افسران جوان جنگ نرم ایران- Young officers soft war of Iran
 

به گزارش بولتن به نقل از مشرق در کتاب «سایه عقاب‌ها» (طرح سری حمله امریکا به ایران) چاپ ۱۳۸۴، مولف با استناد به منابع اطلاعاتی مختلف برآوردی جامع از احتمال حمله‌ی آمریکا به ایران را بررسی کرده است. بر این اساس بیشتر اقدامات نظامی امریکا بر ضد ایران درباره‌ی تداوم برنامه‌های هسته‌ای بوده است.

در طی چند سال اخیر نیز مانور اصلی نیروهای مسلح امریکایی بر محور ایران متمرکز شده است. در این مانور امریکا نیروهای زمینی بسیار زیادی را به صحنه‌ی نبرد می‌فرستد که ۱۵ تا ۱۷ لشکر را شامل می‌شوند. مقامات امریکایی ترتیبی داده‌اند که لشکر فرضی ایران در این مانور از موشک‌ها و سلاح‌های کشتارجمعی (به احتمال زیاد سلاح‌های شیمیایی و بیولوژیکی نه اتمی) برای دفاع استفاده کند. در این مانور نبرد بر روی تهران متمرکز می‌شود جایی که نیروهای امریکایی در خارج از آن در حال نزدیک شدن به پایتخت هستند. این مانورها با نام تلاش یکپارچه برگزار شده است.
مراحل مختلف این مانور در یک سال اجرا می‌شود و مانور اصلی در عرض یک هفته‌ی فشروده در ماه می در کالج جنگ کارلیل ایالت پنسیلوانیا انجام می‌شود. مانور اخیر توسط منابع اطلاعاتی اسراییل فاش شده است. پایتخت دشمن فرضی نییر(nair) نام دارد. برای ایجاد جو روانی مسئولان اجرایی مانور توضیح می‌دهند که این شهر پایتختی فرضی است که منطبق بر جغرافیا و فرهنگ ایران است.




اما راه حل مسأله ایران در نهایت تقابل فرهنگی و جنگ نرم القاء می‌شود. چنانچه مورد اشاره "مک کین" سناتور امریکایی نیز قرار می‌گیرد. او نیز چون بسیاری از استراتژیست‌های شیطان بزرگ، تنها امکان تقابل با نظام جمهوری اسلامی ایران و جلوگیری از امواج انقلاب اسلامی در سطح جهان را روش‌های براندازی نرم، کودتای رنگی، نبرد فرهنگی، به آشوب کشیدن کشور به واسطه تحریک اغتشاش‌گران و در نهایت فروپاشی از درون می‌داند. بر همین اساس او به موازات اشاره به کودتای رنگی در کشورهایی چون گرجستان، همین روش را برای ایران نیز پیشنهاد و حتی نام آن را نیز با فاصله چند سال سفارش کرده است.

نکته جالب‌تر در فصل بیست و پنجم این کتاب که «شاید این انقلاب سبز باشد» عنوان گرفته دیده می‌شود. سناتور مک‌کین در فصل ۲۵ این کتاب که در سال ۱۳۸۴ چاپ و منتشر شده، حتی عنوان رنگ جنبش موسوم به «سبز» در سال ۱۳۸۸ را نیز پیش‌بینی و به نوعی انتخاب کرده است.






مک‌کین می‌گوید: «دانشجویان در آنجا بسیار باهوش و پیچیده هستند و بسیار فعال در اینترنت می‌باشند. من فکر می‌کنم ما باید یک پیام بفرستیم. فکر می‌کنم باید یک رادیو آزاد ایران داشته باشیم، فکر می‌کنم باید تلویزیون داشته باشیم. باید جنبش آزادی و استقلال را تشویق کنیم اما من فکر نمی‌کنم که موجه باشد که ما از لحاظ نظامی دولت را سرنگون کنیم. اما ما مطمئناً می‌توانیم آنها را تشویق و کمک کنیم. ما این کار را در گرجستان کردیم و آنها انقلاب گل سرخ را داشتند. و این کار را در اوکراین کردیم و آنها انقلاب نارنجی را داشتند. شاید این انقلاب سبز باشد.»


باقی ماجرا برعهده خوانندگان.






 
"مک کین" در همایش «بنیاد ملی حمایت از دموکراسی» که در اثنای سالگرد انتخابات ایران در اوایل تابستان برگزار شد، گفته بود: ما باید حمایت بیشتری از مخالفان بکنیم. به گفته او ما می توانیم دوستان و متحدان خود را برای به چالش کشیدن مشروعیت رژیم ایران به تحرک واداریم. او اذعان داشت: سبزها سربازان ما هستند.
نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۱٠/٢۳ توسط commander

چه زمانی می توان فهمید یک حرکت سیاسی عمرش تمام شده است؟
سایت ضدانقلابی و رادیکال بالاترین ضمن طرح این پرسش درباره فتنه سبز نوشت: وقتی می توان پایان عمر یک حرکت سیاسی را فهمید که هواداران آن تنها بر حرکت تخیلی، هیجانی و تصادفی در آینده ای نامشخص اتکا می کنند، بدون اینکه نقشه راهی روشن، ابتکاری و کارگر ارائه بدهند. زمانی که در مقابل دریافت پیام مداوم پایان کار، با عصبیت اصرار می کنند که تمام نشده اند.


بالاترین اضافه کرد: وقتی عمر مفید یک حرکت سیاسی تمام می شود باید چه کرد؟ باید پایان و شکست را پذیرفت و دنبال راه حل جدیدی گشت. اکثریت مطلق حرکت های سیاسی محکوم به فنا هستند]!![ تعداد پیروزمندان بسیار کم است.
بالاترین همچنین در تحلیل دیگری، جنبش سبز را «ژله ای که هر طرفش راه خودش را می رود» توصیف کرد و نوشت: جنبش جالبی است این جنبش سبز، حقیقتاً جالب. جنبشی که هیچ کجایش با هم جور در نمی آید. هیچ کجایش با هم نمی خواند و هیچ کس در آن نمی داند که دقیقاً دنبال چه چیزی است. مثل ژله ای که هر طرفش، راه خودش را می رود. ملغمه ای است از آدم های مختلف با افکار جور واجور. هرکسی ساز خودش را می زند و به خاطر همین، دائماً مجبوریم همدیگر را تکذیب و یا توجیه کنیم. یکی می گوید ما طرفدار امامیم، دیگری به خمینی بد می گوید. یکی می گوید ما طرفدار جمهوری اسلامی هستیم، دیگری جمهوری ایرانی می خواهد.


یکی از عاشورا می گوید، دیگری اعتراض می کند که «باز هم عاشورا؟ 30 سال عاشورا بس نبود؟!» یکی از مردم خداجو می گوید، دیگری خونش به جوش می آید که چرا به ما می گویی «مردم خداجو، کدام خدا»؟! یکی اشک تمساح می ریزد و می گوید امام کجایی که فرزندانت را کشتند؟! دیگری فریاد می زند که بس کنید، تا کی امام؟! خنده دار نیست؟ خنده دارترین بخش این داستان کمدی، آنجایی است که بعضی ها مجبورند برای نابودی جمهوری اسلامی، «الله اکبر» هم بگویند! آنهم کسانی که در طول سی سال گذشته، حتی یک بار تکبیر نگفته اند!
کمدی خواندن جنبش سبز از سوی یکی از محافل فعال در فتنه سال گذشته در حالی است که برخی دیگر از محافل ضد انقلاب در جمع بندی این فتنه، از آن به عنوان یک فاجعه و تراژدی بزرگ در زمینه بر باد دادن تمام اندوخته ها و شبکه سازی های جریان اپوزیسیون یاد می کنند.


اعلام پایان حیات فتنه سبز از سوی سایت بالاترین چند روز پس از آن صورت می گیرد که سایت جرس وابسته به حلقه لندن تصریح کرد خاتمی برای احیای اصلاح طلبان باید نماز میت بر جنبش سبز بخواند.
تحریم باعث افزایش مبادلات تجاری می شود؟!
مبادلات تجاری آلمان با ایران در سال 2010 با وجود تحریم ها شاهد رشد بود.
آمارهای موجود در اداره فدرال آمار آلمان نشان می دهد که میزان صادرات آلمان به ایران در فاصله زمانی ژانویه تا اکتبر 2009 رقم 4 میلیارد و 159 میلیون و 920 هزار دلار بوده که این میزان در مدت مشابه سال 2010 به 4 میلیارد و 175 میلیون و 687 هزار دلار رسیده است.
روزنامه صهیونیستی جروزالم پست با اشاره به این آمار نوشت: افزایش رشد مبادلات تجاری آلمان با ایران در حالی است که چندماه پیش دور جدید تحریم های اقتصادی هم از سوی شورای امنیت و هم اتحادیه اروپا تصویب شد. اطلاعات تازه نشان می دهد دولت آلمان تعداد 16 فقره قرارداد تجاری جدید با تهران امضا کرده است.


مقام های آلمان و از جمله تو بیاس پیر لینگز سخنگوی وزارت اقتصاد آلمان در واکنش به اعتراض رژیم صهیونیستی گفته اند که مبادلات مذکور شامل تحریم ها نمی شود.
برخی مقامات صهیونیستی ماه گذشته به انتقاد از اتحادیه اروپا پرداخته و با بیان اینکه کشورهای اروپایی، اسرائیل را به استهزاء گرفته اند، تصریح کرده بودند: اروپایی ها صبح تحریم علیه ایران را تصویب می کنند، شب 1200 شرکت اروپایی برای عقد قراردادهای تجاری تازه با ایران صف می کشند.

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۱٠/٢۱ توسط commander

پس از زهرا رهنورد، فائزه هاشمی رفسنجانی هم به پروژه تخریب جمهوری اسلامی ایران با سوءاستفاده از احساسات مادرانه و عاطفی وارد شده است. به دنبال انتشار خبری مبنی بر جلوگیری خانواده فاطمه عرب سرخی از دیدار وی با فرزندش در رسانه‌ها روز جمعه فائزه هاشمی رفسنجانی در اقدامی معنادار به دیدار این عضو حزب منحله مشارکت و خانواده وی رفته و از او دلجویی کرده است!

فائزه هاشمی در دیدار با این متهم امنیتی، بازداشت او را «عجیب» نامیده و بدون اشاره به جلوگیری خانواده عرب سرخی از دیدار نوه با دخترشان، گفته است: این روزها شاهد اتفاق‌هایی هستیم غیر قابل باور. چه کسی در گذشته باور می‌کرد در نظام جمهوری اسلامی ایران، مادری را که فرزند دو ساله دارد، دستگیر کنند.

البته این اقدام معنادار خانم هاشمی رفسنجانی علاوه بر شادمانی سایت‌های وابسته به جریان فتنه، همراهی سران گروهک تروریستی منافقین را هم به دنبال داشته است و سایت رسمی این گروهک تروریستی با تیتر «حمله فائزه رفسنجانی به باند ولی‌فقیه […]!» به استقبال این مسئله رفته است.

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۱٠/۱٩ توسط commander













فاطمه آلیا عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس در گفت‌وگو با رجانیوز:
چرا فریب‌خوردگان محاکمه شدند اما مهدی هاشمی فرمانده اخلال‌گران نه/ محاکمه فائزه هاشمی، حداقل انتظار است


عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس با تأیید این مطلب که همه متهمین قضایی پس از گذشت زمان مقرر از تاریخ احضار باید در دادگاه حاضر شوند، گفت: اگر هر متهمی در مدت مقرر در دادگاه حاضر نشد، باید حکم جلب او صادر شود و باز هم اگر نتوانستند او را پیدا کنند، باید دادگاه به‌صورت غیابی تشکیل شود و حکم صادر کند.

فاطمه آلیا در گفت‌وگو با رجانیوز به پرسش‌هایی در مورد محاکمه غیابی مهدی هاشمی، علت مصونیت فائزه هاشمی، حکم دادگاه مدیرمسئول روزنامه ایران و فتنه آینده پاسخ داد.


آلیا گفت:

یکی از مطالبات اساسی مردم و شعار اسلام و انقلاب، رفتار بر اساس عدالت است. چندین سال محور اصلی خطبه‌های نماز جمعه آقای هاشمی عدالت اجتماعی بود. اکنون فرزند آقای هاشمی متهم است، اگرچه بسیاری که اهل نظر هستند، او را مجرم می‌دانند اما ما بنا را بر این می‌گذاریم که او هم یک متهم مانند سایر متهمین است. روال این است که متهم وقتی احضار می‌شود، در دادگاه حاضر شود و اگر در مهلت قانونی حضور نیافت، روال قانونی طی شود و اگر باز هم تمکین نکرد، غیابا محاکمه شود.

من فکر می‌کنم تا یک مرحله‌ای اگر تحلیلی خوش بینانه داشته باشیم، قوه قضائیه باید حجت را تمام کند. بالاخره مهدی هاشمی متهم است و مثل سایر مردم برابر قانون اساسی حقوقی دارد. همه مردم در برابر قانون یکسان هستند، آقازاده و غیرآقازاده نداریم، رانت و ویژه خواری نباید باشد، به‌ویژه در حوزه قضایی که بحث حیثیت، آبرو، جان و مال مردم در میان است.

با این حال، مردم سئوال می کنند کسانی که فریب آقای هاشمی و تبلیغات مهدی هاشمی را خوردند یا تطمیع شدند یا در ستادهای ایشان تحریک شدند که یک‌سری اقدامات خلاف امنیت عمومی را در جامعه انجام دهند، بعضاً دستگیر و محاکمه شدند اما آیا خود او که در رأس و فرمانده این اخلال‌گران در امنیت ملی بود، باید در کنج امن باشد و تحت حمایت پدرش یا دیگران به بهانه ادامه تحصیل یا پوشش‌های دیگری مانند بازدید از واحدهای دانشگاه آزاد از کشور خارج شود.

جالب ابنجاست که مأمن مهدی هاشمی انگلیس شده است. اغلب گروه‌ها و افرادی که بعد از فتنه با تنفر مردم مواجه شدند و فرار کردند، به دامن استعمار پیر پناه بردند و با شدت و ضعف از حمایت‌های آن برخوردار شدند.

سؤال اینجاست که پدر مهدی هاشمی تا کجا قرار است از او حمایت کند. اقدام قانونی یکی از مطالبات مردم است. کشور ما یک کشور قانون‌مدار است. اتفاقاً سران فتنه، دولت و رقبای خود را به دروغ و قانون‌گریزی متهم می‌کردند. واقعاً اگر قرار است قانون فصل الخطاب باشد، همه باید به قانون تمکین کنند.

انتظار مردم این است که قوه قضاییه با همکاری پلیس بین الملل، مهدی هاشمی را که علی‌رغم متهم بودن به اتهامات سنگین به احضار قضایی بی‌اعتنا است، بازداشت و طبق قانون و عدالت با او رفتار شود، چون همه مردم در برابر قانون با هم برابرند.

آیا نمایندگان مجلس به عنوان نمایندگان ملت خواستار این موضوع هستند؟

بعد از فتنه سال گذشته، حدود 150 نفر از نمایندگان در نامه‌ای از رئیس قوه قضائیه خواستند این موضوع را در اولویت قرار دهند، چرا که ملت از نمایندگان‌شان مطالبه جدی محاکمه سران فتنه و مرتبطین با آنها را دارند.

ولی ما می‌بینیم در نقطه مقابل، متهمان فراری، شاکی شده‌اند. از روزنامه ایران که ارگان دولت است و سایر رسانه‌های انقلابی شکایت می‌کنند، یعنی جای شاکی و متهم عوض شده است. این روزنامه، بیانیه تشکل‌های دانشجویی را منتشر کرده است اما در کمال تعجب، اینها از خارج از کشور شکایت می‌کنند و در اسرع وقت می‌بینیم که مدیرمسئول روزنامه را که فرزند شهید است، احضار می‌کنند و سریع هم محاکمه می‌کنند و عجیب‌تر اینکه سریع هم حکم هم می‌دهند.

رئیس قوه قضائیه باید سریعآً مداخله کنند، با اینکه قاضی در نظام قضایی استقلال رأی دارد و آزاد است اما بحث نظارت وجود دارد. به هرحال جایی که غیرعادلانه کار می‌شود، خیلی شفاف است. اینجا مداخله رئیس قوه قضائیه لازم است که سریعاً برای لغو این حکم ناعادلانه از اختیارات خود که به ماده 18 معروف است، استفاده کنند تا اعتماد مردم به قوه قضائیه تقویت شود والا این ناعادلانه است که شکایت‌ها علیه مقابله کنندگان با فتنه در نوبت است اما کسی که خودش مجرم و فراری است و مردم می‌خواهند که برگردد و عادلانه و بر اساس قانون محاکمه شود، در جایگاه شاکی می‌نشیند. البته ملت همه موارد را ارزیابی می‌کنند، ما امیدواریم که نقض این حکم و عذرخواهی از مدیرمسئول روزنامه ایران خیلی طول نکشد.

اطلاع دارید که امروز هم خبر احضار با شکایت آقای اکبر هاشمی منتشر شد؟

اینگونه موارد ادامه دارد و واقعاً تبعیض بیّن است که در مملکت کسی به‌خاطر وظایفی که انجام می‌دهد و افشای ویژه‌خواری عده‌ای احضار شود. اگرچه احضار شدن به هرحال مسئله‌ای نیست ولی نکته جالب، محاکمه سریع و صدور حکم است. ممکن است اینها یک‌سری از این اقدامات را شروع کنند، چراکه حضور مردم در 9 دی سال گذشته و نهادینه کردن آن پیام در 9 دی امسال، از جریان فتنه یک مرده سیاسی ساخته است که به نظر می‌آید تمام اعتماد عمومی را نسبت به خود از دست دادند اما امیدوارند از طریق این کارها شاید بتوانند دوباره خود را مطرح کنند.

مهدی هاشمی خارج از کشور است و دستگاه قضایی می‌گوید منتظر ورود او به کشور برای رسیدگی به اتهاماتش است، اما خواهر او یعنی فائزه هاشمی از روز بعد از انتخابات، در تجمع غیرقانونی 25 خرداد میدان آزادی حضور داشت و اظهارات شنیعی علیه رهبری در حاشیه آن مطرح کرد، در تجمع غیرقانونی مقابل صداوسیما که تصاویر آن بارها از سیما پخش شد، حاضر شد و مردم را به ماندن در خیابان‌ها تشویق کرد، در تجمع غیرقانونی 30 خرداد که بعد از نمازجمعه رهبر انقلاب بود، حضور یافت، و همین‌طور در تجمع‌های غیرقانونی بعدی تا حرمت شکنی روز عاشورا. چرا هیچ برخورد و احضاری در قبال این مجرم انجام نمی‌شود؟

























سئوال مردم هم همین است که چرا اینها در حاشیه امن هستند، مردم اهانت‌های اینها را به اساس ولایت فقیه دیدند، آشوب‌گری و تجمعات غیرقانونی‌اشان را دیدند، خود فائزه هاشمی و مرتبطین این فرد تدارک می‌دیدند و سازماندهی آشوب می کردند. علاوه بر مشاهدات عینی مردم، دستگاه‌های مطلع و مسئول، مستنداتی به کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی و به بعضی دیگر از کمیسیون‌ها و فراکسیون‌های مجلس ارائه دادند که جزئیات اقدامات ضد امنیت ملی اینها بود.

این فرد (فائزه) به همراه زهرا رهنورد جزو سران فتنه هستند و مردم انتظار دارند قوه قضائیه به عدالت اینها را محاکمه کند که این حداقل انتظار است. یعنی محاکمه انتظار اولیه است و اینکه مجازات چیست، مرحله بعدی است. مردم حداقل درخواست‌شان محاکمه عادلانه طبق قانون است. مستندات اقدامات این افراد در قوه قضائیه موجود است و پرونده این افراد کامل شده و وقت آن رسیده که ریاست قوه قضاییه رسیدگی کنند.

سران فتنه در اثر حماسه حضور مردم و تنفر عمومی از آن‌ها، در همان چاردیواری انزوای خودشان زندانی شده‌اند که این بدترین مجازات برایشان است. درست است که در روزهای اول توانستند بخشی از مردم را فریب بدهند، اما به تدریج که بصیرت عمومی شکل گرفت، جایگاه خود را به‌طور کامل از دست دادند. آن‌ها زندانی نتایج عملکرد خودشان هستند اما قانون باید در کشور ما حرف آخر را بزند و عدالت باید همه جا حاکم باشد.


























ما این هشت ماه جنگ نرم را پشت سر گذاشتیم، الآن در محافل صحبت‌هایی مطرح است که یک فتنه سنگین‌تری را در پیش داریم. فکر می‌کنید این فتنه سنگین‌تر، چه فتنه‌ای است که به مردم گوشزد می‌کنند که آماده باشید.

تا زمانی که حق و باطل وجود دارد، عده‌ای اهل دنیا، قدرت و مقام سعی می‌کنند فتنه‌گری کنند و با آمیختن حق و باطل در جهت انحراف راه درست برای منافع دنیای خودشان کار کنند که این همیشه در تاریخ بوده است. شکل فتنه عوض می‌شود اما ماهیت آن همیشه یکی است. مردم باید توجه داشته باشند به همان ویژگی‌هایی که مقام معظم رهبری بارها و بارها تکرار می‌کنند که یکی بحث خواص جامعه است که حواس خود را جمع کنند و تشخیص دهند و راه درست را بروند. ولایت به عنوان چراغ راه است. واقعاً فرمایش امام که پشتیبان ولایت فقیه باشید تا آسیبی به مملکت شما نرسد، اساس کار است اما فتنه‌گران معمولاً سعی می‌کنند مسیر اصلی انقلاب اسلامی را که بر اساس وحدت و ایمان به اسلام و خدمت به مردم است، منحرف کنند.

مردم باید توجه داشته باشند اینطور نیست که فتنه تمام شود. این فتنه چشمش کور شد، فتنه‌های بعدی که معمولاً هم مدیریت آن در خارج از کشور است و حمایت‌های مادی و معنوی از خارج می‌شود، ممکن است در راه باشد، بنابراین، همه باید عبرت بگیرند، به درس‌ها و عبرت‌های این فتنه توجه کنند تا راه را گم نکنند و همچنان پشتیان ولایت فقیه باشند.
نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۱٠/۱٥ توسط commander
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک | بازپخش : بانک جامع قالب های فارسی