پیروزی انقلاب است.

محور دوم، محور قتل هاست؛ یعنی یکی از بارزترین اشتباهات من در دوران قبل از انقلاب، محور قتل هاست. در محور قتل ها باید عرض کنم که دو فقره قتل صورت گرفت، در رابطه با مبارزه با منکرات و فحشای یک زن و یک مرد و یک فقره هم در مورد قتل مرحوم آقای شمس آبادی بوده. در محور قتل آقای شمس آبادی هم من در اثر همان برداشت های عجولانه ای که از اسلام داشتم، اینها را مجوز قتل یک عالم دینی دانستم و این قتل را مجاز دانستم، که من حس می کنم که یک اشتباه بسیار بزرگی بوده که در آن زمان برداشت من از مبانی اسلامی، نسبت به یک عالم دینی صورت گرفته است...

قبل از پیروزی انقلاب، بارزترین خطا و اشتباه و لغزش من در این دو محور بود. اما پس از پیروزی انقلاب....خارج کردن مقادیر زیادی اسلحه و مهمات، مواد منفجره و اسناد از سپاه بود. وقتی که واحد نهضت ها از سپاه جدا شد، از آنجایی که به خط فکری و عملی خودم، بیش از حد اعتماد می کردم و نوعی مطلق گرایی را در خودم حاکم کرده بودم، وسوسه های خطی و گروهی بر من عارض شد و در ارتباط با همان ریشه های قبلی، یعنی ضعف معنویت، غلبه نفسانیات و دوری از خط امام و نپرداختن به تهذیب نفس، این وسوسه ها در آن مقطع در من قوت گرفت. وسوسه گروهی، وسوسه خطی، به حدی رساند که من به قانون و مقررات، کاملا بی اعتماد شدم و از این جهت وقتی که واحد نهضت ها از سپاه جدا شد، با اینکه من قدرت داشتم برای جلوگیری، اما متاسفانه دریغ از همان روح بی اعتمادی به قانون و مقررات و عوامل قبلی، وقتی که تعداد زیادی از اسلحه، مهمات، مواد منفجره و اسناد سپاه را، از سپاه، برادران خارج کردند، به این کار به سادگی تن در دادم....

در اینجا یک محور دیگری را که باید به آن اشاره کنم مسئله این بود که دفتر فقیه عالی قدر را به عنوان یک پایگاه برای تحقق اهداف خودم، اهدافی که به آن ایمان داشتم و فکر می کردم اهداف حق مطلق است، انتخاب بکنم. زمینه هایی که مثبت بود و مرا در این تخیل یاری می کرد، چند چیز بود: اول آنکه مسئول دفتر، برادر من بود و آن رابطه و اعتماد متقابلی که بین من و اخوی وجود داشت، این زمینه، پارامتر مثبتی بود که مرا در این فکر موفق بکند. از آن طرف فقیه عالی قدر از سال‌های دور اعتماد داشتند و این اعتماد را من یک پارامتر مثبتی در جهت اهداف خودم می دانستم. سوم اینکه آقا سعید، فرزند آیت‌الله هم با ما همدلی و هماهنگی داشت. از آن طرف تعدادی از دوستان هم، از قدیم و جدید، در دفتر وجود داشتند. از طرف دیگر در شخص فقیه عالی قدر، من یک سلسله رهنمودهایی را می دیدم که ایشان دارند که اینها را برای آینده کشور، کارساز و طلیعه خوشبختی آینده می دانستم.

اینها، مجموعاً عوامل مثبتی بود که من را جذب کرد به طرف اینکه دفتر را تصور کنم که پایگاه من است و من می توانم از طریق دفتر، تمایلاتم را جامه عمل بپوشانم...

از آن طرف، گزارشاتی به آقا می نوشتم که معتقد بودم کارساز است و در همین جا باید عرض کنم من، با گزارشاتی که به آقا می نوشتم، در حقیقت از اعتماد پاک و بی شائبه فقیه عالی قدر نسبت به خودم، سوء استفاده کردم. من می خواستم با نوشتن این نامه ها و گزارشات به خدمت ایشان، در حقیقت افکار خودم را القاء کنم و خط بدهم و در مقابل خط تخیلی که احساس می کردم وجود دارد، خودم را مصون نگه دارم در خدمت و در دفتر ایشان. و من از این اعتقاد پاک و بی شائبه فقیه بزرگوار که به من داشتند، سوء استفاده کردم. من در این لحظه، خودم را جدا گناه کار می دانم، که از این اعتمادها، سوء استفاده شده است... یکی از تحلیل های ذهنی ما، که اکثرا خیالاتی بود، توهمات بود، متکی به افکار و بینش های غلط انحرافی بود، اینها را ما به دفتر آقا منتقل می کردیم و این کار عاقلانه نبود؛ بلکه کار زشتی بود که مقام معظم رهبر آینده و دفتر ایشان را ما آلوده بکنیم با تحلیل های غلط زشت و انحرافی ذهنی خودمان.

از آن طرف، من که یک آدم آلوده ای بودم به یک سلسله اعمال و بینش های غلط، زشت و انحرافی و اشتباه، من نباید خودم را نزدیک دفتر بکنم. ولی خوب، این نزدیکی صورت گرفت و من تلاش در جهت خط دادن داشتم. تلاش برای القای فکر داشتم، هم به دفتر و هم به آقا، و این را در حقیقت، یک خیانت بزرگی تلقی می کنم. در حقیقت، در محور دفتر حضرت فقیه عالی قدر هم، که من امیدهایی به عنوان یک پایگاه به آن داشتم برای افکار آینده خودم در کشور، در آنها هم تبلوری از لغزش های فکری و انحرافات عملی من وجود داشت...

من از خداوند بزرگ اولا، در خواست مغفرت دارم جداً. من خودم را گناهکار می دانم در مقابل خدا و احساس می کنم اگر خدا من را نبخشد، من در دنیا و آخرت معذبم. از مقام رهبری هم درخواست می کنم مرا ببخشد. من ایمان دارم به اینکه نیروهای من و انرژی من، آنقدر هست که در کشور و انقلاب و اسلام کارساز باشد. من می توانم گذشته ها را جبران کنم. من قادرم بر اصلاح گذشته ها. امیدوارم که اولا خداوند مرا ببخشد و ثانیا حضرت امام امت، مرا با دیده عفو و اغماض، مورد عفو و رحمت قرار بدهند.... (روزنامه جمهوری اسلامی 19/9/1365)

درخواست منتظری از امام(ره) برای رسیدگی به اتهامات مهدی هاشمی

مهمترین بازتاب انتشار مصاحبه مهدی هاشمی، این بود که منتظری، به رغم تمایل باطنی خود، به دلیل فشار افکار عمومی مردم، مجبور شد طی نامه ای از امام بخواهد به جرایم و اتهامات مهدی هاشمی و جریان مرتبط به او رسیدگی شود:

«بسم الله الرحمن الرحیم

محضر مبارک رهبر بزرگ انقلاب، آیت‌الله العظمی امام خمینی -مد ظله العالی- ضمن سلام و تشکر از موضع گیری های مدبرانه و برخورد قاطع حضرتعالی نسبت به جریانات انحرافی، خواهشمندم دستور فرمایید که جرایم و اتهامات سید مهدی هاشمی و افراد مرتبط به وی، بدون اغماض و با کمال دقت، مطابق موازین عدل اسلامی، ولو بلغ ما بلغ، رسیدگی شود و مبادا ارتباط سببی ایشان و یا دیگران با این جانب و یا هرکس و یا رعایت حرمت این و آن، مانع تحقیق و رسیدگی گردد. زیرا حفظ حرمت اسلام و جلوگیری از انحرافات از دامن اسلام عزیز و انقلاب مقدس و روحانیت، بر همه جهات مقدم است. سلامت و طول عمر حضرت عالی و پیروزی رزمندگان مسلمان را در همه جبهه ها، از خداوند متعال مسئلت می نمایم. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته. حسینعلی منتظری 24 آذر ماه 1365»

بعد از منتظری نیز هادی هاشمی و سعید منتظری هر یک از سید مهدی هاشمی تبری جسته و خواستار رسیدگی به اتهامات وی شدند.

پیام کتبی منتظری به امام خمینی(ره)

منتظری بعد از ارسال درخواست خود مبنی بر رسیدگی به اتهامات مهدی هاشمی در نامه ای به امام خمینی(ره) نشان می دهد که نامه قبلی اش به امام چیزی جز حفظ مصالح سیاسی و اجتماعی خود نبوده است و باز هم بر حمایت خود از مهدی هاشمی تاکید می ورزد. وی در نامه ای خطاب به امام خمینی(ره) چنین می نویسد:

«1- در قم، تنها مدارس من بود که در خط شما بود. اگر حضرتعالی از دو سال قبل، نسبت به مدارس من نگران بودید، چرا به من نگفتید؟

2- چرا مصاحبه ای را که به ضرر من و بیت من و مدارس من بود، اجازه دادید پخش شود؟

3- چرا کتابخانه مربوط به من، که حدود هزار عضو مطالعه کننده داشت و بیش از همه، رادیو منافقین علیه آن تبلیغ می کرد، مهر و موم شد و الان هم بسته است؟

4- سید مهدی، مجرم بود فرضا، اعدام می شد مسئله ای نبود؛ ولی چرا بدون دادن حق دفاع، جمع کثیری از عاشقان اسلام و انقلاب و شکنجه شده های زمان شاه را، به اتهام ارتباط با او، در رسانه های گروهی و روزنامه ها کوبیدند؟ و عده ای عقده گشایی کردند و جوانان مدافع انقلاب و روحانیت و در خط خودتان را به پوچی و یاس کشاندند، به نحوی که در جبهه ها هم اثر بد داشت؟ و بیش از همه خوراک تبلیغی برای رسانه های ضد انقلاب فراهم شد.

5- در کجای دنیا یک دوست و پدر، با فرزند و دوست و همفکر خود، این طور عمل می کند؟

6- حضرت عالی با این کار، آخوندهای مخالف را که تا اندازه ای ترس و یا شرم حضور داشتند، جری کردید و به آنان، امکان ضربه زدن را دادید.

7- ضربه ای که به اسم حضرت عالی و در پوشش حمایت از من و بیت من، به من و بیت من زده شد، از همه ضرباتی که آخوندهای مخالف، در رژیم گذشته و در زمان حال زدند و می زنند، بیشتر بود. و فشار روحی که در این مدت متحمل شدم و به خاطر خدا و اسلام و انقلاب و حفظ حرمت حضرت عالی صبر کردم، از همه زندان ها و تبعیدها و کتک های زمان شاه کوبنده تر بود. و الی الله المشتکی.

8- نمی دانم از بهره برداری های ضد انقلاب و آخوندهای مخالف و تفسیر های رادیو و روزنامه های بیگانه و خوشحالی آنان، تا چه اندازه مطلعید.

9- شنیده شد فرموده اید: "فلانی مرا شاه و اطلاعات مرا ساواک شاه فرض می کند". البته حضرت عالی را شاه فرض نمی کنم؛ ولی جنایات اطلاعات شما و زندان های شما، روی شاه و ساواک شاه را سفید کرده است. من این جمله را با اطلاع دقیق می گویم.

10- من حدس می زدم روزی حضرت عالی، از اکثر علاقه مندانتان منقطع شوید؛ ولی گمان نمی کردم به این زودی عملی شود.

و فی الخاتمه اقول: " صدیقک من صَدَقَک لا مَن صدقک". والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته.»

مقایسه آن نامه و این پیام، می تواند حقایق بسیاری را آشکار نماید. البته این آخرین باری نبود که منتظری در مقابل امام خمینی و ملت ایران این‌طور رفتار می‌کرد. بعد از اغتشاشات اخیر نیز وی در حمایت از اغتشاشگران، اعترافات آنان را در اثر شکنجه می داند و تهمت های بسیاری را متوجه وزارت اطلاعات و دستگاه قضایی کشور می کند. جالب اینجاست که وی عده ای از افرادی را که دستشان به خون بیگناهان آلوده بوده است را "جمع کثیری از عاشقان اسلام و انقلاب و شکنجه شده های زمان شاه" می خواند و به دستگیری آنان اعتراض می کند.

ادامه دارد...

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/۱۸ توسط commander

فصل چهارم: بازداشت مهدی هاشمی و اعتصاب منتظری

بعد از ارسال نامه مورخ 12/7/65 حضرت امام به منتظری، به وزارت اطلاعات قم دستور داده شد که به مهدی هاشمی دستور دهند تا خود را به ستاد وزارت اطلاعات در تهران معرفی کند. پیش بینی منتظری این بود که با توجه به اینکه وی تمامی اتهامات مهدی هاشمی را به گردن گرفته است، وزارت اطلاعات مهدی هاشمی را بازداشت نکند. اما در تاریخ 20/7/1365 مهدی هاشمی خود را معرفی کرد و بازداشت شد.

اعتصاب منتظری و جنجال خبری رسانه های غرب

حجت‌الاسلام والمسلمین ری‌شهری در کتاب سنجه انصاف می نویسد: «پس از بازداشت مهدی هاشمی، فشارها برای ممانعت از تحقیق و پیگیری اتهاماتش افزایش یافت. منتظری پیش از این تهدید کرده بود که "اگر امام مرا تحت فشار قرار دهد، حساب خود را از نظام جدا خواهم کرد". به رغم اینکه امام از منتظری خواسته بودند که اگر به واسطه عذر شرعی مهدی هاشمی را به وزارت اطلاعات معرفی نمی کند، لااقل سکوت کند و عکس العملی از خود بروز ندهد، اما پس از بازداشت مهدی هاشمی، منتظری تمام ملاقات های خود را قطع کرد و برای مدتی حتی مسئولان رده اول کشور نیز امکان ملاقات با وی را نداشتند. این اقدام باعث فضاسازی رسانه های بیگانه بر ضد جمهوری اسلامی شد.»

بازتاب اعتصاب منتظری در رسانه های خارجی و سوءاستفاده در جنگ روانی علیه جمهوری اسلامی

** رادیو بی بی سی- 2/8/65- ساعت 19:45

از ایران، گزارش هایی می رسد حاکی از اینکه میان آیت‌الله منتظری، جانشین منتخب آیت‌الله خمینی، و شخص او اختلافاتی بروز کرده. علت این اختلاف هنوز روشن نیست. اما این ماجرا نشان دهنده چند دستگی‌ای است که در سطح بالای رهبری روحانیت ایران وجود دارد... گزارش های رسیده از داخل ایران، حاکی از آن است که اخیراً عده ای از مشاوران آیت‌الله منتظری در قم بازداشت شده اند.

** روزنامه لوموند- 5/8/65

برکناری آیت‌الله منتظری نتیجه جنگ قدرت بین او و سید احمد خمینی و هاشمی رفسنجانی است. این بار به نظر می رسد منتظری شخصاً هدف قرار گرفته است. زیرا هادی هاشمی، داماد آیت‌الله منتظری و رئیس دفتر و همکار اوست.

** فرانکفورتر روندشاو- 9/8/65

... مبارزه بی رحمانه بر سر تعیین جانشین رهبر انقلاب ایران، نشان دهنده تلاطم شدید اولیه رژیم ملاهاست. این روزنامه سپس به دستگیری مهدی هاشمی اشاره کرده و می نویسد: «اینکه عمامه مشکی وی مانع از دستگیری او نشد، نشانگر اختلاف شدید ملاهاست که فقط با اعمال خشونت قابل حل است.»

** آلمان- روزنامه ضدایرانی دی ولت- 17/8/65

یک باند چهار نفره با همکاری سید احمد خمینی، سید علی خامنه ای، هاشمی رفسنجانی و میرحسین موسوی سعی دارند آیت‌الله منتظری را کنار زده و رهبری را تحت اختیار خود بگیرند.

** و...

بازتاب اعتصاب منتظری در داخل کشور

اعلامیه های متعددی با بهره گیری از امکانات جمهوری اسلامی و بیت منتظری تهیه و منتشر شد. این اعلامیه ها در دفاع از مهدی هاشمی و ظاهراً منتظری تهیه و پخش شدند که کلیت نظام و مسئولان آن را به طور مستقیم و حضرت امام را به طور غیرمستقیم هدف قرار داده بودند. تعدادی از مردم تحت تأثیر این شرایط دچار تردید شده بودند و رادیوهای بیگانه نیز به این فضا دامن می زدند. این افراد که از مواضع امام و حقایق موجود در خصوص منتظری اطلاع و تحلیل درستی نداشتند، بر سر یک دو راهی بزرگ قرار گرفته بودند؛ آنان از یک طرف قائم مقام رهبری را می دیدند و اعلامیه هایی که با لحنی حق به جانب مطالبی تند و افترا آمیز به وزارت اطلاعات نسبت می داد و از طرف دیگر اقدامات وزارت اطلاعات را شاهد بودند. به اعتقاد بسیاری، این واقعه شدیدترین بحرانی بود که تا آن زمان در کشور اتفاق افتاده بود.

تلاش دوستان برای شکستن اعتصاب منتظری

آقای طاهری امام جمعه وقت اصفهان درباره ملاقات خود با منتظری چنین می گوید:

«از اصفهان به قم رفتم. دو ساعت به غروب مانده بود که با ایشان ملاقات کردم. آن‌قدر حرف زدم که منتظری گفت: "وقت نماز گذشت." گفتم: "باشد. می روم؛ ولی فردا پیش از ظهر می آیم". گفت: "بس است دیگر. حرف هایمان را زدیم". گفتم: "من هنوز حرف دارم". در این ملاقات بود که آقای منتظری گفت: "امام کار بی ربطی کرده و من، مهدی هاشمی را می شناسم و او را تأیید می کنم." وقتی بیرون آمدم، اطرافیان دور مرا گرفتند و گفتند: "ما هم حرف داریم"... به خدمت آقای مشکینی رفتم و اصرار کردم که: "آقا! بروید با ایشان صحبت کنید". آقای مشکینی گفت: "فایده ندارد." گفتم: "حداقل برای اینکه حجت را تمام کنید." ایشان پذیرفتند و رفتند...»

در خواست امام(ره) از منتظری برای شکستن اعتصاب

بعد از اینکه تلاش مسئولان برای شکسته شدن اعتصاب به جایی نرسید، حضرت امام خود اقدام کردند. ملاقاتی ترتیب یافت که در آن مسئولان رده اول کشور حضور داشتند.

حاج سید احمد خمینی، این دیدار را بعدها در نامه ای خطاب به منتظری چنین شرح می دهد: (مجموعه آثار یادگار امام ص 199)

«امام با کمال بزرگواری شما را خواستند و شما در جلسه ای در منزل این جانب -که سران قوا و نخست وزیر بودند- شرکت کردید. از ابتدا معلوم بود که به شما گفته بودند زیر بار هیچ پیشنهادی نروید تا آقا مهدی را آزاد کنند. چرا که با همه با خشونت برخورد کردید.

امام در این جلسه، با تواضع بسیار از شما خواستند که اعتصاب خود علیه نظام را بشکنید. به شما گفتند: "آیا شما ماها را دشمن خود می دانید؟ یقیناً این را نمی توانید بگویید." بعد با حالت بسیار صمیمی و گرم فرمودند: "من از شما خواهش می کنم که این کارها را کنار بگذارید و مشغول کار خود شوید". قبول نکردید. فرمودند: "من ارادت به شما دارم. من مخلص شما هستم. از این مرید و مخلص خود قبول بفرمایید و به کار خود مشغول شوید". با کمال خشونت گفتید: "لا یکلف الله نفسا الا وسعها". در این هنگام من به دوستان نگاه کردم. دیدم همگان از شرم و حیا، سرهایشان را پایین انداخته اند و آقای خامنه‌ای، اشک در چشمانشان بود. آقای رفسنجانی و من، در جلوی امام به شما گفتیم که شما قائل به ولایت فقیه هستید و به قول خودتان هفتصد صفحه پیرامون آن مطلب نوشته‌اید (البته تا آن موقع)، چرا گوش به حرف امام نمی دهید؟ باز همان جمله "لا یکلف الله نفسا الا وسعها" را بر زبان آوردید و امام با خونسردی به شما نگاه می کردند.»

بعد از این دیدار با کمال تأسف، منتظری تا چند روز دیگر به اعتصاب خود ادامه داد. به‌راستی امام تا کی می خواست با منتظری مدارا کند؟ چرا با تمام این گستاخی های منتظری، همچنان دل به هدایت او سپرده بود و امید خود را از اصلاح او قطع نمی کرد؟

مشکلات بازجویی از مهدی هاشمی

مهدی هاشمی در آغاز احساس می کرد که با حمایت های منتظری به زودی آزاد می شود، بنابراین، احتمال پیگیری جدی اتهامات خود را منتفی می دانست. از این رو تلاش می کرد چیزی نگوید که سند قضایی علیه او شود. از سوی دیگر، کمتر بازجویی جرأت می کرد که در این اوضاع، به بازپرسی از فردی مجرب، کارکشته، پیچیده و ظاهر الصلاح -که از جهت روانی نیز در موضع قدرت و امید بود- اقدام کند.

حجت‌الاسلام ری‌شهری وزیر وقت اطلاعات در این باره می گوید: «افزون بر مشکل بازجویی مهدی هاشمی، مسئله مهم سردرگمی بسیاری از نیروهای مخلص بود که به علت نبود اطلاعات لازم و ناآگاهی از نظر امام، در وضع ناراحت کننده ای به‌سر می بردند. اگر نظر ایشان در این باره به صورت روشن به اطلاع عموم می رسید، هم ما راه خویش را بهتر می رفتیم و هم مردم از سردرگمی بیرون می آمدند.»

وزیر وقت اطلاعات برای حل این مشکل نامه ای به امام می نویسند و با اشاره به مشکلات بازجویی مهدی هاشمی و موضع گیری های سرسختانه منتظری از امام می خواهد نظرشان را کتباً اعلام کنند.

امام در جواب برای ایشان پیغام می فرستند: "تکلیف شماست که به طور جدی این جریان را پیگیری کنید. پاسخ کتبی شما را هم بعداً خواهم داد."

با این وجود، پیگیری پرونده مهدی هاشمی همچنان متوقف ماند، زیرا رسیدگی به این پرونده، قطعاً به موقعیت اجتماعی منتظری لطمه جدی وارد می کرد. به همین خاطر ری‌شهری از امام می پرسد: "اگر حفظ موقعیت ایشان –به‌عنوان قائم مقام رهبری- ضروری است، آیا نباید پیگیری این ماجرا هرچه زودتر رها شود؟"

امام در پاسخ می فرمایند: "این، تکلیف شرعی توست که باید انجام دهی. به هر جا که می خواهد برسد. مسئله، مسئله اسلام است."

ری‌شهری دوباره می گوید: "برخی از باب خیر خواهی مرا به مدارا و ملاحظه آینده دعوت می کنند".

امام در پاسخ می فرمایند: "آن (عمل به تکلیف) ترسی ندارد! این (جریان مهدی هاشمی) ترس دارد. فردا از این باید ترسید".

یکی دیگر از مشکلاتی که بر سر راه بازجویی مهدی هاشمی بود، مخالفت یکی از مسئولان عالی رتبه قضایی بود که در یکی از جلسات سران سه قوه مطرح شد. وی گفت: "شما حق ندارید از مهدی هاشمی، در مورد قتل های قبل از انقلاب تحقیق کنید، چون آن قتل ها سیاسی نیست لذا به وزارت اطلاعات مربوط نیست ".

امام در پاسخ به نامه آقای ری‌شهری وزیر وقت اطلاعات چنین می نویسند:

«بسم الله الرحمن الرحیم

جناب حجت الاسلام آقای ری‌شهری، وزیر اطلاعات

با توجه به مسائلی که تاکنون کشف و یا مورد سوء ظن شده است و با توجه به جوسازی‌ها و اعلامیه هایی که با اسامی مختلف، توسط افراد ضد انقلاب و منحرف و وابسته مهدی هاشمی، پخش گردیده است، که نه تنها سوء ظن را بیشتر می کند، که خود، دلیل مستقلی است بر خط انحراف از انقلاب و اسلام، جنابعالی موظف هستید به جمیع جوانب این امر، با کمال دقت و انصاف، رسیدگی نمایید و تمام افراد متهمی را که از سران این گروه محسوب می شوند و نیز افراد دیگری را که در انتشار مسائل کذب و قضایای دیگر، دست داشته اند، تعقیب نمایید و بدیهی است که این امر، چون مربوط به اسلام و امنیت کشور است، تحقیق آن منحصراً در اختیار وزارت اطلاعات کشور می باشد. باید تاکید کنم که همه در پیشگاه قضاوت اسلام، مساوی بوده و نیز به همان اندازه که اغماض از مجرمین گناه بزرگی است، تعرض نسبت به بیگناهان، از گناهان نابخشودنی است. خداوند تعالی را حاضر و ناظر بدانید که این امر، عبادتی است که دامان بزرگانی را از اتهامات، پاک و توطئه منحرفان را خنثی می کند. والسلام.

روح الله الموسوی الخمینی 5/8/65»

ادامه دارد...

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/۱۸ توسط commander

به گزارش افسران جوان جنگ نرم ایران دانشجوهای با غیرت دانشگاه تهران پس از محاصره کردن دانشجوهای اغتشاش طلب در مقابل دانشگاه فنی و روی پله ها که قصد حرکت به سمت دیگر مکان های دانشگاه را داشتند شعارهای زیر را در جواب شعارهای حامیان موسوی سر دادند:

"موسوی، اسرائیل، پیوندتان مبارک "، "الله اکبر "،‌ "مرگ بر مزدور ماهواره‌ای "،‌ "مرگ بر دیکتاتور مخملی " و "دانشجو می‌میرد،‌ ذلت نمی‌پذیرد "، "منافق حیا کن دانشگاه و رها کن "، "سبز ما رو دزدیدن،‌ دارن با اون پز می‌دن "، "سبز فقط سبز علی، رهبر فقط سید علی "،‌ "دیکتاتور واقعی، موسوی و خاتمی "، "خیانت خیانت، آشوبگر بی غیرت "، "آشوبگر بی‌غیرت، خجالت خجالت "، حسین حسین شعار ماست، شهادت افتخار ماست "، "موسوی بی حیا،‌ دانشگاه ما نیا "، "موسوی کم آورده، ارازل رو آورده "، "یا حسین کربلا "، "خاتمی دیکتاتور، تو هم نبودی دکتر "، "آشوبگر آشوبگر،‌ کارت دانشجوئیت کو؟ "،‌ "دلار آمریکایی، نوش جان نوش جان "، "هیهات من الذله "، "موسوی،‌ اسرائیل، پیوندتان مبارک "، "نخست وزیر فاشیست،‌ دانشگاه جای تو نیست "، "مرگ بر مزدور ماهواره‌ای "، "مرگ بر مزدور آمریکایی "، "مرگ بر دیکتاتور مخملی "، "دانشجویی یا اشرار؟ نقابدار نقابدار "، "دانشجوی منافق اخراج باید گردد "، "دانشگاه اسلامی جای منافقین نیست "، "بسیجی می‌خروشد، ملت نمی‌فروشد "

تصویربردار و قمری‌وفا خبرنگار واحد مرکزی خبر را به شدت مورد ضرب و شتم قرار دادند و دوربین صدا و سیما را ربودند. دانشجویان انقلابی نیز در واکنش به ضرب و شتم خبرنگاران صدا و سیما، خطاب به حامیان موسوی شعار "وحشی‌ها وحشی‌ها " را سر دادند.

دانشجویان ولایی و انقلابی دانشگاه تهران که تعدادشان به بیش از 2000 نفر رسیده بود و پرچم‌های ایران، تصاویر امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری و همچنین پارچه‌نوشته‌ای با جمله‌ای از امام خمینی(ره) با مضمون "خداوند ما را از شر کسانیکه بر خلاف مسیر اسلام دارند سیر می‌کنند نجات دهد "

حامیان موسوی شعارهای "مزدور برو گم شو " و شعارهایی علیه بسیج دانشجویی سر می‌دادند. دانشجویان انقلابی نیز در مقابل، شعارهای "حسین حسین شعار ماست، شهادت افتخار ماست " و "مرگ بر مزدور ماهواره‌ای " سر می‌دادند.

حامیان موسوی در این بین شعارهایی علیه بسیج از جمله "بسیجی بی غیرت، دشمن خون ملت " و "ما اهل کوفه نیستیم،‌ پول بگیریم بایستیم " سر دادند که با شعارهای "اگر بسیجی نبود، ناموست اینجا نبود " دانشجویان روبرو شدند.

حامیان موسوی با وجود اینکه خود شیشه‌های دانشکده فنی را شکسته بودند و به سمت دانشجویان نیز گاز اشک‌آور، سنگ و بطری آب پرتاب می‌کردند، شعارهای "وحشی برو گم‌ شو " را خطاب به دانشجویان انقلابی سر می‌دادند! تعجب

دانشجویان ولایی و انقلابی در مقابل حامیان موسوی که شعارهایی ازجمله "احمدی کم آورده، شعبون بی‌مخ آورده "، "مزدور چقدر گرفتی، پرچم به دست گرفتی؟ " سر می‌دادند، شعارهای "این بیرق علمداره، هنوز رو زمین نیفتاده "، "سبز فقط سبز علی، رهبر فقط سیدعلی "، "موسوی خائن "، "وای اگر خامنه‌ای حکم جهادم دهد "، "حسین حسین شعار ماست، شهادت افتخار ماست "، "استقلال آزادی، جمهوری اسلامی "، "این همه لشکر آمده، به عشق رهبر آمده "، "خونی که در رگ ماست، هدیه به رهبر ماست "،‌ "حیدریم حیدریم، عاشق سید علی‌ام "، "کل یوم عاشورا، کل ارض کربلا "، "مرگ بر وطن فروش خائن "، آزادی اندیشه، با اغتشاش نمی‌شه "، "منافق نقابدار، دانشجویی یا اشرار؟ "، "خامنه‌ای خمینی دیگر است،‌ ولایتش ولایت حیدر است " سر دادند.

دانشجویان ولایی و انقلابی  که راه حامیان موسوی را سد کرده بودند و مانع ادامه حرکت آنها به سمت سر در دانشگاه تهران شده بودند، شعارهای حسین حسین شعار ماست، شهادت افتخار ماست "، "هیهات من‌الذله "، "دانشجو بیدار است‌ از آمریکا بی‌زار است "، "منافق حیا کن ، دانشگاه رو رها کن "، "استقلال آزادی جمهوری اسلامی "، "بصیرت بصریت، دانشجوی با غیرت "، "مرگ بر آمریکا "، "حزب فقط حزب علی، رهبر فقط سیدعلی " و "ما ذوالفقار حیدریم، مطیع امر رهبریم " سر می‌دادند و پلاکارهایی با مضمون "دروغ، فحاشی، چرا؟ "، "اغتشاش، تعطیلی کلاس، چرا؟ "، "همت اگر زنده بود، پوستونو کنده بود " در دست داشتند.

در این میان یکی دیگر از دانشجویان انقلابی در دانشگاه تهران به دلیل پرتاب سنگ و کلوخ از سوی حامیان از ناحیه سر مجروح و تمام پیراهن وی به دلیل خونریزی به رنگ سرخ درآمده بود. اما دانشجویان که همچنان از بروز درگیری با حامیان موسوی خودداری می‌کردنند، با در دست گرفتن پیراهن خونین این دانشجو، شعارهای "این سند مظلومیت دانشجوی پیرو خط رهبری است "، "ما اهل کوفه نیستیم، جون می‌دیم و می‌ایستیم "، "سبز شده رنگ ریا، مهدی بیا مهدی بیا "،‌ "سبز فقط سبز نبی، رهبر فقط سید علی "، "این است شعار همت، حمایت از ولایت " و "حزب فقط حزب علی، رهبر فقط سید علی " سر می‌دادند. برخی منابع خبری نیز از رویت شوکر و گاز‌های اشک‌آور در دستان حامیان موسوی خبر داده‌ بودند که یکی از این گازهای اشک‌آور توسط حامیان موسوی به سمت دانشجویان پرتاب شده بود.

دانشجویان ولایی و انقلابی که از دو طرف حامیان موسوی را به محاصره خود در آورده‌ و آنها را به توقف در مقابل دانشکده فنی مجبور کرده بودند
شعارهای "دیکتاتوری که شاخ و دم نداره، حالا که باختن می‌گن از دوباره "، "مزدور انگلیسی، کیفت کو، کیفت کو؟ "، "منافق حیا کن،‌ دانشگاه و رها کن "، "دروغگو شمائید، هم‌دست آمریکائید "، "علمدار ولایت، بسیجیان فدایت "،‌ "آخر عمری کر شده کور شده، فکر می‌کنه رئیس‌جمهور شده "، "مرگ بر اسلام آمریکایی "،‌ "مرگ بر اسلام انگلیسی " و "دانشجو بیدار است، از آمریکا بیزار است " سر می‌دادند.
این تجمع‌ها پس از وقوع اتفاقات گوناگون در ساعت 16:40 به پایان رسید و تجمع‌کنندگان پراکنده شدند.

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/۱۸ توسط commander

مجید توکلی دانشجوی افراطی دانشگاه امیرکبیر،که روز 16 آذر در دانشگاه امیر کبیر با شجاعت خاصی در میان دوستان خود مشغول هتک حرمت و توهین به مقدس ترین ارکان نظام بود، در یک اقدام عجیب، با آرایش و لباس زنانه آماده فرار از دانشگاه شد.

او که همانند زنان محجبه، مانتو به تن کرده و مقنعه و چادر به سر داشت و حتی یک کیف زنانه را نیز برای محکم کاری به دوش انداخته بود، در رسیدن به هدف خود ناکام ماند و توسط مامورین امنیتی دستگیر شد.

در حالی کهعکس های توکلی در بسیاری از تجمعات دانشجویان افراطی به عنوان نماد "مقاومت جنبش دانشجویی" در میان تجمع کنندگان توزیع می‌شد، مشخص نیست از این پس آیا عکس او در لباس زنان هم در تجمعات کاربرد خواهد داشت؟

"فرار با لباس زنانه" البته پیش از این هم، اتفاق افتاده است. بنی صدر نیز در اوایل انقلاب و پس از آنکه خیانت هایش به انقلاب و نظام جمهوری اسلامی مشخص شد، با لباس زنانه از کشور گریخت و به فرانسه پناهنده شد.

مجید توکلی پیش از این نیز سابقه توهین به مسئولان نظام و حتی زندان را در کارنامه خود دارد. وی که متولد سال 1365 در شیراز است، در سال 83 و در رشته کشتیرانی وارد دانشگاه امیرکبیر شد اما به دلیل آنکه در چهار ترم پیاپی معدل درسی او زیر 10 بود، از این دانشگاه اخراج شد.

او پس از اخراج از دانشگاه و در جریان حضور احمدی نژاد در دانشگاه امیرکبیر هم، از دانشجویانی بود که نقش مهمی در پروژه اهانت به رئیس جمهور ایفا کرد.

وی همچنین به همراه دو دانشجوی دیگر به خاطر انتشار نشریات موهن علیه ائمه اطهار(ع) در دانشگاه امیر کبیر، مدت 15 ماه را در حبس بود. اما گویا 15 ماه زندان برای توکلی کافی نبود، چراکه وی در روز 17 بهمن ماه سال گذشته نیز در جریان ممانعت نیروهای امنیتی از برگزاری مراسم سالگرد بازرگان، همراه با سه دانشجوی دیگر دستگیر شد و 115 روز دیگر را در زندان گذراند.

گفتنی است توکلی از جمله سردسته های اهانت کنندگان به مقدسات در نشریات دانشجویی بود. بانیان این نشریات حتی دیگر دانشجویان را دعوت به همراهی و ایجاد آشوب کرده بودند: "دموکراسی و آزادی بدون هزینه به دست نمی‌‌آید و البته در هر فرصتی هم محقق نمی‌شود(!) زمان آن اکنون است و فردا بسیار دیر است باید برخاست و قداست‌های تصنعی(!) و مقدسات مردم‌فریب را ساقط کرد."

این جملات در قالب مقاله ای با عنوان "هیچ کس مقدس نیست!" برای فراهم کردن یک فضای اعتراض عمومی منتشر شده بودند.

حمله به اهل بیت نیز دستمایه ای بود برای حمله به رهبریت نظام. در لا به لای مقالات جملاتی دیده می شد که هر انسان آزاده ای از بیان آن شرم می کرد. علی(ع) و محمد(ص) هم گناه کبیره می کردند: "علی نه نور بود و نه آسمانی و نه معصوم... علی یک انسان خطاپذیر و غیر معصوم بود. فراتر از آن محمد نیز چنین بود، حال تکلیف ولی فقیه بسیار روشن است." رئیس جمهور منتخب مردم فاشیست لقب گرفته بود و رهبر انقلاب دیکتاتور!

 

 

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/۱٧ توسط commander

حضور دانشجویان انقلابی مانع از اغتشاش در 17 آذر شد

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/۱٧ توسط commander

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/۱٧ توسط commander

پس از دو هفته شعارنویسی و پخش اطلاعیه‌های مختلف، حامیان موسوی سرانجام روز گذشته تجمع خود را در این دانشگاه و در حالی که بیش از 20 نفر در آن شرکت نداشتند، برگزار کردند.

به گزارش فارس، حامیان موسوی در دانشگاه تربیت معلم ابتدا ظهر دیروز 16 آذر، در مقابل سلف دانشگاه تجمع کرده و با خواندن سرود یار دبستانی و شعار "دانشجوی با غیرت،حمایت حمایت " در صدد بودند تجمع اعتراضی را به مناسبت 16 آذر شکل دهند اما دانشجویان دانشگاه با بی توجهی خود، تمایلی برای حضور در این تجمع نشان نداند.

حامیان موسوی که از عدم حضور دیگر دانشجویان در تجمع خود متعجب بودند، از ساعت 14 تجمع خود را با همان تعداد 20 نفر در مقابل دانشکده علوم شکل دادند. این افراد ابتدا به سمت دانشکده ادبیات و سپس به محوطه دانشکده‌های ریاضی و روانشناسی رفته و قصد داشتند کلاسهای درس این دانشکده‌ها را تعطیل کنند که موفق به این کار نشدند.

حامیان موسوی پس از ملحق نشدن دیگر دانشجویان به این تجمع، با شعار "دانشجوی با غیرت، حمایت،حمایت " به سمت خوابگاه دانشجویان پسر و سپس خوابگاه دانشجویان دختر حرکت کردند اما باز هم تقریبا هیچ یک از دانشجویان خوابگاهی به جمع آنان نپیوستند.

سرانجام این افراد پس از دقایقی سر دادن شعارهایی نظیر "سکوت دانشجو، خیانت، خیانت "، "یاحسین، میرحسین " و شعارهایی علیه برخی نهادهای انقلابی به تجمع خود پایان دادند.

یادآور می‌شود، در حال حاضر 9 هزار دانشجو در دانشگاه تربیت معلم مشغول تحصیل هستند.

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/۱٧ توسط commander

یک روز پس از آنکه آیت الله آملی لاریجانی در جمع قضات دیوان عالی کشور، از لزوم برخورد با دانه درشت ها و جدیت دستگاه قضا برای مقابله با قانون شکنان خبر داد، دادستان کل کشور هم به جمع خبرنگاران رفت تا جزئیات این تصمیم قوه قضاییه را تشریح کند.

به گزارش رجانیوز، حجت الاسلام و المسلمین "غلامحسین محسنی اژه ای" دراولین نشست مطبوعاتی خود با حضور خبرنگاران رسانه های داخلی درپاسخ به سوال خبرنگاری مبنی براینکه "با توجه به توصیه های دادستان تهران برای بازگشت مهدی هاشمی رفسنجانی و نیز اظهارات چندی پیش پدر وی مبنی براستقبال از احضار فرزندش به مراجع قضایی برای روشن شدن موضوع، هنوز او به ایران بازنگشته است"، گفت: "نباید جایگاهها مانع از رسیدگی به اتهامات افراد شود و تفاوتی نمی کند که کسی که اتهام متوجه اوست، پسر آقای هاشمی رفسنجانی است یاخیر."

وی اضافه کرد: "اگر ثابت شد اتهامی متوجه وی است، او باید مجازات شود و حتی مجازاتش باید شدیدتر از مردم عادی باشد اما اگر اتهامی محرز نیست و متوجه وی نیست، آن را نیز سریع تر اعلام کنند. چرا باید سالها در افواه مردم این مطرح باشد که اتهاماتی متوجه مهدی هاشمی رفسنجانی فرزند رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام است و کسی به آن رسیدگی نمی کند."

وی از سیستم انتظامی و امنیتی کشور خواست اگر مدرکی دراین زمینه دارند، به دادستانی ارائه کنند تا تکلیف این پرونده هرچه زودتر مشخص شود.

محسنی اژه ای درعین حال گفت: اگر من قاضی باشم و اتهامی درمورد مهدی هاشمی ثابت شود، او را شدیدتر از دیگران مجازات می کنم.

وی در بخش دیگری از سخنان خود با بیان اینکه اکنون "چهره دشمن و قانون شکنان برای ما روشن شده است"، هشدار داد: از امروز به بعد اگر کسی خلاف امنیت مردم و جامعه برخورد کند، هیچ اغماضی صورت نخواهد گرفت و به شدت با او برخورد می شود.

وی در پاسخ به سوال یکی از خبرنگاران از خانواده ها خواست مراقب فرزندان خود باشند تا فریب رسانه های بیگانه و شعارهای دوگانه را نخورند واگر احیانا فریب خوردند، از کسی گلایه نکنند بلکه ازخودشان گلایه کنند.

محسنی اژه ای همچنین تاکید کرد: از نهادهای امنیتی، انتظامی و قضایی خواسته شده است بیش از این به قانون شکنان و کسانی که نظم و امنیت جامعه را برهم می زنند، مهلت داده نشود.

محسنی اژه ای در پاسخ به سوالی درباره علت برگزاری دادگاه متهمان حوادث پس از انتخابات که ابتدا علنی و پس از آن غیرعلنی برگزار شد، گفت: برای قرائت کیفرخواست دادستان وقت تهران و روشن شدن ماهیت قضیه و نیز بیان اظهارات برخی متهمین این دادگاهها ابتدا علنی برگزار شد اما وقتی نوبت به کیفرخواست های انفرادی متهمان رسید، قاضی تشخیص داد جلسات دادگاه غیرعلنی باشد.

وی با بیان اینکه "ممکن است قاضی تشخیص دهد جلساتی از دادگاهها علنی برگزار شود"، گفت: علنی بودن دادگاه به این معناست که ممنوعیتی برای شرکت افراد درآن جلسه دادگاه به اندازه ظرفیت فضای دادگاه وجود ندارد و غیرعلنی بودن نیز به این معناست که افراد غیرمرتبط نمی توانند دراین دادگاهها شرکت کنند.

محسنی اژه ای درادامه پاسخ به سوال خبرنگار "پرس تی وی" مبنی براینکه آیا محاکمه سران اغتشاشات در دستور کار قوه قضاییه هست یا خیر گفت: ما موظف به دفاع از حقوق عامه هستیم و اگر دادستان تهران نسبت به ظلمی که به نظام و مردم می شود، کوتاهی کند، تعقیب می کنیم.

وی افزود: اینکه عده ای خلاف قانون بیایند به نظم شهر و اموال عمومی دولتی خسارت بزنند، درنظم عمومی اخلال ایجاد کنند و موجب زحمت و ناآرامی شوند، باید با آنها برخورد کنیم و اگر دادستان حساسیت لازم را نسبت به این مسائل نداشته باشد، ابتدا به او اخطار می دهیم و اگر نیاز به بیش از تذکر باشد، اقدام می کنیم.

تاکنون خویشتنداری کرده ایم / از این به بعد اغماضی در کار نخواهد بود

دادستان کل کشور با بیان اینکه "تاکنون مقداری خویشتنداری کرده ایم تا صف ها و مرزها مشخص شود و دست دشمن روشن شود"، هشدار داد: ازامروز به بعد هیچ اغماضی صورت نخواهد گرفت.

وی اضافه کرد: امروز با آقای جعفری -دادستان تهران- صحبت کردم و به او گفتم وظیفه ما و شماست که بیش از این به عده ای قانون شکن که آرامش و امنیت مردم را برهم می زنند و موجب ناامنی می شوند مهلت ندهیم، زیرا این امر علاوه برایجاد ناامنی، بهترین دستاویز برای دشمن است و قانون شکنان با دشمن هم نوا و همساز می شوند.

حجت‌الاسلام و المسلمین غلامحسین محسنی اژه‌ای دادستان کل کشور در ادامه نشست خبری خود با رسانه‌های گروهی در پاسخ به سئوال خبرنگار فارس درباره اظهارات کروبی مبنی بر اینکه شما کلی گویی کرده و جزئیات را بیان نمی‌کنید. نظرتان در این باره چیست؟ اظهار داشت: جزئی‌گویی یا کلی‌گوئی بنده را شما هم می‌توانید تشخیص بدهید چرا که اتفاقا از بنده ایراد می‌گیرند که شما جزء به جزء مطالب را چرا توضیح می‌دهید.

وی افزود: کروبی اعلام کرده بود که موضوع سعیده پور آقایی ساختگی است بله بنده هم تاکید می‌کنم که موضوع تجاوز و قتل سعیده پور آقایی ساختگی است اما آقای کروبی باید بگویند که چه کسی این موضوع را ساخته و علم کرد، چه کسی به منزل این شخص رفته و در منزل ختم وی هم شرکت کرد و در نهایت چه کسی موضوع را تایید کرد.

دادستان کل کشور تصریح کرد: پیش از پیدا شدن سعیده پورآقایی در جلسه‌ای کروبی به ما گفت که این موضوع در چندین مورد اشتباه است و بنده خود اعتراف می‌کنم، ما هم به کروی گفتیم که اشتباه بودن موضوع را تا همین حد اعلام عمومی کنید که کروبی در پاسخ به ما گفت: وقتی همه موضوع روشن شد خود اعلام خواهم کرد که این کار را نکرد.

اژه‌ای در ادامه با نشان دادن تصویر خبر منتشر شده‌ای تاکید کرد: در سایتی این خبر با عنوان "افشای نام یکی دیگر از شهدایی که در قطعه 302 بهشت زهرا(س) دفن شده است " مدعی دستگیری، تجاوز و قتل فجیع دختری به نام سعیده پورآقایی می‌شود که حتی این دختر را دارای 4 دایی که همگی شهید شده‌اند معرفی می‌کند این درحالی است که عنوان دیگری هم به این دختر داده و اعلام می‌شود که دختر "دیگری همچون ترانه موسوی قربانی بسیجیان شده‌اند. "

وی همچنان که متن خبر مذکور را عینا قرائت می‌کرد اظهار داشت: در این خبر افرادی مدعی شدند که جنازه این دختر یعنی سعیده پورآقایی سوزانده شده و مخفیانه در قطعه 302 بهشت زهرا دفن شده است ولی در تحقیقات ما مشخص شد که 4 دایی مورد ادعا واقع شده برای این دختر هیچکدام دایی این فرد نیستند بلکه خود سعیده پورآقایی هم خانواده شهید نبوده و در آن زمان زنده نیز است.

دادستان کل کشور ادامه داد: شخصی با این خانواده تماس می‌گیرد و می‌گوید دختر شما دستگیر و کشته شده است لذا مراسم ختمی برای این دختر از سوی همان افراد گرفته و خانواده وی نیز در این مراسم شرکت می‌کنند.
این درحالی است که خانواده سعیده پورآقایی بارها اعلام کرده بودند که دختر ما چندین بار از خانه فرار کرده بود.

اژه‌ای اضافه کرد:‌ حتی در انتهای اعلامیه ترحیم این دختر هم اعلام می‌شود که ما در مراسم ختم سعیده پورآقایی شرکت خواهیم کرد لذا میرحسین موسوی در جلسه ختم شرکت می‌کند؛ بنده سئوال می‌کنم این مسائل را چه کسی ساخته است؟

فرد مورد ادعای کروبی اصلا در تظاهراتی شرکت نکرده بود که دستگیر شود!

وی در پاسخ به سئوال دیگری مبنی بر اینکه کروبی گفته که شما یکی از شاهدان ماجرا را تحویل گرفته ولی مشخص نیست که چه بر سر این شاهد آورده‌اید، تاکید کرد: در واقع سی دی مربوط به ادعاهای این فرد تحویل ما شد، ما سی دی را مشاهده کردیم. البته کروبی هم ما را به عنوان نیمه کارشناس قبول دارد لذا بنده سی دی اظهارات این فرد را مشاهده کردم و یقین داشتم بخشی از اظهارات مطرح شده ساختگی و غیرطبیعی است از این رو به کمیته سه نفره قوه قضائیه اعلام کردم که لازم است با این فرد صحبت کرده و البته سازندگان این سی دی هم حضور داشته باشند تا ابهامات برطرف شود.

وی افزود: البته در این بین بعید هم نبود که اگر زودتر به این فرد دسترسی پیدا نکنیم هیچوقت نتوانیم به وی برسیم لذا با استفاده از اقدامات اطلاعاتی، تحقیقاتی کردیم ولی صبح یک روز به بنده اطلاع دادند که دفتر کروبی روی سایت خود مطلبی را گذاشته و مدعی شده که فردی که ادعا شده بود مورد تجاوز قرار گرفته ناپدید شده است از این رو مشخص شد که آنها چکار کردند ولی با ادامه اقدامات اطلاعاتی به این نتیجه رسیدیم که آن فردی که این مطالب را به کروبی پمپاژ کرده به صورت پنهانی با فردی که کروبی ادعای تجاوز به وی را دارد در ارتباط است.

دادستان کل کشور در ادامه پاسخ خود اظهار داشت: از کروبی می‌پرسم چه کسی پنهانی با این فرد در ارتباط است، چه کسی این مطلب را روی سایت خود گذاشته است. پس از مدتی فردی که با فرد مورد ادعای کروبی بصورت پنهانی در ارتباط بود را دستگیر کردیم و مشخص شد که فرد مورد ادعای کروبی اصلا در تظاهرات‌ها شرکت نکرده و به هیچ وجه حتی دستگیر هم نشده است. ولی در کل باید گفت که از ماهیت این موضوع تا زمانی که فرد مورد ادعای کروبی در دسترس نباشد چیزی مشخص نیست.

اژه‌ای در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه شکایت نمایندگان مجلس از موسوی در چه مرحله‌ای قرار دارد، پاسخ داد: نمایندگان مجلس در دو نوبت از موسوی شکایت کرده‌اند که نوبت اول شکایت به دست بنده رسیده ولی نوبت دوم هنوز نرسیده است لذا ما همان موارد را به اضافه مواردی که اساتید دانشگاه اعتراض داشتند و البته موارد خود دادستانی را به دادسرای عمومی و انقلاب تهران ارسال کردیم.

بازار داغ شایعه و توضیحات دادستان

دادستان کل کشور در ادامه در پاسخ به سوال خبرنگاری مبنی بر اینکه بهزاد نبوی اعلام کرده است که سه روز قبل از انتخابات حکم بازداشت وی از سوی قاضی صادر شده است آیا این خبر را تایید می‌کنید یا نه تصریح کرد: این کذب محض است و همانند دروغ‌های دیگر صحت ندارد.

دادستان کل کشور افزود: مطلبی را فردی از قول آقای هاشمی به نقل از آقای ری‌شهری به من نقل کرده بود که آقای هاشمی گفته است فردی 10 روز قبل از انتخابات به مکانی رفته و برای رای دادن به احمدی‌نژاد 50 هزار تومان پول دریافت کرده است، این خبر را من پیگیری کرده‌ام و به آقای ری شهری گفتم اما ایشان گفت که چنین مطلبی را به آقای هاشمی نگفته بلکه بدین شرح است که در جایی 10 روز قبل از انتخابات برای رای دادن به احمدی‌نژاد ثبت نام صورت می‌گرفت که بعید است البته بعد از بررسی‌ها این خبر هم نادرست بود.

دادستان کل کشور درخصوص فوت پزشک کهریزک نیز گفت: هنوز علت فوت این پزشک مشخص نشده است و نظر قاضی نیاز به نظر کارشناس متخصص دارد و قاضی بدون نظر کارشناس متخصص در این خصوص نمی‌تواند کاری بکند و باید نظر کارشناس متخصص باشد.

اژه‌ای در پاسخ به سوال دیگری مربوط به پرونده کهریزک افزود: افرادی در این خصوص بازداشت شده‌اند و افراد دیگری در بازداشت به سر می‌برند. منتهی پرونده در حال رسیدگی است.

دادستان کل کشور در پاسخ به سوالی در خصوص اتهامات مطرح شده در مناظرات انتخاباتی گفت: در این خصوص اگر شکایتی مطرح باشد دادستان تهران آن را بررسی و رسیدگی خواهد کرد.

وی در پاسخ به سوال خبرنگاری که اعتقاد داشت حوادث پس از انتخابات به دلیل رفتار کاندیداها در مناظرات بوده است، یادآور شد: حوادثی که بعد از انتخابات اتفاق افتاده بود امروز شفاف‌تر شده است و نمی‌توان آنرا به صرف آنچه کاندیداها در مناظرات انتخاباتی گفته‌اند، خلاصه کرد.

اژه‌ای در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه فردی رویت کرده است که یکی از نیروهای بسیجی بعد از قتل ندا آقا سلطان با سلاح سرد در کنار وی بوده است آیا این مسئله را پیگری کرده‌اید یا نه اظهار داشت: در این خصوص اقدامات فراوانی شده است و این مسئله صحت ندارد و آن کسی که این مسئله را مطرح کرده اکنون به خارج از کشور متواری شده است.

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/۱٧ توسط commander

رئیس‌ شورای تامین استان تهران اطلاعیه‌ اخیر میرحسین موسوی در غروب روز 15 آذر را زمینه‌ساز بروز اغتشاشات و حرکات دشمن‌پسند روز 16 آذر توصیف کرد و گفت: افکار عمومی امروز این سئوال را مطرح می‌کند که موسوی از جان مردم چه می‌خواهد و تحرکات‌ وی به نفع چه کسی تمام می‌شود.

مرتضی تمدن استاندار تهران و رئیس‌ شورای تامین استان تهران با اعلام این مطلب در گفتگو با فارس گفت: 16 آذر به عنوان نماد بارزی از روحیه انقلابی دانشجویان ایرانی در تاریخ ثبت شده که در سال 1332 سه دانشجوی ایرانی در اعتراض به سفر معاون رئیس جمهور امریکا به شهادت رسیدند، اما متاسفانه جریان فتنه‌ای که پس از انتخابات سعی کرده از روزهای مهم و انقلابی به نفع اهداف دشمن پسند بهره برداری نماید، تلاش نمود روز 16 آذر را به نفع جریان دشمنان انقلاب مصادره نماید. اما هوشیاری دانشجویان متعهد و انقلابی باعث ناکامی فتنه‌انگیزان شدند.

وی اطلاعیه‌ اخیر میرحسین موسوی در غروب روز 15 آذر را زمینه‌ساز بروز اغتشاشات و حرکات دشمن‌پسند روز 16 آذر و مزاحمت‌هایی برای مردم توصیف کرد و گفت: افکار عمومی امروز این سئوال را مطرح می‌کند که موسوی از جان مردم چه می‌خواهد و تحرکات‌ وی به نفع چه کسی تمام می‌شود.

رئیس شورای تامین استان تهران در ادامه افزود: جریانی به بهانه حمایت از موسوی در ماه‌های اخیر دست به آشوب‌طلبی و اغتشاش می‌زند و خود را پشت سر موسوی پنهان کرده و او هم با سکوت عمدی در برابر انحرافات و صدور اطلاعیه‌های سوال برانگیز و تحریک‌کننده به کمک جریان فتنه آمده است و همین رفتارهای سئوال برانگیز و مغایر با منافع ملی موسوی است که حامیان وی را به شدت کاهش داده است.

تمدن با تاکید بر ریزش شدید جریان حامی موسوی گفت: رسانه‌های بیگانه و ضد انقلاب از یک سو و برخی گروه‌های مسئله‌دار یگانه و ضد انقلاب از سوی دیگر با همراهی برخی گروه‌های مسئله دار داخی با سردمداری موسوی تلاش کردند مخالفان نظام و امام را به صحنه 16 آذر بکشانند اما به لطف هوشیاری دانشجویان متعهد و انقلابی اجازه عرض اندام به آنها داده نشد.

وی با بیان اینکه متاسفانه گروهی که خود را طرفدار آقای موسوی می‌دانند عصر 16 آذر تلاش کردند با ایجاد راهبندان‌های مصنوعی و بوق زدن بی‌مورد و شعارهای اهانت‌آمیز باعث سلب آرامش مردم شوند، اظهار داشت: بخاطر مزاحمت‌هایی که حامیان موسوی در برخی نقاط تهران برای مردم ایجاد کردند از مردم تهران عذرخواهی می‌کنم و از نیروهای انتظامی و پلیس راهنمایی و رانندگی که با تحمل سختی‌ها برای رفاه حال مردم تلاش کردند سپاسگزاری می‌کنم.

رئیس شورای تامین استان تهران افزود: روز 16 آذر همواره با برگزاری مراسم در دانشگاه‌ها شروع و پایان می‌یافت اما افرادی که خود را حامی موسوی می‌داند بدون داشتن مجوز قانونی و در اقدامی خلاف قانون در خیابان‌ها با آتش زدن سطل زباله‌ها و ایجاد ترافیک برای مردم مزاحمت ایجاد کردند و آقای موسوی هم با سکوت معنی‌دار خود به تشویق قانون‌گریزان می‌‌پردازد.

تمدن در پایان خاطرنشان کرد: از همه دانشجویان با دیدگاه‌های متفاوت که در فضایی آرام در مراسم 16 آذر شرکت کرده و شعارهای خود را مطرح کردند تشکر می‌کنم و امیدوارم با افزایش بصیرت جامعه دانشجویی، شاهد گفتمانی سازنده در محیط دانشگاه‌ها باشیم.

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/۱٧ توسط commander

پس از اقدامات روز گذشته طرفداران موسوی برای ایجاد اغتشاش و آشوب در دانشگاه تهران که علیرغم تحریک رسانه های غربی و اتاق آشوب اصلی سبزها ناکام ماند، از صبح امروز سبزها تلاش تازه ای را برای ایجاد اغتشاش در دانشگاه تهران آغاز کرده اند.

به گزارش«جوان آنلاین»،پی گیری اغتشاشات در دانشگاه ها که امروز و بنا بر اخبار رسیده تا فردا نیز ادامه خواهد داشت در حالی صورت می گیرد که وی رمز این اغتشاشات را در بیانیه آخر خود به مناسبت روز دانشجو صادر کرده بود آنجا که وی تاکید کرده بود:«۱۶ آذر دانشگاه را تحمل نمی‌کنید. ۱۷ آذر چه می‌کنید؟ ۱۸ آذر چه می‌کنید؟».

منابع اگاه معتقدند موسوی در حقیقت با توجه به ریزش حامیان خود ناکارآمدی اعتراضات خیابانی بنا دارد تا با ایجاد یک اغتشاش ثبت شدنی عرصه خیابان را آرام آرام ترک کند.

برهمین اساس برخی از سران فتنه تصمیم دارند امروز در دانشگاه ها و در تجمع هوادارانشان حاضر شوند.

اگرچه حضور موسوی و کروبی به علت احتمال بالای بازداشت آنها بسیار بعید به نظر می رسد اما شواهدی از تحریک دانشجویان توسط میرحسین موسوی و اداره کنندگان وی وجود دارد.

این درحالی است که تعداد کم حاضرین در تجمع دانشگاه تهران و هوای سرد امروز تهران نگرانی سران فتنه را از استقبال کم دانشجویان دو چندان کرده بود.

لازم به ذکر است مهدی کروبی پیش از این از عدم حضور میرحسین موسوی در تجمعات و نپرداختن هزینه های آن به شدت انتقاد کرده بود.

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/۱٧ توسط commander

همزمان با تجمع دانشجویی در دانشگاه تهران، سه نفر که قصد داشتند بدون داشتن کارت دانشجویی وارد دانشگاه شوند با ممانعت مسئولین حراست این دانشگاه مواجه شدند.

به گزارش جهان، پس از اصرار این افراد، یکی از این سه نفر در حالی که قصد داشت چیزی از جیبش بیرون آورد کلت کمری از جیبش بیرون افتاد و بلافاصله با مشاهده این وضعیت متواری شد.

از هویت این سه نفر اطلاعی در دست نیست. در حال حاضر این سلاح کمری توسط ماموران ضبط شده است.

همچنین از دانشگاه تهران گزارش شده برخی از حامیان میرحسین موسوی مجهز به شوکر و گاز اشک آور هستند.

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/۱٧ توسط commander

در حاشیه برگزاری مراسم روز دانشجو در دانشگاههای کشور، تصاویری در برخی از رسانه‌های ماهواره‌ای نشان داده شد که در آن حامیان خیابانی موسوی اقدام به پاره پاره کردن و آتش زدن تصاویری از امام خمینی (ره) می‌کردند.

این تصاویر که روز گذشته با استقال رسانه‌های ضد ایرانی دیگر همراه شده بود، بارها و بارها از شبکه‌های انگلیسی و سعودی از جمله "العربیه" پخش شد و تبدیل به بیت الغزل این رسانه‌ها در گزارشهایشان از تهران شده بود.

کینه ورزی با بنیانگذار جمهوری اسلامی و آتش زدن تصاویر رهبر کبیر انقلاب در حالی از سوی طرفداران مهندس موسوی صورت گرفته است که وی همواره در شعارهای خود تا قبل از انتخابات ادعای تداوم راه امام خمینی (ره) را مطرح می‌کرد.

شعاری که بسیاری از تحلیلگران سیاسی و از جمله برخی حامیان پوپاقرص سابق موسوی معتقدند مهمترین علت در کسب رای 13 میلیونی وی در انتخابات دهم ریاست جمهوری بوده است.

با این حال رفتارهای افراطی حامیان موسوی که با سکوت حاکی از رضایت او انجام می شود باعث شده تا حامیان میلیونی وی در انتخابات ، این روزها به کمتر از سه هزار نفر ضدانقلاب تقلیل پیدا کنند.

روزه خواری سبزها در روز قدس و بیان شعارهایی چون "استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی" و "نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران" و همچنین اهانت به مقدسات اسلام و نظام اسلامی از جمله رفتارهایی است که این روزها به مرور پازل هویتی "سبزها" و اهداف واقعی موسوی از دعوت کردن آنها به خیابان ها را تکمیل می کند.

در هر صورت نتیجه عبور کشور از دالان شرایط اخیر در شش ماهه اخیر، اگرچه در ابتدا هتک آبروی نظام اسلامی بوده، اما در ماههای اخیر منجر به تقلیل حامیان میلیونی موسوی در انتخابات به کمتر از سه هزار نفر "ضد انقلاب" و پا پس کشیدن مسلمانان و مدینین از حمایت وی بوده است.

مسیری که شباهت عجیبی به آنچه بنی صدر و حامیان مجاهدینی او در سالهای اولیه انقلاب طی کردند، دارد.

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/۱٧ توسط commander

حامیان موسوی در دانشگاه تهران پس از ضرب و شتم تصویربردار و خبرنگار واحد مرکزی خبر، دوربین صدا و سیما را دزدیدند.

به گزارش فارس، حامیان موسوی در دانشگاه تهران که به دلیل حضور حداکثری دانشجویان انقلابی قدرت ابتکار عمل در دانشگاه تهران را از دست داده‌اند، دقایقی پیش تصویربردار و قمری‌وفا خبرنگار واحد مرکزی خبر را به شدت مورد ضرب و شتم قرار داده و دوربین صدا و سیما را ربودند.

این افراد همچنین تعداد دیگری از دانشجویان را به شدت مورد ضرب و شتم قرار دادند.

هم‌اکنون دانشجویان انقلابی مجروح شده به بیرون از دانشگاه و انتقال به درمانگاه برای معالجه منتقل شده‌اند.

با این حال، دانشجویان انقلابی و ولایی با ذکر این نکته که حامیان موسوی به دنبال درگیری و بهره‌برداری از آن برای به التهاب کشاندن دانشگاه و کشور هستند، از درگیری با این افراد خودداری می‌کنند.

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/۱٧ توسط commander
اینها بسیجی‌های دوران امام(ره) نیستن، اینها اونهایی نیستن که موسوی همه‌ی خوبی‌شون رو مصادره کرد و با امروز بسیج مقایسه کرد! اینها همین‌ها هستند! بسیجی‌های دهه 80 که وقتی آقای موسوی توی گالری داشت نقاشی می‌کشید و وقتی خاتمی داشت توی کاخ چرت می‌زد و وقتی کروبی داشت 200 میلیونش رو می‌شمرد  زیر آفتاب می‌سوختن و می‌ساختن!



خوب دقت کنید، اینها همون‌هایی هستن که به قول آقای موسوی جیره‌خوارن! و بی‌نیت! و حزب سیاسی! و سرانه بگیر!
آقای موسوی خوب چشم‌هات رو باز کن، پینه و تاول دستشون جیره روزانشونه! و  به حق رسیدن نیت‌شون! و بدن‌های کوفته از کار سرانه روزانشون!!!

 



خوب چشم‌هات رو باز کن، درست چهره‌ی این جیره‌خوارها رو ببین! من جیره‌خوارم! جیره‌ام فحش و بد و بیراه‌های هوادارهای شماست! و جرمم قبول داشتن همه‌ی حرف‌های امام نه یک خط یا دو خطش!

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/۱٧ توسط commander

ناگفته‌های فرمانده سپاه سیدالشهدا(ع) از حوادث پس از انتخابات دهم
لباس ‌شخصی‌ها خون به دل رهبر انقلاب کردند

فرمانده سپاه سیدالشهدا(ع) استان تهران گفت: نهضت آزادی، جبهه مشارکت، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، مجمع روحانیون مبارز و حزب کارگزاران اقدام به بسترسازی برای اغتشاشات و سازماندهی آن می‌کردند.

سردار سرتیپ علی فضلی عصر امروز در مراسم جشنواره شهدای فرهنگی سپاه محمد رسول‌الله تهران بزرگ در مراسم جشنواره شهدای فرهنگی سپاه محمد رسول‌الله تهران بزرگ به بازخوانی پرونده قبل و بعد از انتخابات پرداخت و افزود: قریب به یک دهه است که نحوه براندازی‌ها عوض شده است اما در این یک دهه بنیادهایی در آمریکا سازماندهی شده‌اند که در اقصی‌نقاط جهان به شیوه‌های مدرن و جدید حکومت‌های مختلف را عوض کرده‌اند که از آن جمله می‌توان به بنیاد «جورج سوروس» اشاره کرد که در 31 کشور این عملیات براندازانه را ترتیب داده‌اند اما در 17 کشور موفق شده، در پنج کشور ناموفق مانده و در 9کشور نیز با مصالحه قدرت‌ها ختم به خیر شده است.
سردار فضلی با اشاره به تعبیر رهبر انقلاب در خصوص فتنه عمیق بعد از انتخابات تاکید کرد: رهبر انقلاب به خاطر پیچیدگی این فتنه آن را فتنه عمیق نامیده‌اند زیرا نیروهای خودی و غیرخودی در این مساله از هم تفکیک‌ناپذیرند و فضا غبارآلود است برای همین تشخیص دشمن از غیردشمن کار سختی است.

**افرادی پیش از انتخابات با بنیاد سورس پیوند برقرار کرده و به‌دنبال براندازی بودند
فرمانده سپاه استان تهران با اشاره به اینکه افرادی در کشور و پیش از انتخابات با بنیاد آمریکایی سورس پیوند برقرار کرده و به‌دنبال براندازی بودند، گفت: این افراد چهار لشکر سازماندهی کرده‌ بودند که یکی از آنها سازمان رای با 300 هزار عضو در تهران و 150هزار نفر در شهرستان‌ها بوده است که در ایران بستری فراهم شود که در انتخابات دهم فضا را به نفع خود تغییر دهند.
وی ادامه داد: این افراد در قالب گروه‌های مختلف از جمله گروه‌های امنیتی، اغتشاشات، کارگری، ضد تبلیغاتی و... همچنین 20 زیرگروه که همه اقشار جامعه را دربر می‌گرفت سازماندهی شده بودند.

** بسترسازی احزاب دوم خدادی برای اغتشاشات
فضلی افزود: نهضت آزادی، حزب ملی، جبهه مشارکت، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و مجمع روحانیون مبارز و حزب کارگزاران اقدام به بسترسازی برای این اغتشاشات و سازماندهی آن می‌کردند. در همین زمان چهار نفر از طریق شورای نگهبان تایید صلاحیت شدند و کار انتخابات شروع شد.

**چهار گام برای براندازی نظام
فرمانده سپاه استان تهران با یادآوری اردوکشی‌ها در زمان تبلیغات انتخاباتی توسط گروه‌های حامی نامزدهای انتخاباتی در خیابان‌ها به قصد براندازی نظام تصریح کرد: این افراد در خیابان‌ها آمدند تا چهار گام را برای این کار بردارند؛ اول گفتند تقلب بزرگی در راه است و این موضوع را از اول اسفند 87 آغاز کرده و تا پایان رای‌گیری ادامه دادند چون باید فرآیندی طی می‌شد تا مردم بپذیرند که تقلبی واقعا صورت خواهد گرفت.
وی دومین گام این افراد را تشکیل کمیته صیانت از آرا توسط محتشمی‌پور دانست و گفت: سومین مرحله القای دروغگو بودن دولت به مردم بوده است و در مرحله آخر این را به جامعه تلقین کردند که اگر موسوی رای آورد که هیچ؛ اگر رای نیاورد، باید فریاد بزنیم: «ابطال انتخابات»، و اگر ابطالی صورت نگرفت به کف خیابان‌ها آمده و آنها را مجبور به این کار بکنیم.
سردار فضلی اظهار داشت: مفهوم این حرف یعنی اگر نظام اسلامی انتخاباتی را برگزار کرده که در آن تقلبی صورت گرفته است دیگر مشروعیت ندارد بلکه دولتی که مشروعیت ندارد انتخاباتی را نمی‌تواند برگزار کند و باید بیگانگان و عقبه فتنه این انتخابات را دوباره برگزار کنند.

**گروه‌هایی بعد از ظهر روز انتخابات به موسوی تبریک گفتند
وی ادامه داد: در روز 22 خرداد قریب به 85 درصد مردم به پای صندوق‌های رای آمدند اما در ساعت 5 و 6 بعدازظهر روز جمعه که هنوز مردم در حال رای دادن بودند، گروه‌هایی به موسوی تبریک گفتند که او برنده انتخابات است. موسوی نیز 11 شب مصاحبه می‌کند و می‌گوید که براساس اخبار رسیده از ستادهای انتخاباتی اینجانب، من رییس‌جمهور هستم.

**فراخوانی 100 هزار نفری برای محاصره وزارت کشور
سردار فضلی تاکید کرد: این اتفاق یعنی اگر فردا صبح اسم میرحسین موسوی از صندوق‌ها بیرون آمد که اتفاقی نیفتاده، اما اگر احمدی‌نژاد رای آورد حتما تقلبی صورت گرفته که این اتفاق نیز افتاد و احمدی‌نژاد به عنوان رییس‌جمهور معرفی شد. آنها نیز روز جمعه 23 خرداد در فراخوانی 100 هزار نفر را جمع کردند تا وزارت کشور را محاصره کنند اما نیمه‌شب گذشته بخشی از آرا شمارش شد و نیروهای امنیتی متوجه این کار اغتشاشگران شدند و وزارت کشور قرنطینه شد. در صورتی که فقط در این وزارتخانه تجمیع آرا صورت می‌گرفت و رای‌ها در فرمانداری‌های شهرهای مختلف شمارش می‌شد.

**وقتی نتوانستند به وزارت کشور نزدیک شوند، درگیری‌های فیزیکی شروع شد
فرمانده سپاه استان تهران ادامه داد: چون نتوانستند این افراد به وزارت کشور نزدیک شوند خیابان‌های اطراف را تسخیر کردند و درگیری‌های فیزیکی شروع شد، به شکلی که سطل‌های زباله را در تهران آتش زدند و در 11 شهر دیگر کشور نیز همین ماجرا تکرار شد. مثلا در دانشگاه آزاد کرج افرادی وارد شده و برگه‌‌های امتحانی دانشجویان را پاره کردند، شیشه‌های دانشگاه را شکستند و به نیروهای انتظامی حمله کردند.
وی گفت: بعدازظهر همان روز با استاندار تهران تماس گرفتم و خواهان جلسه فوق‌العاده برای جلوگیری از حوادث احتمالی آینده در تهران شدم. استاندار نیز موافقت کرده و مرکز کنترل ترافیک را محل برگزاری این جلسه اعلام کرد.
وی افزود: زمانی که از کرج به سمت تهران در حال حرکت بودم و وارد میدان آزادی شدم، آتش و دود زیادی را در این میدان مشاهده کردم و هرچقدر به سمت میدان انقلاب نزدیک‌تر می‌شدم افرادی سطل‌های زباله و موکت‌های محل نماز جمعه را آتش زده بودند که دودی غلیظ فضای آن محل را پر کرده بود.
سردار فضلی افزود: وقتی که وارد مرکز کنترل ترافیک شدیم مانیتور بزرگ مرکز محل ورود کوی دانشگاه را نشان می‌داد. من دیدم که افرادی با موتور نیروی انتظامی در حال ورود به کوی هستند. بعضی‌ها نیز از درون کوی به سمت آنها سنگ پرتاب می‌کنند. بعضی‌ها نیز با لباس شخصی در حال بالا رفتن از میله‌های کوی دانشگاه و ورود به آنجا هستند که البته بر روی زبان‌هایشان نیز کلمه «یا زهرا» فریاد زده می‌شد. در همین حال سنگفرش خیابان کوی دانشگاه پر از تکه‌های آجر و کلوخ، همچنین شیشه فراوان بود.

**لباس‌شخصی‌ها خون به دل رهبر انقلاب کردند
فرمانده سپاه استان تهران تصریح کرد: دیدم یک کامیون حمل زباله نیز آتش زده شده است. از سردار زارعی پرسیدم موتورسواران نیروی انتظامی چرا وارد کوی دانشگاه می‌شوند؟ مگر در حادثه 18 تیر ندیدید چه فتنه‌ای به‌پا شد که سردار زارعی به من گفت: آقای (فرهاد) رهبر(رییس دانشگاه تهران) از من تقاضا کرده که به کمک آنها برویم. در همان زمان نیز خبر رسید به ساختمان سبحان حمله شده و لباس‌شخصی‌ها نیز آن حادثه عظیم را در کوی دانشگاه ایجاد کردند که خون به دل رهبر انقلاب کرد و مقام معظم رهبری فرمان پیگیری داد.

** افرادی که از کوی دانشگاه بالا رفتند، نه بسیجی هستند نه سپاهی
فرمانده سپاه استان تهران با تاکید بر اینکه دشمنان قصد داشتند که شیرینی انتخابات را به مردم تلخ کنند، گفت: در جشن پیروزی انتخابات که در میدان ولیعصر با حضور رییس‌جمهور برگزار شده بود، خبر دادند که افرادی از کوی دانشگاه بالا رفته‌اند که نه بسیجی هستند نه سپاهی. چون سپاه و بسیج سازمان‌یافته است، فرمانده دارد و کاملا مشخص هستند.
فضلی ادامه داد: در روز 25 خرداد مردم را دوباره به کف خیابان‌ها آوردند و از میدان فردوسی تا انقلاب و آزادی جمع کردند. موسوی نیز در میدان انقلاب برای آنها کمی صحبت کرد و جمعیت دوباره به سمت خیابان و میدان آزادی به راه افتاد.

**حمله به ادارات دولتی و مجتمع‌های تجاری
وی با طرح این پرسش که اگر تمام افراد شهر تهران به موسوی رای می‌دادند که در آن روز به خیابان‌ها آمده بودند، آیا دیگر جایی برای حرکت بود، گفت: مردم به سرعت صف خود را از اغتشاشگران جدا کردند اما آنها در خیابان آزادی آمدند و شروع به حمله به بانک‌ها و ادارات دولتی، اماکن دولتی و مجتمع‌های تجاری به قصد برخورد فیزیکی کردند و سرقت و حمله به اموال دولتی از همان لحظه شروع شد.

**حمله به مراکز نظامی
سرتیپ فضلی تصریح کرد: در آن لحظه هنوز نظام تصمیم به برخورد با آنها نگرفته بود اما این افراد سراسیمه قصد تخریب اموال عمومی را داشتند و حتی به مراکز نظامی نیز حمله کردند؛ مانند ناحیه مقداد که با سنگ به این ناحیه حمله شد. دقایقی بعد نیز خبر رسید که به بسیج کارگری شهر تهران بزرگ نیز حمله شده اما آنها دفاع کردند.
وی با تشریح ماجرای حمله اغاتشاشگران به حوزه 113 در نزدیکی خیابان آزادی گفت: این حوزه در کوچه‌ای دونبش قرار دارد که معمولا محل نگهداری اسلحه گردان عاشورای همان منطقه است و 25 نفر برای حمله به این حوزه سازماندهی شدند.
وی ادامه داد: در این حوزه سه سرباز وجود داشتند که از اغتشاشگران درخواست می‌کردند تا به این حوزه حمله نکنند چون باعث ایجاد مشکل برای سربازانی که فرزندان من و شما هستند می‌شد و امکان اضافه خدمت برای آنها را داشت.

**خودرویی مشکوک، تیراندازی‌کنان، مردم را به رگبار بست
فضلی تصریح کرد: افراد داخل این حوزه تویوتایی در حیاط پارک کرده بودند که آن را پشت در ورودی این ساختمان قرار دادند تا از حمله اغتشاشگران جلوگیری کنند و از نیروی انتظامی نیز خواستار کمک شدند. دقایقی بعد خبر می‌رسد که خودرو با کوکتول مولوتوف به آتش کشیده شده و در همان منطقه و نزدیکی میدان آزادی خودورویی نیز تیراندازی‌کنان که مشکوک به نظر می‌رسد مردم را به رگبار بست.
وی گفت: اغتشاشگران به حوزه حمله می کنند و تابلوی آنجا که نماد مکانی است که در آنجا خدمت می‌کنند را به آتش می‌کشند، از دیوار بالا آمده و وارد حوزه می‌شوند اما نیروها به آنها تذکر می‌دهند که این مکان محل نگهداری سلاح می‌باشد و در صورت ورود شما، ما مجاز به برخورد هستیم. اما آنها گوش نمی‌دهند و به آنجا حمله می کنند.
فرمانده سپاه استان تهران تاکید کرد: فردی که نیز از تیر چراغ برق در حال بالا رفتن بود و شال سبزی بر گردن داشت از پشت براساس مدارک و تصاویر دوربین‌های خود اغتشاشگران مورد هدف قرار می‌گیرد. پس از این ناحیه نیز هیچ گلوله‌ای به سمت آنها شلیک نشده است اما تیراندازی هوایی برای ترساندن افراد حمله‌کننده به حوزه صورت می‌گیرد و متاسفانه به طریق بسیار مشکوکی سه تا چهار نفر در این ماجرا کشته می‌شوند.

**آتش زدن جرثقیل شخصی مردم و اتوبوس واحد
سردار فضلی 63 نقطه دیگر در تهران را در همان لحظه متشنج اعلام کرد و گفت: حتی جرثقیل شخصی مردم را آتش زدند و در خیابان جناح، مسافران اتوبوس شرکت واحد را پیاده کرده و اتوبوس را نیز به آتش کشیدند. نیروی انتظامی به آن منطقه می‌آید و بین حوزه و حمله‌کنندگان فاصله ایجاد می‌کند که بعد از سه دقیقه از حضور آنها، 15 تا 20 موتور نیروی انتظامی را این اراذل به آتش می‌کشند و دوباره به حوزه حمله می‌کنند.
وی اظهار داشت: تا پاسی از شب در تهران درگیری بود و فردای آن روز بنا به دستور ماهواره‌ها و عقبه فتنه این افراد برچسب به دهان زده اقدام به راهپیمایی کردند. بعد از آن روز نیز راهپیمایی سکوت برگزار شد. فردای آن روز نیز لباس مشکی پوشیدند و به خیابان‌ها آمدند اما در تمامی این اغتشاشات حمله به بانک‌ها، ادارات و اماکن دولتی و مغازه‌ها صورت می‌گیرد.

**فرصت رهبر انقلاب به اغتشاشگران
فرمانده سپاه استان تهران با تشریح نماز پرشکوه روز 29 خرداد که رهبر انقلاب در آن به سخنرانی پرداختند، گفت: مقام معظم رهبری به اغتشاشگران فرصتی داد تا مسائل خود را از طریق قانونی حل کنند و به آنها اخطار کرد که کاری نکنند تا عقبه فتنه آنها را به مردم معرفی کرده و رسوا کنند اما امیدوار بودیم که اگر اشتباهی از آنها اگر رخ داده بود، دیگر تکرار نشود.

** فجیع‌ترین حادثه در تهران در 30 خرداد
وی با تشریح ماجرای فردای 29 خرداد ادامه داد: در روز شنبه 30 خرداد از ساعت سه بعدازظهر از پیاده‌روهای شمال به سمت جنوب خیابان ولیعصر تا میدان فردوسی حدود 15 تا 20 هزار نفر از افرادی که سازماندهی شده بودند و معلوم بود که به قصد و نیت درگیری به خیابان‌ها آمده‌اند، اغتشاشات را آغاز کردند. من نیز از مسیری عبور می‌کردم و دیدم که کف خیابان‌ها مملو از نیروهای خودی بود و اجازه تجمع به کسی داده نمی‌شد اما آنها در ایستگاه‌های مترو و عرض خیابان‌ها ایستاده بودند. حتی دختر خانمی با مشت محکم به سینه یک سرباز کوبید که آن نیز جواب وی را داد. در آن روز فجیع‌ترین حادثه در تهران به وقوع پیوست.

** 6700 سطل زباله در روز 30 خرداد آتش زده شد
فرمانده سپاه سیدالشهدا تاکید کرد: به بانک‌ها حمله شد، ایستگاه‌های مترو و ساختمان‌های دولتی، 6700 سطل زباله در آن روز آتش زده شد و بیش از 180 نقطه تهران درگیری بود. در آن روز نیز از طرف نیروهای انتظامی و بسیج شلیکی صورت نگرفت اما تیراندازی‌های مشکوکی 12 تا 13 کشته بر روی دست نظام باقی گذاشت.

**جبهه اصلاحات در روز 30 خرداد اقدام به جشن گرفتن کرده بود/عامل کشته‌ها اغتشاشگران هستند
سردار فضلی با اشاره به اینکه جبهه اصلاحات در آن روز اقدام به جشن گرفتن کرده بود، چون نظام را به چالش کشیده بودند، گفت: عامل این کشته‌ها فقط کسانی هستند که اقدام به اغتشاشات کرده‌اند زیرا نظام، انتخاباتی خوب برگزار کرده و کاری نکرده است که خود را زیر سوال ببرد اما این فتنه تا 13 آبان نیز ادامه داشت و خواب‌هایی نیز برای روز 16 آذر دیده‌اند.

**برنامه اغتشاشگران برای 13 آبان
وی با تشریح اتفاقات روز 13 آبان نیز گفت: این اغتشاشگران تمام استعداد و توان خود را در روز 13 آبان به خیابان‌ها کشاندند و برای این کار 170 نقطه در تهران را برای اغتشاشات پیش‌بینی کردند و تخمین زده می‌شود 2 تا چهار هزار نفر از اراذل به خیابان‌ها آمده بودند.

**آقای کروبی چرا با نایب امام زمان و همراه امام می جنگید؟
این فرمانده جانباز دوران دفاع مقدس با خطاب قرار دادن مهدی کروبی گفت: آقای کروبی، چرا اینقدر این ماجرا را کش می‌دهید و اقدامی می‌کنید تا دشمن شاد شود؟ اگر گذشته شما این بوده است که بر روی شکم شما آثار شکنجه دوران ستمشاهی دیده می‌شود، چرا آن را حفظ نمی‌کنید؟ مگر امروز همان کسی که نایب امام زمان بوده است و به همراه امام رحمت‌الله نیز بوده، رهبری ما را برعهده ندارد؟ چرا با وی می جنگید؟
وی همچنین با اشاره به باز کردن درهای سفارتخانه‌های خارجی بر روی اغتشاشگران و پناه دادن به آنها گفت: در روز 13 آبان همه شعار مرگ بر آمریکا و اسرائیل می‌دادند اما بعضی‌ها آمدند و مرگ بر روسیه و چین گفتند. ما نیز مشکلی با این شعار نداریم؛ بر آنها هم مرگ باد، اما دارید راه را عوض می‌کنید.

**بسیجیان اغتشاشات را حل کردند
سردار فضلی راه برگشت را در همان بعد از انتخابات برای بعضی افراد باز دانست و گفت: اما این افراد تمام پل‌های پشت‌سر خود را خراب کردند و در ام‌القرای جهان اسلام کاری کردند که بانوان ایرانی جرات تردد در خیابان‌ها را نداشتند اما بسیجیان که درود خدا بر آنها باد، بدون ادعا، اغتشاشات را حل کردند.

**بسیجیان استان تهران برای خاموش کردن اغتشاشات به تهران آمدند
فرمانده سپاه استان تهران با تاکید بر اینکه بعضی از نخبگان در جریان بعد از انتخابات مردود شدند، گفت: تمام بسیجیان استان تهران از پیروزکوه، دماوند، بومهن، پردیس، پاکدشت، ری، اسلامشهر، رباط‌کریم، شهریار، شهر قدس، ملارد، ساوجبلاغ، کرج و حتی از برخی دیگر از استان‌ها مانند فرزند شهید شوشتری به تهران برای خاموش کردن اغتشاشات آمده بودند.
سرتیپ فضلی با خطاب قرار دادن حاضرین در این مراسم گفت: این حادثه آتش زیر خاکستر است و می‌خواهند شایعه‌پراکنی کنند تا امید مردم را ناامید کرده و به یاس تبدیل کنند.

 

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/۱٧ توسط commander

یا حسین یا، میر حسین! یزید و حسین  با هم جمع بسته نمی شوند

این نوشته توسط سبز های...پاره شد!

 

الله الله الله الله اکبر جانم فدای یک لحظه عمر تو رهبر

دانلود کلیپ تصویری مستقیم یا غیر مستقیم /1،1 مگابایت

 

جمعیت انبوه جنبش سبز در دانشگاه تهران!

دانلود کلیپ تصویری مستقیم یا غیر مستقیم /230 کیلوبایت

 

قرار بوده انجمن اسلامی(اسلام آمریکایی) از خاتمی برای 16 آذر دعوت کنند؟

دانلود کلیپ تصویری مستقیم یا غیر مستقیم /1،7 مگابایت

 

صحبت های حبیب رحیم پور ازغدی

دانلود کلیپ تصویری مستقیم یا غیر مستقیم /7،5 مگابایت

 

صحبت های سجاد صفارهرندی

دانلود کلیپ تصویری مستقیم یا غیر مستقیم/19،7 مگابایت

 

مرگ بر ضد ولایت فقیه روبروی سبزی ها!

دانلود کلیپ تصویری مستقیم یا غیر مستقیم /1،1 مگابایت

 

علمدار ولایت بسیجیان فدایت

دانلود کلیپ تصویری مستقیم یا غیر مستقیم /2،2 مگابایت

 

منافق حیا کن دانشگاه رها کن

دانلود کلیپ تصویری مستقیم یا غیر مستقیم /599 کیلوبایت

 

دانشکده فنی، این بیرق علمداره هنوز رو زمین نیافتاده

دانلود کلیپ تصویری مستقیم یا غیر مستقیم

 

این هم چند عکس

پایان آقا زاده ایسم ببینید

این موج سبز سرابه حباب روی آبه ببینید

 

 

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/۱٧ توسط commander

ماسکو رفیقش گرفت، گاز توی سنگر اومد/وقتی می خواست بپره، رفیقشو بغل زد/لحضه های آخرین، وقتی میرفتش از هوش/خندید و گفت: برادر "یادم ترا فراموش "

یه روزی روزگاری ، دو تا بچه بسیجی
نمی دونم کجا بود تو «فکه» یا «دوعیجی»
تو «فاو» یا «شلمچه»، تو «کرخه» یا «موسیان»
«مهران» یا «دهلران»، تو «تنگه حاجیان»


تو اون گلوله بارون ، کنار هم نشستن
دست توی دست هم ، با هم جناق شکستن
با هم قرار گذاشتن، قدر هم رو بدونن
برای دین بمیرن، برای دین بمونن


با هم قرار گذاشتن که توی زندگیشون
رفیق باشن و لیکن اگر یه روز یکیشون
پرید و از قفس رفت اون یکی کم نیاره
به پای این قرارداد، زندگیشو بذاره


سالها گذشت و اما بسیجی های باهوش
نمی ذاشتن که اون عهد، هرگز بشه فراموش
یه روز یکی از اون دو، یه مهر به اون یکی داد
اون یکی با زرنگی، مهر گرفت و گفت: "یاد "


روز دیگه اون یکی رفت و شقایقی چید
برد و داد به رفیقش ، صورت اونو بوسید
گل رو گرفت و گفتش: "بسیجی دست مریزاد "
قربون دستت داداش گل رو گرفت و گفت: "یاد "


عکسهای یادگاری ، جورابهای مردونه
سربندهای رنگارنگ ، انگشتری و شونه
این می داد به اون یکی ، اون یکی به این می داد
ولی هر کی می گرفت ، می خندیدو می گفت: "یاد "


هی روزها و هفته ها از پی هم می گذشت
تا که یه روزی صدایی اینطور پیچید توی دشت
یکی نعره می کشید: "عراقیها اومدن
ماسکها تون بذارین که شیمیایی زدن "


از اون دو تا یکیشون در صندوقشو گشود
ماسک خودش بود ولی ماسک رفیقش نبود
دستشو برد تو صندوق ، ماسک گازشو برداشت
پرید، روی صورت دوست قدیمی گذاشت


همسنگر قدیمش ،دست اونو گرفتش
هل داد به سمت خودش، نعره کشید و گفتش:
"چرا می خوای ماسکتو رو صورتم بذاری؟
بذار که من بپرم تو دو تا دختر داری "


ولی اون اینجوری گفت: "تو رو به جان امام
حرف منو قبول کن، نگو ماسک رو نمی خوام "
زد زیر گریه و گفت: اسم امام نبر
ماسکو رو صورت بذار ، آبرو ما رو بخر


زد زیر گوشش و گفت: کشکی قسم نخوردم
بچه چرا حالیت نیست؟ اسم امام رو بردم
اون یکی با گریه گفت: فقط برای امام!
ولی بدون بعد تو ، زندگی رو نمی خوام!


ماسکو رفیقش گرفت، گاز توی سنگر اومد
وقتی می خواست بپره، رفیقشو بغل زد
لحضه های آخرین، وقتی میرفتش از هوش
خندید و گفت: برادر "یادم ترا فراموش "


آهای آهای برادر ، گوش بده با تو هستم
یادت میاد یه روزی باهات جناق شکستم
تویی که روز مرگیت ، توی خونه نشونده
تویی که بعد چند سال هیچی یادت نمونده

عکسهای یادگاری ، جورابهای مردونه
سربندهای رنگارنگ ، انگشتری و شونه
هر چی رو بهت میدم ، روی زمین می ندازی
میگی همه اش دروغ بود "یاد " نمی گی، می بازی

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/۱٧ توسط commander

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/۱٧ توسط commander

مجید توکلی که پیشتر به اتهام انتشار نشریات موهن در دانشگاه امیرکبیر دستگیر شده بود، این بار بعد از هتاکی نسبت به نظام در دانشگاه در حالی که با لباس زنانه قصد فرار از دانشگاه را داشت، دستگیر شد.

به گزارش رجانیوز به نقل از شبکه ایران، خردادماه سال 85 بود که داستان نشریات موهن دانشگاه امیرکبیر به سوژه اصلی رسانه های کشور تبدیل شد. سه نشریه به طور همزمان مطالب یکسانی را در اهانت به مقدسات منتشر کرده بودند. مجید توکلی مدیر مسئولی نشریه "خط صفر" یکی از این سه نشریه موهن را عهده دار بود.

توکلی که چند سال پس از انتشار نشریات موهن ، و محکومیت در دادگاه، پا به دانشگاه امیرکبیر گذاشته بود، در میان اغتشاشگران حاضر شد تا در میان اغتشاگران برای بار دیگر باب اهانت به نظام و مقدسات را بگشاید.

این دانشجوی مبارز! که عکسش در بسیاری از تجمعات دانشجویی افراطیون به عنوان نماد مقاومت جنبش دانشجویی در میان تجمع کنندگان توزیع می‌شد، امروز و پس از آنکه به ایراد یک سخنرانی ساختار شکنانه و سراسر اهانت پرداخت، در حالی که حضور دانشجویان حزب اللهی و متعهد را پررنگ تر از همیشه دید احساس خطر کرده و با حضور در دستشویی این دانشگاه ضمن تراشیدن صورت خود و انجام آرایش زنانه، مانتو به تن کرده و با به سرکردن مقنعه و چادر و در دست داشتن کیف زنانه قصد فرار از دانشگاه را داشت، که توسط مامورین انتظامی دستگیر شد.

گفتنی است توکلی از جمله عوامل توهین های بی سابقه به مقدسات در نشریات دانشجویی بود. بانیان این نشریات همه را دعوت به همراهی کرده بودند:«دموکراسی و آزادی بدون هزینه به دست نمی‌‌آید و البته در هر فرصتی هم محقق نمی‌شود(!) زمان آن اکنون است و فردا بسیار دیر است باید برخاست و قداست‌های تصنعی(!) و مقدسات مردم‌فریب را ساقط کرد.» این جملات در قالب مقاله ای با عنوان "هیچ کس مقدس نیست!" برای فراهم کردن یک فضای اعتراض عمومی منتشر شده بودند.

در مقاله "هیچ کس مقدس نیست!" نوید پیروزی قریب الوقوع داده شده بود: «دانشگاه در فضایی ملتهب به سر می‌برد ظاهراً دیگر فرصتی باقی نمانده تا حاکمیت دین‌زده(!)بتواند دانشجویان را منفعل سازد. اندک اندک به زمان آرزوی دیرینه خود نزدیک می‌شویم.»

حمله به اهل بیت نیز دستمایه ای بود برای حمله به رهبریت نظام. در لا به لای مقالات جملاتی دیده می شد که هر انسان آزاده ای از بیان آن شرم می کرد. علی(ع) و محمد(ص) هم گناه کبیره می کردند:«علی نه نور بود و نه آسمانی و نه معصوم...علی یک انسان خطاپذیر و غیر معصوم بود. فراتر از آن محمد نیز چنین بود، حال تکلیف ولی فقیه بسیار روشن است.» رئیس جمهور منتخب مردم فاشیست لقب گرفته بود و رهبر انقلاب دیکتاتور!

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/۱٧ توسط commander

دانشجویان ولایتمدار دانشگاه تهران که تعداد آنها به هزاران نفر می‌رسید با شعارهایی در حمایت از مقام معظم رهبری و خواندن سرودهای انقلابی از درب دانشکده فنی تا مزار شهدای گمنام در دانشگاه تهران راهپیمایی کردند.

فیلم تجمع دانشجوئی رو از لینک زیر دانلود کنید

 

 
نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/۱٦ توسط commander

امام جمعه موقت تهران گفت: در حوادث پس از انتخابات، برخی از سران فتنه با اقدامات نامناسب خود آبروی 30 ساله نظام را بردند.


به گزارش خبرگزاری فارس از کرمانشاه به نقل از اداره کل اوقاف و امور خیریه استان کرمانشاه، آیت‌الله سیداحمد خاتمی در همایش روحانیت حافظ حریم ولایت که با حضور روحانیون شرق استان کرمانشاه و همزمان با عید غدیر برگزار شد، افزود: بعضی از سران فتنه آنقدر ننگین عمل کردند که سارکوزی رئیس جمهور فرانسه گفت: نیاز نیست ما بیانیه بدهیم، بعضی‌ها در داخل ایران خیلی بهتر از ما علیه نظام بیانیه می‌دهند.
وی ادامه داد: برای ناامید کردن دشمنان باید پیرو فرامین ولی‌فقیه باشیم و حتما " نباید فرمانی که ایشان می‌دهند مطابق میل ما باشد، حتی اگر مخالف میل ما باشد باید تابع و مطیع ولی‌فقیه باشیم و رهنمودهای ولایت باید برای همه ما حجت باشد.
خاتمی تاکید کرد: هشداری که مقام معظم رهبری درباره جنگ نرم دارند، هشداری جدی است و روحانیون باید در خط مقدم جنگ نرم بوده و خنثی کننده توطئه‌های دشمنان در این جنگ باشند.
عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم افزود: من از خوش‌خیالی برخی از روحانیون تعجب می‌کنم که در این عرصه آن‌چنان که باید و شاید وارد صحنه نمی‌شوند، شرایط بحرانی نیست، اما طوری است که روحانیون باید در خط مقدم این جنگ نرم باشند و با آگاهی بخشی به مردم، توطئه‌های دشمن را خنثی کنند.
وی تصریح کرد: دشمن همان هدفی را که در جنگ سخت دنبال می‌کند در جنگ نرم نیز به‌دنبال همان‌ است و دهه اول انقلاب اسلامی که دهه مبارزه سخت دشمنان با انقلاب بود، کودتاهای مختلف در نقاط مختلف شکل گرفت و ترورهای زیادی انجام شد، اما از اوایل دهه دوم انقلاب، جنگ نرم شروع شد و در همان زمان هم مقام معظم رهبری هوشمندانه فرمودند: تهاجم فرهنگی در راه است و از سال 69 این خطری را که دارند به اسم جنگ نرم می‌شناسند، هشدار داده شده بود.
عضو هیئت رئیسه مجلس خبرگان رهبری در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به فلسفه غدیر خم و عید غدیر گفت: مراسم روز غدیر باشکوه بسیار و حضور قریب به 120 هزارنفر برپاشد و دین در این روز کامل شد. حتی جمعیت حاضر در مدت سه روز با علی(ع) بیعت کردند، اما 70 روز بعد از این حادثه، واقعه غدیر فراموش شد.
وی افزود: سئوالی که وجود دارد این است که این 120 هزار نفر کجا رفتند و چه شد وقتی به خانه مولا علی(ع) تهاجم شد، تنها یک نفر مسلحانه به مهاجمین حمله کرد و آن هم زبیر بود که او نیز عاقبت با امام علی(ع) در افتاد.
امام جمعه موقت تهران تاکید کرد: آنچه بعد از پیامبر اتفاق افتاد، حاصل یک جنگ نرم بود که علیه امیرالمومنین(ع) به راه انداختند و سرانجام امام برحق کنار گذاشته شد.
آیت‌الله خاتمی در پایان برلزوم دفاع مستند و مستدل از حریم ولایت و اسلام و انقلاب تاکید کرد و خواهان توجه بیشتر روحانیون به مسائل روز و منویات مقام معظم رهبری شد.

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/۱٦ توسط commander

جمع زیادی از دانشجویان ولایی و تعدادی از حامیان موسوی امروز دوشنبه 16 آذر همزمان با روز دانشجو تجمعاتی را در این دانشگاه برگزار کردند.


به گزارش خبرنگار حوزه دانشگاه خبرگزاری فارس، از ساعت 11:30 امروز دوشنبه 16 آذر برنامه‌های روز دانشجو در دانشگاه تهران به صورت پرشکوه برگزار شد.
جمع زیادی از دانشجویان ولایی از ساعات اولیه آغاز این مراسم با تجمع در مقابل دانشکده فنی و با سردادن شعارهایی نظیر "مرگ بر آمریکا "، "مرگ بر اسرائیل "، "مرگ بر منافق "، "دانشجو بیدار است، از آمریکا بیزار است "، به سمت مسجد دانشگاه تهران حرکت کرده و آماده اقامه نماز جماعت ظهر و عصر شدند.
پس از حضور دانشجویان ولایی در مسجد دانشگاه عده‌ای از حامیان موسوی در چهارراه دانشگاه تهران بین مسجد و درب 16 آذر تجمعی را تشکیل داده و شعارهایی را به نفع موسوی سر می‌دادند و در این بین تعداد دیگری از دانشجویان ولایی که عازم مسجد بودند، با عبور از مقابل آنها شعار "موسوی دروغگو تاریخ تولدت کو "، "مرگ بر مزدور ماهواره‌ای " و "مرگ بر منافق " سر دادند.
حامیان موسوی سپس با استفاده از خلأ حضور دانشجویان ولایی که در مسجد دانشگاه در حال اقامه نماز بودند، در مقابل درب دانشکده فنی حاضر شده و شعارهای "موسوی زنده باد، کروبی پاینده باد "، و ... را سر دادند. اما پس از اقامه نماز دانشجویان این افراد در حالی که شعارهای "انگلیس حیا کن، کروبی را رها کن "، "سبز هرز بی‌ریشه، مخالف اندیشه "، "مرگ بر مزدور آمریکایی " به سمت درب دانشکده فنی حرکت کردند و پس از رسیدن مقابل درب دانشکده فنی به علت تعداد زدیاد خود توانستند حامیان موسوی را با ایجاد یک نیم‌دایره در محاصره قرار دهند.
شعارهای متقابل دو طرف مانند شعارهای "مرگ بر منافق "، "بازیچه حیا کن بادکنک را رها کن " و ... از سوی دانشجویان ولایی و شعارهای "یا حسین میرحسین "، و شعارهای ضد دولت از سوی حامیان موسوی به مدت 15 دقیقه ادامه داشت تا اینکه دانشجویان ولایی با حرکت به سمت درب دانشکده و روی پله‌ها توانستند حامیان موسوی را کنار زده و آنجا را به محل ادامه برنامه خود تبدیل کنند.
این دانشجویان پس از کنار زدن حامیان موسوی از مقابل درب دانشکده فنی شعارهای "با یا حسین اول دانشگاه را گرفتیم " سرمی‌دادند.
در این میان برخی حامیان موسوی نیز به سمت درگیری و اهانت به دانشجویان ولایی رفتند که با شعارهای "توپ تانک اهانت دیگر اثر ندارد " و ... روبرو شدند.
پس از قدرت‌نمایی و حضور دانشجویان ولایی در مقابل دانشکده فنی، حامیان موسوی که با شعارهای "مرگ بر منافق " و "مزدور آمریکایی از شهدا حیا کن " از مقابل درب دانشکده فنی بدرقه می‌شدند، با خواندن سرودی علیه محمود احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور به سمت سردر دانشگاه حرکت کردند و در راه شعارهایی را علیه نهادهای انقلابی مانند بسیج سر دادند.
در پی این اقدام حامیان موسوی، دانشجویان ولایی نیز که تعداد آنها چندین برابر حامیان موسوی بود، با سردادن شعارهای "خونی که در رگ ماست هدیه به رهبر ماست "، "موسوی، اسرائیل، پیوندتان مبارک "، "الله اکبر "، "مرگ بر ضد ولایت فقیه "، "آمریکا حیا کن سبز ما را رها کن "، "علمدار ولایت دانشجویان فدایت " و ... به سمت سردر اصلی دانشگاه تهران حرکت کردند.
این دانشجویان ولایی در واکنش به استفاده فراوان حامیان موسوی از نقاب‌های سفید و سبز، شعارهای "نقاب‌دار! دانشجویی یا اشرار " و همچنین در واکنش به هو کردن‌های حامیان موسوی شعار "آزادی اندیشه با هو کردن نمی‌شه " سر می‌دادند.
در این بین درگیری‌های محدودی نیز بین دو طرف رخ می‌داد که دانشجویان ولایی با گوشزد این نکته که حامیان موسوی به دنبال درگیری و سوء استفاده از این موضوع برای به التهاب کشاندن دانشگاه و کشور هستند، از درگیری خودداری می‌کردند.
حامیان موسوی همچنین در واکنش به شعار "مرگ بر آمریکا " دانشجویان ولایی، شعار "مرگ بر روسیه " را مطرح می‌کردند.
تعدادی از حامیان موسوی عکس‌هایی از فرد زنده‌ای به نام ترانه موسوی که پیش از این ادعاهای موسوی در مورد به قتل رسیدن وی برای این طیف محرز شده بود، نیز در دست داشتند که روی آن عبارت "شهید ترانه موسوی " نقش بسته بود که همین امر موجب می شد که دانشجویان حاضر در این تجمع با حالت تمسخر به آنان یادآوری کنند که این فرد زنده است.
پس از حضور دو گروه در مقابل درب اصلی دانشگاه تهران، کشمکش پرچم‌هایی که در دست دانشجویان ولایی قرار داشت، با پارچه‌های سبز حامیان موسوی برای دقایقی ادامه داشت تا اینکه یکی از دانشجویان ولایی با بالارفتن از یکی از داربست‌های مقابل درب دانشگاه تهران پرچم ایران را به اهتزاز درآورده و آن را به چرخش درآورد که این اقدام با عکس‌العمل یکی از حامیان موسوی روبرو شد که وی نیز با بالارفتن از این داربست قصد داشت دانشجوی حامل پرچم را پایین بیاندازد اما دعوای حدودا 2 دقیقه‌ای این دو در نهایت با پیروزی دانشجوی حامل پرچم به پایان رسید اما حامیان موسوی در این بین پس از شکست فرد همفکر خود شروع به اهانت و سردادن فحش‌های نظیر حرامزاده به دانشجوی حامل پرچم کردند که با واکنش و تذکر دانشجویان ولایی روبرو شد.
پس از این کشمکش‌ها، دانشجویان ولایی با سردادن شعارهایی نظیر "حزب فقط حزب علی رهبر فقط سیدعلی " و "حزب فقط حزب علی سبز فقط سبز نبی " و همچنین شعار "سبز ما را دزدیدن، دارن باهاش پز می‌دن "، "همت اگر زنده بود، منافقو کشته بود "، "هیهات من‌الذله "، "حسین حسین شعار ماست شهادت افتخار ماست "، "منافق نقابدار، دانشجویی یا اشرار "، "نخست‌وزیر امام برگرد به خط امام " و فریاد "ماشاءالله حزب‌الله " به سمت چهارراه داخل دانشگاه تهران واقع در بین مسجد دانشگاه و درب 16 آذر حرکت کردند.
در این بین حامیان موسوی نیز به سمت درب قدس حرکت کرده و آنجا با نشستن روی زمین شعارهایی علیه دولت و رئیس‌جمهور سر دادند.
حامیان موسوی همچنین با هیاهو و سوت و کف شعارهایی علیه دانشجویان ولایی تجمع کننده سرمی‌دادند و دانشجویان ولایی نیز با حضور در مقابل آنها این افراد را احاطه کرده و حامیان موسوی بین درب قدس دانشگاه تهران و این دانشجویان حبس شدند.
پس از دقایقی سردادن شعارهای دو گروه علیه یکدیگر، حامیان موسوی از جای خود بلند شده و با شعارهای تحریک‌آمیز به سمت دانشجویان حرکت کردند و این دانشجویان با تذکر مجدد این نکته که "حامیان موسوی به دنبال درگیری هستند و ما نباید درگیر شویم " راه را برای آنها باز کردند.
در این بین جمعیتی حدود 4 هزار نفر از دانشجویان ولایی به سمت سردر دانشگاه تهران با سردادن شعارهای همیشگی مرگ بر آمریکا،‌مرگ بر اسرائیل و مرگ بر منافق حرکت کردند.
اما حامیان موسوی که پس از بازشدن راه برای آنها از سوی دانشجویان ولایی توانستند به سمت مسجد دانشگاه تهران حرکت کنند در راه شعارهای بسیار تند و اهانت آمیزی را علیه این دانشجویان سر دادند که برای حفظ حرمت قلم از ذکر آن خودداری می‌شود.
در مقابل؛ دانشجویان ولایی نیز شعارهای "دانشجو بیدار است، از آمریکا بیزار است "، "موسوی، اوباما پیوندتان مبارک " و "موسوی، رجوی پیوندتان مبارک " سر دادند.
در این بین حامیان موسوی با استفاده از خلأ‌ حضور دانشجویان ولایی در مقابل درب دانشکده فنی و از آنجا که این دانشجویان ولایی در سر در اصلی دانشگاه تهران حضور داشتند، توانستند مجددا در مقابل درب دانشکده فنی تجمع کنند.
این حامیان موسوی پس از حضور در مقابل دانشکده فنی مجددا شعارهایی علیه نهادهایی همچون بسیج سردادند.
این افراد همچنین پلاکاردهایی در دست داشتند که بر روی آن عبارت "بنا به اعلام انجمن، اعتراض‌ها تا 3 روز ادامه دارد " در دست داشتند. برخی اعضای انجمن اسلامی نیز برای دقایقی در میان جمعیت دیده می‌شدند که از آن جمله می‌توان به محمدحسین صدرایی دبیر انجمن اسلامی دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران اشاره کرد. این انجمن چندی پیش به دیدار هاشمی رفسنجانی رفته بود.
اما دانشجویان ولایی پس از اطلاع از حضور حامیان موسوی در مقابل دانشکده فنی مجددا به سمت این مکان حرکت کردند تا بار دیگر این محل را از آن خود کنند که در پی آن و پس از حضور گسترده دانشجویان ولایی در مقابل دانشکده فنی، حامیان موسوی بطری‌های آب و همچنین سنگ به سمت آنها پرتاب کردند.
حامیان موسوی روبان سبز بزرگی را نیز بر روی دست‌های خود داشتند که آن را از پنجره طبقه دوم دانشکده فنی آویزان و به یکی از درخت‌های مقابل این دانشکده بسته بودند که این روبان توسط یکی از دانشجویان پاره شد.
حدود 20 دقیقه شعارهای دو طرف علیه یکدیگر جریان داشت تا اینکه دانشجویان ولایی که این بار تعدادشان به حدود 10 هزار نفر می‌رسید مجددا به سمت حامیان موسوی که تعدادشان حدود هزار نفر بود حرکت کرده و در مدت زمانی کمتر از یک دقیقه با فریادهای الله اکبر توانستند بار دیگر این مکان را از آن خود کنند. اما حامیان موسوی که تعدادی از آنها در درون دانشکده حضور داشتند پس از حضور دانشجویان ولایی در مقابل دانشکده شیشه‌های این دانشکده را شکستند تا خرده‌شیشه‌ها بر روی سر دانشجویان حاضر در این محل بریزد که همین امر موجب شد 5 نفر از دانشجویان حاضر در محل به طور سطحی مجروح شوند.
حامیان موسوی که پس از حضور دانشجویان ولایی در مقابل دانشکده فنی دوان دوان به سمت ضلع شمالی دانشگاه حرکت می‌کردند، پس از حضور در مقابل دانشکده داروسازی و با بالارفتن از پله‌های مقابل این دانشکده، شعار بسیار زشت، توهین‌آمیز و تحریک‌کننده‌ای را سر دادند که موجب شد دانشجویان حاضر در مقابل دانشکده فنی به سمت آنها یورش ببرند. هر چند حامیان موسوی با مشاهده حرکت گسترده دانشجویان ولایی به سمت خود، پا به فرار گذاشتند اما لیدرهای دانشجویان ولایی تجمع‌کننده نیز با تکرار این نکته که حامیان موسوی چنین شعارهای زشتی را سر می‌دهند تا درگیری رخ دهد، مجددا دانشجویان را به آرامش فرا خواندند. با این حال چیزی شبیه به تعقیب و گریز از سوی این دو گروه در جریان بود تا اینکه حامیان موسوی با فرار از میان دانشکده پزشکی و دور زدن این محل به سمت دانشکده علوم دانشگاه تهران حرکت کرد.
پس از حضور در مقابل دانشکده علوم حامیان موسوی مجددا به سمت دانشجویان کلوخ و سنگ پرتاب می‌کردند که همچنان بدون واکنش متقابل از سوی دانشجویان ولایی روبرو شد.
دانشجویان ولایی سپس در ساعات عصر با سردادن سرود کجائید ای شهیدان خدایی، به سمت مزار شهدای این دانشگاه حرکت کردند و پس از قرائت فاتحه، خواندن دعای سلامتی امام زمان(عج) و مراسم سینه‌زنی تجمع خود را به پایان رساندند.
حامیان موسوی نیز پیش از پایان تجمع دانشجویان ولایی از مقابل دانشکده علوم دانشگاه تهران متفرق شدند.
اما تعدادی از اعضای انجمن اسلامی دانشکده حقوق دانشگاه تهران سعی داشتند تجمعی را نیز در مقابل این دانشکده برپا کنند که موفق به این کار نشدند.
اینگونه اقدامات اعضای انجمن اسلامی دانشکده‌ها و انجمن اسلامی دانشگاه تهران که چندی پیش با هاشمی رفسنجانی دیدار داشتند، در حالی است که این افراد همواره با وجود موجود بودن عکس‌های حضورشان در تجمعات غیرقانونی، بر مبرا بودن خود از هرگونه اقدام تأکید می‌کنند.

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/۱٦ توسط commander
کشف خانه تیمی مهدی هاشمی و تأکید امام بر رسیدگی قاطع به پرونده

محمد شاکری (Shakeri.sefat@gmail.com)

فصل سوم: ادامه تلاش های امام و یاران انقلاب برای حفظ منتظری

هشدار رئیس مجلس خبرگان رهبری به منتظری:

پس از انتخاب آقای منتظری به عنوان قائم مقام رهبری توسط مجلس خبرگان در تاریخ 26/4/64، آیت‌الله مشکینی رئیس وقت مجلس خبرگان ضمن نامه ای به وی در تاریخ 1/7/64، درباره نگرانی نمایندگان مجلس خبرگان از اطرافیان او چنین می نویسد:

"... نظر اغلب دوستان برای روز مبادا شمایید. لکن با یک نگرانی خاص از ناحیه بیت و بعضی حواشی آن جناب. پیوسته از دوستان صمیمی‌تان اظهار ناراحتی می شنوم، حتی در مجلس نیز مطرح شد و بی سروصدا گذشت و قبلا هم پس از سمینار ائمه جمعه، برخی به حقیر می گفتند به حضورتان گفته شود و اینان از دوستان مخلص آن جناب‌اند و شما را برای اسلام می دانند و راضی نیستند شخصی که از آن عموم است، در قبضه خصوص باشد..."

حجت‌الاسلام والمسلمین ری‌شهری وزیر اطلاعات وقت در کتاب سنجه انصاف می نویسد:

«نخستین بار که موضوع مهدی هاشمی را با آقای منتظری مطرح کردم، روزهای پایانی سال 1364 بود. در ملاقاتی که در اتاق مطالعه ایشان برگزار شد، تلاش کردم ماجرای مهدی هاشمی را به میان کشیده و با ایشان در این باره گفتگو کنم. خلاصه کلام این بود: ارتباط مهدی هاشمی و همکاران او با بیت شما در شرایطی که همه مسئولان و دوستان و خطوط سیاسی وفادار به انقلاب با آنان مخالفت می کنند، ممکن است چندان به مصلحت شما نباشد. جناح های سیاسی موجود، دفتر تبلیغات، جامعه مدرسین و... حتی آقای هاشمی رفسنجانی نیز به این رابطه خوش بین نیستند...

منتظری پرسید: "آقای هاشمی هم؟"

پاسخ دادم: "آری"

ایشان بسیار محکم گفت: "همه آنها بیخود می گویند. من به او اطمینان دارم. من او را از کودکی می شناسم. با ما هم پیاله بود و با محمد ما بود و از شما چه پنهان که من، به این‌ها کمک می کنم تا سلاح بخرند."

ادامه بحث را مصلحت ندانستم. حتی در موقع خداحافظی گفتند: "شما هم شک نکن و به او اعتماد داشته باش!"

واقعاً عجیب بود. حضرت امام هیچ کس را به طور مطلق تایید نمی کند. چگونه آقای منتظری چنین بی حد و مرز و به نحو مطلق، مهدی هاشمی را تایید می نماید؟ آن هم در مقابل مخالفت تقریبا تمامی یاران اصیل انقلاب؟! حضرت امام از سپاه می خواهند که مهدی هاشمی را به عنوان مظنون تحت نظر قرار دهند و آقای منتظری از من می خواهند به او اعتماد کنم!»

ری‌شهری در ادامه می نویسد: «در اوایل سال 65 اوراقی بر ضد یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی پخش شد. تحقیقات انجام شده نشان می داد که مهدی هاشمی، پیش از پیروزی انقلاب، گزارش هایی بر ضد وی به ساواک داده است. برای روشن شدن موضوع پرونده مهدی هاشمی را از اداره کل اطلاعات اصفهان خواستم. با ملاحظه پرونده مهدی هاشمی به مطلب مهم تری رسیدم و آن اینکه نقش وی در قتل مرحوم آقای شمس آبادی قطعی است. علاوه بر این، او با ساواک رژیم شاه همکاری داشته است... مطمئن بودم اگر آقای منتظری بفهمد که مهدی هاشمی در قتل مرحوم شمس آبادی نقش و با ساواک همکاری داشته، متأثر می شود و لااقل دست از حمایت وی بر خواهد داشت. با این تصور خام، به ملاقات آقای منتظری رفتم و رونوشت بخشی از اسناد موجود در پرونده مهدی هاشمی را در اختیار ایشان گذاشتم. اما با کمال تعجب، نه تنها تأثیری در ایشان مشاهده نکردم، بلکه دیدم ایشان همکاری وی را با ساواک به دلیل اینکه تحت فشار بوده، توجیه می کند... ایشان اسناد یاد شده را نزد خود نگه داشت. نکته قابل توجه اینکه من از ایشان تقاضا کردم اسناد مذکور را در اختیار مهدی هاشمی قرار ندهد، ولی بعدها معلوم شد که در اختیار وی قرار گرفته است.»

هشدار امام(ره) به منتظری توسط امام جمعه اصفهان

آقای طاهری امام جمعه وقت اصفهان در این باره می گوید:

«حدود چهار ماه قبل از دستگیری مهدی هاشمی، به خدمت حضرت امام رسیدم و با تأکید ایشان، روی نیمکتی که خودشان می نشستند، در کنار ایشان نشستم و مطالب خود را گفتم. خواستم دست ایشان را ببوسم و خداحافظی کنم که ایشان بدون مقدمه فرمودند: "آقای طاهری! دریابید آقای منتظری را؛ این وظیفه شماست".

احساس سنگینی از شنیدن کلمه "وظیفه" مرا به نشستن واداشت. عرض کردم: "وظیفه ما چیست؟"

امام فرمودند: "بروید و با ایشان صحبت کنید و بگویید من روی شما سرمایه گذاری کرده ام. اگر می بینید که روحانیون در مقابل شما نمی ایستند، به این دلیل است که من هستم و اگر روزی من نباشم، آنها در مقابل شما خواهند ایستاد. لذا شما نباید ضعفی داشته باشید و این مهدی هاشمی بهانه ای است دست آنها. اینکه شما بگویید من چهار ماه است او را ندیده ام و یا فرستاده ام از قول من دعوایش کرده اند، کفایت نمی کند. شما باید اعلامیه بدهید که مهدی هاشمی با من هیچ ارتباطی ندارد و کارهایش مورد تأیید من نیست و رفت و آمد او را به بیت خودتان ممنوع کنید."

به ملاقات آقای منتظری رفتم. هادی هاشمی هم حضور داشت. قدری صحبت کردیم تا او برود. او کماکان نشسته بود. به آقای منتظری گفتم: "پیغامی برای شما دارم".

گفت: "بگو"

گفتم: "محرمانه است"

هادی هاشمی خارج شد و من مطلب را مطرح کردم. آقای منتظری گفت: "خب، حالا تا ببینم".

گفتم: "آقا! این امر ولی فقیه است. مگر شما خودتان ولایت فقیه را قبول ندارید و مگر آن را تدریس نکرده اید؟! و..."»

نکته ای که وجود دارد، این است که این سخنان امام، قبل از کشف خانه تیمی متعلق به مهدی هاشمی و پیش از مشخص شدن قطعی نقش وی در قتل مرحوم آیت‌الله شمس آبادی و دیگران بوده است.

کشف خانه تیمی متعلق به مهدی هاشمی

در تاریخ 20/6/1365 خانه تیمی متعلق به مهدی هاشمی کشف می‌شود. برخی از اقلام غیرقانونی این خانه تیمی عبارت بودند از:

1- مواد T.N.T جاسازی شده در گز اصفهان، یک کیلوگرم

2- مواد منفجره خرج مین 280 گرم

3- مواد اولیه برای ساخت مواد منفجره، یک کیلوگرم

4- ترکیبات اسیدی برای ساخت مواد منفجره، چند شیشه و بسته

5- چاشنی انفجاری الکتریکی، یک کارتن حاوی پنجاه عدد

6- انواع تله های انفجاری، در یک کارتن کوچک

7- پودر اکلیلی سرطانزا، یک بسته در حدود یک کیلو گرم

8- سیانور کشنده، یک قوطی بزرگ

9- اسلحه و انواع خشاب اسلحه به همراه فشنگ آنها به تعداد زیاد

10-خودنویس که در آن مواد منفجره جاسازی شده است، سه عدد

11-کفش مردانه که جهت جاسازی مواد منفجره آماده شده است

12-بولتن های سری، خیلی محرمانه و محرمانه ادارات و نهادهای انقلابی به تعداد زیاد

13- سند سری مربوط به وضع مالی دولت

14-امکانات برای جعل گذرنامه و اسناد

15- و...

مسئول این خانه تیمی بعد از بازداشت دردفاع از خود می گوید: «وسایل موجود در منزل، متعلق به نهضت های آزادی بخش است که زیر نظر مهدی هاشمی با حکم آیت‌الله منتظری فعالیت می کند. بعضی از این اموال از بودجه ای که آیت‌الله منتظری به همین منظور اختصاص داده اند، تهیه شده و بعضی دیگر از واحد نهضت های سپاه پاسداران به این مکان منتقل شده است.»

واکنش منتظری به کشف خانه تیمی

حجت‌الاسلام ری‌شهری در این باره می نویسد: «انتظار می رفت که منتظری با شنیدن این خبر که گروهی با پول ایشان و با سوء استفاده از نامشان، پودر سرطانزا، مواد منفجره، تریاک و... تهیه می کنند تا انقلاب اسلامی را صادر نمایند! اندکی تکان بخورد، از وزارت اطلاعات تشکر نماید و لااقل به احترام امام که دستور برخورد با این جریان را صادر کرده، سد راه تحقیقات در این زمینه نشود. اما واکنش ایشان چنین بود: "چرا بدون حضور صاحب‌خانه، خانه یاد شده را تخلیه کرده اید؟! ساواک هم اینطوری نمی کرد... چرا ضعیف کشی می کنید؟! چرا خط بازی می کنید؟! و بعد افزودند برای صدور انقلاب، سلاح و مواد منفجره و جعلیات ضروری است..."» بدین ترتیب این مدارک هم نتوانست کمکی به ایشان در تشخیص واقعیت بکند.

واکنش قاطع امام(ره) در خصوص این پرونده

"او مجرم است. باید مجازات شود. بلکه همه کسانی که در این مورد مرتکب خلاف شده اند، مثل مهدی هاشمی، باید دستگیر شوند."

نامه توهین آمیز منتظری به امام خمینی(ره)

منتظری بعد از این جریان، نامه ای خطاب به امام خمینی(ره)می نویسد که به بخش های از آن اشاره می کنیم: (این همان نامه ای است که منتظری می خواست با نوشتن آن خواب را از چشمان امام برباید)

«... من به حسب متن واقع از دو حال خارج نیستم: یا فردی هستم -مطابق ذهنیاتی که تدریجاً برای شما پیدا شده- ساده اندیش، بازی خور، و مثلاً امثال سید مهدی هاشمی به من خط و فکر می دهند، و بر حسب مرقومه حضرتعالی، حسن ظن من به اعمال و افعال و گفته ها و نوشته ها اساس تصمیمات من است و یا اینکه... خود من که تا اندازه ای سرد و گرم دنیا را لمس کرده ام و با خوب و بد مردم محشور بوده ام، چه بسا از خود هم فکر و تأملی و اراده ای داشته باشم...

اگر فرض اول در حق من صحیح است پس تأیید و ترویج حضرتعالی و مسئولین و علماء و فضلاء از من و امید داشتن به من کذایی برای آینده اسلام و کشور و حتی تعریف حضرتعالی از من در همین نامه اخیر (اشاره به نامه امام که در فصل دوم آن را ذکر کردم) صحیح نیست، و واقعاً لازم است برای آینده کشور و انقلاب فکر اساسی بکنید و مسامحه به هیچ وجه روا نیست، و آن هم در درجه اول به عهده حضرتعالی است که مؤسس انقلاب بوده اید و ملاحظه مرا هم نکنید، من یک جو طالب مقام نیستم. و اگر فرض دوم صحیح است، پس احتمال بدهید عرائضی را که در این نامه می نویسم، کلاً او بعضاً صحیح باشد...

نهضت‌ها و پول نهضت‌ها مربوط به من و مرحوم محمد منتظری است و سید مهدی هاشمی پس از مرحوم محمد در این جهت از من حکم دارد، حالا که نظر حضرتعالی بر مجرمیت و تعقیب مجرم است و مرقوم فرموده اید: «تمام کسانی که در این امور دخالت داشته اند محاکمه شوند» محاکمه اولا باید متوجه من و مرحوم محمد در عالم برزخ بشود نه آقای حسنی و سید مهدی هاشمی که مأموریتی را انجام داده اند... آقایانی که مدت‌هاست در پشت این صحنه هستند و متأسفانه آخر الامر از عنوان حضرتعالی خرج کرده اند، بدانند که اگر سید مهدی هاشمی را پیش من تکه تکه کنند، من خودم را به کسی نمی فروشم و استقلال فکری و ارادی خود را حفظ می کنم و خانه من فعلاً که منشأ اثری نیستم قیم لازم ندارد.

سید مهدی هاشمی در زمان شاه در دادگاه اصفهان به زور ساواک به سه مرتبه اعدام محکوم شد. ولی دیوانعالی کشور زمان شاه این استقلال و عرضه را داشت که حکم دادگاه اصفهان را لغو کند ولی همین سید مهدی در زمان جمهوری اسلامی اصرار کرد اگر بناست محاکمه شوم، مرا محاکمه کنید تا گره باز شود و در اصفهان مقدمات محاکمه فراهم شد ولی شورای عالی قضایی نظر نداد و جلوی آن را گرفت. حالا آقای وزیر اطلاعات می فرمایند او متهم به بیست و چند فقره قتل است و حضرتعالی هم می فرمایید "متهم به جنایات بسیار از قبیل قتل مباشرتاً و تسبیباً و امثال آن می باشد" اگر کشور هرج و مرج است، عرضی ندارم و اگر قانون دارد، اتهام قتل احتیاج به شاکی دارد و مرجع رسیدگی هم دادگستری است و اطلاعات حق دخالت ندارد... من سید مهدی را از وقتی که بچه بود و با مرحوم محمد هم بحث و به درس مکاسب من می آمد، می شناختم و پدرش استاد من بود و برادرش داماد من است. من تمام خصوصیات او را می‌دانم. او مردی است مخلص اسلام و انقلاب و حتی شخص حضرتعالی، هم خوش استعداد و خوش درک است و هم خوب صحبت می کند و خوب می نویسد و در عقل و تدبیر و مدیریت به مراتب از رئیس سپاه و وزیر اطلاعات با همه کمالات‌شان بهتر است و در تعهد و تقوا هم از آنان کمتر نیست، فقط بز اخفش نیست و حاضر نیست کورکورانه مهره کسی شود...

آیا می‌دانید که مردم در اتوبوس‌ها و تاکسی ها و صفوف مرغ و تخم مرغ و بنزین و روغن نباتی و گوشت و امثال اینها، علناً به مسئولین جمهوری اسلامی و حتی متأسفانه به شخص حضرتعالی فحش می دهند؟... تذکراً عرض می کنم، لازم است حضرتعالی در امور جاریه کشور و جبهه ها، فقط به گزارش های مسئولین و بیت معظم قناعت نکنید. مسئولین همیشه هم به لحاظ خودشان و هم به لحاظ رعایت حال حضرتعالی خوبی ها را می گویند و بدی ها را نمی گویند. لازم است افرادی عادی مورد وثوق که در میان ملت هستند، گاه و گاهی بیایند و محرمانه بدون حضور احدی و بدون ترس و واهمه اوضاع کشور را صریحاً گزارش کنند و من خوشبختانه از این شیوه استفاده می کنم..."

منتظری که در اثر القائات اطرافیان جایگاه خود را مستحکم می دید، در این نامه جسارت آمیز به انتقاد از مدیریت کشور می پردازد و امام را متهم به بی اطلاعی از مسائل کشور می کند و باز هم بر حمایت بی قید و شرط خود از مهدی هاشمی می افزاید. نکته جالب اینجاست که آقای ری‌شهری می نویسد: «مدتی پس از ارسال این نامه به امام، من خدمت ایشان رسیدم. امام ضمن صحبت با اشاره به نامه آقای منتظری فرمودند: "نامه ایشان به من، کپی نامه مهدی هاشمی به اوست." منظور ایشان نامه ای است که مهدی هاشمی در انتقاد به امام به آقای منتظری نوشته بود.»

نکته ای که لازم به ذکر است اینکه منتظری در ابتدای این نامه راجع به حضرت امام چنین می نویسد: «من از وقتی که با حضرتعالی آشنا شدم، در هر شرایطی روحاً، تسلیم و پیرو حضرتعالی بوده ام و به اندازه قدرتم در لحظات حساس -در آزادی و گرفتاری و تبعید حضرتعالی- از شما حمایت می کردم و اصلاً برای خودم در برابر حضرتعالی خودیتی قائل نبودم و از شما و علم شما و فضائل شما و رساله و کتب شما ترویج می کردم. کوشش می کردم شهریه حضرتعالی مرتب شود، رساله حضرتعالی پخش شود، نام حضرتعالی در منبرها برده شود و...»

به‌راستی چه می شود که کسی که اینطور به امام و استاد خود علاقه و به راه او اعتقاد و ایمان دارد، در این نامه و در حوادث بعدی بزرگترین خیانت ها وجسارت ها را به ایشان می کند؟ آیا غیر از این است که شیطان از طریق نقطه ضعف های انسان به تدریج در او رسوخ می کند و در وقت مقتضی او را به تباهی می کشاند؟ به تعبیر امام خمینی(ره) و یاران انقلاب، نقطه ضعف منتظری در درجه اول ساده لوحی و زودباوری او بوده و هست. در قسمت های بعد خواهید دید که چگونه این نقطه ضعف باعث ایستادن او در مقابل امام(ره) می گردد و در نهایت امام او را از خود طرد می نماید. فاعتبروا یا اولی الابصار.

ادامه دارد...

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/۱٦ توسط commander

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/۱٦ توسط commander

عده ای از دانشجویان منتسب به جنبش سبز ، صبح امروز مقابل دانشکده علوم پزشکی دانشگاه تهران، یکی از دانشجویان که ظاهری متدین داشت را به عنوان دانشجوی بسیجی مورد ضرب و شتم قرار دادند و پس از تفتیش کیف و مشاهده کارت دانشجویی، رهایش کردند.

به گزارش برنا، عده ای از دانشجویان طرفدار جنبش سبز ، صبح امروز دوشنبه 16 آذر همزمان با روز دانشجو مقابل دانشکده علوم پزشکی دانشگاه تهران، یکی از دانشجویان که ظاهری متدین داشته را به عنوان دانشجوی بسیجی مورد ضرب و شتم قرار دادند و با سردادن شعارهایی مانند" بسیجی دروغگو ،کارت دانشجوییت کو؟" اقدام به تفتیش کیف این دانشجو کردند .

این افراد، زمانی این دانشجو را رها کردند ، که محتوای کیف وی را روی زمین خالی کرده و کارت دانشجویی اش را دیدند و مطمئن شدند که وی بسیجی نیست .

دانشجویان بسیجی دانشگاه تهران هم برای اینکه بهانه ای به دست سبزها ندهند و نشان دهند که هنوز هم دانشجویان فرهیخته نظام جمهوری اسلامی بر آرمان های روز دانشجو یعنی استکبار ستیزی پا برجا هستند، تنش و زد و خوردی ایجاد نکرده و به سمت مسجد دانشگاه تهران حرکت کردند .

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/۱٦ توسط commander

با تقدیر نمایندگان مجلس عوام انگلیس از شبکه بی بی سی نقش این کشور در هدایت و جهت دهی به اغتشاشات حوادث بعد از انتخابات محرز شد.با تقدیر نمایندگان مجلس عوام انگلیس از شبکه بی بی سی نقش این کشور در هدایت و جهت دهی به اغتشاشات حوادث بعد از انتخابات محرز شد.

نمایندگان مجلس عوام انگلیس بارها و به دفعات توسط نمایندگان مختلف خود از نقش شبکه بی بی سی در حورد حوادث بعد از انتخابات ایران تقدیر و تشکر کرده است.این مجلس همچنین در گزارش خود به نام« امنیت جهانی و ایران» که به تشریح مسائل داخلی کشورمان در دوران انتخابات ریاست جمهوری و حوادث بعد از آن پرداخته با اشاره به نقش این شبکه در این حوادث تصریح کرده اند این شبکه در آگاهی بخشی به ملت ایران نقشی غیر قابل انکار ایفاء کرده است!.

گفتنی است شبکه فارسی بی بی سی بی تردید یکی از اصلی ترین آتش بیاران آشوب های پس از انتخابات ریاست جمهوری بوده است.

شبکه تلویزیونی بی بی سی با ادعای اطلاع رسانی لحظه به لحظه از انتخابات دهم ریاست جمهوری عملا به پایگاه انتشار تحلیل های ساختگی و برانگیختگی اجتماعی در ایران تبدیل شد.

آنچه کارشناسان در ماه های اخیر ابراز می داشتند که شبکه فارسی بی بی سی به منظور انجام شبکه براندازی نرم و با حمایت نیروی انسانی و مالی جریانی در داخل راه اندازی شده است طی روزهای منتهی به انتخابات و پس از آن عملا به اثبات رسید.

نکته جالب توجه در این است که بی بی سی علی رغم دریافت بودجه 15میلیون پوندی (22میلیون دلاری) وزارت امور خارجه انگلیس، قبل و پس از راه اندازی همواره به کسری بودجه اعتراض مردم مالیات دهنده بریتانیا روبرو بوده است ، این در حالی است که در ماه های اخیر مبادرت به افزایش پخش برنامه های زنده خود کرد،‌به طوری که شب انتخابات مطابق روال قبلی برنامه هایش را تا پایان شمارش آرا و اعلام نتایج در قالب میزگرد، وب گردی ، گفت وگو با کارشناسان ،‌ ارتباط مستقیم (نوبت شما)‌ و... ادامه داد.

بی بی سی که در طول دوره فعالیت خود همواره از تنظیم و پخش خبر به شیوه شبه خبر ( فیجرنیوز) و تلفیق سخت خبر( هارد نیوز)‌ و نرم خبر (سافت نیوز)‌ پیروی کرده است در آستانه انتخابات و پس از آن ‌ دقیقا و دائما با سوئیچ کردن این شیوه های خبری به یکدیگر ،‌اهداف شبهه سازی ، بحران افکنی و هدایت افکار عمومی به انگیختگی و نضج آشوب را هدایت کرد.

این شبکه متعلق به استعمارگر پیر که پیش از انتخابات ،‌خود را آماده بحران سازی اجتماعی کرده بود، پیشاپیش در اخبار و تحلیل های به اصطلاح کارشناسان سیاسی مسایل ایران ،‌ بحث تقلب را تئوریزه و قاطعانه بر آن پای می فشردند که چنانچه احمدی نژاد رای بیاورد شکی در تقلب وجود ندارد.

بی بی سی در چارچوب سناریوی خود،‌ جمعه شب در قالب برنامه های زنده ،‌ بلافاصله پس از اعلام آمار های غیر رسمی از منابع داخل ایران پروژه تقلب در انتخابات را با حضور فرخ نگهدار ( رییس سازمان فدائیان خلق )‌ و صادق صبا( تحلیل گر سیاسی )‌ کلید زد و پس از این به تناوب انتشار خبرهایی از ایران ، ارتباط مستقیم و ... کارشناسانی مانند جمشید برزگر، هاشم احمد زاده ،‌احمد سلامتیان ،‌ سعید برزین ،‌ و ... در استودیو و آدم هایی از احزاب و گروهک های داخل ایران هر لحظه به موازات اعلام آرای احمدی نژاد ،‌بر حملات و تثبیت و تلقین تقلب در انتخابات افزودند به صورتی که نزدیک صبح و تا ظهر شنبه جملگی گزارش پراکنی این شبکه دستور حمله و اغتشاش و افزایش نارضایتی بود.

شیوه بارز بی بی سی این بود که کلیت مباحث در یک دایره طراحی شده روش قورباغه پخته، کارکرد می یافت . بدین صورت که مثلا کارشناسان استودیو دلایلی را درقالب تحلیل مطرح می کردند و سپس ارتباط مستقیم برخی آدم های معمولی تحت عنوان مخاطبان بی بی سی و بعد از این ارتباط با رییس ستاد مردمی موسوی و سخنگوی ستاد مهدی کروبی و ... مجددا کارشناسان داخل استودیو و ... جملگی صحبت های یکدیگر را کپی کرده و با کمی شاخ و برگ اضافه بخورد بینندگان این شبکه می دادند.

بی بی سی برای پیشبرد سناریوی خود ، به خوبی از شیوه نرم خبر استفاده می کرد به طوری که در ساعت یک بامداد با اولین اعلام های غیررسمی آرا،‌ سایت های بالاترین و قلم نیوز را در قاب می گرفت که بوی تقلب می آید و یا رای های سفید را به حساب احمدی نژاد گذاشته اند و هرچه اعلام آرای احمدی نژاد بیشتر می شد لحن و نحوه بیان مطالب بی بی سی و آدم هایش تندتر می شد تا آنجا که در ساعت دو و 20دقیقه بامداد سناریوی آنها به نقطه اوج خود رسید و درتمام این نوع انتشار ،‌ بی بی سی با استفاده از خبر سخت (‌البته تحریک آمیز )‌ که هم اکنون موسوی و ... به وزارت کشور رفته اند و سوئیچ آن به خبر نرم ( درقالب گفت وگو و ارتباط مستقیم ) و سپس شبه خبر در ارتباط با رییس نهاد مردمی موسوی ،‌کاملا بحران سازی و تحریک مخاطب رقم زده می شد.

بی گمان اکنون بیش از پیش دست بی بی سی رو شده است. شبکه ای که به دلیل کسر بودجه بی بی سی رومانی را تعطیل کرد، مجانی به مخاطبان داخل انگلیس خط نمی دهد . اسپانسر آگهی ندارد و مشخصا اغلب خبرنگاران آن از طیف های اصلاح طلب و مشاور آن یکی از سردبیران نشریات زنجیره ای توقیف شده است و غیره ،‌ لذا چنین رسانه ای کسری بودجه خود را از کجا تامین می کند و آیا با توجه به طیف فکری همکار این رسانه می تواند مدعی بی طرفی باشد .

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/۱٦ توسط commander

4 هزار نفر از دانشجویان دانشگاه تهران با حضور چشمگیر در مراسم بزرگداشت روز دانشجو باردیگر با آرمان‌های نظام و انقلاب بیعت کردند.

 نزدیک به 4 هزار نفر از دانشجویان دانشگاه تهران در ادامه تجمع خود که به مناسبت روز دانشجو در این دانشگاه برگزار کردند، پس از اقامه نماز ظهر و عصر، با شعارهایی همچون "علمدار ولایت، دانشجویان فدایت "‌، " مرگ بر منافق "، "منافق حیا کن، دانشگاه را رها کن "، "خونی که در رگ ماست، هدیه به رهبر ماست "، "مرگ بر آمریکا "‌و " مرگ بر اسرائیل " به سمت سردر اصلی دانشگاه تهران حرکت کرده و پس از آن به سمت سردر اصلی دانشگاه فنی به حرکت خود ادامه دادند.

در مقابل سردر دانشکده فنی حدود 300 نفر از طرفداران موسوی جمع شده بودند که دانشجویان ولایی دانشگاه تهران دور آنها به شکل یک نیم‌دایره جمع حلقه زده و طرفداران کاندیدای شکست خورده در میان آنها محصور شدند.

در این میان هواداران موسوی با شعار "یاحسین، میرحسین " قصد عرض اندام داشتند که دانشجویان ولایتمدار دانشگاه تهران با شعارهایی همچون "مرگ بر مزدور ماهواره‌ای "، "موسوی دروغگو تاریخ تولدت کو "‌ و "علمدار ولایت دانشجویان فدایت "‌ طرفداران موسوی را از صحنه کنار زده و به سمت دانشکده فنی حرکت کردند.

بنابر این گزارش در این بین درگیری‌های محدودی بین دانشجویان ولایتمدار دانشگاه تهران و طرفداران موسوی رخ داد.

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/۱٦ توسط commander

تلاش برای ملتهب کردن فضای دانشگاه در روز دانشجو، که از ماه ها پیش برنامه ریزی شده بود، با وجود سازماندهی گسترده طرفداران موسوی، و صدور بیانیه های مختلف از جانب این جریان، با حضور گسترده نزدیک به 4000 نفر از دانشجویان در دانشگاه تهران و برگزاری برنامه سالیانه روز دانشجو، ناکام ماند.

 در حالی که میرحسین موسوی با صدور بیانیه ای به مناسبت روز 16 آذر سعی کرده بود تا از برنامه های دانشجویی این روز بهره برداری سیاسی کند، ساعت 11 صبح امروز حدود 1000 نفر از دانشجویان دانشگاه تهران با حضور در صحن اصلی دانشگاه، مابین دانشکده حقوق و دانشکده فنی با در دست داشتن پرچم سبز جانم فدای رهبر، و با سر دادن شعار "مرگ بر منافق" برنامه روز دانشجو را آغاز کردند.

این در حالی بود که طرفدارن موسوی که تعداد آنها به 200 تا 300 نفر می رسید نیز با حضور در مقابل دانشکده فنی در مقابل این شعارها با سر دادن شعار " یا حسین میرحسین" و " مرگ بر دیکتاتور" به شعار مرگ بر منافق واکنش نشان دادند.

در همین حال و با گذشت زمان تعداد تجمع کنندگان هر دو طرف افزایش یافت به نحوی که در مقابل دانشجویان طرفدار موسوی که اینک تعداد آنها نزدیک به 800 نفر رسیده بود و قصد داشتند با حضور در مقابل دانشکده فنی مانع برگزاری سخنرانی رحیم پور ازغدی و صفار هرندی در تالار شهید چمران این دانشکده بمانسبت روز دانشجو شوند، دانشجویان حاضر در صحن دانشگاه که تعداد آنها نیز به 3000 نفر رسیده بود، با حرکت به سمت این دانشکده، وارد دانشکده فنی شده و با حضور در تالار شهید چمران دانشکده فنی دانشگاه تهران، یاد سه شهید استکبارستیزی این دانشکده را گرامی داشتند. در این مراسم که حدود ساعت 14 خاتمه یافت، رحیم پور ازغدی و صفار هرندی سخنرانی کردند.

پس از این سخنرانی نیز دانشجویان که اینک تعداد آنها به 4000 هزار نفر رسید بود، در صحن دانشگاه تهران اقدام به راهپیمایی و برگزاری تظاهرات کردند.

این دانشجویان شعار می دادند: " یا حسین، کربلا"، " خونی که در رگ ماست، هدیه به رهبر ماست"، " منافق حیا کن دانشگاه را رها کن"، " انگلیس حیا کن دانشگاه را رها کن" ، " انگلیس حیا کن کروبی را رها کن"، " آزادی اندیشه با بادکنک(سبز) نمی شه".

در این راهپیمایی، پوستری که در آن عکس های موسوی ، رهنورد، مریم رجوی، مسعود رجوی، پرز، شیرین عبادی و ربع پهلوی، در کنار هم چیده شده بود، با شعار مرگ بر منافق دانشجویان به آتش کشیده شد. این دانشجویان اعلام کردند، هر چند روز که لازم باشد در دانشگاه باقی خواهند ماند تا منافقین مجال ایجاد فتنه در دانشگاه را نداشه باشند.

در مقابل نیز دانشجویان طیف های مختلف از طیف علامه، مارکسیست ها، لیبرال ها،جریانات دموکراسی خواه و جریانات قومی که در سالیان اخیر همواره اختلافات و درگیریهای بسیار جدی در بین آنها وجود داشت، امسال در یک اقدام عجیب قابل توجه، بصورت هماهنگ و متحد، اقدام به تجمع و سردادن شعار در دانشگاه تهران کرده اند. در میان این دانشجویان، تعداد زیادی از دانشجویان افراطی دانشگاه های علامه، امیرکبیر و شریف نیز دیده می شوند.

ناکامی دردانشگاه های دیگر

در همین حال، اقدام طرفداران موسوی برای ایجاد تنش در دانشگاه های شریف امیر کبیر و شهید بهشتی نیز به دلیل بی توجهی دانشجویان این دانشگاه ها توفیق چندانی نداشته است چنانکه طرفداران موسوی به دلیل عدم همراهی دانشجویان در دانشگاه شهید بهشتی، با شعار "دانشجوی باغیرت حمایت حمایت" از دانشجویان دیگر در خواست کردند تا به آنها بپیوندد.

ناآرامی درخیابان های اطراف دانشگاهتهران

اما در حالی که برنامه های روز دانشجو در دانشگاه های مختلف همچون سال های گذشته با تجمع دانشجویان تشکلهای مختلف دانشجویی در حال برگزاری است. از خیابان های اطراف این دانشگاه ها خبر می رسد که عده ای از افراد سبزپوش که به گونه ای کاملا سازماندهی شده در خیابان های اطراف دانشگاه ها خصوصا دانشگاه تهران، امیرکبیر و شریف حضور یافته اند قصد دارند تا با دخالت در این برنامه های دانشجویی، بهانه ای برای ایجاد نا آرامی در خیابان ها ایجاد کنند به نحوی که تعداد دویست نفر از اراذل و اوباش با حضور در خیابان دانشگاه( خیابان مقابل سردر دانشگاه تهران) پس از حمله به نیروی انتظامی اقدام به ایجاد آتش سوزی، سوزاندن دو موتور سیکلت پلیس و شکستن شیشه های فروشگاه های کتاب فروشی این خیابان کرده اند.

همچنین گروهی از اراذل و اوباش نیز با تجمع مقابل درب دانشگاه امیرکبیر، سعی در ورود غیر قانونی به این دانشگاه را داشتند که با مقاوت نیروهای حراست این دانشگاه موجه شده اند.

این تعداد سپس با حضور در خیابان ولیعصر با شکستن درب دانشگاه هنر تلاش کردند تا از این طریق وارد دانشگاه امیرکبیر شوند.

به نظر می رسد این عده قصد دارند تا با ملتهب کردن خیابان های اطراف دانشگاه تهران، به ایجاد در گیری در ساعات پایانی روز بپردازند.

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/۱٦ توسط commander

همزمان با فرا رسیدن عید غدیر خم، سایت شبهه آغاز به کار نمود.

به گزارش رجانیوز، هدف اصلی از راه اندازیاین سایت، ایجاد امکان طرح شبهات در زمینه‌های مختلف و پاسخ به آنهاست.

این سایت از یک مجله الکترونیک با جدیدترین مقالات و نیز گالری اخبار مصور برخوردار است. در این سایت بخشی به نظر سنجی راجع به بعضی مباحث اجتماعی مانند سریال‌های تلویزیونی و یا برخی از ناهنجاری‌های رفتاری اختصاص یافته است .

نشانی اینترنتی این سایتwww.x-shobhe.comمی باشد.

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/۱٦ توسط commander

با فرارسیدن 16 آذر، روز دانشجو، موج جدید شایعات که توسط ستادهای سبز اموی تولید می‌شود در حال پخش شدن در جامعه است.

به گزارش فارس، خبرنامه دانشجویان ایران نوشت؛ شایعاتی مبنی بر دستگیری سران اصلاحات و نیز حمله به خوابگاه دانشجویان و دستگیری دانشجویان از جمله این شایعات است که در سایت‌ها و وبلاگ‌های زنجیره‌ای موسوم به سبز در حال گسترش است.

در این میان استفاده از سیستم پیامکی نیز برای گسترش بیش از پیش این شایعات و نیز القای موج وحشت و ترس در راستای اهداف طیف موسوم به سبز(اموی)در میان جامعه در حال رشد عجیبی است.

قابل توجه آنکه در این پیامک‌ها علاوه بر القای دروغ هایی چون دستگیری و فوت مرموز افراد و علمای قم ونیز شکنجه‌های دروغین سعی شده است تا جو خشونت و انتقام را به ویژه در میان دانشجویان ترویج دهد.دریافت این پیامک‌های دروغین توسط دانشجویان تأثیرات روحی بدی به روی دانشجویان و به وِیژه دانشجویان دختر و متعابا خانواده‌های آنان گذاشته است.

اما نکته قابل تأمل به کارگیری از سیستم‌های پیامکی اینترنتی و ماهواره‌ای که عمدتا هزینه‌های سنگینی به دارد، برای ارسال این اکاذیب است.این پیامک‌های دروغ عمدتا در اواسط شب که هنگام استراحت است و از اثرگذاری بیشتری برخوردار است ارسال می‌شود.

از سوی دیگر قابل توجه است در نقاط غربی کشور نیز که این سیستم ارسال پیامک پیش از این در اختیار پادگان اشرف بوده است به تازگی در حال ارسال این پیامک‌ها که در جهت خواسته‌های سران جریان موسوم به سبز است، عمل می‌کند.

پیش از این نیز در زمان انتخابات و پس از آن و نیز 13 آبان شاهد بودیم این موج گسترش اکاذیب از طریق پیامک‌های اسنترنتی و ماهواره‌ای علاوه بر ایجاد جو دروغ و تهمت و ترس در جامعه نارضایتی‌های گسترده‌ای مبنی بر دریافت این پیامک‌ها را به همراه داشت.

لازم به ذکر است، عناصر ضد انقلاب که هر ساله نگاه ویژه‌ای به روز دانشجو دارند، با برنامه‌ریزی خطرناکی برای روز 16 آذر امسال، نوعی "آمپول سمی " را به کشور وارد کرده‌اند تا با کشته‌سازی از میان گروه حامی مهندس موسوی یک سناریو جدید را آغاز کنند. این آمپول‌ها طوری ساخته شده که به محض تزریق به بدن، آسیب جدی از فلج اندام گرفته تا حد مرگ به فرد هدف وارد کند.

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/۱٦ توسط commander

رهبر معظم انقلاب اسلامی فرمودند: عده‌ای باید پیش خدا جواب بدهند از اینکه کاری کنند که دشمن از آن، وجود اختلاف در کشور را برداشت کند و گستاخ شود.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در خجسته عید سعید غدیرخم در دیدار هزاران نفر از قشرهای مختلف ملت، مسئله غدیر را، دربردارنده یک شاخص و معیار جاودان الهی برای مشخص شدن مسیر صحیح امت اسلامی خواندند و با اشاره به دروغ پراکنی گسترده صهیونیستها و بیگانگان برای گمراه کردن افکار عمومی جهان در مسئله هسته ای ایران تأکید کردند: این دروغ بافی ها، با روشن شدن حقایق، باعث بی آبرویی بیشتر دشمنان ملت خواهد شد.

ایشان عید سعید غدیر را به ملت ایران و همه مسلمانان جهان تبریک گفتند و در تشریح علت نامگذاری عید غدیر به عید الله‌اکبر، خاطرنشان کردند: واقعه غدیر پرمغزتر از دیگر اعیاد اسلامی است چرا که براساس معیارهای الهی، تکلیف همیشگی مسلمانان را در زمینه هدایت و حکومت، مشخص کرده است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، با اشاره به آیات قرآنی درباره تکمیل شدن دین اسلام در واقعه غدیر خم و یأس دشمنان و کافران پس از این حادثه عظیم تاریخی افزودند: اعلام مسئله ولایت و انتخاب امیرمؤمنان به جانشینی پیامبر اعظم، در حقیقت انتخابی از جانب خدای متعال بود و نبی مکرم، با اعلام آن، رسالت خویش را کامل کرد.

رهبر انقلاب اسلامی با استناد به شأن نزول برخی آیات قرآن کریم و اسناد معتبر اسلامی، حضرت علی بن ابیطالب (ع) را در علم، تقوا، ایثار، جهاد، انفاق و دیگر فضیلتها، چهره برتر و برگزیده تاریخ اسلام خواندند و همه مسلمانان جهان را به مطالعه و تأمل در این حقایق دعوت کردند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تکرار تأکید همیشگی جمهوری اسلامی ایران بر «وحدت اسلامی» افزودند: ما هیچ اصراری نداریم که فرقه ای از فرق اسلامی، عقاید فرقه ای دیگر را قبول کند اما درخواست منطقی داریم که همه مسلمانان جهان، در واقعیتها و حقایقی که علمای بزرگ همچون علامه سید شرف الدین عاملی و علامه امینی درباره امیرمومنان ارائه کرده اند، تأمل و تفکر کنند.

ایشان، دوران پرصفا و پاکیزه جوانی امیرمؤمنان را الگوی کاملی برای جوانان دانستند و همه قشرها را به الگوگیری از رفتارهای آن امام همام در دوره های مختلف زندگی توصیه کردند.

رهبر انقلاب اسلامی تشیع را برآمده از اعتقاد صحیح، سالم و خالص به «وحی الهی و ارزشها و معیارهای قرآنی» خواندند و با اشاره به تبلیغات سوء و اتهامات فراوانی که درباره جعلی بودن و یا سیاسی بودن مسئله تشیع بیان می شود تأکید کردند: مسئله غدیر که از مسلمات تاریخ اسلام است بر همه این اتهامات خط بطلان می کشد و روح و ریشه تشیع را به روشنی بیان می کند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در تبیین علت تبلیغات ضدشیعه خاطرنشان کرد ند: مستکبران جهان بخوبی می دانند که ملت ایران با تمسک به روح ولایت و ایجاد نظام اسلامی، آرزوی همه مسلمانان دلسوز و همه روشنفکران دردآشنای جهان اسلام را محقق کرده است بنابراین تلاش می کنند جمعیت عظیم شیعه را خارج از دنیای اسلام نشان دهند.
ایشان، امریکا را در رأس دشمنان ملت و انگلیس را خبیث ترین دشمنان ایران برشمردند و افزودند: صهیونیستها، امریکایی ها و بقیه مستکبران از الگو قرار گرفتن ملت ایران و بیدار شدن امت اسلامی در هراسند و بهمین علت سی سال است همه حیله ها و توطئه های خود را برای منزوی کردن این ملت و این کشور به کار بسته اند اما نتوانسته اند و به فضل الهی از این به بعد هم نمی توانند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در بخش دیگری از سخنانشان با اشاره به دروغ پراکنی صهیونیستها و بیگانگان درباره مسئله هسته ای ایران افزودند: کار دشمنان ملت به اینجا رسیده است که با دروغ سازی، افکار عمومی دنیا را گمراه کنند و فریب دهند اما این دروغها در نهایت با روشن شدن حقیقت، به ضرر خودشان تمام خواهد شد و همچون برخی مواردی که در گذشته اتفاق افتاده باعث بی آبرویی بیشتر آنان خواهد شد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رؤسای دولتهای امریکا، انگلیس و بعضی دیگر از دولتهای اروپایی را به پرهیز از دروغ بافی و دروغ پردازی توصیه کردند و افزودند: همچنانکه بارها گفته ایم ملت ایران در قضیه هسته ای بدنبال دانش مورد نیاز کشور است و اعتقاد دارد اگر امروز این دانش و فناوری و دانایی را به دست نیاورد فردایی که چرخهای اقتصادیِ همه جهان، براساس نیروی هسته ای حرکت می کند، برای این کار دیر خواهد بود.

ایشان افزودند: مردم ایران، امروز برای کسب دانش هسته ای تلاش می کنند تا 20 یا 30 سال دیگر دست فرزندان ایران و نسل آینده این سرزمین جلوی غربی ها دراز نباشد اما غربی ها با جنجال و تهمت و دروغ پردازی سعی می کنند مانع از تحقق این هدف ملی شوند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در پاسخ به شعارهای پرشور مردم که ان رژی هسته ای را حق مسلم ملت ایران می خواندند افزودند: هوشیار و بصیر باشید که مستکبران عالم، همه ترفندهای سیاسی – تبلیغاتی خود را برای سلب حق مسلم ملت ایران در زمینه انرژی هسته ای بکار گرفته اند.

رهبر انقلاب در تبیین سیاستهای فعلی مستکبران خاطرنشان کردند: زورگویان جهانی وقتی با تهدید، حمله نظامی و تحریم، از عهده یک ملت برنمی آیند با سوءاستفاده از هر بهانه ای، ایجاد اختلاف و دشمنی در داخل ملت را دنبال می کنند

ایشان تمرکز فعالیتهای تبلیغاتی – سیاسی بیگانگان را بر ایجاد اختلاف در کشور یادآور شدند و افزودند: باید متوجه بود که دشمن چگونه از هر کلمه و کاری که بوی تفرقه بدهد، سوءاستفاده می کند و جری می شود.
رهبر انقلاب اسلامی در همین زمینه خاطرنشان کردند: عده ای باید پیش خدا جواب بدهند از اینکه کاری کنند که دشمن از آن، وجود اختلاف در کشور را برداشت کند و گستاخ شود.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای مردم ایران را صبور، غیور و پراستقامت برشمردند و افزودند: سرکردگان استکبار در تبلیغاتشان از به پایان رسیدن صبر و حوصله شان سخن می گویند اما همه می دانند که آنها هیچوقت در مقابل ایران صبر نکرده اند و در سی سال گذشته هر وقت که توانسته اند همه گونه توطئه سیاسی – اقتصادی – نظامی – تبلیغاتی را برای شکست این ملت ان جام داده اند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، صبر و پایداری ملت ایران را زمینه ساز استمرار راه پیشرفت و تعالی کشور خواندند و تأکید کردند: ملت صبور ایران، تبلیغات و هیاهوی بیگانگان را همچون گذشته نادیده می گیرد و با کمک الهی و همت جوانانش، راهی را که امام راحل عظیم الشأن به او نشان داده است، با هوشیاری و بصیرت ادامه می دهد و با رسیدن به قله نهایی افتخار، آینده به مراتب درخشان تر کشور را رقم خواهد زد.

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/۱٦ توسط commander

ماشاء الله شمس الواعظین در مصاحبه با رادیو بی بی سی گفت: در میان سران و مسئولین ارشد کشور فقط اکبر هاشمی رفسنجانی می گوید که در کشور بحران سیاسی ناشی از انتخابات وجود دارد.

به گزارش ایرنا، شمس الواعظین در خصوص علت انتقاد وزارت ارشاد از عملکرد برخی روز نامه های کشور افزود: پاره ای از روز نامه های نزدیک به اصلاح طلبان یا روز نامه های مستقل روز شنبه بیشترین توجه خود و عناوین تیترهای اصلی شان را به سخنان هاشمی رفسنجانی در مشهد اختصاص دادند.

شمس الواعظین در ادامه افزود: در آن سخنان رفسنجانی گفته بود که وجود اختلافات در کشور جدی است و حفظ وحدت ضروری می باشد این در حالی است که هیچکدام از سران کشور تا کنون بحران سیاسی ناشی از پیامدهای انتخاباتی در کشور را نپذیرفته اند،آنان همواره گفته اند که هیچ اتفاقی رخ نداده است و مساله حل شده است و فقط عده ای سرو صدا می کنند،از این رو سخنان رفسنجانی خشم وزارت ارشاد را برانگیخت.

شمس الواعظین ادامه داد: وزارت ارشاد به مطبوعات تذکر داده است که چنانچه اگر توجه نکنند، پرونده آنان به هیات نظارت بر مطبوعات ارجاع خواهد شد.

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/۱٦ توسط commander

رییس کل دادگستری استان تهران با اشاره به صدور احکام قطعی تعدادی از متهمان بازداشت شده در حوادث پس از انتخابات، گفت: دادگاه تجدیدنظر با دقت بررسی مجددی انجام داده است.

سید علی‌رضا آوایی در گفت‌وگو با ایسنا، ‌ درباره وضعیت احکام بازداشت شدگان حوادث اخیر در دادگاه‌های تجدیدنظر، اظهار کرد: برای تعدادی از متهمان در دادگاه تجدیدنظر رای قطعی صادر شده است و تعدادی از پرونده‌ها نیز تحت بررسی است.

رییس کل دادگستری استان تهران در ادامه افزود: برخی از احکام صادره از دادگاه بدوی تایید و بخشی از آرا تبدیل به برائت شده، در بخشی از این احکام تخفیف داده و بعضی به جریمه تبدیل شده است.
آوایی افزود : دادگاه تجدیدنظر با دقت بررسی مجددی انجام داده است و هر تصمیمی را که دادگاه بدوی گرفته، تایید نکرده است، شان دادگاه تجدیدنظر در این است که به بررسی مجدد ماهیتی بپردازد. به اعتقاد بنده مسیر دادگاه تجدیدنظر تا الان در رابطه با رسیدگی به این پرونده‌ها مسیر نسبت قابل قبولی و خوبی بوده است.

وی درباره توقیف اموال و حساب‌های شیرین عبادی و خانواده‌اش گفت: این موضوع را از قول خانم شیرین عبادی دیدیم و بنا داریم به‌زودی در این‌باره تحقیقات جامعی از ناحیه دادسرا به عمل آوریم.

آوایی درباره انتشار اخبار مبنی برابقای وی در دادگستری استان تهران، گفت: مسوولان قوه در جواب تقاضای بنده مبنی بر این‌که من در جای دیگر مشغول خدمت شوم، گفتند که فعلا شما در دادگستری تهران انجام وظیفه کنید.

رییس کل دادگستری استان تهران در ادامه با بیان این‌که برای ادامه خدمتم به ابلاغ کتبی نیازی نیست، افزود: ابلاغ‌های قبلی زمان‌دار نیست، بنابراین وقتی رییس قوه قضاییه ابلاغ بدون زمان می‌دهد و آن ابلاغ با ابلاغ دیگری تمام نشده؛ ابلاغ قبلی به قوت خودش باقی است و نیاز به ابلاغ جدید نیست و در غیر این صورت با آمدن رییس قوه برای تمامی قضات در کشور باید ابلاغ جدید صادر شود.

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/۱٦ توسط commander

آیت‌الله جوادی آملی در پاسخ به سوال دانشجویی که نظرش را درباره حوادث پس از انتخابات پرسیده بود اظهار داشت:‌ شما بایستی در این خصوص به سخنان مقام معظم رهبری توجه کنید و گوشتان به حرف‌های ایشان باشد و ببینید که ایشان چه می‌گوید.

مجتبی کشوری از دانشجویان حاضر در دیدار با آیت‌الله جوادی آملی در گفتگو با ،اظهار داشت: تعدادی از دانشجویان دانشگاه‌ علامه طباطبائی، دانشگاه شهید عباسپور و عده‌ای از طلاب مشهد روز پنجشنبه 12 آذرماه با آیت الله جوادی آملی دیدار و گفتگو کردند.

به گفته وی، آیت‌الله جوادی آملی در ابتدای این دیدار به بیان مباحث اخلاقی پرداخت.

کشوری ادامه داد: آیت‌الله جوادی آملی در آغاز سخنان خود با بیان حدیثی از امام هادی(ع) مبنی بر اینکه "دنیا دار تجارت است، عده‌ای سود می‌کنند و عده‌ای هم ضرر می‌کنند " به بحث پیرامون جهاد اصغر و جهاد اکبر پرداخت و اظهار داشت: جهاد اصغر مبارزه با شیطان بیرونی است و انسان بابد با آن شیطان بیرونی مبارزه کند.

وی ادامه داد: آیت‌الله جوادی آملی همچنین با بیان اینکه جهاد اکبر جنگ با شیطان درونی است، تصریح کرد که در این جهاد شیطان اسیری می‌خواهد که سوار آن شود.

کشوری یادآور شد: آیت‌الله جوادی آملی در ادامه این دیدار به تفسیر خطبه 215 نهج‌البلاغه پرداخت.

وی خاطرنشان کرد: در ادامه این دیدار آیت‌الله جوادی آملی در پاسخ به سوال یکی از دانشجویان حاضر در جلسه مبنی بر اینکه شائبه‌ و شایعه‌هایی مطرح شده مبنی بر اینکه حمایت جنابعالی از مقام معظم رهبری بعد از انتخابات نامحسوس شده است، تأکید کرد: شما اصلا به این حرف‌ها توجه نکنید و اصلا این‌طور نیست.

به گفته کشوری، آیت‌الله جوادی آملی همچنین در پاسخ به پرسش یکی دیگر از دانشجویان مبنی بر اینکه نظر شما در مورد قانون‌شکنی سران اغتشاشات اخیر چیست؟ گفت: شما بایستی در این خصوص به سخنان مقام معظم رهبری توجه کنید و گوشتان به حرف‌های ایشان باشد و ببینید که ایشان چه می‌گوید.

کشوری ادامه داد: آیت‌الله جوادی آملی در پایان سخنانشان برای موفقیت دولت در حل مشکلات اقتصادی مردم دعا کردند.

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/۱٦ توسط commander

حضور درجمع فعالان دانشجویی خراسان سبب شد تا هاشمی رفسنجانی که پس از انتخابات ترجیح داده بود تا در مورد برخی از مسائل روز موضع گیری ویژه ای نداشته باشد، به سخن بیاید و در مورد مسائلی همچون سکوت، چینش سیاسی نیروها در ایران پس از انتخابات، نماز جمعه تیرماه و همچنین ابهامات فعالیت های سیاسی فرزندش، با دانشجویان گفتگو کند. رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام معتقد است، "در تمام این دوران، نوعی از افراط در برابر او شکل گرفته است." وی با رد دخالت مهدی هاشمی در کار ستادهای انتخاباتی، درباره فعالیت های سیاسی او نیز گفته است: "مهدی هاشمی در انتخابات صرفاً تجربیاتش پیرامون صیانت از آرا را مطرح کرده است و دخالتی در کار ستادها یا تظاهرات نداشته و اگر دادگاهی او را احضار کند، حضور می‌یابد."

به گزارش رجانیوز به نقل از دفتر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، هاشمی رفسنجانی در دیدار با جمعی از فعالان دانشجوی دانشگاه‌های فردوسی، رضوی و آزاد اسلامی مشهد با تبریک عید سعید غدیر در پاسخ به سؤالات متعدد دانشجویان در خصوص راه کار برون رفت از وضعیت فعلی با بیان اینکه جامعه ما از طرف دشمنان تحت فشار است، اظهار داشت: باید با ایجاد وحدت در کشور از فاصله گرفتن جریان فکرساز جامعه از نظام جلوگیری شود.

رئیس مجلس خبرگان با قرائت آیه‌‌ای از قرآن کریم مبنی بر اینکه «جامعه امن جامعه‌ای است که مؤمن باشد و آلوده به ظلم نباشد» خاطرنشان کرد: این دو خواسته هدف اصلی انقلاب است و اگر جامعه‌ای مؤمن باشد و ظلم در کشور حاکم نباشد پیشرفته، توسعه یافته و امن است.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در پاسخ به سئوال یکی از دانشجویان مبنی بر اینکه چرا در خصوص مسائل اخیر سکوت اختیار کرده است، بیان داشت: من مواضعم را بارها اعلام کرده‌ام که با افراط و تفریط مخالفم و راه اعتدال را در نظر دارم و در تمام این دوران هم نوعی افراط در برابر من شکل گرفته است.

وی ادامه داد: به نظر می‌رسد که اعتدال بر جامعه حاکم باشد بسیاری از مسائلی قابل حل است و همیشه جریان افراطی در جناح چپ و راست وجود داشته‌اند و اکنون تندروهایی که از دو طرف می‌بینیم مربوط به رادیکال‌هاست.

هاشمی رفسنجانی با تأکید بر اینکه من اکنون ساکت نیستم، ابراز داشت:‌شرایط کشور به گونه‌ای است که تحمل اظهارنظرها و انتقادات سازنده را ندارند و برخی عکس‌العمل‌ها نیز در برابر اظهارنظرها مفسده بر انگیزه است.

وی ادامه داد: من مواضعم را صریحاً در نماز جمعه تیر ماه اعلام کرده‌ام و راه‌کارهایم همان پیشنهادهای ارائه شده است.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به خطبه‌های ایراد شده، گفت: من در آن خطبه‌ها بر نقش مردم در جامعه اسلامی تأکید کردم زیرا این مردم بودند که انقلاب را به پیروزی رساندند و در جنگ هم اگر گروه‌های داوطلب و بسیجی نمی‌آمدند پیروزی ما امکان‌پذیر نبود.

وی تصریح کرد: من در خطبه‌ها گفتم تردیدها باید از بین برود ولی برخی گفتند، چرا لفظ تردید را به کار بردید در حالیکه سخنان ناظر بر برخی مسائل مطرح شده پس از انتخابات بود.

هاشمی رفسنجانی با تأکید بر اینکه باید همه طرف‌ها در چارچوب قانون عمل کنند، ایجاد فضای آزاد را موجب قانع شدن اکثریت جامعه و رفع ابهامات دانست.

وی آزادی رسانه‌ها در چارچوب قانون را ضروری خواند و افزود: ما باید با استدلال و منطق جامعه را هدایت نماییم و فضای گفتگو به گونه‌ای جدی گرفته شود که صاحب‌نظران با حضور در رسانه‌ ملی به مناظره و بیان نظرات خود بپردازند.

رئیس مجلس خبرگان رهبری در پاسخ به انتقاد یکی از نمایندگان دانشجوی مبنی بر اینکه در دوران مسئولیت وی، رسانه‌ها آنچنان از آزادی برخودار نبوده‌اند با رد این موضوع گفت: در آن دوران مطبوعات مانند امروز گسترش نیافته بود ولی روزنامه‌های منتقد از جمله روزنامه سلام هر آنچه را که می‌خواستند در مورد دولت می‌نوشتند و دولت هم هیچ تعرضی به آنها نداشت و اگر هم رسانه‌ای بستر شده خارج از خواست دولت بوده است و در دولت‌ آقای خاتمی هم تعدادی از رسانه‌ها به همین صورت بسته شدند.

وی در پایان پاسخ به سؤالی در خصوص عدم بازگشت مهدی هاشمی به کشور عنوان داشت: مهدی خیالش از پرونده‌ها و تهمت‌ها راحت است و هم‌اکنون برای رسیدگی به وضع دانشگاه‌های آزاد اسلامی خارج از کشور در حال گذراندن رساله دکترای خود در خارج از کشور است و در انتخابات نیز صرفاً تجربیاتش پیرامون صیانت از آرا را مطرح کرده است و دخالتی در کار ستادها یا تظاهرات نداشتند و اگر دادگاهی او را احضار کند، حضور می‌یابد.

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/۱٦ توسط commander

جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی به مناسبت فرا رسیدن 16 آذر روز دانشجو اقدام به طراحی پوسترهایی با موضوع دانشجویان و استکبارستیزی نموده است، جهت کسب اطلاعات لازم در خصوص تهیه پوستر ها می توانید با شماره تلفن 66967009-021 و یا 09192395897 تماس حاصل نمائید.

برای دریافت نسخه چاپی این پوسترها روی عدد مورد نظر کلیک کنید.( 1 - 2 - 3 - 4 )

 

 

 

 

 

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/۱٤ توسط commander

راهپیمایی غدیریان سبز علوی و رهپویان سرخ حسینی با حضور اقشار مختلف مردم ولایتمدار شهر مقدس قم برگزار شد.

به گزارش فارس، در آستانه عید سعید غدیر خم جمعی از سادات و مردم ولایی شهر قم در راستای حمایت از ولایت فقیه و خنثی‌سازی فتنه‌های دشمنان اسلام و انقلاب راهپیمایی باشکوهی را با شعار «غدیریان سبز علوی و رهپویان سرخ حسینی» در قم برگزار کردند.

بر اساس این گزارش در این راهپیمایی، سادات در حالیکه شال‌ها و سر‌بندهای سبز بر گردن و پیشانی داشتند در جلوی جمعیت حرکت می‌کردند و دیگر مردم با در دست داشتن پرچم‌های سبز و پوسترهایی از رهبر معظم انقلاب اسلامی آنها را به سمت حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه(س) همراهی می‌کردند.

شرکت کنندگان در این راهپیمایی مردمی و خودجوش در طول مسیر با سردادن شعارهایی همچون «تا نفس داریم تو سینه، تا ظهور خود حضرت؛ می‌مونیم حامی رهبر، آرزمونه شهادت»،«این همه لشکر آمده به عشق رهبر آمده» و ... با آرمان‌های امام و انقلاب و با مقام معظم رهبری تجدید بیعت کردند.

این راهپیمایی که از گلزار شهدای علی بن جعفر قم به سمت بارگاه ملکوتی حضرت فاطمه معصومه(س) و از مسیر خیابان انقلاب برگزار شد، با گلباران ضریح مطهر کریمه اهل بیت(ع) و با صدور بیانیه‌ای در چهار بند و در حمایت از ولی‌فقیه و محکومیت فتنه‌های اخیر و سوءاستفاده از رنگ سبز به پایان رسید و مردم با تکبیر و شعار حمایت کردند.

در طول این مسیر نیز مداحان اهل بیت عصمت و طهارت (ع) اشعاری را در وصف فضائل و مناقب امیرالمؤمنین علی(ع) می‌خواندند.

گفتنی است پیش از شروع راهپیمایی جمعی از سادات به قبور مطهر شهدا دسته گل‌هایی اهدا کرده و با گلاب شستشو دادند.

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/۱٤ توسط commander

حدود ساعت 10 صبح، سربازان رهسپار دانشکده فنی شدند. ما در کلاس دوم دانشکده فنی که در حدود 160 دانشجو داشت، مشغول درس بودیم. آقای مهندس شمس استاد نقشه‌برداری تدریس می‌کرد. صدای چکمه سربازان از راهرو پشت در به گوش می‌رسید

16 آذر ماه سال 1332 به دلیل قرار گرفتن در بطن ایام حکومت طاغوت، از تاریخنگاری بسیار ضعیفی برخوردار است.خفقان حاکم بر آن سال ها و سالمند شدن شهود اصلی ماجرا در سال های پس از پیروزی انقلاب اسلامی باعث شد که تاریخ شفاهی این حادثه سرنوشت ساز که از آن با عنوان سر آغاز جنبش دانشجویی ایران یاد می شود از ضعف فراوانی برخوردار باشد.آن چه خواهید خواند از معدود تک نگاری های بجا مانده از شهود 16 آذر سال 1332 است که به قلم شهید شهید مصطفی چمران و در سال 1341 به رشته تحریر در آمده است:

از آن روزیعنی 16 آذر 1332، نه سال می‌گذرد ولی وقایع آن روز چنان در نظرم مجسم است که گویی همه را به چشم می‌بینم؛ صدای رگبار مسلسل در گوشم طنین می‌‌اندازد، سکوت موحش بعد از رگبار بدنم را می‌لرزاند، آه بلند و ناله‌ی جانگداز مجروحان را در میان این سکوت دردناک می‌شنوم، دانشکده‌ی فنی خون‌آلود را در آن روز و روزهای بعد به رای العین می‌بینم.

آن روز ساکت­‌ترین روزها بود و چون شواهد و آثار احتمال وقوع حادثه‌ای را نشان می‌داد، دانشجویان بی‌اندازه آرام و هوشیار بودند که به هیچ‌جه بهانه‌ای به دست کودتاچیان حادثه ساز ندهند. پس چرا و چگونه دانشگاه گلوله باران شد؟ و چطور سه نفر از بهترین دوستان ما، بزرگ‌نیا، قندچی و رضوی به شهادت رسیدند؟

اعمال خائنانه دولت کودتا هرروز بر بغض و کینه مردم می‌افزود و بر آتش خشم وغضب آنان دامن می‌زد. از روز 14 آذر تظاهراتی که در گوشه به وقوع می‌پیوست وسعت گرفت و در بازار و دانشگاه عده‌ای دستگیر شدند. روز 15 آذر مجددا تظاهرات بی‌سابقه‌ای در دانشگاه و بازار صورت گرفت. در دانشکده‏های پزشکی، حقوق و علوم، دندانپزشکی، تظاهرات موضعی بود و جلوی هر دانشکده مستقلا انجام می‌گرفت و سرانجام با یورش سربازان خاتمه می‌یافت و عده‌ای دستگیر شدند. در بازار نیز همزمان با تظاهرات دانشجویان، مردم دست به اعتصاب زده شروع به تظاهرات کردند و عده‌ای به وسیله مامورین نظامی گرفتار شدند.

ضمنا در تاریخ 24 آبان اعلام شده بود که نیکسون معاون رییس جمهور آمریکا از طرف آیزنهاور به ایران می‌آید. نیکسون به ایران می‌آمد تا نتایج «پیروزی سیاسی امیدبخشی که در ایران نصیب قوای طرفدار تثبیت اوضاع و قوای آزادی شده است» (نقل از نطق آیزنهاور در کنگره آمریکا بعد از کودتای 28 مرداد) را ببیند.

دانشجویان مبارز دانشگاه نیز تصمیم گرفتند که هنگام ورود نیکسون، ضمن دمونستراسیون عظیمی، نفرت و انزجار خود را به دستگاه کودتا و طرفداری خود را از دکتر مصدق نشان دهند. تظاهرات علیه افتتاح مجدد سفارت و اظهار تنفر به دادگاه «حکیم فرموده» همه جا به چشم می‌خورد و وقوع تظاهرات هنگام ورود نیکسون حتمی می‌نمود.
ولی این تظاهرات برای دولتیان خیلی گران تمام می‌شد زیرا تار وپود وجود آنها بستگی به کمک سرشار آمریکا داشت. این بود که دستگاه برای خفه کردن مردم و جلوگیری از تظاهرات از ارتکاب هیچ جنایتی ابا نداشت. روز 15 آذر یکی از دربانان دانشگاه شنیده بود که تلفنی به یکی از افسران گارد دانشگاه دستور می‌رسد که «باید دانشجویی را شقه کرد و جلوی در بزرگ دانشگاه آویخت که عبرت همه شود و هنگام ورود نیکسون صداها خفه گردد و جنبده‌ای نجنبد...».

دولت بغض و کینه شدیدی به دانشگاه داشت. زیرا دانشجویان پرچمدار مبارزات ملی بودند و با فعالیت مداوم و موثر خود هیات حاکمه را به خطر و سقوط تهدید می‌کردند. دولت با خراب کردن سقف بازار و غارت اموال رهبران آن، بازاریان را کم و بیش مجبور به سکوت کرد ولی دانشگاه همچنان خاری در چشم دستگاه می‌خلید و دست از مبارزه برنمی‌­داشت و دستگاه همچون درنده خونخواری به کمین نشسته دندان تیز کرده بود که از دانشجویان مبارز دانشگاه انتقام بگیرد. انتقامی که عبرت همگان شود.

این بود که به خاطر انتقام از دانشجویان و به بهانه تظاهرات علیه تجدید رابطه با انگلستان و برای جلوگیری از تظاهرات در مقابل نیکسون جنایت بزرگ هیات حاکمه ایران در صبح روز دوشنبه شانزده آذر ماه 1332 در صحن مقدس دانشگاه به وقوع پیوست. صبح شانزدهم آذر هنگام ورود به دانشگاه، دانشجویان متوجه تجهیزات فوق العاده سربازان و اوضاع غیر عادی اطراف دانشگاه شده وقوع حادثه‌ای را پیش بینی می‌کردند. نقشه پلید هیات حاکمه بر همه واضح بود و دانشجویان حتی الامکان سعی می‌کردند که به هیچ وجه بهانه‌ای به دست بهانه جویان ندهند. از این رو دانشجویان با کمال خونسردی و احتیاط به کلاس‌ها رفتند و سربازان به راهنمایی عده‌ای کارآگاه به راه افتادند.

حدود ساعت 10 صبح موقعی که دانشجویان در کلاس‌­ها بودند، چندین نفر از سربازان دسته "جانباز " به معیت زیادی سرباز معمولی رهسپار دانشکده فنی شدند. ما در کلاس دوم دانشکده فنی که در حدود 160 دانشجو داشت، مشغول درس بودیم. آقای مهندس شمس استاد نقشه‌برداری تدریس می‌کرد. صدای چکمه سربازان از راهرو پشت در به گوش می‌رسید. اضطراب و ناراحتی بر همه مستولی شده بود و کسی به درس توجه نمی‌کرد. در این هنگام پیشخدمت دانشکده مخفیانه وارد کلاس شده به دانشجویان گفت: «بسیار مواظب باشید. چون سربازان می‌خواهند به کلاس حمله کنند اگر اعلامیه یا روزنامه‌ای دارید از خود دور کنید (آن روز «راه مصدق» و اعلامیه‏های نهضت مقاومت ملی به وفور در دانشگاه پخش می‌شد.) مهندس خلیلی به شدت عصبانی است و تلاش می‌کند از ورود سربازان به کلاس جلوگیری کند ولی معلوم نیست که قادر به این کار باشد» او مهندس خلیلی و دکتر عابدی رییس و معاون دانشکده فنی با تمام قوا می‌کوشیدند از ورود سربازان به کلاس جلوگیری کنند. ولی سربازان نه تنها به حرف آنها اهمیتی ندادند بلکه آنها را تهدید به مرگ کردند. تا بالاخره در کلاس به شدت به هم خورد و پنج سرباز«جانباز» با مسلسل سبک وارد کلاس شدند.

*آغاز درگیری‌ها

عده‌ای از سربازان، دانشکده فنی را به کلی محاصره کرده بودند تا کسی از میدان نگریزد.اکثر دانشجویان به ناچار پا به فرار گذاردند تا از درهای جنوبی و غربی دانشکده خارج شوند. در این میان بغض یکی از دانشجویان ترکید. او که مرگ را به چشم می‌دید و خود را کشته می‌دانست دیگر نتوانست این همه فشار درونی را تحمل کند و آتش از سینه پرسوز و گدازش به شکل شعارهای کوتاه بیرون ریخت:«دست نظامیان از دانشگاه کوتاه». هنوز صدای او خاموش نشده بود که رگبار گلوله باریدن گرفت و چون دانشجویان فرصت فرار نداشتند، به کلی غافلگیر شدند و در همان لحظه اول عده زیادی هدف گلوله قرار گرفتند. لحظات موحشی بود. دانشجویان یکی پس از دیگری به زمین می‌افتادند به خصوص که بین محوطه مرکزی دانشکده فنی و قسمت‌های جنوبی سه پله وجود داشت و هنگام عقب نشینی عده زیادی از دانشجویان روی این پله‏ها افتاده نتوانستند خود را نجات دهند.

اجساد خون‌آلود شهیدان و آن همه ناله‏های پرشورشان نه تنها در دل سنگ این جلادان اثری نکرد بلکه با مسرت و پیروزی به دستگیری باقیمانده دانشجویان پرداختند. هر که را یافتند گرفتند و آنگاه آنها را با قنداق تفنگ زدند با دست‌های بالا به صف و روانه زندان کردند و خبر پیروزی خود را برای یزید زمان بردند تا انعام و پاداش خود را دریافت دارند. در این واقعه مستخدمان و کارگران دانشکده فنی بی‌اندازه به دانشجویان کمک کردند.

بدین ترتیب سه نفر از دوستان ما بزرگ‌نیا، قندچی و شریعت رضوی شهید و بیست و هفت نفر دستگیر و عده زیادی مجروح شدند. هنگام تیراندازی بعضی از رادیاتورهای شوفاژ در اثر گلوله سوراخ شد و آب گرم با خون شهدا و مجروحین در آمیخت و سراسر محوطه مرکزی دانشکده فنی را پوشاند، طوری که حتی پس از ماه‏ها از در و دیوار دانشکده فنی بوی خون می‌آمد. مامورین انتظامی پس از این عمل جنایتکارانه و ناجوانمردانه از انعکاس خشم و غضب مردم به هراس افتاده برای پوشاندن آثار جرم خود خون‌ها را پاک کردند ولی ماه‏ها اثر خون در گوشه و کنار دیده می‌شد و سال‌ها جای گلوله‏ها بر در ودیوار دانشکده فنی نمایان بود و تا زمین می‌گردد و تاریخ وجود دارد، ننگ و رسوایی بر کودتاچیان خواهد بود.
جریان این فاجعه دردناک به سرعت منتشر شد و خشم و کینه آزادیخواهان را برافروخت. دانشگاه تهران به پیروی از دانشکده فنی و به عزای شهدای آن در اعتصاب عمیقی فرورفت. بعد از ظهر آن روز دانشجویان با کراوات سیاه از دانشکده حرکت کردند و با سکوت غم‌آلود و ماتم زده رهسپار خیابان‌های مرکزی شهر شدند و مخصوصاً در خیابان‌های لاله‌زار و استانبول انبوه دانشجویان عزادار نظر هر رهگذری را جلب و او را متوجه این جنایت عظیم می‌کرد. بیشتر دانشکده‏های شهرستان‌ها نیز برای پشتیبانی از دانشگاه تهران اعتصاب کردند. تعداد زیادی از سازمان‌های دانشجویی خارج از کشور نیز به عمل وحشیانه و خصمانه دولت به شدت اعتراض کردند. در مقابل سیل اعتراض، جنایتکاران شروع به سفسطه کردند و در مقابل خبرنگاران گفتند که دانشجویان برای گرفتن تفنگ سربازان حمله کردند و سربازان نیز اجباراً تیرهایی به هوا شلیک کردند و تصادفا سه نفر کشته شدند.

یکی از مجلات، با آنکه سانسور شدیدی وجود داشت و کسی جرات نمی‌کرد علیه دستگاه کلمه‌ای بنویسد به مسخره نوشته بود که «اگر تیرها هوایی شلیک شده، پس بنابراین دانشجویان پر در آورده به هوا پرواز کرده و خود را به گلوله زده اند.» به عبارت دیگر گلوله‏ها به دانشجویان نخورده بلکه دانشجویان به هوا پرواز کرده‌اند و خود را به گلوله‏ها زده‌اند.

*قربانیان نیکسون

روز بعد نیکسون به ایران آمد ودر همان دانشگاه، در همان دانشگاهی که هنوز به خون دانشجویان بی‌‌گناه رنگین بود، دکترای افتخاری حقوق دریافت داشت و از سکون و سکوت گورستان خاموشان ابراز مسرت کرد و به دولت کودتا وعده مساعدت و کمک داد و به رییس جمهور آمریکا پیغام برد که آسوده بخوابد چون او که نوشته بود؛ "... گو این که مخاطراتی که متوجه ایران بود، تخفیف یافته است. مع‌ذالک ابرهایی که ایران را تهدید می‌کرد، به کلی متلاشی و پراکنده نشده است. و مملکت نسبتاً امن و امان است!
صبح ورود نیکسون یکی از روزنامه‏ها در سرمقاله خود تحت عنوان «سه قطره خون» نامه سرگشاده‌ای به نیکسون نوشت که فورا توقیف شد. ولی دانشجویان سحرخیزی که خواب و خوراک نداشتند واستراحت در قبل مرگ دوستانشان میسر نبود، زودتر از پلیس روزنامه را خواندند. در این نامه سرگشاده ابتدا به سنت قدیم ما ایرانی‌­ها اشاره شده بود که «هرگاه دوستی از سفر می‌آید یا کسی از زیارت باز می‌گردد و یا شخصیتی بزرگ وارد می‌شود، ما ایرانیان به فراخور حال در قدم او گاوی یا گوسفندی قربانی می‌کنیم.» آنگاه خطاب به نیکسون گفته شده بود:«آقای نیکسون وجود شما آنقدر گرامی و عزیز بود که در قدوم شما سه نفر از بهترین جوانان این کشور یعنی دانشجویان دانشگاه را قربانی کردند.»

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/۱٤ توسط commander
سرمایه‌امام و امیدملت در محاصره تبهکاران و منحرفان‌نفوذی

امام خمینی(ره) خطاب به منتظری:

باید بدانید که تبهکاران و جنایت پیشگان بیش از هر کس چشم طمع به شما دوخته اند و با اشخاص منحرف نفوذی در بیوت شما به چهره های صد در صد اسلامی و انقلابی ممکن است خدای نکرده، فاجعه به بار آورند. با یک عمل انحرافی نظام را به انحراف کشانند و با دست شما به اسلام و جمهوری اسلامی سیلی بزنند. الله الله در انتخاب اصحاب خود...

محمد شاکری نویسنده وبلاگ "دوره چهاری" طی حدود یک‌ماه گذشته سلسله مطالب مستندی درخصوص مواضع سیاسی آقای منتظری و اطرافیانش منتشر کرده است. انعکاس خبری از بی‌بی‌سی فارسی با این مضمون که "آیت الله منتظری اعلام کردند به تبعیت از امام خمینی و اینکه ایشان در دوران شاهنشاهی به نشانه اعتراض به جنایات شاه، نیمه شعبان را جشن نگرفتند، بنده نیز روز میلاد امام رضا علیه السلام را جشن نمی گیرم" و تأیید آن در سایت منتظری؛ ‏"در عین حال که امروز روز بزرگى است و تولد حضرت امام رضا(ع) است،‏ ‏ولى چون بسیارى از نخبگان ما و کسانى که هم متدین هستند و هم براى این‏ ‏انقلاب و این کشور زحمت کشیدند اما متأسفانه به بهانه هاى واهى در زندان‏ ‏هستند، و به خاطر ابراز همدردى با خانوادهاى محترم این عزیزان، ما هم‏ ‏امروز را عید نگرفتیم... در زمان شاه چون بسیارى مورد ظلم واقع شده بودند، مرحوم امام‏ ‏خمینى(ره) فرمودند: نیمه شعبان را عید نگیرید." عامل انگیزشی در نگارش این سلسله مطالب درباره منتظری عنوان شده است.

نویسنده می‌افزاید: با توجه به دخالت‌های پی در پی این شیخ مطرود امام در حوادث پس از انتخابات و حمایت ایشان از اغتشاشگران و سران کودتای مخملی و محکوم کردن دادگاه اغتشاشگران، مروری هر چند کوتاه بر «احوال و سرگذشت» وی را ضروری دانستم.

وی منبع مطالب خود را دو کتاب "خاطرات سیاسی" و "سنجه انصاف" حجت‌الاسلام والمسلمین ری‌شهری وزیر اطلاعات در دوره حیات امام(ره) و مطالب سایت های مختلف خوانده است.

فصل اول: منتظری سرمایه امام و امید ملت

منتظری از مبارزان برجسته دوران مبارزات ضد رژیم شاه بود. او از شاگردان خاص امام خمینی(ره) محسوب می گردد به گونه ای که امام درباره ایشان فرمودند: "من ایشان را بزرگ کرده ام".همین امر نشان از عمق محبت امام نسبت به وی دارد. او در دوران زندگی متحمل شکنجه ها و تبعید های فراوانی شد و در میان مبارزین از جایگاه والایی برخوردار شد. اما عصر طلایی زندگی منتظری با پیروزی انقلاب اسلامی آغاز می شود. ایشان بر مسند رئیس مجلس خبرگان تدوین قانون اساسی تکیه می زند. با فوت آیت الله طالقانی و حکم امام خمینی به عنوان امام جمعه تهران برگزیده می شود و سالها نیز ریاست هیئت امنای دانشگاه امام صادق علیه السلام را بر عهده می گیرد.

امام خمینی در شهریور 1358 هنگامی که او را به عنوان امام جمعه تهران منصوب می کنند چنین می نویسند: ‌«بسم الله الرحمن‌الرحیم. خدمت جناب مستطاب حجت الاسلام و المسلمین آقای منتظری دامت افاضاته. مرحوم مجاهد بزرگوار آقای طالقانی، پس از عمری مجاهدت و پاسداری از اسلام به رحمت خداوند پیوست و ما را سوگوار کرد. تکلیف پاسداری از اسلام به عهده همه ماست و من شما را -که مجاهدی بزرگوار و فقیهی عالیقدر می‌دانم- برای دژ محکمی که آن فقید سعید پاسدار آن بود انتخاب و منصوب نمودم...» (21 شهریور 1358).

همچنین در جای دیگر درباره شخصیت ایشان فرمودند: «من ایشان را سالیان درازى است که مى‎شناسم، ایشان امروز از‏ ‏علماى بزرگ ایران و مورد احترام مردم مسلمان است.» (صحیفه نور، ج 4، ص 216، ‏1357/10/23‏)

اوج قدرت نمایی منتظری، اعلام قائم مقام رهبری او توسط مجلس خبرگان رهبری است. با این انتخاب وی شخص دوم کشور بعد از امام می شود. بخش زیادی از اختیارات حکومتی و اداره کشور از سوی امام خمینی(ره) به ایشان تفویض می شود:

- عزل و نصب قضات سراسر کشور

- ارجاع بسیاری از احتیاطات فقهی از سوی امام خمینی به منتظری

- بسیاری از عزل و نصب های نمایندگان رهبری در نهادهای انقلابی و وزارتخانه ها

و در نهایت امام در وصیت نامه مورخ 29 دی ماه 58 او را به عنوان وصی خودشان در همه امور تعیین کرده بودند.

فصل دوم: نظریه پرداز "ولایت فقیه" در آزمون "ولایت" و مدارای شگرف امام

ایام گذشت تا اینکه شواهد خطرناکی از وجود یک باند تروریستی آن هم در بیت منتظری به‌دست آمد و آن چیزی نبود جز باند مهدی هاشمی که مورد حمایت و اعتماد بی حد و حصر منتظری قرار داشت.

شواهد نشان از این امر داشت که قبل از انقلاب، آیت الله شمس آبادی از روحانیون سرشناس اصفهان به همراه تنی چند از مردم این شهر به دست باند مهدی هاشمی به قتل رسیده اند. همچنین مدارکی دال بر همکاری مهدی هاشمی با ساواک به‌دست آمد که تمامی اینها ضرورت رسیدگی هرچه سریع تر به اعمال وی را نشان می داد. اما منتظری از آنجایی که اعتماد صد در صد به مهدی هاشمی داشت، از دستگیری او ممانعت به عمل می آورد و وی را زیر چتر حمایت خود قرار داده بود. امام از منتظری می خواهند تا به حمایت از مهدی هاشمی و منافقین پایان دهد و در نامه خود به صراحت در خصوص باند مهدی هاشمی و منافقین به وی هشدار می دهند:

«بسم اللَّه الرحمن الرحیم. حضرت حجت الاسلام و المسلمین، فقیه عالیقدر، آقاى منتظرى- دامت ایام برکاته. پس از اهداى سلام و تحیت، علاقه اینجانب به جنابعالى بر خود شما روشن‌تر از دیگران است. به حسب قاعده طول آشنایى صمیمانه و معاشرت از نزدیک، مقام ارجمند علمى و عملى شما، مجاهدت با ستمگران و قلدران، و رنجهاى فراموش نشدنى جنابعالى در سال هاى طولانى براى اهداف اسلامى، قداست و وجاهت و وارستگى کم نظیر آن جناب، و بالاتر حیثیت بلند پایه‏اى که دنباله این امور به خواست خداوند تعالى براى شما فعلاً حاصل است، و احتیاج مبرمى که جمهورى اسلامى و اسلام به مثل جنابعالى دارد، انگیزه علاقه مبرم است. لهذا این حیثیت مقدس باید از هر جنبه محفوظ و مصون باشد. حفظ این حیثیت به جهات عدیده بر شما و همه ماها واجب، و احتمال خدشه‏دار شدن آن نیز منجز است براى اهمیت بسیار آن. با این مقدمه باید عرض کنم این حیثیت واجب المراعاة به احتمال قوى، بلکه ظن نزدیک به قطع، در معرض خطر است؛ خصوصاً با داشتن مخالفین مؤثر در حوزه قم، که ممکن است دنبال بهانه‏اى باشند. این خطر بسیار مهم از ناحیه انتساب آقاى سید مهدى هاشمى است به شما. من نمى‏خواهم بگویم که ایشان حقیقتاً مرتکب چیزهایى شدند؛ بلکه مى‏خواهم عرض کنم ایشان متهم به جنایات بسیار، از قبیل قتل، مباشرت یا تسبیباً، و امثال آن مى‏باشند. و چنین شخصى، ولو مبرا باشد، ارتباطش موجب شکستن قداست مقام جنابعالی است که بر همه حفظش واجب موکد است... آنچه از شما مى‏خواهم در رتبه اول پیشنهاد مستقیم شما به دخالت وزارت اطلاعات و رسیدگى به این امور است. و اگر براى شما محذور دارد، به طورى که تکلیف شرعى از شما ساقط است، سکوت است. حتى در محافل خصوصى دفاع از یک همچو شخصى که خطر براى حیثیت شما است و احتمال فساد و خونریزى بیگناهان است، سَم قاتل است. باید تمام فعالیت ها که به اسم کمک به سازمان هاى به اصطلاح آزادیبخش است، قطع شود، و تمام کسانى که در این امور دخالت داشته‏اند، محاکمه شوند. و آنچه مسلّم است و مایه تأسف، حسن ظن جنابعالى به اعمال و افعال و گفته‏ها و نوشته‏هاست که به مجرد وصول به شما ترتیب اثر مى‏دهید و در مجمع عمومى صحبت مى‏کنید و به قوه قضاییه و غیره سفارش مى‏دهید. و من از شما، که دوست صمیمى سابق و حال من هستید و مورد علاقه ملت، تقاضا مى‏کنم که با اشخاص صالح آشنا به امور کشور مشورت نمایید، پس از آن ترتیب اثر بدهید، تا خداى نخواسته لطمه به حیثیت شما، که‏ برگشت به حیثیت جمهورى است، نخورد. آزادى بى‏رویّه چند صد نفر منافق، به دستور هیأتى که با رقت قلب و حسن ظن‌شان واقع شد، آمار انفجارها و ترورها و دزدی ها را بالا برده است. ترحم بر پلنگ تیز دندان، ستمکارى بود بر گوسفندان. من تأکید مى‏کنم که شما دامن خود را از ارتباط با سید مهدى پاک کنید که این راه بهتر است؛ و الّا هیچ عکس العملى در رسیدگى به امر او از خود نشان ندهید که رسیدگى به امر جنایاتِ مورد اتهام حتمى است. سلامت و توفیق جنابعالى را خواهانم. 12 مهر ماه 65. روح اللَّه الموسوى الخمینى»

اما منتظری هیچ توجهی به سخنان امام و استاد خود نکرد و بر حمایت بی حد و حصرش از مهدی هاشمی افزود. وی معتقد بود: سید مهدی آدم درستی است و او را فردی سودمند و مفید می شناسم.

امام در پیام دیگری بازهم به وی تذکراتی را گوشزد کردند: «باید بدانید که تبهکاران و جنایت پیشگان بیش از هر کس چشم طمع به شما دوخته اند و با اشخاص منحرف نفوذی در بیوت شما به چهره های صد در صد اسلامی و انقلابی ممکن است خدای نکرده، فاجعه به بار آورند. با یک عمل انحرافی نظام را به انحراف کشانند و با دست شما به اسلام و جمهوری اسلامی سیلی بزنند. الله الله در انتخاب اصحاب خود. الله الله در تعجیل در تصمیم گیری خصوصا در امور مهمه، و باید بدانید و می دانید که انسان از اشتباه و خطا مامون نیست، به مجرد احراز اشتباه و خطا از آن برگردید و اقرار به خطا کنید که آن کمال انسانی است و توجیه و پافشاری در امر خطا، نقص و از شیطان است. در امور مهمه با کارشناسان مشورت کنید و جانب احتیاط را مراعات نمایید.»

ولی این تذکر نیز مانند تذکرهای قبلی، منتظری را متقاعد نکرد تا از دستورات ولی فقیه که خود یکی از نظریه‌پردازان مکتب آن بود، پیروی کند.

امام باز هم مدارا کرد. چون از یک سو می دانست کنار گذاشتن فردی چون منتظری چه آسیب هایی را برای انقلاب دارد و از سوی دیگر، بنای بر جذب حداکثری داشت. اما هر چه گذشت نفوذ منافقین و باند مهدی هاشمی بیشتر و بیشتر شد.

سید احمد خمینی در رنجنامه تاریخی خود خطاب به منتظری می نویسد: «حضرت آیت الله: نامه های اخیر شما در دفاع از منافقین خیال می کنید کار خودتان بوده است بعداً سخنان آقای مهدی هاشمی را می آورم که چگونه این طیف در طول چند سال کار روی شما موضع شما را به طرف دفاع از منافقین سوق دادند و جنابعالی را به سقوط کامل پیش حزب الله کشیدند. یادتان هست در ملاقات آخر خود با امام، شما نیم ساعت حرف زدید و امام سکوت کردند. وقتی بلند شدید بروید امام فرمودند: "بیشتر حرف های شما درست نبود، خدا انشاءالله مرا ببخشاید و مرگم را برساند." امام تنها همین دو جمله را فرمودند آیا از خود پرسیده اید که چه کردید که امام مرگ خود را از خدا خواسته است و آن را به اطلاع شما رسانده است؟»

پاسخ گستاخانه منتظری به امام خمینی(ره)

مهدی هاشمی در بازجویی های خود می گوید: روز آخری که قصد داشتم خود را به وزارت اطلاعات معرفی کنم، آقا (منتظری) مرا احضار کردند و گفتند حضرت امام، نامه ای برای من نوشته اند و قسمتی از آن را که درباره من بود خواندند. بعد اضافه کردند که من هم یک نامه ای برای امام نوشتم و آن قسمتی را که درباره من بود، برایم خواندند. بعد گفتند:« امام با نامه خودشان خواب را از چشم من گرفته اند. من هم نامه ای نوشتم که خواب را از امام بگیرد.» (پرونده بازجویی مهدی هاشمی ص 23)

اوج مدارای امام با منتظری

منتظری در کتاب خاطرات سیاسی خود می نویسد: «به دعوت آقای حاج سید احمد خمینی، در تاریخ 27/7/67 آقای سید هادی هاشمی (داماد و مسئول بیت ایشان) با مرحوم امام ملاقات می کند... امام می فرمایند: «ایشان (منتظری) -ان شاء الله- از مراجع بزرگ می شوند و از آنجا که امروز، قدرت تدریس هم دارند، مفید فایده هستند. روی این جهت، آقای منتظری برای مرجعیت باید حفظ شوند و صدمه ای به ایشان وارد نشود. من احساس می کنم دست هایی در غیر معممین، نظیر نهضت آزادی و بیشتر در معممین هست که می خواهند مرجعیت آقای منتظری صدمه بخورد و ایشان ملکوک شوند و باید نگذاشت اینها چنین کاری کنند. در بین معممین افرادی هستند که حسادت می ورزند و روی آقای منتظری و مرجعیت ایشان حساسیت دارند. شما در بیت آقای منتظری هستید. باید نگذارید اینگونه افراد به مرجعیت ایشان صدمه ای بزنند و موجب ناراحتی بشوند. چراکه شکی نیست اینگونه افراد به آینده ایشان ضربه می زنند.» (خاطرات آقای منتظری ص 619)

این سخنان که حدودا شش ماه قبل از برکناری منتظری بیان شده است نشان دهنده اوج مدارای امام نسبت به شاگردشان است. شاگردی که بعدها طوری عمل کرد که امام(ره) از خداوند تقاضای مرگ خود را کردند تا خیانت دوستان را نبینند.

ادامه دارد...

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/۱٤ توسط commander

تعدادی از طرفداران کاندیدای شکست خورده انتخابات به جمشید جم خواننده سرود ماندگار یار دبستانی اهانت کردند.

به گزارش فارس، بعداز ظهر امروز در آغاز مراسم سخنرانی جمشید جم خواننده سرود یاردبستانی در دانشگاه فردوسی مشهد و در حالی که وی سخنان خود را با این جمله آغاز کرد که "سرود یار دبستانی را برای شهدای انقلاب خوانده‌ام "، 20 تا30 نفر از طرفداران موسوی با نمادهای سبز با ایجاد هیاهو و اغتشاش به وی اهانت کرده و شعار "جمشید حیا کن دانشگاه رو رها کن " را خطاب به وی سر دادند.

این مراسم به همت جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد و با استقبال 500 نفری دانشجویان در حال برگزاری است.

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/۱۱ توسط commander

گرت فیلدرز،سازنده فیلم موهن«فتنه»با مقایسه قرآن کریم و کتاب یادداشت‏های هیتلر بار دیگر اهانت خود را به اسلام ادامه داد.

به گزارش شبکه ایران، گرت فیلدرز نماینده پارلمان هلند وبنیانگذار حزب آزادی که یکی از رهبران جنجالی در هلند محسوب می شود، در جدیدترین اظهارات ضداسلامی خود، قرآن کریم را با کتاب یادداشت‏های هیتلر مقایسه کرد.

این فرد افراطی هلندی با استقبال از صدور قانون ممنوعیت ساخت مناره در سوییس،تاکید کرد: در هلند نیز باید همه پرسی مشابهی اجرا و این قانون به تصویب برسد.

وی اظهارات توهین‌آمیز و خصمانه خود را با مقایسه قرآن کریم و کتاب یادداشت‏های هیتلر ادامه داد و گفت: استفاده از قرآن نیز همانند ساخت مناره باید مورد همه پرسی قرار گرفته و ممنوع شود.

به گزارش ابنا، فیلدرز با اشاره به اینکه خطر "اسلامگرایی" غرب را تهدید می‏کند،افزود: فرهنگ اسلامی، فرهنگی عقب افتاده و خشونت‏آمیز است.

گفتنی است این نماینده افراطی پارلمان هلند در فیلم «فتنه» نیز، با محور قرار دادن قرآن کریم، اسلام را دین خشونت معرفی کرده بود.

یادآور می‌شود مردم سوییس برغم تظاهر به اصول لیبرالیسم و آزادی‌های اجتماعی و سیاسی در اقدامی نژادپرستانه رای به ممنوعیت ساخت مناره مساجد در این کشور دادند.

این رفراندوم از سوی حزب راست ملی‌گرا که نماد "گاو" را برای خود انتخاب کرده است،کلید خورد مناره‌ها را نشانه افزایش قدرت سیاسی مسلمانان سوییس و احتمال تبدیل شدن سوییس به کشوری مسلمان ‌دانستند.

این درحالی است که در پی صدور قانون ممنوعیت استفاده از مناره در سوییس، چندین تن از رهبران دینی جهان اسلام و کشورهای اروپایی آن را محکوم کرده و مخالف آزادی‏های دینی دانسته‏اند.

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/۱۱ توسط commander

جانشین فرمانده نیروی زمینی سپاه با بیان اینکه مطمئنا خون شهید شوشتری روی زمین نخواهد ماند، تاکید کرد: راه این شهید عزیز را دنبال خواهیم کرد و با سرکوب و دستگیری ضد انقلاب در هر نقطه‌ای پاسخ دندان شکنی به استکبار جهانی و ایادی داخلی آن خواهیم داد.

به گزارش فارس، سردار عبدالله عراقی جانشین فرمانده نیروی زمینی سپاه، در حاشیه مراسم چهلمین روز شهادت سردار شوشتری و همراهانش که صبح امروز در حسینه حضرت زهرا(س) نیروی هوافضای سپاه برگزار شد، با بیان اینکه امروز برای تجدید عهد و پیمان با خون شهدای عزیزمان جمع شده‌ایم، اظهار داشت: خون این شهیدان در حقیقت همان راهی است که امام حسین (ع) و یارانش در طول تاریخ طی کرده‌اند و باید این راه را ادامه دهیم.

جانشین فرمانده نیروی زمینی سپاه هم‌چنین خود را شاگردی از شاگردان سردار شهید شوشتری عنوان کرد و افزود: این شهید بزرگوار در مباحث نظامی و ارتباطی صاحب نظر و ایده بود و وقتی به یک میدان وارد می‌شد تمام کسانی که نظامی بودند و ادعا داشتند کم می‌آوردند.

سردار عراقی همچنین درخصوص اشراف اطلاعاتی شهید شوشتری بر مباحث نظامی نیز گفت: ایشان در مورد مسائل مربوط به قبضه توپ مانند یک فرمانده سوال‌های تخصصی می‌کرد، اما ناشناخته ماند و حتی ما پاسداران نیز او را نشناختیم.

وی ادامه داد: با وجود این که سردار شهید شوشتری 62 ساله بود، در تمام تحرکات و عملیاتی نظامی از اکثر جوانها جلوتر بود و سرزمین ایران را مانند کف دستش می‌شناخت.

وی خاطرنشان کرد: با شهادت شهید شوشتری ثلمه‌ای به اسلام، سپاه و نیروهای مسلح وارد شد که جای آن به هیچ وجه پرشدنی نیست.

اما مطمئنا خون شهید شوشتری روی زمین نخواهد ماند و همه‌ دلاورمردان نظامی، ارتشی، سپاهی و نیروی انتظامی و نیز برادران وزارت دفاع و همه‌ دلسوزان انقلاب و کسانی که دل در گرو امامت و ولایت دارند، خون این شهید را دنبال خواهند کرد و با سرکوب و دستگیری ضد انقلاب در هر نقطه‌ای به زودی پاسخ دندان‌شکنی به استکبار جهانی و ایادی داخلی آن خواهند داد.

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/۱۱ توسط commander

رییس جمهور گفت: به فضل الهی ملت ایران سوخت ‪۲۰‬درصد را خودش تولید می‌کند و ‪۱۰‬مرکز مثل نطنز راه اندازی خواهد کرد.

به گزارش خبرنگار سیاسی ایرنا، دکتر محمود احمدی نژاد که بعدازظهر چهارشنبه در جمع باشکوه مردم اصفهان سخن می‌گفت، تصریح کرد: از نظر ما موضوع هسته‌ای تمام شده است و ملت ما در خصوص موضوع هسته‌ای گفت و گو نمی کند.

احمدی نژاد همچنین بحث احتمال وقع جنگ را یک جنگ روانی و بازی تبلیغاتی دانست و تاکید کرد: رژیم صهیونیستی که چیزی نیست اربابان این رژیم هم نمی توانند کاری کنند.


** نقطه مقابل ولایت، طاغوت و طاغوتیان قرار دارد
رییس جمهوری در ادامه گفت: نقطه مقابل ولایت، طاغوت و طاغوتیان قرار دارند که هیچ اصالتی ندارند.

تصریح کرد: شرط رسیدن به امامت و ولایت، کفر به طاغوت و ایمان به خداست.

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/۱۱ توسط commander

مهدی کروبی، دبیرکل حزب اعتماد ملی که در جریان انتخابات ریاست جمهوری دهم موفق نشد، "یک درصد" آرای اخذ شده را هم کسب کند، در مصاحبه‌ای مدعی شد که مدیر مسئول روزنامه کیهان به فرمایش امام‌(ره) مبنی بر اینکه «میزان رای ملت است» چوب حراج زده است.

حسین شریعتمداری، مدیر مسئول روزنامه کیهان هم امروز در یادداشتی پاسخ سخنان کروبی را داده است.

متن کامل این یادداشت به شرح زیر است:

«مدتی است که اینها -روزنامه کیهان- اتهاماتی همچون همراهی با مارکسیست ها، سلطنت طلب ها، صهیونیست ها و منافقین جنایتکار را مطرح می کنند ولی واقعاً برای من جای سوال است که آیا اینها نمی دانند و فکر نمی کنند که این نوع سخنان نتیجه عکس خواهد داشت؟... آقایان -خطاب به کیهان- بدانند که من به خط امام اعتقاد کامل دارم و معتقدم برخی درصدد هستند راه و خط امام را پاک و از بین ببرند و منویات خودشان را به جای خط امام به مردم قالب کنند. اما بدانند که من پای آرمان های امام و منافع ملی ایستاده ام و تلاش می کنم انحرافات را یک به یک برای مردم بیان کنم تا راه از بیراه مشخص شود... به مسئولین روزنامه کیهان می گویم که برداشت ما از اسلام با برداشت شما از اسلام متفاوت است و به همین علت، آن خمینی ای که ما می شناسیم با خمینی ای که شما می شناسید فرق دارد... به شما می گویم که کج فهم هستید و امام را نشناخته اید و...»

مطلب فوق بخشی از مصاحبه آقای مهدی کروبی با سایت «تغییر» است که در برخی روزنامه های زنجیره ای- از جمله روزنامه اعتماد- با عنوان «نامه کروبی به حسین شریعتمداری» از آن یاد شده است. درباره اظهارات کروبی، اگرچه گفتنی های فراوانی هست ولی از آنجا که هویت کنونی ایشان بر کسی پوشیده نیست، در این نوشته فقط به چند مورد اشاره می کنیم.

1- آنچه درباره مواضع، عملکرد و همراهی و همصدایی کروبی با آمریکا، اسرائیل، گروههای ضدانقلاب نظیر منافقین، بهایی ها، مارکسیست ها، سلطنت طلب ها، دشمنان تابلودار امام و اسلام و انقلاب و... در روزنامه کیهان آمده است، تماماً مستند و غیرقابل انکار است و کیهان تمامی این اخبار و گزارش ها را همراه با اسناد آن - که برای همگان نیز قابل دسترسی است- به چاپ رسانده است بنابراین تعجب آور نیست که آقای کروبی جرأت نفی این اسناد را نداشته باشد و به جای آن- و از ترس رسوایی بیشتر- به کیهان حمله کند. البته با توجه به هویت کنونی آقای کروبی، کیهان حمله ایشان را سند حقانیت خود دانسته و به آن افتخار می کند. کاش آقای کروبی یک بار- فقط یک بار- یکی از اسناد ارائه شده در اخبار و گزارش های مستند کیهان- تاکید می شود فقط یکی از آنها- را که از همکاری آشکار وی با طیف یاد شده حکایت می کند، با ارائه دلیل- و نه با مصاحبه یکطرفه- نفی می کرد و یا می توانست فقط یکی از اسناد کیهان درباره همنوایی سران فتنه با دستور العمل های رسماً اعلام شده آمریکا و اسرائیل را، انکار کند.

به عنوان مثال، آیا جناب کروبی فراموش کرده است که قبل از روز قدس در دیدار با اعضای حزبش برای نظام و مردم مسلمان ایران خط و نشان کشیده بود که «شما روز قدس متوجه می شوید که مردم از چه فکر و اندیشه ای حمایت می کنند»؟! و روز قدس وقتی هواداران کروبی و موسوی و خاتمی آشکارا به نفع اسرائیل و علیه جمهوری اسلامی ایران و حضرت امام(ره) شعار دادند، آقای کروبی با گشاده رویی از آنان استقبال کرد؟! و آیا فراموش کرده است که مقامات آمریکایی و نخست وزیر رژیم صهیونیستی به خاطر مقابله وی با اسلام انقلابی و خط امام(ره) به ایشان مدال شجاعت دادند؟! آقای کروبی! مگر سازمان منافقین، بهایی ها، فدائیان خلق، سلطنت طلب ها و... با صدور بیانیه و اعلامیه و مصاحبه و انتشار آن در سایت های حامی شما و موسوی، از حضرتعالی حمایت نکرده و نمی کنند؟! چرا حتی برای یک بار هم که شده علیه آنها موضع نگرفتید؟!

البته آقای کروبی در مصاحبه یاد شده برای اثبات ادعای خود درباره دروغ بودن اخبار کیهان! به تماس خویش با احمد صدر حاج سید جوادی- عضو جبهه ملی- اشاره کرده و ضمن تجلیل فراوان از وی، می گوید، «او به من پیغام داده بود که می خواهد به صورت تلفنی از من دلجویی کند(!) ولی ناگهان، چند روز بعد کیهان نوشت احمد صدر حاج سیدجوادی از کروبی خواست جبهه مدافعان ملی تشکیل بدهد» و این خبر کیهان را دروغ نامیده است! که باید گفت: خبر کیهان با استناد به اظهارات شخص حاج سید جوادی در مصاحبه با سایت میزان- وابسته به نهضت آزادی- نقل شده بود و سند و آدرس آن نیز در خبر ویژه کیهان آمده بود. حاج سید جوادی در آن مصاحبه و همچنین در مصاحبه با سایت «آریا» تأکید می کند که در تماس با آقای کروبی از وی خواستم همراه با آقای موسوی به تشکیل جبهه مدافعان ملی روی آورد و به مبارزه خود ادامه دهد!! خب! جناب کروبی، بعد از آنهمه رجزخوانی فقط به یک نمونه اشاره کردید که آنهم تأیید خبر کیهان و اثبات دروغگویی شما بود.

2- آقای کروبی فرموده اند اسلام ایشان با اسلام کیهان فرق می کند و خمینی ای ]ره[ که او می شناسد با خمینی ای]ره[ که کیهان می شناسد متفاوت است، که باید گفت: این سخن آقای کروبی کاملاً درست بوده و قابل قبول است. چرا که اسلام امام(ره)، اسلام ناب محمدی(ص) است و ضدیت با آمریکا، دشمنی با اسرائیل، مقابله با منافقین و بهائیان و سلطنت طلبان و مرفهین بی درد، حمایت از مستضعفین و محرومان از جمله اصلی ترین شاخصه های آن است. آیا غیر از این است؟ حالا باید از آقای کروبی پرسید، آیا می توانید همراهی و همصدایی خود با آمریکا و اسرائیل و منافقین و بهایی ها و مرفهین بی درد و سلطنت طلب ها و... را انکار کنید؟ بدیهی است که با وجود اینهمه اسناد که کیهان فقط به اندکی از آنها اشاره کرده است نمی توانید انکار کنید. و از سوی دیگر مقابله کیهان با طیف مورد اشاره با استناد به نسخه های آن که موجود است قابل انکار نیست.بنابراین، ادعای شما درباره تفاوت اسلام شما و اسلام کیهان و متفاوت بودن برداشت شما از امام(ره) با برداشت کیهان از آن بزرگوار، کاملاً صحت دارد. با این توضیح که جنابعالی در صف دشمنان امام(ره) و در اردوگاه اسلام آمریکایی هستید و همه تلاش کیهان آن است که از حلقه اسلام ناب محمدی(ص) بیرون نرود. آیا غیر از این است؟!

آیا اسلام ناب و حضرت امام (ره) که پرچمدار آن بوده اند، با جرثومه های فسادی که حضرتعالی در کنف حمایت آنها هستید، سر آشتی داشتند؟ و آیا روز قدس به نفع اسرائیل و روز 13 آبان به نفع آمریکا شعار می دادند؟ آیا ... و آیا...؟!

3- راستی آقای کروبی! مگر حضرت امام(ره) نفرموده اند هرگاه دشمنان اسلام و انقلاب از شما تعریف و تمجید کردند، مطمئن باشید که به بیراهه می روید؟ این سخن امام راحل(ره) را که نمی توانید انکار کنید؟ بنابراین، چرا، حتی یک بار هم علیه دشمنان تابلودار اسلام و انقلاب و امام(ره) موضع نگرفتید بلکه، به حمایت آشکار از آنها نیز برخاستید؟! راستی چرا؟! شما علت را می دانید و نمی گوئید ولی کیهان می داند و می گوید که علت آن استحاله هویتی شما و خروج از خط امام و انقلاب است.

گفتنی است آقای کروبی در همین مصاحبه، وقتی می خواهد خاطره ای از مرحوم مهندس بازرگان نقل کند، می گوید «البته بنده در آن زمان- سال های اولیه بعد از انقلاب- دیدگاه مشترکی با مهندس بازرگان نداشتم»! دقت کنید! یعنی اینکه، حالا با نهضت آزادی دیدگاه مشترکی دارد! همان نهضت آزادی که حضرت امام(ره) در نامه ای - از قضا خطاب به آقای محتشمی پور که هم پیمان کنونی کروبی و موسوی است- درباره آنان فرموده اند «اگر خدای متعال عنایت نفرموده بود و مدتی در حکومت موقت باقی مانده بودند، ملت های مظلوم به ویژه ملت عزیز ما اکنون در زیر چنگال آمریکا و مستشاران او دست و پا می زدند و اسلام عزیز چنان سیلی از این ستمکاران می خورد که قرن ها سر بلند نمی کرد... نهضت به اصطلاح آزادی و افراد آن چون موجب گمراهی بسیاری از کسانی که بی اطلاع از مقاصد شوم آنان هستند، می گردند باید با آنها برخورد قاطعانه شود و نباید رسمیت داشته باشند.»

خب! آقای کروبی! آیا باز هم لاف گزاف می زنید و خود را خط امامی! معرفی می کنید؟!

جناب کروبی! حافظ شیرازی را «لسان الغیب» نامیده اند و برای اثبات شایستگی این لقب همین اندازه کافی است که قرن ها قبل، انگار هویت افرادی نظیر جنابعالی و موسوی و خاتمی را وصف کرده است. آنجا که می فرماید؛

صوفی پیاله پیما، زاهد قرابه بر دوش

ای کوته آستینان، تا کی دراز دستی؟

در خلوت مغانم، دوش آن صنم چه خوش گفت

با کافران چه کارت، گر بت نمی پرستی؟!

راستی آقای کروبی «با کافران چه کارت»؟!

آقای کروبی! مگر آقای منتظری از سوی حضرت امام(ره) طرد نشده و با توجه به خیانت های وی، او را از «سوختن در قعر جهنم» بیم نداده بود؟ و مگر جنابعالی در همان ایام طی نامه ای به خیانت منتظری اشاره نکرده بودید؟ پس چه شد که امروزه با دشمن طرد شده حضرت امام(ره) علیه انقلاب و خط امام(ره) و به نفع دشمنان اسلام، ائتلاف کرده و قربان صدقه او می روید؟ آیا هنوز هم ادعای خط امامی بودن دارید؟!

4-آقای کروبی گفته است «میزان رأی ملت است» که سخن حکیمانه ای است- و البته این سخن حکیمانه متعلق به حضرت امام(ره) است نه جناب کروبی- و اما، باید به جناب کروبی گفت؛ اگر میزان رأی ملت است- که هست- اینهمه سروصدای جنابعالی برای چیست؟ شما که با آنهمه هزینه و برو بیا و... نتوانستید حتی یک درصد از رأی ملت را هم کسب کنید؟! تعداد آراء حضرتعالی از تعداد آراء باطله هم کمتر بود! نبود؟! آیا اعتقاد دارید که در شمارش آراء 40 میلیون تقلب شده است؟! شوخی نفرمائید! درست است که گفته اند «مأمور معذور» است ولی مأمور اگر اهل ایمان و تقوی و صداقت باشد، نزد خدا و خلق خدا «مسئول» هم هست و هرچه را جرج سوروس صهیونیست و جین شارپ و مایکل لدین درباره ادعای تقلب در انتخابات و سردادن شعارهای ضدامام و اسلام و انقلاب به وی توصیه کردند، نمی پذیرد. یادتان هست که این توصیه ها چند ماه قبل از انتخابات به سران فتنه دیکته شده بود؟ اگر یادتان رفته لطفاً به یادداشت روز و اخبار ویژه کیهان که در همان روزها این فرمول دیکته شده را فاش کرده و اسناد آن را نیز آورده بود، مراجعه بفرمائید.

5- جناب کروبی، باور بفرمائید جنابعالی و آقایان موسوی و خاتمی در آزمون الهی که برای سنجش ضریب اعتقاد و ایمان برخی از مدعیان به اسلام ناب محمدی(ص) و خط امام(ره) و میزان میهن دوستی و مردم گرایی آنان برپا شده بود، رفوزه شده و سقوط کرده اید. باور بفرمائید که شما آقایان تمام شده اید!

آقای کروبی! یادتان هست که قبل از انتخابات آقایان موسوی و خاتمی و... در جلسات محرمانه خود، حضرتعالی را راه نمی دادند؟ راستی چقدر از بی محلی آنها عصبانی بودید؟! یادتان که هست؟! اما بعد از ناکامی در انتخابات و هنگامی که نوبت به بازی «صفر»ها رسید، شما را هم به بازی گرفتند... و چه بازی مسخره ای؟!... امیدواریم علی رغم گناه بزرگی که مرتکب شده اید توفیق توبه پیدا کنید که «دارالشفای توبه نبسته است، در هنوز» و صد البته مجرمان را بعد از توبه هم مجازات می کنند، چرا که مجازات آنان، هم «حق الله» است و هم «حق الناس»... و خدای مهربان همه ما را از شر نفس اماره و همزات شیطان محفوظ بدارد که چه اندک است جیفه دنیا و ماندگاری آخرت چه طولانی و بی انتها...

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/۱۱ توسط commander

نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس با اشاره به تلاش جریان فتنه برای بهره‌برداری از قشر دانشجو گفت:تلاش جریان فتنه برای فراموشی ماهیت ضدآمریکایی 16 آذر به سرانجام نمی‌رسد.

 

حجت‌الاسلام حسین ابراهیمی، نماینده مردم بیرجند در مجلس در گفتگو با خبرنگار سیاسی باشگاه خبری فارس «توانا»، اظهار داشت: جریان فتنه در طول تاریخ اسلام همواره درصدد بوده که با سوءاستفاده از جریان هدایتگر به القای تفکرات منافقانه خود در سطح جامعه بپردازد.
وی افزود:بنا به فرمایش امیرالمومنین (ع) جریان فتنه، خوب و بد را در هم می‌آمیزد و از مخلوط کردن این دو با یکدیگر، فتنه را در جامعه ایجاد می‌کند.
نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی اظهار داشت: جریان فتنه در طول تاریخ با ایجاد فضای مسموم در جامعه و با سوءاستفاده از شعارهای دینی و مذهبی مانند الله‌اکبر به مقدسات دینی توهین کرد و با توسل به مسائل دروغین مذهبی موجب شهادت حضرت اباعبدالله الحسین شد.
وی با تاکید بر اینکه تشخیص حق و باطل در فضای فتنه برای مردم ناممکن است، تصریح کرد: زمانی که حق و باطل درهم می‌آمیزد، تشخیص حق برای افراد جامعه مشکل است در نتیجه در این فضا جامعه به سوی فتنه سوق پیدا می‌کند.
حجت‌الاسلام ابراهیمی ادامه داد: برای تشخیص فتنه، همگان بصیرت لازم را ندارند؛ بر این اساس نخبگان و دانشجویان وظیفه دارند که مردم را در این زمینه آگاه کنند.
وی خاطرنشان کرد: برای افزایش بصیرت مردم، این مسئله را باید نمایان کرد که چرا جریان فتنه‌ با حضور در جشن‌های ملی و‌ مذهبی نظام جمهوری اسلامی درصدد بهره‌برداری جنایی از اعیاد ملی است.
این عضو اصولگرای مجلس هشتم با اشاره به رویکرد جریان فتنه در سوءاستفاده از روز دانشجو به نفع خود ابراز داشت:فتنه‌گرانی که در مسیر باطل حرکت می‌کنند، با تصاحب تقویم تاریخی کشور درصدد رسیدن به امیال خبیثانه شیطان بزرگ هستند؛ که اصل ماجرای 16 آذر که همانند 13 آبان دارای ماهیت ضدآمریکایی و ضدسرمایه‌داری است، فراموش شود.
وی در پایان دانشجویان را به بصیرت در مقابل توطئه دشمنان دعوت کرد و بیان داشت: با هوشیاری دانشجویان، جریانی که درصدد بهره‌برداری از فضای دانشگاه است، به نتیجه نمی‌رسد؛ چرا که اکثر دانشجویان با آگاهی از امیال جریان فتنه، فریب توطئه آنها را نخواهند خورد.

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/۱۱ توسط commander

دریابانی جزیره سیری از آزادی 5 انگلیسی دستگیر شده در ساعتی پیش خبر داد.

به گزارش فارس به نقل از روابط عمومی کل سپاه، دریابانی جزیره سیری اعلام کرد: 5 انگلیسی که در پی ورود غیر قانونی یک شناور به آبهای جمهوری اسلامی ایران در محدوده جزیره سیری دستگیر شده بودند، ساعتی پیش آزاد شدند.

این دریابانی با اشاره به اظهارات سرنشینان این شناور مبنی بر ورود اشتباه به محدوده آبهای سرزمینی جمهوری اسلامی ایران در خلیج فارس افزود: با بررسی‌های به عمل آمده و بازجویی از 5 سرنشین انگلیسی شناور مشخص شد که ورود غیر قانونی آنان به اشتباه صورت پذیرفته است. لذا با اخذ تعهدات لازم تصمیم به آزادی بازداشت شدگان گرفته شد.

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/۱۱ توسط commander
از ابتدای انتشار این خبر، موجی از شایعه و تحلیل‌های کارشناسی از سوی این افراد آگاه به راه افتاده و آنها به نوعی خواستند تا از این مساله بهره‌برداری سیاسی بکنند. اکثر این کارشناسان آگاه هم کناره‌گیری آیت الله را به مساله انتخابات و بعد از انتخابات گره زدند. بعضی‌ها حتی سخنگوی آیت‌الله جوادی آملی هم شدند و از طرف ایشان اظهار نظر کردند. مثلا روزنامه اعتماد در ویژه‌نامه امروز خود مدعی شده است که آیت الله جوادی آملی به دلیل اعتراض به «نشنیده شدن اظهاراتش» برای همیشه از امامت جمعه قم خداحافظی کرده است!

دروغ از این واضح‌تر؟ از همه خواهش می‌کنیم قبل از نوشتن چنین تحلیل‌هایی، یک بار بروند و فیلم و صوت نماز جمعه اخیر قم را به دقت بررسی کنند و ببینند آیا آیت الله جوادی آملی، در این خطبه‌ها کوچکترین اشاره‌ای به مسائل سیاسی کرده‌اند یا نه؟ و آیا انصراف خود را به مسائل سیاسی (حتی به صورت ایما و اشاره) ربط داده‌اند یا نه؟ و اصلا گفته اند که من به خاطر شنیده نشدن اظهاراتم، خداحافظی می‌کنم؟

خوشبختانه و یا متاسفانه بسیاری از این آدم‌ها آنقدر شناختشان از روحانیونی چون آیت الله جوادی آملی کم است که هر کاری بکنند نمی‌توانند این جهالت خودشان را پنهان بکنند. بسیاری از آنها وقتی می‌خواهند درباره انصراف آیت الله جوادی آملی تحلیلی برای رسانه‌های خود بنویسند، بلاتشبیه در ذهنشان آدم‌هایی مثل شیخ اصلاحات را تصور می‌کنند و گمان می‌کنند کناره‌گیری آقای جوادی آملی هم از جنس قهر کردن‌های کروبی است!

آنهایی که با ادبیات این حکیم فرزانه آشنا هستند، فهمیده‌اند که جان کلام آیت الله جوادی آملی، یک مطلب عرفانی و اخلاقی بوده است. ایشان گفتند امام جمعه رهبر حرکت من الخلق الی الحق است. (حرکت از متن مردم به سوی خدا) و ادامه دادند که مردم در نماز سکوت می‌کنند و امام جمعه از سوی آنها با خدا سخن می‌گوید و مشکلات مردم را به خدا عرضه می‌کند. اگر مشکلات همچنان باقی باشد، معلوم می‌شود که امام جمعه در عرضه این مشکلات موفق نبوده است. این مضمون بیانات آیت الله جوادی آملی بود، در حالی که برخی رسانه‌ها با شیطنت، از همین عبارات عرفانی و اخلاقی، در صدد القای این مطلب بودند که گویا آیت الله جوادی آملی از شنیده نشدن اظهاراتش توسط مسئولان گلایه کرده و امامت جمعه را ترک کرده است!!

منکر مشکلات موجود در جامعه نیستیم، ولی انصافا در کجای این خطبه، آیت الله جوادی آملی گفته است که من مشکلات را به مسئولان گفته‌ام و آنها گوش نکرده‌اند؟ در حالی که اصل بیانات ایشان درباره عرضه مشکلات از سوی خطیب نماز جمعه به خداوند بود.

در این میان، متاسفانه عده‌ای از دوستان ما هم گرفتار این بازی رسانه‌ای و تبلیغاتی شدند و به چنین شایعاتی دامن زدند. مثلا چند روز پیش وبلاگی تیتر زده بود «این عمار آقای جوادی؟!»‌ همین را کم داشتیم که یک نوجوان دنیای مجازی بیاید و درباره آیت الله جوادی آملی بگوید «این عمار؟!» باور کنید از این دسته وبلاگ‌های اصولگرا بیشتر از موج سبز و بالاترین دلخور هستیم. آنها تکلیفشان معلوم است، نه آیت الله جوادی آملی را می‌شناسند و نه کاری به این مسائل دارند، نمی‌دانم به چه زبانی باید به این دوستان غافل خودمان بگوییم که …

اینکه بدون تحقیق و بررسی همه‌ی جوانب یک ماجرا و بدون آنکه کمترین شناختی از زندگی پربار علامه داشته باشیم، به خودمان اجازه دهیم که خیلی راحت درباره چنین شخصیتی قضاوت کنیم، واقعا برایم غیرقابل تحمل است. آنهم درباره کسی که عمرش را در راه دین و تبیین معارف شیعه گذرانده و از پشتیبانان انقلاب اسلامی بوده و هنوز هم از وفاداران به انقلاب و امام و رهبری است.

و متاسفانه ضربه‌ای که برخی از دوستان ناآگاه ما با دفاع ناشیانه خود دارند می‌زنند، دشمنان نزده‌اند. کاش می‌شد کمی راحت‌تر درباره‌ی رفتارها، توهین‌ها و برخورد‌های جاهلانه‌ی چند ماه گذشته‌ی برخی از این مدعیان در قم با علما و مراجع و از جمله آیت الله جوادی آملی مطلب نوشت. کاش می‌شد…

لینکهای مرتبط:
توضیح مسئول دفتر آیت الله جوادی آملی : حجت الاسلام رضوی هرگونه شائبه سیاسی بودن این تصمیم را رد کرد و افزود: پس از مسایل سیاسی اخیر برای اینکه چنین شائبه ای ایجاد نشود آیت الله جوادی چند ماه تصمیم خود را به تاخیر انداخت.

توضیح معاون فرهنگی موسسه اسراء (وابسته به آیت الله جوادی آملی) : کهولت سن، خستگی و پرداختن به فعالیت های تحقیقی به ویژه تفسیر تسنیم علت کناره گیری ایشان از امامت نماز جمعه شهر قم است.
نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/۱۱ توسط commander

نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی گفت: پرونده قضایی مهدی هاشمی در بازپرسی دستگاه قضایی تحت بررسی است.

به گزارش ایرنا، قرار بود مناظره ای میان علیرضا زاکانی و داریوش قنبری اعضای فراکسیون های اکثریت و اقلیت مجلس شورای اسلامی در دانشکده ادبیات دانشگاه علامه طباطبایی برگزار شود اما قنبری در این برنامه حضور نیافت.

علیرضا زاکانی دبیر کل جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی در سخنان خود با بیان اینکه جریان دوم خرداد طیفی است که بخش هایی از آن هیچ اعتقادی به امام راحل نداشتند افزود: بخش‌هایی از دوم خردادی هم بودند که اعتقاد به امام داشتند اما رفتارها و عملکردهای متفاوتی از اندیشه های امام داشتند.

وی با اشاره به اینکه اگر کسی دم از امام می زند باید اندیشه های امام را مد نظر قرار دهد، خاطر نشان ساخت: باید به افکار امام راحل حساس باشیم و پرچم امام را دست بگیریم اما رفتار دوم خردادی ها هیچ سنخیتی با این نداشت.

عضو فراکسیون آموزش و تحقیقات مجلس به جریانات پس از انتخابات اشاره کرد و گفت: رویدادهای پس از انتخابات میزان پایبندی آنها را (نامزدهای شکست خورده) به نظام نشان داد که چطور قانون شکنی کردند.

**نامزدهایی که تلاش می کردند خود را قانون‌مدار نشان دهند، قانون‌شکنی کردند

زاکانی اظهار داشت: نامزدهایی که قبل از انتخابات تلاش می کردند خود را قانون مدار نشان دهند دیدیم که چطور خود قانون شکنی کردند.

به گفته وی، آنها ( نامزدهای شکست خورده) اعتراض خود را از راه های قانونی دنبال نکردند و در کف خیابان ها راه افتادند و به اماکن عمومی خسارت وارد کردند.

**نامزدهای شکست‌خورده پاسخگوی قانون شکنی خود باشند

عضو کمیته تحقیق حوادث پس از انتخابات مجلس با بیان اینکه نامزدهای شکست خورده چهره و آبروی نظام را لکه دار کردند، خاطر نشان ساخت: آنها باید پاسخگوی این قانون شکنی خود باشند.
وی به تعداد کشته شدگان (37 نفر) حوادث پس از انتخابات اشاره کرد و گفت: حتی یک کشته هم قابل قبول نیست.

عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس ادامه داد: در این حادثه افرادی که فرزندان مسئولان این نظام بودند، با منافقین هم‌نوا شدند.

زاکانی به پرونده قضایی مهدی هاشمی در دستگاه قضایی اشاره کرد و گفت: پرونده ایشان در بازپرسی تحت بررسی است.

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/۱۱ توسط commander

با معرفی رهنورد به عنوان مغز متفکر اغتشاشات اخیر ایران توسط نشریه فارین پالیسی اجرای پروژه مده‌آ (medea) در ایران تایید شد.

به گزارش خبرگزاری فارس، چندی پیش این خبرگزاری طی گزارشی از پروژه "مده‌آ " (medea)به عنوان سناریوی جدید جنگ نرم در حوادث پس از انتخابات ایران خبر داد.

در این گزارش به نقش محوری گروهی از دختران و همسران سیاستمداران ایرانی در حوادث و آشوبهای بعد از انتخابات و صحنه گردانی این افراد اشاره شد.

مجله آمریکایی فارین پالیسی در شماره اخیر خود در لیست 100 متفکر جهان، "بن برنانکی " رئیس بانک مرکزی آمریکا را اولین نفر، باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا را دومین نفر و سومین نفر را زهرا رهنورد، همسر میر حسین موسوی، کاندیدای شکست خورده انتخابات دهم ریاست جمهوری، به عنوان مغز متفکر جنبش سبز ایران معرفی کرده است.

انتخاب رهنورد به عنوان مغز متفکر اغتشاشات سبز در ایران مهر تأییدی بر واقعی بودن پروژه "مده‌آ " است.

پروژه مده‌آ همانند پروژه آژاکس ریشه در ادبیات کهن غرب دارد و مانند دکترین پاشنه آشیل، اسب تروا، برگ درخت زیگفرید، آموزه‌ای راهبردی است که بر اساس آن طرحهای استراتژیک تهیه می‌شوند.

مده‌آ داستان دختر پادشاهی است که عاشق دشمن پدر خویش می شود و با کمک به دشمن در اجرای نقشه از پیش طراحی شده به کشور و پدر خود خیانت می‌کند.

در جریان انتخابات شاهد بودیم که دختران و همسران برخی از سیاستمداران با سابقه!!! با صحنه گردانی، اقدام به ایجاد تردید در نتایج انتخابات و تحریک مردم به ایجاد اغتشاش کردند.

زنانی که سیاست را نه عرصه‌ای برای خدمت به کشور، بلکه عرصه‌ای برای جاه‌ طلبی‌های سیاسی یافته‌اند.

خط زنانه اغتشاشات اخیر تنها در حوزه داخلی فعال نبود، بلکه در حوزه خارجی نیز شیرین عبادی، ژیلا بنی یعقوب(برنده جایزه جهانی موسوم به آزادی در بیان سال 2009) ، نازنین بنیادی، شیرین نشاط (سازنده فیلم زنان بدون مردان که روایتی از نقش زنان در جریان کودتای 28 مرداد 1332 است)، زهرا امیر ابراهیمی (بازیگر تئاتر ضد ایرانی رویای طاهرگان خاموش) و بسیاری دیگر از مده‌آهای ایرانی حضور دارند.

نقش زنان در موضوعاتی از این دست در تاریخ ایران مسبوق به سابقه است چنانکه می توان به مهدعلیا مادر ناصرالدین شاه که قتل امیر کبیر را زمینه چینی کرد و اشرف پهلوی که نقش مهمی در کودتای 28 مرداد داشت اشاره کرد.

مده‌آی ایرانی نیز طبق تصریح نشریه فارین پالیسی، در کودتای مخملی ایران نقش مغز متفکر را داشته است.

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/۱٠ توسط commander

دانشجویان دانشگاه‌های تهران فردا چهارشنبه به منظور مطالبه از رژیم سلطنتی انگلیس برای تحویل آرش حجازی قاتل ندا آقا سلطان، در برابر سفارت این رژیم در تهران تجمع اعتراض‌آمیز برگزار می‌کنند.

به گزارش فارس، دفتر تحکیم وحدت، اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان و اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل با صدور اطلاعیه‌ای اعلام کردند که با توجه به حضور آرش حجازی قاتل ندا آقا سلطان در کشور انگلیس، فردا چهارشنبه در برابر سفارت این رژیم سلطنتی در تهران تجمع کرده و بر لزوم تحویل آرش حجازی به ایران برای محاکمه در دادگاه صالحه تأکید خواهند کرد.

بنابر اعلام این اتحادیه‌های دانشجویی، در این تجمع، طی نمایشی توسط تعدادی از دانشجویان رشته تئاتر، صحنه واقعی قتل ندا آقاسلطان بازسازی خواهد شد.

این اتحادیه‌های دانشجویی همچنین اعلام کردند که اعتراض به اقدام اخیر ملوانان انگلیسی در ورود غیرقانونی به آب‌های جمهوری اسلامی ایران در خلیج فارس، از دیگر موارد اعتراض دانشجویان در تجمع فردا خواهد بود.

این تجمع ساعت 15 فردا چهارشنبه در مقابل سفارت رژیم سلطنتی انگلیس در تهران آغاز خواهد شد.

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/۱٠ توسط commander

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/۱٠ توسط commander

در آستانه روز دانشجو (16 آذر) یک تیم وابسته به دستگاه های امنیتی غربی با کمک سر پل های داخلی خود آمپول های حاوی یک ماده جدید میکروبی را به کشور وارد کرده اند.

به گزارش شبکه خبر دانشجو، خبرنامه دانشجویان ایران در گزارشی نوشت: عناصر ضد انقلاب که هر ساله نگاه ویژه ای به روز دانشجو دارند، با برنامه ریزی خطرناکی برای روز 16 آذر امسال، نوعی "آمپول سمی" را به کشور وارد کرده اند تا با کشته سازی از میان گروه حامی میرحسین موسوی یک سناریو جدید را آغاز کنند.

بر اساس این گزارش، تجربه تلخ روزهای بعد از انتخابات برای مردم ایران با کشته شدن جمعی از هموطنان موجب طراحی دوباره دستگاه های امنیتی – اطلاعاتی غربی برای اجرای کشته سازی از میان معترضین شده است.

این "آمپول های سمی" که در آزمایشگاه های چند کشور غربی جواب داده بود، برای روز 16 آذر وارد ایران شده است.

این آمپول ها طوری ساخته شده که به محض تزریق به بدن، آسیب جدی از فلج اندام گرفته تا حد مرگ به فرد هدف وارد کند./

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/۱٠ توسط commander

بیش از هزار و 600 نفر از سادات روحانی قم در بیانیه‌ای ضمن اعلام برائت از سران فتنه، اقدامات و رویکرد آنان را در تقابل با آرمان‌ها و اندیشه‌های امام خمینی(ره) دانسته‌اند.

به گزارش شبکه ایران، در این بیانیه که اسامی کسانی چون حجج الاسلام سیدصمصام‌الدین قوامی، سیدمهدی میرباقری، سیدعلیرضا تکیه‌ای، سیداحمد رهنمایی، سیدمحمدرضا مدرسی، سید احمد فقیهی، سیدمحمود نبویان و سیدمحمدصادق موسوی نسب در آن دیده می‌شود، با تاکید بر سو‌ءاستفاده سران فتنه از رنگ مقدس سبز، عنوان شده است که "متاسفانه سران این گروه‌ها از متن مردم جدا شده و دست در دست بدخواهان خارجی، سلطنت‌طلبان، منافقان و مطرودین امام و انقلاب، جبهه شکننده‌ای را در تقابل با اندیشه سبز ولایت ایجاد کرده و صحنه‌هایی را آفریدند که دل ارادتمندان به امام راحل (ره) را دردمند ساخت."

آنان با بیان اینکه معیار راه امام تنها یدک کشیدن نام امام نیست، تاکید کرده‌اند که "ما سادات حوزه علمیه قم ‌به عنوان بخشی از جامعه بزرگ روحانیت‌ ضمن اظهار برائت از مکر و حیله جریان نفاق، اعلام می‌کنیم همچنان به عهدی که با خمینی کبیر(ره) بسته‌ایم وفاداریم و اندیشه تابناکش را با جان و دل پاس می‌داریم."

سادات روحانی قم پس از آنکه ولایت فقیه را میراث جاوید امام خمینی(ره) و جلوه‌ای از ولایت الهی دانسته، اعلام کرده‌اند: "در آستانه عید سعید غدیر، بیعت خود را با خلف صالح خمینی، خامنه‌ای عزیز تازه می‌کنیم. ما مصممیم تحت لوای او، راه نورانی اما پر از فراز و نشیبی را که امام‌مان ترسیم کرد، بپیماییم و کلامش را باور داریم که اسلام سنگرهای کلیدی جهان را فتح خواهد کرد."

* جبهه سران فتنه در تقابل با اندیشه سبز ولایت

به گزارش فارس، این هزار و 600 نفر از سادات روحانی قم با بیان اینکه "شیعیان رنگ سبز را به عنوان نماد دلدادگی و شوریدگی به اهل بیت عصمت(ع) برگزیده و در طول حیات فرهنگی خود، همواره به دیده تقدس به آن نگریسته‌اند"، تاکید کرده‌اند: در انتخابات اخیر، برخی از گروه‌های سیاسی با تمسک به این رنگ در عرصه رقابت حاضر شدند و بخشی از مردم هم در چارچوب نظام و انقلاب به آنها تمایل نشان دادند. اما پس از انتخابات، متاسفانه سران این گروه‌ها از متن مردم جدا شده و دست در دست بدخواهان خارجی، سلطنت‌طلبان، منافقان و مطرودین امام و انقلاب، جبهه شکننده‌ای را در تقابل با اندیشه سبز ولایت ایجاد کرده و صحنه‌هایی را آفریدند که دل ارادتمندان به امام راحل (ره) را دردمند ساخت."

در این بیانیه تصریح شده است: مردمی که صادقانه در انتخابات حاضر شده بودند، اینک ناباورانه به این صحنه‌ها می‌نگریستند و از خود می‌پرسیدند آیا این اشخاص همان‌هایی‌اند که از ولایت اهل بیت(ع) دم می‌زدند و با اظهار پایبندی به آرمان‌های امام و رهبری و ارزش‌های دفاع مقدس و با شعار قانونگرایی، زندگی آرام و بدون تنشی را نوید می‌دادند؟ این مردم، فوران نفرت را با چشم خود می‌دیدند و نسبت به آن بیزاری می‌جستند."

البته به اعتقاد این هزار و 600 سادات روحانی "در نظر آگاهان، وقوع چنین حوادثی دور از انتظار نبود. برخی از این جریانات در سال‌های نه چندان دور صراحتا پیامبر اکرم(ص) را خشونت‌طلب و شهادت امام حسین(ع) را محصول این خشونت نامیدند، به ساحت مقدس فاطمه زهرا(س) جسارت کردند، زیارت جامعه کبیره را غلو‌آمیز خواندند و نام امام خمینی(ره) را به موزه‌ها سپردند و اینک در پس تقدس رنگ سبز و نام امام پنهان شده و اندیشه سبز او و میراث بر جای مانده از او را مورد هجمه قرار دادند."

سادات روحانی در ادامه به رویدادهای مشابه در صدر اسلام اشاره و اضافه می‌کنند: در صدر اسلام هم گروهی در تقابل با جریان سبز نبوی و علوی به مسجد ضرار پناه بردند و قرآن‌ها را بر سر نیزه‌ها برافراشتند، آیا هجمه نظری و علمی به اندیشه ولایت فقیه متهم کردن نظام و انقلاب، تعرض به قانون اساسی و زیر پا نهادن ساختاهای قانونی، حذف شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل، سردادن شعارهای نه غزه نه لبنان و جمهوری ایرانی به جای جمهوری اسلامی زیر سئوال بردن تسخیر لانه جاسوسی و عذر خواهی کردن از آمریکا، احیای مطرودین امام و پناه بردن به آنان‌، تقابل آشکار با اندیشه خمینی کبیر نیست؟"

این بیانیه تصریح می‌کند که "هنوز نوای پر صلابت خمینی، این ابر مرد تاریخ، در گوشمان طنین‌انداز است که ولایت فقیه را امتداد ولایت رسول الله(ص) و نظام ولایی را مترقی‌ترین نظام‌ها و حفظ آن را از اوجب واجبات می‌دانست و بر جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد تاکید داشت، آمریکا را شیطان بزرگ و تسخیر لانه جاسوسی را انقلاب دوم نامید و در مقابل عربده کشی آمریکا فریاد زد: آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند، اسرائیل را غده سرطانی خواند و فتنه حکومت از نیل تا فرات را به همگان یاد‌آور شد."

* آیا معیار راه امام تنها یدک کشیدن نام امام است؟

در ادامه آمده است؛ با طرد برخی از اشخاص و جریانات داخلی، آنها را نااهلان نامید و فرزندان انقلابیش را از سپردن امور به دست آنان بر حذر داشت، امروز برخی از انقلابیون خسته و فرتوت را چه شده که از خط نورانی مبارزه و مجاهدت اظهار پشیمانی می‌کنند و بر چهره عبوس آمریکا لبخند می‌زنند؟ یاران دیروز و عهد‌شکنان امروز که کنج عافیت و راحت‌طلبی را برگزیده و برای توجیه فرسایش و دگر‌اندیشی خود اندیشه تابناک امام را تحریف می‌کنند.

این بیانیه تصریح می‌کند؛ آیا معیار راه امام تنها یدک کشیدن نام امام است؟ و آیا اندیشه او اندیشه‌ای مقطعی و محدود به زمان ایشان است؟ مگر او نبود که خط مبارزه حق و باطل را به وسعت تاریخ برایمان ترسیم کرد و فرمود: تا شرک و کفر هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست، ما هستیم؟ ما سادات حوزه علمیه قم ‌به عنوان بخشی از جامعه بزرگ روحانیت‌ ضمن اظهار برائت از مکر و حیله جریان نفاق، اعلام می‌کنیم همچنان به عهدی که با خمینی کبیر(ره) بسته‌ایم وفاداریم و اندیشه تابناکش را با جان و دل پاس می‌داریم.

*بیعت با ولی فقیه

در ادامه این بیانیه خاطرنشان می‌کند؛ ولایت فقیه را میراث جاوید آن بزرگمرد و جلوه‌ای از ولایت الهی می‌دانیم که در امتداد ولایت سبز نبوی و علوی‌ست و در آستانه عید سعید غدیر، بیعت خود را با خلف صالح خمینی، خامنه‌ای عزیز تازه می‌کنیم. ما مصممیم تحت لوای او، راه نورانی اما پر از فراز و نشیبی را که امام‌مان ترسیم کرد، بپیماییم و کلامش را باور داریم که اسلام سنگرهای کلیدی جهان را فتح خواهد کرد.

این بیانیه می‌افزاید؛ در این راه توکلمان بر خداست و سلاحمان بصیرت. و همت‌ها و اراده‌های مردمی را به همراه داریم که پس از گذشت 30 سال از پیروزی انقلاب، به دعوت رهبر خود، حماسه بی‌بدیل حضور 40 میلیونی را آفریدند که چشم مدعیان دموکراسی و مردمسالاری را در جهان خیره ساخت. هر چند برخی از جریانات داخلی قدر آن را نشناختند و بر صورت این حماسه عظیم غبار تردید افشاندند.

در پایان این بیانیه آمده است؛ در پایان از همه دلدادگان و عاشقان اهل بیت (ع) می‌خواهیم که در دهه ولایت و عید سعید غدیر، با برپایی مراسم سرور و شادی، پایبندی و ارادت خود را به جریان ولایت الهی جلوه‌گر ساخته و نقش زیبای الیوم یئس الذین کفروا من دینکم را به تصویر کشند، به عهد‌شکنان و فتنه‌گران هم توصیه می‌کنیم که پوستین نفاق و دو‌رویی را از تن بیرون کنند و به خط نورانی و اصیل امام بازگردند. به آموزه‌های قرآن رجوع کنند تا دریابند که نور ولایت الهی آینده تاریخ را رقم خواهد زد و در این بین نصیب باطل، تنها جولانی چند روزه است.« یریدون لیطفئوا نورالله بافواههم والله متم نوره ولو کرده الکافرون»

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/۱٠ توسط commander
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک | بازپخش : بانک جامع قالب های فارسی