سخنان شگفت آور وزیر اقتصاد دوران جنگ

 

 

 

 

 

 

 

 

 

از مقاطعحساس و مبهم باقی مانده تاریخ انقلاب اسلامی، مقطع پذیرش قطعنامه 598 ازسوی امام خمینی (ره) است که ایشان آن را برای خود از زهر، کشنده‌ترخواندند

برخی محققین و پژوهشگران با کنار هم قراردادن برخی شواهد، معتقدند این مطلب خلاف نظر اصلی امام (ره) و در اصل یکتحمیل به بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران بوده است.

امروز هم مصاحبه‌ای از محمدجواد ایروانی-وزیر اقتصاد دولت میرحسین موسوی- منتشر شده است که بازخوانی برخی اظهاراتمسئولان وقت را ضروری می‌کند؛ اظهاراتی که به نظر می‌رسد بیشتر از آنکهمبنایی علمی و اقتصادی داشته باشد، برای تحمیل پذیرش قطعنامه به امام خمینی (ره) بوده است.

هاشمی رفسنجانی: وضع اقتصاد خیلی بد بود؛ نمی‌توانستیم

مهرماه سال 1385 بود که هاشمی رفسنجانی بهمناسبت هفته دفاع مقدس در مصاحبه مطبوعاتی مسائل مربوط به ماه‌های منتهیبه پذیرش قطعنامه را بازگو کرد و تصریح نمود: «وضع اقتصادی ما بد شده بود ودنیا تصمیم گرفته بود بدون رعایت مقررات جنگ اجازه بدهد صدام هر کاریمی‌خواهد، انجام دهد... ما نگذاشتیم این شرایط حاد به وجود بیاید و باپذیرش قطعنامه و تحمیل شرایط، ما جنگ را به پایان رساندیم».

هاشمی رفسنجانی همچنین با اشاره‌ای گذرابه اختلافات سپاه و ارتش در آن مقطع و با ذکر این نکته که «دولت مهندسمیرحسین موسوی در آن موقع اعلام کرد دیگر قادر به تدارک مالی نیست، از لحاظابزار جنگ هم آقای محسن رضایی نامه‌ای به امام نوشت و تجهیزات متعددی ازجمله چند صد هواپیما و تعداد زیادی توپ و تانک خواست» تأکید کرد: مجموعهاین عوامل ما را به این نتیجه رساند که ادامه جنگ بیش از آن درست نیست.

موسوی: نمی‌توانیم

موسوی نخست‌وزیر و بهزاد نبوی وزیر صنایعسنگین در حالی که در سه سال آخر حتی به استان‌های درگیر جنگ هم سفر نکردهبودند، از عدم توان دولت برای پشتیبانی رزمندگان سخن می‌گفتند.

محمد خاتمی وزیر ارشاد وقت و رئیس ستادتبلیغات جنگ نیز که در 8 سال دفاع مقدس، یکبار هم به 100 کیلومتری جبهه‌هانرفته بود، در نامه‌های مفصل از عدم حضور رزمندگان در جبهه‌ها سخن می‌گفت وهاشمی رفسنجانی نیز که عنوان جانشین فرماندهی کل قوا را داشت با جمع‌بندیگزارش‌ها فشار بر امام را بیشتر می‌کرد و این گونه ضعف نظامی، سیاسی وتبلیغاتی دولتمردان سبب شد تا امام مجبور به پذیرش قطعنامه و نوشیدن جامزهر شود.

واکنش فرمانده وقت سپاه به ادعای هاشمی

چندی بعد از سخنان آقای هاشمی، فرماندهوقت سپاه پاسداران که جانشین هاشمی در ستاد کل فرماندهی قوا هم بود، درمصاحبه‌ای که خود تنظیم کرده بود، اول بخشی از نقل قول هاشمی مبنی بر اینکه «آقای هاشمی رفسنجانی پذیرش قطعنامه را به دلایلی همچون خستگی نیروهاینظامی، نامه وزرای اقتصاد و رئیس بانک مرکزی مبنی بر ناتوانی تأمینهزینه‌های جنگ و نامه شما به عنوان فرمانده سپاه مبنی بر ضرورت تأمینتدارکات برای ادامه جنگ و سه سال وقت برای بازسازی نیروها مربوط کرده،البته آقای هاشمی گفته‌اند مردم حاضر بودند اگر امام می‌خواست ریاضت بکشندولی نامه آقای رضایی پذیرش قطعنامه را قطعی کرد در حالی که شما در مطالبیکه گفتید، نگارش این نامه را با تغییر استراتژی‌ها مربوط دانستید نه پذیرشقطعنامه 598» آورد و سپس با بیان مقدمه طولانی برای دو استراتژی پایان جنگ،یعنی استراتژی سیاسی هاشمی رفسنجانی و نظامی محسن رضایی از پایان عملیاتخیبر، گفت: به هر حال نمی‌دانم برداشت آقای هاشمی چه بوده است اما این بحثمعروفی بین فرماندهان و آقای هاشمی بود. فرماندهان بویژه پس از عملیاتخیبر، می‌گفتند استراتژی سیاسی نتیجه‌ای ندارد و اجازه بدهید برنامه‌ایبرای استراتژی نظامی تهیه و جنگ را تمام کنیم. هیچگاه مسئولان سیاسی و آقایهاشمی این را نپذیرفتند.

محسن رضایی با اشاره به این که یک روزآقای هاشمی می‌گفت که ما حتی نمی‌توانیم بند پوتین سربازان و بسیجی‌ها رافراهم کنیم، افزود: این تعبیر بیانگر این بود که هیچگاه به استراتژی نظامیفرماندهان نظامی توجهی نشد و همیشه می‌گفتند توان اقتصادی حمایت از ایناستراتژی را نداریم و اقتصاد کشور تحمل این استراتژی را ندارد.

وزیر اقتصاد زمان جنگ: مشکل اقتصادی برای ادامه جنگ نداشتم؛ می‌توانستیم

با این حال، امروز در ویژه‌نامه خواندنی"رمزعبور 5" که به همراه روزنامه ایران توزیع شده است، دکتر "محمدجوادایروانی" وزیر اقتصاد دوران جنگ این ادعای هاشمی رفسنجانی را رد کرده است.

در بخشی از این مصاحبه آمده است:

شما موافق پایان جنگ با این شیوه بودید؟

با شیوه‌ای که از آن تسلیم طلبی جلوه کند،موافق نبودم. چنین تصوری نیز از اسناد نامه‌های بنده و همفکران من در آنزمان بر‌نمی‌آید. البته نظام نیز تصمیم خود را برای پایان جنگ بابازپس‌گیری مقتدرانه کلیه سرزمین­‌های میهن عزیز و با صدور قطعنامه 598 ونیز اعلام رسمی دبیرکل سازمان ملل متحد مبنی بر معرفی عراق به عنوان آغازگرجنگ اتخاذ نمود که اینجانب موافق آن بودم. البته بر این اعتقادم که در جنگتحمیلی ایران در دروازه‌های غربی و جنوب کشور با غالب قدرت‌های سلطه­‌گرجهانی جنگید و آنها را تأدیب نمود که دیگر به جنگ با انقلاب اسلامی فکرنکنند.

نامهآقای روغنی زنجانی چه؟ ایشان در نامه خود وضعیت اقتصادی را خیلی اسفناکنشان دادند؟ همان نامه‌ای که آقای موسوی برای استعفا از پست نخست‌وزیری بهآن اشاره کرده بود. محتوای نامه این بود «شرایط اقتصادی اصلاً برای ادامهجنگ مناسب نیست»؟!

نظر بنده این بود که حوزه اقتصاد هیچ‌گاهمانع از ادامه جنگ نشده است. ما از نظر اقتصادی توان اداره جنگ را داشتیم وبخش اقتصادی هیچ‌گاه موجب آسیب دفاع از کشور نشد.

یعنی ما می‌توانستیم جنگ را با همان شرایط اقتصادی ادامه دهیم؟

بله، ما توان اداره جنگ را داشتیم.مگر با 7/5 میلیارد دلار درآمد ارزی بسیاری از طرح‌های زیربنایی وکارخانجات بزرگ را تخصیص ندادیم؟ مگر بازسازی پالایشگاه‌ها، نیروگاه‌ها وکارخانجات مهم نظیر کارخانجات سیمان، لاستیک و... در زمان جنگ و همزمان باجنگ صورت نمی­‌گرفت؟ مگر بسیاری از دستاوردهای صنعتی و علمی معلول ایندوران سخت نبود؟ البته هیچگاه دستاوردهای دوران جنگ در حوزه اقتصاد مطرح واز آن دفاع نشده است.

اماآقای موسوی در نامه خود به حضرت امام(ره)، اوضاع بد اقتصادی را بهانهمی‌کنند و می‌گویند که آقای روغنی زنجانی وضعیت اقتصادی را خیلی بد تشریحمی‌کنند، به گونه‌ای که از لحاظ اقتصادی توان اداره جنگ برای ایران وجودندارد.

بله، درست است، نامه آقای میر‌حسین بهامام(ره) چند بند داشت که یکی از این بندها موضوعی است که شما اشارهمی‌کنید اما بنده نظرم را گفتم.

پس شما معتقدید اقتصاد در آن دوره موجب آسیب‌زدن به جنگ نبود؟

کاملاً؛ ما از بُعد اقتصادی می‌توانستیم جنگ را ادامه دهیم.

و اما تحمیل قطعنامه به بنیانگذار انقلاب...

سرکار خانم "زهرا مصطفوی" (فرزند حضرتامام) خاطره‌ای را از امام نقل کرده‌اند که می‌تواند از شواهد قطعی تلاشبرای تحمیل جام زهر به بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران قلمداد شود:

یک روز وارد ایوان [منزل امام] شدم، برایاولین بار دیدم امام روی نیمکت باریک کنار ایوان دراز کشیده اند و ناراحتیعمیق از چهره امام کاملاً مشهود بود. من سلام کردم و چهارپایه ای راکشیدم  تا نزدیک صورت امام و در مقابل چهره ایشان نشستم.

به امام عرض کردم: "معروف است [یعنی این طور گفته می شود و شایع شده] که می خواهند شما را وادار به قبول قطعنامه کنند."

امام هیچ جوابی به من ندادند و تنها کاریکه کردند دستشان را به آرامی بالا آوردند و دو چشم خود را پوشاندند. منجواب خود را گرفتم و شدت ناراحتی امام را درک کردم و آن قدر منقلب شدم کهآهسته برخاستم و منزل ایشان را ترک کردم و یک هفته نتوانستم از منزل بیرونبروم.

/ 0 نظر / 8 بازدید