جدایی مجمع روحانیون تنها جنگ قدرت بود

سید حمید روحانی از جمله چهره هایی است که هنوز ناگفته های زیادی از تاریخ انقلاب با خود به همراه دارد؛ کسی که به دستور امام مسئول تاریخ نگاری انقلاب اسلامی شد و اکنون از پس همه این سال ها لب به سخن گشوده است تا رسالتی که امام بر دوشش گذاشت را به سرانجام برساند.

به گزارش رجانیوز او که اکنون ریاست "بنیاد تاریخ پژوهی ایران معاصر" را برعهده دارد، طی گفتگویی از هاشمی رفسنجانی و انشعاب مجمع روحانیون مبارز از جامعه روحانیت سخن گفته و در عین حال گریزهایی نیز به جریان فتنه کنونی زده است. حمید روحانی معتقد است اصل جدایی مجمع روحانیون مبارز تنها جنگ قدرت بوده و اعضای این مجموعه اکنون نیز با یکدیگر اختلاف دارند. متن کامل این مصاحبه که توسط خبرگزاری فارس منتشر شده، در پی می آید:

- به نظر شما چرا انتخابات اخیر به جهت حوادث بعد از آن، با انتخابات گذشته متفاوت بود؟

- نظام جمهوری اسلامی در طول 30 سال گذشته، موفق به برگزاری انتخابات متعددی شده است، در همه انتخابات گذشته می‌بینیم، که کاندیدا وعده‌هایی به مردم، با هدف جلب آرای آنها می‌دادند و برنامه‌های خود را برای آینده مطرح می‌کردند اما در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری دیدیم که برخی با شعارهای جنگ‌طلبانه به صحنه آمدند و با شعار اینکه کشور در خطر است و آنها برای نجات کشور آمده‌اند کاندید شدند و نامزدی خود را برای ریاست جمهوری اعلام کردند و رییس جمهوری وقت را به دروغ‌گویی و قانون‌شکنی متهم کردند که این حاکی از این بود که طرف مدعی به دنبال جنگ است و قصد ندارد به صورت سالم و بدون مشکل با رقبای خود رقابت کند.

- یعنی از ابتدا روشن بود که برخی‌ها به دنبال رقابت سالم نیستند؟

- بله، این جریان وانمود می‌کرد که قانون شکنی در کشور رواج پیدا کرده است و آنها به عنوان منجی مردم آمده‌اند تا قانون را در کشور اجرا کنند. در حالی که روشن بود که این ادعاهای تبلیغاتی واهی بوده و این جریان به دنبال جنگ با هدف رسیدن به قدرت است. بعد از انتخابات و اعلام نتیجه آن، مشخص شد که برخی از مدعیان قانون‌گرایی با اصل نظام مشکل دارند تا اینکه ادعاهای دروغ آنها حوادث بعد از انتخابات را رقم زد.

- آیا نداشتن هدف برای رقابت الم موجب حوادث روز اخیر و در نهایت هتاکی به روز عاشورا شده است؟

- اغتشاشگران در روز عاشورا علیه اصل نظام و اصل ولایت فقیه شعار داده‌ و به ساحت مقدس سیدالشهدا اهانت کردند. حوادث بعد از انتخابات نشانگر این است که این جریان دنبال مسئله دیگری غیر از انتخابات و بحث براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران، بوده است. البته معتقدم که تصویب بودجه برای براندازی در کنگره آمریکا در حوادث بعد از انتخابات و روز عاشورا ظهور و بروز پیدا کرده است.

- آیا شما سهمی برای نقش کاندیدای شکست خورده در انتخابات، در پروژه براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران، قائل هستید؟

- من نمی‌خواهم برخی از چهره‌ها را متهم به براندازی کنم، اما معتقدم که کاندیدای انتخابات آلت دست جریان برانداز آمریکایی و اسرائیلی شده‌اند. چرا که رفتار آنها عادی نبود و چنانکه اشاره شد از آغاز با رفتار ماجراجویانه به صحنه آمدند و تاکنون نیز با موضع‌گیری‌های خصمانه و مغرضانه آب به آسیاب دشمن ریختند و به نظام جمهوری اسلامی آسیب وارد کردند. ادعاهای کذب "تقلب در انتخابات " و "آزار جنسی در بازداشت‌گاه‌ها و زندان‌ها " ضربه‌های جبران‌ناپذیری بر نظام جمهوری اسلامی وارد کرد و خدمت بی‌مزد و مواجب به استکبار جهانی و در رأس آن شیطان بزرگ بود.

- برخی‌ها معتقدند که این حوادث برکاتی نیز داشته است، نظر شما چیست؟

- از بزرگ‌ترین برکات آن این بود که بار دیگر ملت ایران یک‌پارچه به صحنه آمد و روز 9 دیماه حماسه‌ای بود که بر تارک تاریخ درخشید و دست رد بر سینه نامحرم زد،‌ دشمنان اسلام و انقلاب را ناامید کرد و بار دیگر وفاداری ملت ایران به اسلام و انقلاب را به نمایش گذاشت و ماهیت برخی از مدعیان خط امام را آشکار ساخت و سره را از ناسره ممتاز ساخت.

- اهانت دشمنان اسلام به ارزش‌های اسلامی به چه زمانی برمی‌گردد؟

- اهانت به مقدسات اسلامی و مقام امامت و ولایت به ویژه حضرت سید‌الشهدا (صلوات‌الله علیه)‌، مسئله امروز و دیروز نیست و در گذشته نیز رواج داشته است. بعد از شهادت امام حسین (ع) در کربلا دشمنان تلاش زیادی برای از بین بردن اثر عاشورا کردند؛ چرا که حاکمان زورمدار آن روزگار از مکتب عاشورا هراس داشتند. آنها در مقاطعی مرقد مطهر مطهر امام حسین (ع) را به آب بستند و حتی در آن مکان مقدس کشت و زرع کردند، تنها هدف اینها بر اندازی اساس عاشورا بود و می‌خواستند آن را برای همیشه منسی سازند. البته لازم است تاکید کنم، که توطئه جهانخواران و زورمداران و صهیونیزم بین‌المللی برای بی‌رهرو کردن راه حسین، راه به جایی نمی‌برد، چنانکه توطئه امام‌زدایی و به زیر سئوال بردن راه امام خمینی هم محکوم به شکست است، چون راه امام خمینی تداوم راه حضرت حسین‌بن علی (علیه‌السلام) و راه عاشورائیان است و این راه جاویدان است.

فراموش نکنیم که رضاخان به امر استعمار انگلیس و صدام عفلقی نیز طبق سیاست شیطان بزرگ و رژیم صهیونیستی تلاش کردند راه عاشورائیان را بی‌رهرو سازند. عزاداری عاشورا را منع کردند و هتک حرمت‌ها کردند، لیکن نتوانستند. آنها رفتند لیکن عاشورا پابرجاست.

- نقش خواص در کنترل و در دامن زدن به فتنه اخیر چقدر بوده است؟

- متاسفانه کسانی که مدعی خط امام بوده‌اند، در مقابل تظاهرات شیطانی آشوب طلبان علیه اصل ولایت فقیه در روز عاشورا که اساس تفکر امام را به زیر سئوال می‌برد ساکت نشستند و حتی آن را محکوم نکردند و این مسئله‌ای نیست که بتوان منکر آن شده یا به آسانی از کنار آن گذشت. ما نباید فراموش کنیم که عدم استنکار از شعارهای انحرافی به مثابه تائید آن محسوب می‌شود. به تعبیر ائمه معصومین که می‌فرمایند: سکوت به معنای رضایت است، باید گفت که زمانی که اهانت به اصل ولایت فقیه صورت می‌گیرد و افراد سکوت می‌کنند در حقیقت این افراد این شعارهای انحرافی را تائید می‌کنند. سکوت کنندگان در مقابل شعار علیه اصل ولایت فقیه راه خود را از خط امام خمینی (ره) و سید الشهدا جدا کرده‌اند.

- واکنش‌های مردمی را به فتنه‌گران چگونه ارزیابی می‌کنید؟

- ملت ایران با راهپیمایی‌های حماسه‌آفرین خود دشمنان اسلام و انقلاب را نا امید کردند و با استنکار و اعتراض خود، راه حسینی و امام خمینی را تداوم بخشیدند و انقلاب را بیمه کردند و نشان دادند که پیرو واقعی امام شهیدکربلا هستند.

- شما در جوابیه خود به آقای هاشمی رفسنجانی، به نامه‌ای مبنی بر اینکه امام فرموده بود، هاشمی احتمالا اغفال شده اشاره کرده بودید، با توجه به اینکه نامه مذکور در صحیفه امام موجود نیست، استناد شما چیست؟

- بخشی از نامه‌ای که در پاسخ به اظهارات آقای هاشمی رفسنجانی در پاسخ‌نامه‌ام به آن اشاره کردم به سال 52 برمی‌گردد. در سال 52 حجت الاسلام والمسلمین هاشمیان امام جمعه امروز رفسنجان نامه‌ای به امام نوشته و این سئوال را مطرح کرده است که آقای هاشمی رفسنجانی از ما می‌خواهد وجوهات شرعی را برای کمک به سازمان مجاهدین خلق در اختیارش قرار دهیم، که امام خمینی (ره) در پاسخ به این سئوال فرموده‌اند، جایز نیست و احتمالا آقای هاشمی در این قضیه اغفال شده است.

- چرا این نامه تاکنون منتشر نشده و شما چگونه از این نامه مطلع شدید؟

- در سفری که به رفسنجان داشتم این نامه را که در منزل آقای هاشمیان قاب شده بود و در دفتر کارش قرار داشت رؤیت کردم. آقای هاشمیان به احترام آقای هاشمی رفسنجانی این نامه را منتشر نکرده است.

- شنیده‌‌ایم که شما می‌خواهید، در خصوص نقد کتاب خاطرات آقای هاشمی رفسنجانی اقدام کنید، این خبر را را تائید می‌کنید؟

- بله، یکی از اهداف "بنیاد تاریخ‌پژوهی ایران معاصر " نقد نادرستی‌ها و خلاف‌گویی‌ها پیرامون تاریخ سیاسی معاصر و انقلاب اسلامی‌ می‌باشد لذا تصمیم دارم به زودی به نقد و بررسی کتاب‌ خاطرات آقای هاشمی رفسنجانی بپردازم. معتقدم که در کتاب خاطرات آقای هاشمی اشتباهات زیادی وجود دارد. امیدوارم این اشتباهات غیر عمدی و از روی خطا و سهو باشد.

- بنیاد تاریخ پژوهی ایران معاصر، از چه تاریخی و روی چه انگیزه‌ای تشکیل شده است؟

- این بنیاد از سال 1382 بنیان یافت و اهداف اصلی آن، تدوین تاریخ انقلاب اسلامی، تدوین دانشنامه و دائرةالمعارف انقلاب اسلامی، بازنگری در تاریخ سدة گذشته، نقد و نظر پیرامون کتاب‌هایی که پیرامون تاریخ معاصر و تاریخ انقلاب منتشر می‌شود، می‌باشد.

- در بخش دیگری از این گفتگو می‌خواهیم به فراز و فرود مجمع روحانیون پرداخته و در سوال اول در خصوص اینکه آیا شما عضو مؤسس مجمع بودید یا نه و سپس در مورد نحوه جدایی مجمع از جامعه روحانیت مبارز بپرسیم.

- در ایام عید نوروز زمانیکه من در سفر بودم مطلع شدم که مجمعی به نام روحانیون مبارز از جامعه روحانیت مبارز جدا و اعلام موجودیت کرده است که نام و امضای من نیز به عنوان اعضای مؤسس این مجمع اعلام و ثبت شده است. ابتدا تصمیم داشتنم این دروغ را تکذیب کنم، لیکن دو علت من را از تکذیب آن بازداشت؛ نخست اینکه دریافتم آقای کروبی این کار را کرده و نام مرا بدون اطلاع من به عنوان عضو مؤسس قرار داده است و نخواستم حیثیت او را به عنوان یکی از یاران امام به زیر سئوال ببرم. دوم اینکه آقای ری‌شهری بعد از جدایی مجمع روحانیون از جامعه روحانیت، با امام(ره) دیدار و از ایشان خواسته بود تدابیری را برای بازگشت مجمع روحانیون به جمع جامعه روحانیت اتخاذ کند اما امام فرموده بود که صلاح در این است که مجمع روحانیون از جامعه روحانیت مبارز جدا باشد. به نظرم رسید لابد امام مصالحی را در نظر دارند که ما بی اطلاع هستیم و این موضوع نیز موجب شد که از تکذیب خودداری کنم.

- چرا مجمع روحانیون مبارز با بیان استدلال‌های خود این نظر شما را رد کرده است؟

- مجمع روحانیون مبارز به صرف اینکه که نام‌ من جزء اعضای مؤسس این مجمع است، اظهارات من را رد کرده است در حالی که این استدلال نمی‌تواند منطقی باشد. این مجمع اعلام می‌کند که اسم من، به عنوان اعضای مؤسس مجمع در صحیفه امام آمده است که باید در پاسخ به آنها گفت که شما نام مرا جعل کرده‌‌اید و من نیز آن را تکذیب نکردم، طبیعی است که به همان صورت در صحیفه امام (ره) نیز منتشر شده است. این نکته را نیز اشاره کنم که من در آن روز که مجمع اعلام موجودیت کرد به صورت رسمی از اینکه نام من به عنوان عضو مؤسس آمده بود تکذیب نکردم لیکن هر کسی از من پرسید، اعلام کردم که من عضو مجمع نیستم و البته در مرحله بعدی در برخی از سخنرانی‌ها و مصاحبه‌ها صریحا اعلام کردم که عضو این تشکیلات نیستم چنانکه در مصاحبه با خبرنگار سایت خبری جهان نیوز در تاریخ 19/6/1386 رسما عضویت خود در این مجمع را رد کردم.

- مهمترین علت فاصله گرفتن شما از مجمع روحانیون چه بوده است؟

- من در ابتدا تلاش می‌کردم تا بدانم هدف مجمع روحانیون مبارز در جدایی از جامعه روحانیت چیست و به همین دلیل در جلسات آن‌ها شرکت می‌کردم. برایم، مهم این بود که بدانم مجمع روحانیون چه اشکالی را به جامعه روحانیت مبارز وارد می‌داند و برنامه اش برای بهبود وضعیت چیست؟ به همین دلیل در جلسات آنها شرکت کرده و به دنبال رسیدن به این سئوال خود بودم. هر چقدر در مجمع روحانیون به دنبال سئوال خود مبنی بر یافتن هدف مجمع در جدایی از جامعه روحانیت گشتم، بی نتیجه ماندم چرا که آنها هیچ هدفی برای جدایی از جامعه روحانیت و برنامه برای اداره بهتر کشور نداشتند. حتی یک بار خطاب به اعضای این مجمع گفتم شما از آقای هاشمی رفسنجانی که رئیس جمهور وقت بود، ایراد می‌گیرید ولی اگر ایشان از شما کمک بخواهد شما هیچ برنامه‌ای برای ارائه نخواهید داشت جوابی نگرفتم، از این رو، دیگر در جلسات آنها شرکت نکردم و از این جمع فاصله گرفتم.

- به نظر شما مهمترین علت جدایی مجمع از جامعه روحانیت چه بود؟

- به نظر من، جدایی مجمع روحانیون مبارز از جامعه روحانیت، تنها جنگ قدرت بود.

- این اختلاف یا به قول شما جنگ قدرت، از چه زمانی کلید خورد؟

- در آستانه انتخابات مجلس شورای اسلامی و به هنگام ارائه لیست، میان آقای ناطق نوری با آقای کروبی اختلاف پدید آمد. به طوری که آقای کروبی قصد داشت اسم آقای بهزاد نبوی و چند تن دیگر را در لیست قرار بدهد که با این کار آقای ناطق نوری مخالفت می‌کند و این اختلافات موجب جدایی مجمع روحانیون از جامعه روحانیت مبارز شد. این مطلب را سالیان درازی پس از اعلام موجودیت مجمع از زبان آقای کروبی شنیدم.

- آیا مجمع روحانیون امروز را در خط امام است؟

- من در مقامی نیستم که بتوانم نظر دهم که چه کسانی و یا چه تشکیلاتی در خط امام هستند و یا نیستند، لیکن ما برای خط امام معیارها و نشانه‌هایی داریم، ‌خط امامی‌ها هیچ گاه با استکبار جهانی و صهیونیسم بین‌المللی همصدا نمی‌شوند. شیطان بزرگ و رژیم صهیونیستی هیچ گاه و هرگز از یاران امام و پیروان راستین خط امام حمایت نمی‌کنند. در ماجرای روز عاشورا عده‌ای اراذل علیه اصل ولایت فقیه شعار دادند که در اینجا لازم بود مدعیان خط امام، این شعارها را محکوم کنند. اما مجمع این کار را نکرد. حتی اگر بخواهیم، چشم بندی کنیم و بگوییم که طرفداران دولت در خیابان‌ها حاضر شده و شعار انحرافی داده‌اند، بازهم این تصور نمی‌توانست مانع از محکومیت این حرکت، توسط مجمع روحانیون مبارز شود. چرا که این شعار خائنانه، منافقانه و علیه منافع ملی و اسلام بود و رویارویی آشکار با خط و آرمان‌ امام به شمار می‌آمد.

- مهمترین استدلال شما در خروج مجمع روحانیون از خط امام چیست؟

- اینکه امروز برخی از مدعیان خط امام حتی برای شرکت در مراسم روضه و عزاداری نمی‌توانند در مجالس و معابر حضور یابند و با واکنش منفی مردم مواجه می‌شوند بی جهت نیست، چراکه مردم خوب می‌فهمند که این مدعیان خط امام، حرف و عمل یکسانی ندارند و در شعار و عمل هماهنگ عمل نمی‌کنند. آنها در شعار خط امامی هستند اما در عمل حتی هتاکان به امام را نیز محکوم نمی‌کنند. مدعیان خط امام در حالی که تناقص حرف و عمل‌شان مشهود است که در مقابل واکنش طبیعی مردم، مدعی می‌شوند که به یاران امام اهانت می‌شود؛ مردم همانگونه که امام را دوست می‌دارند به یاران واقعی امام نیز احترام می‌گذارند؛ اما تناقض حرف و عمل را نمی‌پذیرند. مردم نمی‌توانند به مدعیان دروغین خط امام، همانند رهروان حقیقی ایشان احترام بگذارند. منافقین در اوایل انقلاب برای فریب افکار عمومی می‌گفتند که مردم حامی آنها هستند و مخالفشان افراد چماق به دست هستند. لیکن زمان روشن ساخت که مخالفانشان مردم بودند و لذا آنها نتوانستند در این کشور زندگی کنند، ناچار شدند بگذارند و بگریزند. امروز نیز جریان منحرف مدعی خط امام، نیز خود را حامی مردم و مردم را حامی خود می‌داند و مخالفان خود را لباس شخصی‌ها می‌خواند اما مردم به ضد مردمی بودن این جریان پی برده‌اند و سرانجام ثابت خواهد شد که این مردم هستند که از آنها انزجار دارند و آنها را بر نمی‌تابند.

- چرا علی‌رغم دبیر کلی 20 ساله کروبی در مجمع روحانیون مبارز، این مجمع به سرعت و با قاطعیت از موسوی حمایت کرد؟

- من اینها را جنگ قدرت می دانم. اعضای این مجمع با یکدیگر اختلاف داشته و اکنون نیز دارند و نتوانستند یک دست باشند و آن گاه که جنگ قدرت در میان باشد، اتحاد حاصل نخواهد شد. "نفس " مانع از رسیدن به اتحاد خواهد شد. اتحاد در هر تشکلی که مباحث دنیای و نفسانی مطرح باشد شکل نمی‌گیرد، مگر اینکه هدف مقدسی در راه رضای خدا در میان باشد.

- آیا واکنش‌های مردمی علیه مجمع می‌تواند سندی بر سقوط آن باشد؟

- حتی اگر قرار باشد مردم کسانی را که حرف و عمل یکسانی ندارند تحمل کنند و در برابر آنان واکنش منفی نشان ندهند، قطعا از آنها حمایت نخواهند کرد، به همین دلیل ممکن است که مجمع روحانیون به حیات سیاسی خود ادامه دهد اما به جهت عدم همراهی مردم نمی‌تواند نقش موثری را ایفا کند. مگر اینکه به خط امام بازگردد و با مردم روراست و همراه شود.

- شما بعنوان یکی از نزدیکان امام راحل، رابط امام با موسوی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

- امام از آقای موسوی، به عنوان نخست وزیر وقت حمایت می‌کرد که این به مرام امام مبنی بر حمایت از مسئولان برمی‌گشت. امام با اینکه از بنی‌صدر شناخت داشت تا آنجایی که توان داشت از او حمایت کرد و کوشید از سقوط او جلوگیری کند. اما باید گفت که اگر انسان خود ساخته و وارسته نباشد، بالاخره به بیراهه خواهد رفت.

- آیا با رفتار امروز موسوی، می‌توان وی را خط امامی دانست؟

- از میزان خط امامی بودن و اعتقاد موسوی به ولایت فقیه بی اطلاعم، اما به نظر من رفتار امروز موسوی، نمی‌تواند به خط امام (ره) مربوط باشد. چرا که ادعای ناروای تقلب در انتخابات ضربه به نظام بود که امام دفاع از نظام را از نماز نیز واجب‌تر می‌دانست. البته دست‌هایی برای سوء استفاده از موقعیت موسوی نیز مشاهد شد. ما در خوشبینانه ترین حالت می‌توانیم بگوییم که موسوی و یارانش در حوادث اخیر اشتباه کردند.

- راهکار شما برای مقابله با فتنه‌گران امروز چیست؟

- شناسایی سران فتنه و برخورد قاطع با آن‌ها مناسب‌ترین راه مقابله با فتنه امروز است؛ به نظر من، جوان‌های که در خیابان‌ها تجمع و شعار می‌دهند سران فتنه نیستند. این جوانان فریب خورده‌اند. باید دستگاه امنیتی ما به دنبال یافتن سران فتنه، یعنی عوامل اصلی حوادث اخیر باشد، مسئولان امنیتی باید به سراغ کسانی که شعارهای انحرافی و توطئه براندازی را طراحی می‌کند برود، نه اینکه به صرف برخورد چند جوان اغفال شده، بسنده کند.

- یعنی شما معتقدید، که سران فتنه بعد از هفت ماه مشخص نشده‌اند؟

- بله، من معتقدم هنوز شناسایی نشده است. متاسفانه دستگاه امنیتی ما یا توان شناسایی سران فتنه را ندارد و یا اینکه کوتاهی می‌کند و درکل از این دو حالت خارج نیست. چرا که اکنون که 7 ماه از انتخابات می‌گذرد، دستگاه امنیتی هنوز ریشه را شناسایی نکرده است و تا زمانی که ریشه حوادث اخیر شناسایی نشود و تنها به برخورد با جوان‌های اغفال شده بسنده شود، مشکلی حل نخواهد شد.

- نقش کاندیدای شکست خورده در فتنه اخیر تا چه حدی بوده است؟

- عاملین فتنه از وجود افرادی چون کروبی و موسوی استفاده کرده‌اند و با محاکمه این سران، ریشه فتنه نابود نخواهد شد، افرادی مثل کروبی و موسوی متهم به این هستند که چرا به فتنه دامن زده‌اند لیکن سران فتنه نیستند. شاید مشکلات داخلی کشور انگیزه لازم را برای شناسایی سران فتنه از مسئولان گرفته باشد.

- به نظر شما شعار‌های انحرافی را چه کسانی تعیین می‌کردند؟

- شعار جمهوری ایرانی، نه غزه و نه لبنان و حتی خط کشیدن روی شعار مرگ بر آمریکا و اسرائیل کاملا حساب شده بود و نمی‌توان سرچشمه این رفتارها را به یک جوان ایرانی دانست. خط کشیدن روی شعار مرگ بر اسرائیل اهمیت فراوانی برای رژیم صهیونیستی داشت. بی‌تردید بودجه‌ای که کنگره آمریکا برای رویارویی با نظام جمهوری اسلامی تصویب کرد در ایجاد آشوب در ایران و طرح این گونه شعارهای ضد مردمی و ضد انقلابی تأثیر مستقیم دارد.

- با توجه به واکنش‌های شدید مردمی نسبت به سران فتنه، به نظر شما آیا مردم وظیفه خود را برای مقابله با فتنه انجام داده‌اند؟

- وظیفه مردم برای مقابله با فتنه ایستادگی، مقاومت و حمایت از ولایت فقیه است، مردم وظیفه دارند از نظام و رهبری حمایت کنند و همواره در صحنه حضور داشته باشند که البته این کار را نیز کرده‌اند؛ اما از نظام انتظار می‌رود که فتنه گران را شناسایی و با قدرت با آنها برخورد کنند.

/ 0 نظر / 7 بازدید