افسران جوان جنگ نرم ایران- Young officers soft war of Iran
 

یک عضو گروهک منافقین با اشاره به نگرانی های قبلی محافل ضدانقلاب درباره احتمال دلبستگی میرحسین موسوی به نظام جمهوری اسلامی، صلاحیت نامبرده را برای همراهی با اپوزیسیون ضدانقلاب تایید کرد.

حسین باقرزاده با اشاره به مضمون بیانیه موسوی درباره 16 آذر می نویسد: از آغاز جنبش سبز، مسئله رهبری آن به عنوان یکی از معضلات مطرح بوده است. برخی از مواضع اعلام شده آقای موسوی برای بسیاری از کسانی که خواهان تحول بنیادین در نظام حاکم هستند قابل قبول نبود. او به جای پذیرش تنوع نیروهای شرکت کننده در جنبش، به حمایت از گرایش های خاصی می پرداخت. برخی مواضع آقای موسوی پذیرفتنی نبود. جمله معروف ایشان که جمهوری اسلامی، نه یک کلمه کم، نه یک کلمه زیاد، به وضوح به معنای نفی نیروهای عظیمی در جنبش بود که به نفی جمهوری اسلامی دل بسته بودند.

وی در تحلیل خود در سایت ضدانقلابی ایران امروز می افزاید: در هر صورت، پس از اظهارات اولیه آقای موسوی که از سوی بسیاری مورد نقد قرار گرفت، خوشبختانه ایشان در موضع گیری های اخیر خود به صورت واقع گرایانه ای نه فقط حضور نحله ها و گرایش های دیگر در درون جنبش سبز را پذیرفته بلکه آن ها را محترم شمرده است. از جمله، آقای موسوی در بیانیه اخیر خود به مناسبت 16 آذر مسائلی را مطرح می کند که در پیام ها و نوشته های پیشین ایشان دیده نمی شد، و حاکی از آن است که ایشان ملزومات رهبری جنبش را تا حد زیادی پذیرفته است. بیانیه یاد شده البته با گفتمان اسلام گرایانه شیعی محور حاکم شروع می شود. ایشان عیدغدیر را به «ملت مسلمان ایران» تبریک می گوید، در حالی که نه ملت ایران همه مسلمانند و نه همه مسلمانان غدیر را عید می دانند. ولی صرف نظر از این لغزش احیاناً فرویدی، ما با لحن تازه ای در این بیانیه روبرو هستیم. در این بیانیه، از جمع شدن مردمی از سلیقه های گوناگون به عنوان زیباترین پدیده یاد شده است، و علاوه بر آن، بیانیه نه فقط وجود تنوع ها و تفاوت ها را می پذیرد، بلکه آن ها را به رسمیت نیز می شناسد. گفته شده است که کسی لازم نیست برای شرکت در این یکرنگی هویت خویش را از دست بدهد و دیگری شود. آقای موسوی برای این که تردیدی باقی نگذارد که حضور هر سلیقه ای را در جنبش سبز می پذیرد و آن را محترم می شمارد، به نمونه ای در فرهنگ مذهبی جامعه متوسل می شود. او با این تمثیل که «دیندار بزرگ امام صادق(ع) است که در خانه خدا می نشیند و با منکر خدا حکیمانه گفتگو می کند» نتیجه می گیرد که باید برای «همه» حق قائل شد، «حق زیستن، حق شنیدن، حق برگزیدن، حق اشتباه کردن، حق بزرگ بودن». این ها نمونه هایی از گفتمان جدیدی است که آقای موسوی در بیانیه اخیر خود به کار گرفته است. گفتمان جدید آقای موسوی از یک وسعت نظر بی سابقه و متناسب با شکل و محتوای جنبش سبز حکایت می کند.

مغالطه میرحسین موسوی درباره سیره امام صادق(ع) و سایر ائمه معصومین علیهم السلام در حالی است که ائمه با منکران خدا مباحثه و نظر آنها را رد می کردند نه اینکه با دشمنان خدا و خلق و مستکبران روزگار- نعوذ بالله- ائتلاف تشکیل دهند و بر علیه دین و حاکمیت دینی شورش کنند.

گفتنی است به تدریج با روشن شدن ماهیت فتنه سبز، اغلب مردم متدین رای دهنده به موسوی از وی فاصله گرفتند و این ریزش تا جایی تداوم پیدا کرد که امروز مشخصاً عناصر ضدانقلاب در استخدام قدرت های بیگانه (نظیر گروهک منافقین، نهضت آزادی، بهایی ها، سلطنت طلبان، ساختارشکنان مدعی اصلاح طلبی و...) در کنار وی مانده اند و طبیعتاً موسوی مجبور است هر روز برای بقای خویش باج بیشتری به این دشمنان قسم خورده انقلاب و جمهوری اسلامی بدهد.

آخرین بیانیه موسوی به وضوح تحریک به آشوبگری در خیابان به بهانه 16 آذر بود و در عین حال وی تلاش کرده دل گروهک های ضد انقلاب را با تمام وسعت آن به دست آورد.

نشانه روشن تمایل موسوی به ضدانقلاب در بیانیه مذکور این بود که وی به رغم مناسبت اصلی 16آذر (اعتراض و شهادت دانشجویان ایرانی 3 ماه پس از کودتای 28 مرداد و در آستانه سفر معاون رئیس جمهور آمریکا)، هیچ نامی از آمریکا نبرد و به دلایل روشن، حاضر نشد از استکبار و شیطان بزرگ برائت بجوید.

آمریکا و انگلیس از اغتشاش طلبی عناصر ضدانقلاب در 16 آذر حمایت کرده و اعلام کردند صدای آنها شنیده می شود. نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی هم مخالفان آشوبگر را بزرگ ترین سرمایه برای اسرائیل توصیف کرد.

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/۱٩ توسط commander
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک | بازپخش : بانک جامع قالب های فارسی