سردرگمی و پرخاشگری،کار جدید سبزها

سردرگمی و پرخاشگری، محافل اپوزیسیون را در برگرفته است. مرور آخرین تحلیل ها و ارزیابی های این محافل حاکی از آن است که اردوکشی خیابانی سال گذشته به ویژه با میدانداری اصلاح طلبان بیش از «یک هارت و پورت» نبوده و مقتضیات معارضه با جمهوری اسلامی مطلقاً فراهم نیست.


در همین زمینه پایگاه اینترنتی گویانیوز در سلسله مقالاتی به بررسی وضعیت جریان فتنه و براندازی پرداخت. گویانیوز در یکی از این تحلیل ها با اشاره به اظهارات اخیر خاتمی که بوی عقب نشینی از جنبش سبز و ساختارشکن ناکام سال گذشته می دهد، نوشت: به خوبی پیش بینی می شد پس از هارت و پورت سال گذشته درباره کودتای انتخاباتی، کسانی چون خاتمی دوباره بار مجازات سنگین خویش را به عنوان اصلاح طلب بر دوش حمل کنند و تا قله انتخابات بالا ببرند که چه انتخاب بشوند و چه نشوند، از همان بالا دوباره رها شود و روز از نو، روزی از نو! آیا از سخنان خاتمی خنده تان می گیرد؟ عصبانی می شوید؟ نمی دانید کسی را که هم ریاست جمهوری و هم قوه مقننه را در دست داشته و نتوانسته هیچ کدام از این ادعاهای تو خالی را آن هم در شرایطی که رقیب بسی ضعیف تر بود، محقق کند چه بنامید؟ شاید همان «تدارکاتچی» بهترین عنوان باشد! اما با این همه، پاسخی که دریافت می کند منفی است. کیهان روز بعد از سخنان خاتمی در سرمقاله خود به قلم حسین شریعتمداری (راست بگو، نهان مکن!) به صراحت دست رد بر سینه اصلاح طلبان می نهد؛ «سران فتنه باید مطمئن باشند مردم هوشیاری که 9 دی را آفریدند آنهایی را که در «بدر» به روی قرآن شمشیر کشیدند به خوبی می شناسند و اجازه نمی دهند در «صفین» دیگری به نفاق، قرآن بر نیزه کنند». و همزمان چندتن از نمایندگان مجلس خواهان توبه و برائت «آقای خاتمی» از «اغتشاشات سال گذشته» و «سران فتنه» می شوند بلکه می خواهند که حرف هایش را نیز پس بگیرد.


این سایت ضدانقلابی در تحلیل دیگری با انتقاد از کسانی که می گویند باید دوباره در انتخابات آمد تا مشروعیت زدایی از رژیم کرد، نوشت: دوستان سخن از مشروعیت زدایی از سیستم حاکم بر ایران می کنند، پرسش اصلی این است که حد و مرز این مشروعیت زدایی کجاست و تا چه زمان این دور تسلسل ادامه خواهد یافت. یا می گویند مذاکره با رژیم ایرادی ندارد. اما پرسش اصلی این است که مذاکره با چه کسانی؟ با چه رویکردی؟ با کدام پشتوانه و با چه قدرتی؟ مسئله این است که اگر اصل این مذاکره را هم بپذیریم ( که با چون و چرای فراوانی همراه است)، پشتوانه حمایتی این گفت وگو معلوم نیست.


گویانیوز اضافه کرد: یکی از معضلات اساسی که مانع از فراگیر شدن جنبش سبز شد، اتکای پیشینی بخشی از فعالان مرتبط با جنبش به تئوری های محافل نزدیک به هاشمی رفسنجانی است که جنبش سبز را محلی برای بازپس گیری قدرت از دولت احمدی نژاد می دانستند. این همان نقطه افتراقی بود که پس از مدتی موجب شد شخص رفسنجانی و محافل نزدیک به او حاشیه نشینی و دوری گزینی از جنبش را ترجیح داده و به راهکارهای دیگری جز همراهی با خواست های حقیقی جنبش بیندیشند. در این میان اما مهندس موسوی و آقای کروبی بیش از انتظاری که از ایشان می رفت ظاهر شدند و البته این ادعا نافی نقدهای فراوانی که به عملکرد این دو تن وارد است نخواهد بود.
گویانیوز نهایتاً به اظهارات عناصر سکولار و لائیک مقیم خارج در پیچیدن نسخه های خیالی و بی بنیاد براندازی در ایران می پردازد و می نویسد: این دوستان می گویند که کافی است ابتدا یک کنگره اپوزیسیون «درخارج کشور» تشکیل شود و یک «آلترناتیو سکولار» بسازد. این آلترناتیو یک «دولت در تبعید» خواهد بود که با جمهوری اسلامی «مقابله» خواهد کرد و «هدایت مبارزه» را بر عهده خواهد گرفت و ...! این آقایان یک سوال کوچک را توضیح نمی دهند و آن اینکه «حکومت اسلامی» چگونه و طی چه فرآیندی «منحل» خواهد شد؟!! آیا تشکیل یک دولت موقت در خارج از کشور باعث انحلال جمهوری اسلامی خواهد شد؟ آیا قضیه به همین سادگی است؟ این آقایان آیا واقعاً این قدر ساده اندیش هستند یا این که با مطرح کردن این گونه پیشنهادها، به گفته خودمانی، همه را سرکار گذاشته اند؟!! آخر ذهن گرایی هم اندازه ای دارد!! نشاندن آرزوها به جای واقعیتها هم همین طور!! درست است که این دوستان بیش از سی سال است که در ایران نبوده و از دور جامعه را نظاره می کنند اما مخالفان اندیشمند دیگری هم هستند که سالهاست در ایران نبوده اند، اما این قدر بی پایه و بی مایه وضعیت حال و آینده ایران را تحلیل نمی کنند و راهکار ارائه نمی دهند.
    

/ 0 نظر / 29 بازدید